15 نتیجه برای یادگیری
حمید مرعشی، لیلا بیگ زاده،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی و انگیزه زبان آموزان
ایرانی بوده است. به منظور دستیابی به هدف این تحقیق، 56 نفر از زبان آموزان آموزشگاه زبان صبا در
انتخاب شده PET تهران از میان 90 زبان آموز بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون استاندارد انگلیسی
و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه، محتوای مشخص شده طی 24 جلسه توسط
پژوهشگر/مدرس تدریس شد با این تفاوت که در گروه تحقیق، روش تدریس ارتباطی به همراه فعالیتهای
یادگیری توام با همکاری و در گروه کنترل، صرف تدریس ارتباطی بدون این فعالیتها به کار گرفته شد.
در انتهای دوره، پس آزمونی از محتوای مورد تدریس به هر دو گروه ارائه گردید و با استفاده از آزمون
مستقل تی، میانگین نمرات دو گروه مقایسه شد که منجر به رد فرضیه صفر گشت و نتیجه گرفته شد که
روش تدریس یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی زبان آموزان تاثیر بسزایی داشته است.
آرام رضا صادقی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
نشستن در کلاس درس برای مدتی نسبتاً طولانی، گوش دادن به معلم و دیگر فراگیران و بعضاً پاسخ دادن
به برخی از سوال ها روش متداولی است که در کلاس های آموزش زبان انگلیسی اتفاق می افتد. روش ای
تی اس در بر گیرنده یک سالن بزرگ با دست کم 3 سایت یادگیری زبان است که در آن موقعییت های
زبانی در محیط فیزیکی شبیه سازی شده است. این روش از طریق ایجاد موقییت های واقعی به طور جالب
و مهیجی فراگیران را درگیر ایفای نقش می نماد. در این تحقیق پس از توصیف روش ای تی اس براساس
مدل آنتونی (ریچارد و راجرز ، 2001 ) ، در یک بررسی تجربی کارآیی آن مورد بررسی قرار گرفت .
برای انجام این پژوهش 34 آزموده از دانشجویان گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه سمنان در 2 کلاس
گفت و شنود مورد بررسی قرار گرفتند . پس از گذشت 10 جلسه آموزش نتیجه آزمون تی ، کارآمدی
قابل توجه این روش را اثبات کرد . علاوه بر این آزمون میزان رضایت مندی فراگیران از اجزاء گوناگون
این روش از طریق یک پرسشنامه مورد سوال قرار گرفت که نتیجه آن رضایت مندی قابل ملاحظه ای تی
اس را نشان میداد .
علی روحانی، زینب صبا،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
یادگیری لغت یکی از مهم ترین بخش های آموزش زبان خارجی می باشد. ولی محققان در مورد بهترین روش تدریس و یادگیــــــری لغت اتفاق نظر ندارند. اخیرا محققانی مانند کیتینگ (2008 ) و کیم (2008) بر رویکرد آموزشی فعالیت – محور در مقایسه با روش سنتی ارائه، تمرین و تولید لغات (معروف به پی پی پی) تاکید نموده اند. بنابراین هدف این تحقیق، بررسی تاثیر فعالیت های آموزشی ( شنیداری-عملی وتکمیل چارت) در مقایسه با روش تدریس ارائه، تمرین و تولید در یادگیری لغات توسط زبان آموزان زبان انگلیسی می باشد. بدین منظور، 72 نفر زبان آموز در مرکز زبان جهاد دانشگاهی شهرکرد که از لحاظ مهارت زبانی در سطح متوسط بودند در این تحقیق شرکت نمودند. شرکت کنند گان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. دریکی از گــــــروهها لغات با روش ارائه، تمرین وتولید آموزش داده شد و در گروه دیگر آموزش لغات با فعالیت شنیداری-عملی و تکمیل چارت صورت گرفت. گروه فعالیت – محور خود به دو گروه مجزا تقسیم شد: گروه آموزشی شنیداری-عملی و گروه آموزشی تکمیل چارت. جهت جمع آوری داده ها، یک آزمون لغت که شامل 30 سوال چهار گزینه ای بود بصورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. تجزیه و تحلیل کوواریانس بر روی نمرات نشان داد که استفاده از فعالیت های آموزشی تاثیر مثبت قابل توجهی بر میانگین نمرات داشت که این امر حاکی از موثر بودن این روش در یادگیری لغات زبان دوم می باشد. نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که تفاوت معنا داری بین انجام فعالیت های آموزشی شنیداری-عملی و تکمیل چارت در یادگیری لغات نمی باشد.
شیوا کیوان پناه، زهزا قاسمی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
این تحقیق به بررسی منابع اصلی کاهنده انگیزه دانش آموزان ایرانی در یادگیری زبان دوم و سنجش رابطه
بین کاهش انگیزه و جنسیت و مقطع تحصیلی دانش آموزان می پردازد. به منظور یافتن عوامل اصلی
کاهنده انگیزه پرسشنامه ای با 32 سوال پنج گزینه ای تدوین و توسط 327 دانش آموز دختر و پسر تکمیل
شد. به منظور بررسی عوامل اساسی پرسشنامه تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. بر اساس نتایج پنج دسته از
عوامل کاهنده انگیزه شناسایی شدند: مطالب مواد و امکانات اموزشی، نگرش نسبت به جامعه انگلیسی زبان،
معلم، تجربه شکست، نگرش نسبت به یادگیری زبان دوم. به منظور بررسی عوامل کاهنده انگیزه در رابطه
با جنسیت و مقطع آموزشی دانش آموزان دو تحلیل واریانس یک طرفه انجام شدند. یافته ها تفاوت
معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مورد سه عامل کاهنده انگیزه نشان دادند. تفاوت معناداری بین
دانش آموزان در مقاطع تحصیلی مختلف نسبت به سه عامل کاهنده انگیزه مشاهده شد. در پایان، یک
تحلیل واریانس چند متغیره به منظور بررسی تفاوتهای بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی
یکسان در مورد عوامل کاهنده انگیزه انجام شد. تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع
تحصیلی مختلف نسبت به همه عوامل کاهنده انگیزه جز یک مورد یافته شد.
علی روحانی، الهام امینی باغبادرانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
این تحقیق تاثیر آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی را بر نگارش ایجابی و خود کارایی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی بررسی کرده و میزان تاثیر این نوع آموزش راهبردی را با آموزش غیرراهبردی (سنتی) مقایسه نموده است. در این تحقیق از مدل توسعهی راهبردهای خودتنظیمی شامل نمودار کمک حافظه و جدول واژگان انتقالی، مقالههای نمونه ایجابی و سازمان دهنده تصویری استفاده شده است. برای بررسی اهداف تحقیق، 60 فراگیر ایرانی زبان انگلیسی در مقطع لیسانس از دو دانشگاه در این تحقیق شرکت کردند و از شیوهی نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد استفاده شد. تجزیه و تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو نوع آموزش راهبردی خودتنظیمی و آموزش غیرراهبردی تاثیر مثبتی بر نگارش ایجابی فراگیران داشت، لیکن تاثیر راهبردهای خودتنظیمی، بر توانش نگارش ایجابی فراگیران زبان انگلیسی در زمینه های فرم و محتوای نگارش، سازماندهی و انسجام، ساختار جمله و واژگان در مهارت نگارش به مراتب بیشتر و به لحاظ آماری معنادار بود. همچنین خودکارایی فراگیرانی که آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی داشتند در نگارش بهبود یافت، ولیکن عملکرد بهتر آنها نسبت به فراگیرانی که آموزش غیرراهبردی داشتند در پس آزمون به لحاظ آماری چندان معناداری نشان نداد. نتایج این تحقیق توجه مدرسان زبان را به بعد آگاهی فراشناختی نگارش و اهمیت تدریس راهبردهای خود تنظیمی به عنوان راهی برای کسب خود مختاری و خود کارایی در مهارت نگارش معطوف میدارد.
منوچهر جعفری گهر، محبوبه مرتضوی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
هدف تحقیق حاضربررسی تاثیر سه روش متفاوت نگارش دفتر تفکرات انتقادی به صورت انفرادی، مشارکتی با همگروه و به صورت مشارکتی با معلم بر روی مهارت خودسازماندهی زبان آموزان ایرانی میباشد. در ابتدا صد و پنجاه زبان آموز ایرانی سطح فوق متوسط مونث که در یک موسسه زبان مشغول فراگیری زبان انگلیسی بودند به سوالات پرسشنامه مقیاس سنجش خودسازماندهی تحصیلی پاسخ دادند. از بین این صد و پنجاه نفر، تعداد شصت زبان آموز که نمره آنها در این آزمون در محدوده یک انحراف معیار بالاتر و یا پایین تراز میانگین بود، انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. پس از استفاده از روش نگارش دفاتر تفکرات انتقادی برای یک ترم چهل و دو ساعته از شرکت کنندگان خواسته شد مجددﺍ به سوالات پرسشنامه خودسازماندهی تحصیلی پاسخ دهند. نتایج تحلیل پراکنش آزمون مرحله دوم نشان داد که نگارش افکار و وقایع انتقادی به صورت مشارکتی با همگروه یا معلم که فرصت استفاده از بازخورد همگروه و یا معلم را فراهم می آورد می تواند مهارت خودسازماندهی زبان آموزان را به صورت به صورت معنا داری افزایش دهد. زبان آموزانی که از روش نگارش تفکرات و وقایع استفاده کردند اما از بازخورد همگروهان و یا معلم بهره نبردند نیز نسبت به زبان آموزانی که این روش را به کار نبردند نمرات بهتری کسب کردند. بنابراین، نتایج این تحقیق نشانگر نقش موثر نگارش تفکرات انتقادی به صورت انفرادی در بالابردن مهارت خودسازماندهی می باشد.
رضا پیشقدم، غلام حسن خواجوی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
هدف این پژوهش تعیین نقش عوامل روان شناسی و جامعه شناسی بطور کلی و ابعاد سرمایه فرهنگی/اجتماعی و شناختی/فراشناختی به صورت جزیی در یادگیری زبان انگلیسی می باشد. بدین منظور، از 143 فراگیر زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی خواسته شد تا آزمون هوش، پرسشنامه فراشناختی، و مقیاس سرمایه فرهنگی و اجتماعی را تکمیل کنند. مدل یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل روان شناسی و همچنین جامعه شناسی در پیشرفت زبان خارجه نقش دارند، اما سرمایه های فرهنگی و اجتماعی نقش موثرتری در یادگیری زبان انگلیسی دارند. در پایان، نتایج در زمینه یادگیری زبان انگلیسی مورد بحث قرار گرفتند و پیشنهاداتی ارائه شدند.
سعید نورزاده، جلیل فتحی، مجید سلطانی مقدم،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف این مطالعه گردآوری شواهدی دال بر اعتبار سازه پرسشنامه "چه اتفاقی در این کلاس در حال رخ دادن است" در بافت آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجه در ایران میباشد. گرچه حوزه آموزش زبان ادعاهایی درباره نقش محیطهای یادگیری زبان (بهویژه کلاس) در فراگیری و استفاده از زبان دوم داشته است، اما ابزاری روا و پایا به منظور بررسی درستی این ادعاها برای معلمان و پژوهشگران فراهم نیاورده است. به منظور تحقق این هدف، در مطالعه حاضر، از نمونهای شامل 607 فراگیر زبان انگلیسی ایرانی در هر دو بافت دانشگاه و مؤسسه درخواست شد که پرسشنامه "چه اتفاقی در این کلاس در حال رخ دادن است" را تکمیل نمایند. سپس دادههای گردآوری شده به منظور اعتبارسنجی سازه پرسشنامه مورد تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی قرار گرفت. نتایج نشان داد که حذف یک عامل و چندین گویه از نسخه اصلی پرسشنامه ویژگیهای روانسنجی آن را بهبود میبخشد و بنابراین اعتبار پرسشنامه با شش عامل تایید گردید. علاوه بر این، نتایج نشان داد که ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه در بافتهای آموزش (دانشگاه و مؤسسه) تغییرناپذیر است. در ادامه اهمیت این یافتهها برای پژوهش در محیطهای یادگیری زبان بحث و بررسی و پیشنهادهایی برای مطالعات اعتبارسنجی بیشتر ارائه شده است.
پریناز خیاطان، احمدرضا لطفی، بهرام هادیان،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
این تحقیق تمرکز برروی استفاده از انگیزش ذهنی در محیطی خارج از انگلیسی زبانان دارد. انگیزش ذهنی به عنوان تمایل گوینده برای استفاده از ساختاری که قبلا شنیده یا بیان کرده است درگفتار بعدی تعریف شده است.با توجه به تعداد محدود تحقیقات درباره کاربرد انگیزش ذهنی در گرایش آموزش زبان انگلیسی و با توجه به مشکلاتی که یادگیرندگان زبان در تولید زبان با آن روبه رو هستند، این تحقیق بنا برآن داشت که به بررسی تاثییر انگیزش ذهنی بر تولید شفاهی و نوشتاری ساختار موصولی در مقابل ساختار صفت و اسم در کوتاه و بلند مدت بپردازد. شرکت کنندگان شامل 60 یادگیرنده خانم در رده سنی 18 تا 25 سال بودند. 20 نفر برای شرکت در گروه گواه و 40 نفر برای شرکت دردو گروه آزمایش گماشته شدند. یک گروه آزمایش به تولید شفاهی عبارات موصولی و گروه دیگر به تولید کتبی عبارات موصولی پس از دریافت انگیزش ذهنی پرداختند. داده ها از طریق آزمون تشخیص گرامری بودن جملات و توصیف عکس با پیاده سازی متد پیش آزمون، آموزش، پسا آزمون کوتاه مدت و پسا آزمون بلند مدت جمع آوری شدند. یافته ها نشان دادن که اگرچه بهبودی در کوتاه و بلند مدت در عملکرد یادگیرندگان اتفاق افتاد ولی این تاثیر برای یادگیرندگانی که ضمیر موصولی را به شکل نوشتاری تولید نمودند بسیار اثر بخش تر بود. این یافته ها با توجه به سطح دانش یادگیرندگان از ساختار موصولی وفرآیندهای ذهنی مرتبط با تولید زبان در حالت گفتاری و نوشتاری مورد بحث قرار گرفت.
حامد بادپا،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
سحر زاهد علوی، Dr محمدرضا قربانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
در محیطهای آموزشی، یک نگرانی رایج این است که آیا مواد آموزشی و ارزیابیها از نظر شناختی برای تقویت یادگیری عمیقتر همسو هستند یا خیر. این مطالعه، همسوسازی بین اهداف یادگیری ارائه شده در کتاب درسی و اهداف ارزیابی شده در آزمونهای پیشرفت تحصیلی استاندارد دانشگاهی در دانشگاه شیراز را با استفاده از طبقهبندی اصلاحشده بلوم (2001) به عنوان دیدگاه تحلیلی بررسی میکند. با استفاده از روش کدگذاری رزمجو و کاظمپورفرد (2012)، هم کتاب درسی و هم دو نسخه از آزمونهای پیشرفت تحصیلی مرتبط به طور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج، تسلط آشکار مهارتهای تفکر سطح پایین، به ویژه دانش واقعی در حوزههای به خاطر سپردن و فهمیدن را نشان داد. نکته قابل توجه این است که آزمونهای پیشرفت تحصیلی تا حد بیشتری نسبت به کتاب درسی بر فهمیدن تأکید داشتند. اگرچه کتاب درسی برخی از حوزههای شناختی سطح بالا (تحلیل، ارزیابی، خلق) را در بر میگرفت، اما این موارد به ندرت در آزمونها ظاهر میشدند. یافتهها به ناهماهنگی بین هدف آموزشی و تمرکز ارزیابی اشاره دارند و نگرانیهایی را در مورد عمق و اعتبار ابزارهای ارزیابی ایجاد میکنند. متغیرهای زمینهای مانند هدف آموزشی، مهارت زبانآموز و محدودیتهای برنامه درسی نیز ممکن است در این عدم تعادل نقش داشته باشند که مستلزم بررسی بیشتر است. این مطالعه بر نیاز طراحان ارزیابی برای اتخاذ موارد شناختی متنوعتر که منعکسکننده طیف کامل اهداف یادگیری تعبیه شده در مواد آموزشی باشند، تأکید میکند
دکتر ابراهیم سامانی، دکتر محمد رحیم بهلولی، دکتر عبدالحسین حیدری،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
همهگیری کووید-۱۹ دانشگاههای سراسر جهان را مجبور کرد تا سیستمهای مدیریت یادگیری (LMS) را به عنوان رسانه اصلی برای آموزش از راه دور اضطراری اتخاذ کنند. در حالی که این پلتفرمها تداوم آموزش را تضمین میکردند، بسیاری از دانشجویان با چالشهای قابل توجه فناوری، آموزشی و مرتبط با عدالت مواجه شدند که تجربیات یادگیری آنها را محدود میکرد. این مطالعه با استفاده از دادههای کیفی از نظرات ۲۴۹ دانشجوی ایرانی در طول همهگیری، موانع و فرصتهای استفاده از LMS را بررسی میکند. تجزیه و تحلیل موضوعی، مسائل تکراری مانند اتصال ناپایدار اینترنت، مشکلات آپلود تکالیف، سواد دیجیتال محدود، پشتیبانی ناکافی استاد درس و دسترسی ناعادلانه به منابع دیجیتال را نشان داد. دانشجویان همچنین از افزایش حجم کار، عدم بازخورد و خستگی عاطفی خبر دادند. با این حال، برخی از مزایای شناسایی شده، بهبود مهارتهای دیجیتال، انعطافپذیری در یادگیری و فرصتهایی برای مطالعه خودآموز بودند. این مطالعه فراتر از مستندسازی این چالشهای دوره اضطراری، نشان میدهد که چگونه صدای دانشجویان میتواند راهنمایی ارزشمندی برای توسعه آموزش دیجیتال پس از همهگیری ارائه دهد. یافتهها بر اهمیت سیاستهای نهادی، استراتژیهای عدالت دیجیتال و آموزش پاسخگو به فرهنگ در شکلدهی آموزش عالی پایدار و فراگیر تأکید میکند. این تحقیق با برجسته کردن تجربیات دانشآموزان، به بحثهای جاری در مورد چگونگی تقویت تابآوری توسط مدلهای یادگیری ترکیبی و تلفیقی و تضمین مشارکت معنادار در محیطهای یادگیری دیجیتال آینده کمک میکند.
Ms مژگان مصطفوی، موسی احمدیان،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
با پیشرفت چشمگیر فناوری و نقش محوری آن، برخی از معلمان زبان انگلیسی به استفاده از فناوری در کلاسهای درس خود تمایل دارند. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر کشف رابطه بین استفاده از Anki توسط زبانآموزان و بهبود یادگیری واژگان آنها بود. تمرکز دیگر این مطالعه بررسی این موضوع است که زبانآموزان زبان انگلیسی از چه استراتژیهای یادگیری خودتنظیمی برای افزایش یادگیری واژگان خود از طریق استفاده از Anki استفاده میکنند. برای یافتن اینکه آیا آنها زبانآموزان را قادر میسازند تا یادگیری زبان خود را بهبود بخشند یا خیر. برای انجام این کار، یک نظرسنجی بین 60 دانشآموز جوان ایرانی 16 تا 20 ساله که دو گروه همگن از موسسه جهش مهاجران، اراک را تشکیل میدادند، انجام شد. مربی 120 کلمه هدف را از دو کتاب درسی سطح متوسط برای گروه آزمایش انتخاب کرد تا در کنار آموزش استراتژیهای خودتنظیمی، با استفاده از Anki تمرین کنند. گروه کنترل به کلاسهای عادی خود ادامه داد. هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون انجام دادند، در حالی که گروه آزمایش پس از برنامه، پرسشنامه MSLQ را نیز تکمیل کردند. پس از 14 جلسه درمانی، نمرات شرکتکنندگان با هم مقایسه شد. تجزیه و تحلیل کمی نشان داد که کاربران Anki در مقایسه با گروه کنترل، بهبود قابل توجهی در حفظ واژگان نشان دادند که نشاندهنده اثربخشی برنامه است. یافته دوم، نوع استراتژیهای یادگیری خودتنظیمی مورد استفاده توسط زبانآموزان برای بهبود یادگیری واژگان آنها را نشان داد. در نتیجه، استفاده از Anki میتواند به طور مؤثری یادگیری واژگان زبانآموزان EFL را افزایش دهد. این یافته نشان میدهد که معلمان TEFL باید ابزارهای یادگیری با کمک فناوری مانند Anki را در آموزش خود ادغام کنند و در عین حال دانشآموزان را در استراتژیهای خودتنظیمی راهنمایی کنند تا استقلال بیشتری را پرورش دهند. ترکیب تکنیکهای یادگیری خودتنظیمی با فناوریهای یادگیری مبتنی بر موبایل، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود حفظ واژگان و توسعه کلی زبان دانشآموزان EFL ارائه میدهد و در نهایت منجر به نتایج یادگیری موفقتر میشود.
نیما یوسفی، دکتر مجید نعمتی، دکتر سید رضا دشتستانی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در حالی که مطالعات پیشین نشاندهنده تأثیر موسیقی بر یادگیری و یادآوری واژگان بودهاند، این پژوهش به بررسی تأثیر موسیقی سنتی به عنوان یک مدل ورودی بر یادگیری و یادآوری واژگان دشوار انگلیسی در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسطبهبالا میپردازد. هشتاد شرکتکننده در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه در معرض موسیقی غربی و دو گروه دیگر در معرض موسیقی سنتی ایرانی قرار گرفتند. هر گروه ابتدا پیشآزمون، سپس آموزش واژگان دشوار منتخب، و پس از آن پسآزمون و پسآزمون تأخیری را دریافت کرد. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشاندهنده تأثیر اصلی معنادار زمان بر یادگیری و یادآوری واژگان بود. آمار توصیفی حاکی از آن بود که در هر دو آزمون فوری و تأخیری، عملکرد گروههای در معرض موسیقی غربی نسبت به گروههای در معرض موسیقی سنتی ایرانی ضعیفتر بود، هرچند تعامل معناداری بین زمان و نوع موسیقی مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهند که ورودی موسیقایی آشنا از نظر فرهنگی ممکن است تسهیلکننده یادگیری و یادآوری واژگان در بافتهای زبان دوم باشد. پیامدهای پژوهشی برای آموزش زبان و طراحی برنامه درسی مورد بحث قرار گرفتهاست.
پرویز احمدی،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه کیفی بررسی کرد که چگونه مربیگری و تأمل میتواند واقعاً از توسعه دانش محتوای آموزشی (PCK) معلمان پیشخدمت زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در یک دانشگاه تربیت معلم دولتی در ایران پشتیبانی کند. این تحقیق که مبتنی بر یک الگوی تفسیری است، سعی در درک تجربیات زیسته هشت معلم پیشخدمت در سال آخر تحصیل در مقطع کارشناسی دارد. دادههای این مطالعه از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته، یادداشتهای تأملی و مشاهدات کلاسی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل سعی کرد از رویههای کدگذاری اشتراوس و کوربین پیروی کند. این شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. پس از تجزیه و تحلیل، پنج مضمون اصلی پدیدار شد: ادغام نظریه و عمل، تحول تأملی باورهای تدریس، تأثیر مربیگری بر هویت حرفهای، چالشهای موجود در برنامههای تربیت معلم و اهمیت همکاری همتایان و جوامع عملی. یافتهها به وضوح نشان داد که مربیگری و تأمل میتواند در کمک به معلمان پیشخدمت برای پیوند دادن نظریه تربیتی با کاربرد در کلاس درس، ایجاد استراتژیهای تدریس حساس به زمینه و کسب اعتماد به نفس در تصمیمات آموزشی آنها حیاتی باشد. با این حال، این مطالعه همچنین کاستیهای موجود در سیستم فعلی آموزش معلمان، مانند مربیگری مداوم ناکافی و فرصتهای محدود برای تأمل همتایان را برجسته کرد. این تحقیق نتیجه میگیرد که توسعه مربیگری ساختاریافته، تعامل تأملی و جوامع حرفهای مشارکتی میتواند دانش محتوایی معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی را تا حد زیادی تقویت کند و به از بین بردن شکاف بین تئوری و عمل که در آموزش معلمان ایران مشهود است، کمک کند.