|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای روانی گفتار
بهزاد قنسولی، آرزو حسین پور، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
افزایش کاربرد زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی ارتباطات بر اهمیت نقش مهارت گفتن که مورد نیاز کاربران این زبان در شرایط گوناگون است توجه دارد. تحقیقات تاثیر کاربرد نقشه مفهومی بر افزایش یادگیری واژگان و نظم بخشیدن دانش را نشان می دهد. با این وجود این تاثیر در افزایش روانی گفتار مورد غفلت قرار گرفته ست. پژوهش در پیش رو به بررسی این تاثیردر روانی گفتار دانشجویان با توانش سطح متوسط زبان انگلیسی می پردازد. بدین منظور این سوال که آیا روش نقشه مفهومی می تواند بر روانی گفتار دانشجویان تاثیری معنادار داشته باشد مطرح گردید. تعداد هشتاد دانشجوی ترم دوم دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. روش نقشه مفهومی به مدت بیست دو جلسه در گروه تجربی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که روش نقشه مفهومی بر روانی گفتار آنان تاثیری معنادار داشته است.
حامد بادپا، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
|
|
|
|
|
|
|
|
|