|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
6 نتیجه برای راهبردها
موسی احمدیان، حمید رضا یادگاری، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
تحقیق حاضر میکوشد تا تاثیرعامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی بر توانش راهبردی یادگیرندگان زبان انگلیسی در "ارتباط ارجاعی نوشتاری" را بررسی نماید. منظور از توانش راهبردی، دانش و توانایی کاربرد راهبردهای جبرانی در حل مسئله ارتباطی است که یادگیرندگان زبان با آنها روبرو هستند. فرضیه تحقیق عبارت است از: رابطهای بین عامل شخصیتی "برونگرایی/درونگرایی" و استفاده از راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری یادگیرندگان زبان انگلیسی وجود ندارد. برای آزمودن فرضیه، بیست و پنج دانشجوی برونگرا و بیست و پنج دانشجوی درونگرا که براساس آزمون بسندگی میشیگان (1997)، در سطح زبانی متوسط بالا بودند از میان هفتاد دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه اراک انتخاب گردیدند. در هر گروه، از هرآزمودنی خواسته شد تا فعالیتهای ارتباطی داده شده را برای دانشجوی دیگری با تقریبا همان سطح بسندگی زبانی بصورت کتبی شرح دهد به طوری که دانشجوی خواننده بتواند با توضیحات وی تصویر یا کلمه مورد نظر را انتخاب کند وبنویسد. آنگاه با استفاده از جدول طبقه بندی راهبردهای جبرانی انواع راهبردهایی که دانشجویان در ارتباط نوشتاری بکار برده بودند مشخص گردید. سپس راهبردهای جبرانی گروههای برونگرا و درونگرا طی محاسبه آماری "آزمون تی" با هم مقایسه شدند. نتیجهی تحقیق نشان داد که درونگراها از راهبردهای مفهومی بیشتری نسبت به برونگراها استفاده کرده و برونگراها راهبردهای تعاملی و "ترانویسی و استفاده از کلمات هم معنی" (به عنوان راهبردهای زبانشناختی) را نسبت بهدرونگراها بیشتربکار بردهاند. در واقع، یافته ها حاکی از آن است که بین عامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی و استفاده از برخی راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری رابطه وجود دارد. این نکته میتواند برای معلمان، برنامه ریزان درسی و محققان حائز اهمیت باشد. کاربردهای یافته های تحقیق در آموزش زبان بحث شده است.
شیوا کیوان پناه، پونه یموتی، دوره 12، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
بدنبال مجادلات صورت گرفته پیرامون آموزش راهبردهای ارتباطی و تاثیر متغیرهای مستقل بر مثمر بودن این آموزش، در این پژوهش، نخست، رابطه بین استفاده راهبردهای ارتباطی و سطح توانش زبانی و انواع راهبردهای ارتباطی مورد علاقه زبان آموزان برون گرا / درون گرا از طریق توزیع دو پرسشنامه (CS و EPQ) بین 182 زبان آموز در سطوح مختلف (مقدماتی، قبل از متوسط و متوسط) در یک آموزشگاه خصوصی بررسی شد. تحلیل داده ها نشان داد که هیچگونه رابطه معنا داری بین استفاده راهبردهای ارتباطی و سطح توانش زبانی وجود ندارد و هر دو گروه زبان آموزان برون گرا / درون گرا راهبردهای ارتباطی یکسانی را استفاده می کنند و تنها در استفاده از تعداد کمی از این راهبردهای ارتباطی شامل ابداع کلمه جدید، تقلید کردن، توصیف تقریبی، گرفتن تائید درک مطلب و خلاصه گویی با هم تفاوت دارند. از این رو نتیجه گیری می شود که راهبردهای ارتباطی قابل آموزش به همه زبان آموزان، صرف نظر از سطح توانش زبانی و خصوصیات شخصیتی می باشد. پیرو نتیجه حاصله تاثیر آموزش طول و تفسیر کلام، تدابیر فرصت تفکر، درخواست کمک، صرف نظر کردن از ادامه کلام بر روی ارائه شفاهی زبان آموزان در سطح مقدماتی بررسی گردید. 4 کلاس شامل زبان آموزان دختر در گروه سنی 12-17 (سه کلاس به عنوان گروههای آزمایش شامل 27 نفر و یک کلاس به عنوان گروه گواه شامل 20 دانش آموز) انتخاب گشت. آزمون مقدماتی و آزمون نهایی شامل توصیف عکس، قصه گویی، گفتن جک ضبط و تصویر برداری شد. نتایج نشان داد که تدریس طول و تفسیر کلام، تدابیر فرصت تفکر، درخواست کمک از نظر آموزشی مفید بوده است ولیکن تاثیر مفیدی بر آموزش صرف نظر کردن از کلام مشاهده نگردید.
وحید رحمانی دوغارونی، باقر یعقوبی، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی استفاده از راهبردهای ارتباطی توسط معلمان زبان انگلیسی در میان کنشهای کلامی میباشد. اگرچه درباره راهبردهای ارتباطی تحقیقات فراوانی صورت پذیرفته است، اما در خصوص رابطه بین این راهبردها و فضای سیال کلاس و نیز چگونگی بکارگیری راهبردهای ارتباطی در میان کنشهای کلامی معلمان تحقیقات چندانی صورت نپذیرفته است. با توجه به این نکات، میان کنشهای کلامی سه کلاس از هر یک از پنج معلم شرکت کننده در این تحقیق ضبط و مورد بررسی قرار گرفت. بررسی دادهها با استفاده از رویکرد کیفی نشان داد که راهبردهای ارتباطی در تعاملات بین معلمان و زبان آموزان حضور فراوان توام با کاربردهای متفاوت داشته و در نتیجه این مفهوم فقط محدود به گفتار زبان آموزان نمیشود. بعلاوه، نتایج این تحقیق نشان میدهد که توجه و پرورش این مهارت، در برقراری ارتباط موثر از اهمیت فراوانی برخوردار است.
علی روحانی، الهام امینی باغبادرانی، دوره 15، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
این تحقیق تاثیر آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی را بر نگارش ایجابی و خود کارایی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی بررسی کرده و میزان تاثیر این نوع آموزش راهبردی را با آموزش غیرراهبردی (سنتی) مقایسه نموده است. در این تحقیق از مدل توسعهی راهبردهای خودتنظیمی شامل نمودار کمک حافظه و جدول واژگان انتقالی، مقالههای نمونه ایجابی و سازمان دهنده تصویری استفاده شده است. برای بررسی اهداف تحقیق، 60 فراگیر ایرانی زبان انگلیسی در مقطع لیسانس از دو دانشگاه در این تحقیق شرکت کردند و از شیوهی نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد استفاده شد. تجزیه و تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو نوع آموزش راهبردی خودتنظیمی و آموزش غیرراهبردی تاثیر مثبتی بر نگارش ایجابی فراگیران داشت، لیکن تاثیر راهبردهای خودتنظیمی، بر توانش نگارش ایجابی فراگیران زبان انگلیسی در زمینه های فرم و محتوای نگارش، سازماندهی و انسجام، ساختار جمله و واژگان در مهارت نگارش به مراتب بیشتر و به لحاظ آماری معنادار بود. همچنین خودکارایی فراگیرانی که آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی داشتند در نگارش بهبود یافت، ولیکن عملکرد بهتر آنها نسبت به فراگیرانی که آموزش غیرراهبردی داشتند در پس آزمون به لحاظ آماری چندان معناداری نشان نداد. نتایج این تحقیق توجه مدرسان زبان را به بعد آگاهی فراشناختی نگارش و اهمیت تدریس راهبردهای خود تنظیمی به عنوان راهی برای کسب خود مختاری و خود کارایی در مهارت نگارش معطوف میدارد.
فائزه متشکر، حسین بحری، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
این مطالعه به بررسی استراتژیهای نحوی و موضوعی توسط یک مدل ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، ChatGPT، در ترجمه ادبی انگلیسی به فارسی میپردازد. نظریه جابجایی خطی مونا بیکر (2011) با هدف ارزیابی این است که آیا و تا چه حد چهار استراتژی اصلی (تغییر صدا، تغییر فعل، اسمسازی و اضافه کردن) در متن تولید شده توسط هوش مصنوعی رخ میدهند. مجموعه دادهها شامل داستان کوتاه «اغتشاش در یک همسرائی محلی» اثر توماس هاردی و ترجمه کامل فارسی آن است که توسط ChatGPT تولید شده است. یک روش مقایسهای کیفی اتخاذ شد که در آن طرح بیکر به عنوان نقطه شروع تحلیل متن در نظر گرفته شد. چهل و چهار بخش شناسایی و بررسی شد که هر کدام استفاده از حداقل یکی از استراتژیهای ذکر شده را نشان میدهند. یافتهها نشان میدهد که ChatGPT به طور ضمنی از هر چهار استراتژی به طور قابل توجهی استفاده میکند: تغییر فعل (31.82٪)، تغییر صدا (27.27٪)، اسمسازی (22.73٪) و اضافه کردن (18.18٪). این نتایج ساختار موضوعی و انسجام ارتباطی را در بیشتر موارد حفظ کرد. این مطالعه ظرفیت ChatGPT را برای پاسخگویی به ترجمه کاربردی در ترجمه ادبی با وفاداری اصطلاحی، ریتمیک و بلاغی مشخص میکند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای بیکر نه تنها برای مترجمان انسانی، بلکه به عنوان ابزاری ارزشمند برای ارزیابی و پس از ویرایش ترجمههای هوش مصنوعی، به ویژه ادبیات نیز معتبر هستند.
دکتر الهه صادقی برزانی، خانم عاطفه نیک فخر، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در جهان جهانیشده امروز، ترجمه نقشی اساسی در نزدیکتر ساختن مردم سراسر جهان به یکدیگر ایفا میکند؛ چراکه آنان را با فرهنگهای یکدیگر آشنا میسازد. با این حال، ترجمه در برخی موارد ناممکن است یا گاه به دلیل وجود عناصر فرهنگی یا مفهومسازیهای وابسته به فرهنگ، به کاری بسیار دشوار برای مترجم تبدیل میشود.
پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی راهبردهای ترجمه بهکاررفته در برگردان نمونهای از عناصر فرهنگویژه (CSIs) در ترجمه انگلیسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر دولتآبادی پرداخته است. بدین منظور، ۴۶ عنصر فرهنگویژه از این رمان، بر اساس نمونهگیری هدفمند و تحلیل متنی در چارچوب زبانشناسی فرهنگی انتخاب شد. سپس، راهبردهای بهکاررفته در ترجمه این عناصر با بهرهگیری از طبقهبندی ترجمه نیومارک (۱۹۸۸) شناسایی و دستهبندی گردید.
یافتهها نشان داد که پرتکرارترین راهبردهای ترجمه عبارت بودند از «معادلیابی کارکردی»، «ترجمه تحتاللفظی» و «معادلیابی توصیفی». با این حال، موفقترین راهبرد، بهکارگیری «معادلیابی کارکردی» بود؛ زیرا این راهبرد موجب وفاداری بیشتر متن مقصد به متن مبدأ و حفظ تأثیر متن اصلی بر مخاطبان متن مقصد میشود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|