در محیطهای آموزشی، یک نگرانی رایج این است که آیا مواد آموزشی و ارزیابیها از نظر شناختی برای تقویت یادگیری عمیقتر همسو هستند یا خیر. این مطالعه، همسوسازی بین اهداف یادگیری ارائه شده در کتاب درسی و اهداف ارزیابی شده در آزمونهای پیشرفت تحصیلی استاندارد دانشگاهی در دانشگاه شیراز را با استفاده از طبقهبندی اصلاحشده بلوم (2001) به عنوان دیدگاه تحلیلی بررسی میکند. با استفاده از روش کدگذاری رزمجو و کاظمپورفرد (2012)، هم کتاب درسی و هم دو نسخه از آزمونهای پیشرفت تحصیلی مرتبط به طور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج، تسلط آشکار مهارتهای تفکر سطح پایین، به ویژه دانش واقعی در حوزههای به خاطر سپردن و فهمیدن را نشان داد. نکته قابل توجه این است که آزمونهای پیشرفت تحصیلی تا حد بیشتری نسبت به کتاب درسی بر فهمیدن تأکید داشتند. اگرچه کتاب درسی برخی از حوزههای شناختی سطح بالا (تحلیل، ارزیابی، خلق) را در بر میگرفت، اما این موارد به ندرت در آزمونها ظاهر میشدند. یافتهها به ناهماهنگی بین هدف آموزشی و تمرکز ارزیابی اشاره دارند و نگرانیهایی را در مورد عمق و اعتبار ابزارهای ارزیابی ایجاد میکنند. متغیرهای زمینهای مانند هدف آموزشی، مهارت زبانآموز و محدودیتهای برنامه درسی نیز ممکن است در این عدم تعادل نقش داشته باشند که مستلزم بررسی بیشتر است. این مطالعه بر نیاز طراحان ارزیابی برای اتخاذ موارد شناختی متنوعتر که منعکسکننده طیف کامل اهداف یادگیری تعبیه شده در مواد آموزشی باشند، تأکید میکند
Zahed Alavi S, Ghorbani M R. Aligning Learning Objectives in Select Readings with University Achievement Tests Using Bloom ’s Revised Taxonomy. IJAL 2024; 27 (2) :2-2 URL: http://ijal.khu.ac.ir/article-1-3269-fa.html
زاهد علوی سحر، قربانی محمدرضا. همسوسازی بین اهداف آموزشی در کتاب خواندن با آزمونهای پیشرفت تحصیلی دانشگاه با استفاده از طبقهبندی اصلاحشده بلوم. نشریه زبانشناسی کاربردی. 1403; 27 (2) :2-2