|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
10 نتیجه برای Esp
فاطمه عباسیان، محمد حسن تحریریان، دوره 11، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
پیامهای الکترونیکی (ایمیل ها) به عنوان وسیلهی ارتباطی سریع و مؤثر که مرزهای زمانی و مکانی را برداشته است در مراکز تحقیقاتی و علمی بسیار متداول و مهم شده اند. فراگیران زبان انگلیسی نیازمند تقویت آگاهیشان نسبت به خصوصیات صوری و گفتمانی این سیاق کلام به منظور افزایش تاثیر و کارآمدی ارتباطاتشان از طریق ارسال این پیام ها هستند. همگام با مطالعاتی راجع به تجزیه سیاق کلام مانند سوئیلز (1990)، باتیا (1993)، سنتوز (2002)، ورگارو (2004) و سمرج و مانک (2008) و نیزمطالعات انجام شده درمورد پیامهای الکترونیکی مانند گین (1999)، گیمنز (2000و 2006) و جنسن (2008) ، تحقیق حاضر به منظور تجزیه و تحلیل پیام های الکترونیکی دو گروه معلمان زبان انگلیسی و متخصصین گروه زیست شناسی که عمدتا به منظور "درخواست اطلاعات" و یا "فراهم ساختن اطلاعات"، مبادله شدهاند صورت گرفته است. از اینرو هدف تحقیق حاضر تجزیه و تحلیل گفتمانی (کلامی– بیانی) و صوری ( لغوی– دستوری) پیامهای الکترونیکی دو گروه فوق به منظور ارائه مدل کارآمدی از این پیامها بوده است. نتایج حاصله تفاوت های معنیداری را در مشخصههای گفتمانی و صوری معادل بررسی شده نشان داد. نتایج این مطالعه میتواند کاربردهای آموزشی در ارائهی واحد های درسی نگارش این پیامها، تهیه متون آموزشی و در بالا بردن سطح حساسیت مربیان نسبت به مشکلات فراگیران زبان تخصصی داشته باشد.
سارا جلالی، غلامرضا کیانی، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
نظریه کلاسیک سنجش علیرغم شهرت و کاربرد گسترده اش دارای نقاط ضعفی می باشد که مفید بودن آن را به عنوان پایه ای برای سنجش در دنیای مدرن دچار مشکل می سازد. گسترش فناوری کامپیوتری و توسعه کاربرد آن در روانسنجی سبب شده تا برخی از نقاط ضعف نظریه کلاسیک سنجش واضحتر و آشکارتر گردد. نظریه سوال-پاسخ رابطه پارامترهای هر سوال و توانایی افراد را با احتمال ارائه پاسخ صحیح بررسی می کند. نمرات در نظریه سوال-پاسخ هم مبتنی بر پاسخهای آزمودنی و هم مبتنی بر پارامترهای سوالات آزمون است. در واقع احتمال بروز هر پاسخ بهعنوان تابعی از پارامترهای جداگانه هر سوال و توانایی هر شخص مدل سازی می گردد. تحقیق حاضر بهدنبال یافتن تفاوتهای موجود بین دو نظریه کلاسیک سنجش و سوال-پاسخ از جنبه های نظری و عملی می باشد. به منظور دستیابی به این هدف تحقیق برای شناسایی تفاوتهای نظری موجود بین این دو نظریه بر اساس سوالات تحقیق و مشخص ساختن پیشرفتها و تحولات و مزایای نظریه سوال-پاسخ مقایسه کامل این دو نظریه انجام شد. همچنین این تحقیق به منظور یافتن تفاوتهای عملی موجود بین دو نظریه از داده های مربوط به بخش زبان انگلیسی کنکور سراسری زبانهای خارجی استفاده نمود.
اسحاق اکبریان، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
پژوهش حاضر دو هدف زیر را بررسی میکند: ( 1) آیا لغات علمی دانشجویان غیر زبان انگلیسی ایران به نسبت کمیت و کیفیت دانش لغوی آنان رشد میکند؟ ( 2) در صورت مثبت بودن جواب سؤال فوق، آیا این روند رشد در سطوح مختلف دانش زبانی اتفاق میافتد؟ پنجاه و هفت دانشجوی کارشناسی ارشد در این بررسی شرکت کردند که بر مبنای دانستن 2000 کلمهی پربسامد انگلیسی، به دو گروه قوی و ضعیف تقسیم شدند. نتایج آنالیز رگراسیون چندگانه نشان میدهد که واریانس مشترک زیادی بین این سه آزمون برای تمامی شرکتکنندگان به صورت یک گروه واحد وجود دارد. بنابراین، همانگونه که کمیت و کیفیت دانش لغوی این فراگیران افزایش مییابد، دانش لغات علمی آنان نیز زیاد میشود. این تحقیق، یافتهی مشابهی را نیز برای گروه قوی و ضعیف ارایه میدهد. لیکن، نتیجه ی گروه ضعیف با انتظار ما مغایرت دارد. نتایج به دست آمده، حاکی از رشد منظم و سیتماتیک دانش لغوی زیاد برای گروه قوی، رشد منظم ک مبرای شرکتکنندگان به صورت یک گروه واحد، و کمترین رشد منظم برای گروه ضعیف است. آموزش زبان به طور عام و آموزش لغت برای اهداف ویژه و علمی در ایران به طور خاص میتوانند از نتایج این بررسی بهرهمند شوند.
گلنار مزدایسنا، علی محمد فضیلت فر، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
در این مقاله موضوع بحث انگیز عدم به کارگیری زبان مادری فراگیران در کلاسهای آموزش زبان نیمه تخصصی مورد بررسی قرار گرفته است. در انجام این تحقیق از روشهای جمع آوری اطلاعات از قبیل : یا به عبارت دیگر « زبان برای اهداف ویژه » مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است و از 14 کلاس از کلاس درس زبان انگلیسی عمومی دانشجویان رشته های فنی و مهندسی، علوم و علوم انسانی دانشگاه یزد در ایران استفاده شده است . تجزیه و تحلیل آماری پرسشنامه ها نشان داد که تعداد کثیری از دانشجویان در رشته های متفاوت علوم انسانی و همچنین تعداد قابل توجهی از دانشجویان رشته های مهندسی و علوم دراستفاده از زبان مادری به عنوان ابزار آموزشی در آموزش عملکرد های زبان در موقعیتهای گوناگون دیدگاه مثبتی داشته اند. نتایج مشاهدات صورت گرفته نشان می دهد که مربیان در موقعیتهای گوناگون به استفاده از زبان مادری روی آورده و به عنوان ابزاری جهت بحث پیرامون تفاوتهای زبانی و فرهنگی دو زبان از آن استفاده نموده اند.علیرغم این نتیجه گیری، نتایج بخش مصاحبه های صورت گرفته نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از دانشجویان و مربیان آنها نسبت به استفاده از زبان مادری به عنوان یک وسیله تسهیل کننده و همچنین وسیله ای جهت کاهش سطح اضطراب فراگیران موافقت نداشته اند.
Faeze Safari، Alireza Ahmadi، دوره 16، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
.
، ، دوره 24، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
Mozhgan Younesi، Hossein Talebzadeh، دوره 25، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
|
Many studies on L1 and/or L2 pragmatic competence are constrained by universalist orientations towards sociopragmatics and overlook the idiosyncratic cultural scripts and schemas of underexplored languages and cultures. Particularly neglected is the complicating role of Iranian cultural schema of a (dis-)belief in the evil eye with regards to the speech act of complimenting (and responding to it); actually, the schema is hypothesized (Talebzadeh & Rajabi, in preparation; Younesi & Talebzadeh, 2022) to pose intricate interactional challenges for both parties due to the possible interpretations of and (non-)verbal responses to compliments (as predominantly Face-Saving Acts versus potentially Face-Threatening Acts). Moreover, still unknown is the way these could confound EFL learners’ cross-cultural communications. To address these gaps, we present the second phase of a more comprehensive study of compliment response (CR) behaviors of Iranian respondents while checking the adequacy of our proposed model (inspired by Herber’s taxonomy). To qualitatively and quantitatively examine the CRs of fifteen proficient Iranian female learners of English, we initially collected the data using two sets of Discourse Completion Tasks (DCT) (in Persian and English) consisting of a variety of situations and variables (e.g., social distance and compliment topics). Then, follow-up semi-structured interviews were conducted to tap into the participants’ (non-)beliefs in the evil eye and its presupposed effects on their compliment exchanges. The findings underscore the adequacy of our modified model and the particularities of Iranian cultural schemas. Specifically, being a widespread belief, evil-eye is shown to play a pivotal role in formulating the responses to compliments through the selective application of CR types such as Cheshm-Zadan and Taarof in reaction to the compliments given (particularly those on family members or beloved ones) across both languages. The study concludes with a discussion of the findings with reference to the relevant literature and implications for intercultural communication, language education, and sociopragmatic research and practice.
|
Mr Obaidullah Obaid، Dr Hossein Talebzadeh، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
This study evaluated the English for Specific Purposes (ESP) needs of Afghan undergraduate economics students using Hutchinson and Waters' framework of present and target situation needs. Participants included 20 ESP instructors and 50 male economics students aged 18–27 from five Afghan universities: Kabul University, Alberoni University, Parwan University, Kardan Private University, and Rana Private University. A triangulation of qualitative and quantitative methods was employed, including questionnaires, self-assessment, semi-structured interviews, and non-participant observations. The present situation analysis revealed deficiencies in vocabulary, pronunciation, sentence structure, and skills such as reading, writing, listening, and translating subject-specific texts. Target situation needs highlighted students' expectations for proficiency improvement in these areas and mastering skills for academic and professional demands, such as using statistical software and communicating economic concepts. Findings showed that students' self-assessments aligned with their low General English Proficiency (GEP) scores, though instructors often underestimated their abilities. Students strongly preferred ESP classes, prioritizing speaking and writing skills for improvement. However, progress was hindered by outdated textbooks, limited course hours, large class sizes, and a shortage of qualified instructors. Additionally, students struggled with bilingual dictionaries and translating materials due to limited resources. Despite these challenges, 70-90% of students valued ESP classes for academic and career success. The study emphasized the need for curriculum reform and better teaching resources to bridge the gap between students' current abilities and academic goals. Findings also confirmed students' positive attitudes toward learning English. Eventually, Afghan economics students stated that English is a crucial and essential academic requirement, without it, they cannot achieve any academic progress and success since all scientific resources in economics are published in English.
شادی کمالی راد، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
انگیزه یا فرهنگ دو مفهوم کلیدی در حوزه یادگیری زبان دوم هستند. با این حال، گنجاندن جنبههای انگیزشی و فرهنگی در برنامههای درسی مورد بررسی قرار نگرفته است. برای پر کردن شکاف موجود، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی بر درک مطلب زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) انجام شد. برای دستیابی به این اهداف، 40 شرکتکننده بزرگسال پیشرفته انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در حالی که گروه کنترل برنامه درسی سنتی معمول را بدون هیچ گونه تمرکزی بر آگاهی و انگیزه فرهنگی دریافت کردند، گروه آزمایش تحت آزمایشی قرار گرفت که شامل یک برنامه درسی انگیزشی و مبتنی بر فرهنگ بود. ابزار اصلی مطالعه حاضر، یک زیرآزمون درک مطلب از آزمون تافل سازمانی 2006 بود که شامل پنج متن بود. یافتهها نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی، درک مطلب شرکتکنندگان را افزایش میدهد. این یافتهها دارای پیامدهای آموزشی برای طراحان دوره و توسعهدهندگان مطالب درسی است.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|