|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
4 نتیجه برای روانی
بهزاد قنسولی، آرزو حسین پور، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
افزایش کاربرد زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی ارتباطات بر اهمیت نقش مهارت گفتن که مورد نیاز کاربران این زبان در شرایط گوناگون است توجه دارد. تحقیقات تاثیر کاربرد نقشه مفهومی بر افزایش یادگیری واژگان و نظم بخشیدن دانش را نشان می دهد. با این وجود این تاثیر در افزایش روانی گفتار مورد غفلت قرار گرفته ست. پژوهش در پیش رو به بررسی این تاثیردر روانی گفتار دانشجویان با توانش سطح متوسط زبان انگلیسی می پردازد. بدین منظور این سوال که آیا روش نقشه مفهومی می تواند بر روانی گفتار دانشجویان تاثیری معنادار داشته باشد مطرح گردید. تعداد هشتاد دانشجوی ترم دوم دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. روش نقشه مفهومی به مدت بیست دو جلسه در گروه تجربی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که روش نقشه مفهومی بر روانی گفتار آنان تاثیری معنادار داشته است.
علی اکبر آریامنش، حسین براتی، منیژه یوحنایی، دوره 23، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
این مطالعه به مقایسه سه سوال ترکیبی بخش گفتاری آزمون تافل اینترنتی از نظر پیچیدگی، درستی، و روانی می پردازد. بدین منظور، گروهی از داوطلبان ایرانی آزمون تافل اینترنتی چند روز قبل از آزمون اصلی در یک آزمون شبیه ساز تافل شرکت کردند. پاسخهای شفاهی جمع آوری شده درابتدا به شکل نوشتاری درآورده شدند و سپس با استفاده از نرم افزارهایی از قبیل سیلاب شمار و "کومتریکس 3" به ترتیب از بعد روانی و پیچیدگی مورد سنجش قرار گرفتند. البته برای سنجش درستی کلام، پاسخها به صورت دستی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که پاسخها به سه سوال گفتاری از بعد روانی به شکل معناداری با هم متفاوت بودند. از نظر شاخص درستی نیز تفاوت معناداری حاصل شد، البته مقایسه های دو به دو با نوساناتی همراه بود. در اتباط با شاخص های انتخاب شده برای پیچیدگی، تنوع واژگانی، میانگین تعداد توصیف کننده های ماقبل اسم، و تحلیل معنایی پنهان تفاوت های معناداری بین سوالات 2 و 3 از یک سو و سوال 4 از سوی دیگر نشان دادند. با این وجود، شاخص درونه شدگی ماقبل فعل هیچگونه تفاوت معناداری بین سه سوال نشان نداد. این نتایج می تواند بر نقش تاثیرگذار متون عامل در اینگونه سوالات ترکیبی سنجش گفتاری صحه بگذارد.
دکتر حسین سیاه پوش، دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی الناز حسین پور، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
چکیده
با توجه به اهمیت ارزیابی در آموزش زبان، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوهای ارزیابی پویا (Dynamic Assessment) بر استفاده زبانآموزان سطح متوسط زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) از فراگفتمانهای تعاملی و تعاملمحور در ارتباط با روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL صورت گرفت. شرکتکنندگان این مطالعه ۱۰۵ زبانآموز مؤسسه جهاد دانشگاهی اردبیل بودند. با استفاده از روش گمارش تصادفی، دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تشکیل شدند. بهمنظور سنجش روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT، طی هشت جلسه، گروه آزمایشی اول آموزش فراگفتمان تعاملی را با بهرهگیری از رویکردهای مداخلهای و تعاملگرا در ارزیابی پویا دریافت کرد، در حالیکه گروه آزمایشی دوم آموزش فراگفتمان تعاملمحور را با همان رویکردها تجربه نمود. گروه کنترل آموزش متعارف دریافت کرد. پس از اتمام دوره مداخله، نسخهای تعدیلشده از بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT بهعنوان پسآزمون برای تمامی شرکتکنندگان اجرا شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از آزمونهای کروسکال-والیس تحلیل گردید. نتایج نشاندهنده تفاوت معنادار میان گروهها از نظر روانی نوشتار بود. گروه مداخلهای عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت که نشان میدهد فراگفتمان تعاملی نقش مؤثری در ارتقای روانی نوشتار دارد. با این حال، در مورد نقش فراگفتمان تعاملمحور نیز هر دو گروه مداخلهای و تعاملگرا عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این یافتهها بیانگر آن است که ارزیابی پویا، فارغ از طبقهبندی آن، در بهبود روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT با در نظر گرفتن استفاده از فراگفتمان، نقش تسهیلگرانهای ایفا میکند. این مطالعه میتواند دلالتهای آموزشی مهمی برای معلمان، زبانآموزان، و برنامهریزان درسی به همراه داشته باشد.
حامد بادپا، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
|
|
|
|
|
|
|
|
|