|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
5 نتیجه برای ترجمه
سارا زندیان، سعید کتابی، حسین وحید دستجردی، دوره 23، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
مطالعات ترجمه اساسا با فعالیت هایی سر وکار دارد که نیروی پیش برنده ی آن ها متاثر از ماهیت اجتماعی-ارتباطی و بافت مند این فعالیت ها می باشد. از این رو˓ به نظر می رسد هیچ رشته ای همچون زبانشناسی اجتماعی˓ امکان بررسی دقیق و جامع روابط بین متکلمین و مخاطبانشان در فرایند ایجاد معنا را در بافتاری اجتماعی و متعاملی فراهم نمی آورد (فدریسی˓ 2018). اتخاذ رویکرد زبانشناسی اجتماعی نسبت به ترجمه˓ امروزه در راس تلاقی مطالعات ترجمه ( مکتوب و شفاهی) و جامعه شناسی˓ از اهمیتی روزافزون برخوردار است (وولف˓ 2010). بنابراین˓ مقاله ی حاضر با پذیرش رویکرد زبانشناسی اجتماعی˓ به بررسی رمان گتسبی بزرگ (1925) و ترجمه ی فارسی آن˓ اثر امامی (2000) پرداخته است. در این راستا˓ این پژوهش نسخه ی ارتقا یافته ی مدل زبانشناسی اجتماعی حاتم و میسن (1997) را جهت ارزیابی متون اصلی و مقصد به کار برده است. طی این فرایند˓ متون مورد نظر در دو سطح متنی و فرامتنی˓ با توجه به اجزای تشکیل دهنده ی مدل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق تطبیقی که به طور مجزا در خصوص هر یک از متغیرهای سیاق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت˓ بر درک و ارزیابی سطحی مترجم از جنبه های کاربرد-محور سیاق همچون عاملان گفتار و جنبه های کاربر-محور آن همچون طرز بیان صحه گذاردند. در مقابل˓ یافته های تحقیق حاکی از حفظ مولفه های برجسته ی بیان ادبی در ترجمه بود.
فائزه متشکر، حسین بحری، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
این مطالعه به بررسی استراتژیهای نحوی و موضوعی توسط یک مدل ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، ChatGPT، در ترجمه ادبی انگلیسی به فارسی میپردازد. نظریه جابجایی خطی مونا بیکر (2011) با هدف ارزیابی این است که آیا و تا چه حد چهار استراتژی اصلی (تغییر صدا، تغییر فعل، اسمسازی و اضافه کردن) در متن تولید شده توسط هوش مصنوعی رخ میدهند. مجموعه دادهها شامل داستان کوتاه «اغتشاش در یک همسرائی محلی» اثر توماس هاردی و ترجمه کامل فارسی آن است که توسط ChatGPT تولید شده است. یک روش مقایسهای کیفی اتخاذ شد که در آن طرح بیکر به عنوان نقطه شروع تحلیل متن در نظر گرفته شد. چهل و چهار بخش شناسایی و بررسی شد که هر کدام استفاده از حداقل یکی از استراتژیهای ذکر شده را نشان میدهند. یافتهها نشان میدهد که ChatGPT به طور ضمنی از هر چهار استراتژی به طور قابل توجهی استفاده میکند: تغییر فعل (31.82٪)، تغییر صدا (27.27٪)، اسمسازی (22.73٪) و اضافه کردن (18.18٪). این نتایج ساختار موضوعی و انسجام ارتباطی را در بیشتر موارد حفظ کرد. این مطالعه ظرفیت ChatGPT را برای پاسخگویی به ترجمه کاربردی در ترجمه ادبی با وفاداری اصطلاحی، ریتمیک و بلاغی مشخص میکند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای بیکر نه تنها برای مترجمان انسانی، بلکه به عنوان ابزاری ارزشمند برای ارزیابی و پس از ویرایش ترجمههای هوش مصنوعی، به ویژه ادبیات نیز معتبر هستند.
نازنین اسدی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ترجمه ادبی، وسیلهای برای انتقال ارزشهای ایدئولوژیک از یک فرهنگ به فرهنگی دیگر است. این مقاله با انجام تحلیل گفتمان انتقادی بر دو فرامتن فارسی از رمان «یِ «چشمهایشان خدا را مینگریست» نوشته زورا نیل هرستون، چگونگی بازنمایی درونمایههای جنسیت و نژاد در این متن را توسط مترجمان مورد بررسی قرار میدهد. با بهکارگیری چارچوب یکپارچهای که توسط فرحزاد توسعه یافته، تحلیلهای گفتمان انتقادی سه بُعد هر فرامتن را بررسی میکنند: بُعد متنی، پیرامتنی و نشانهشناختی. یافتههای تحلیل تطبیقی گفتمان انتقادی نشان میدهد که فرامتن دولتآبادی، رویاروییجویانه بودن متن مبدأ را با استفاده از تعابیر ملایمکننده، تعمیم دادن اصطلاحات جنسیتی و خنثیسازی اصطلاحات نژادی تضعیف میکند. اگرچه این راهبرد فرصتهایی برای دسترسی فرهنگی بیشتر مخاطب فارسیزبان فراهم میآورد، اما همزمان نقدهای فمینیستی و ضدتبعیض نژادی اصلی اثر را تضعیف میکند. در مقابل، الهبخش بیواسطهگی، بافت جامعهزبانی و تنش ایدئولوژیک متن مبدأ را حفظ کرده است. تعهد الهبخش به متن مبدأ، از طریق استفاده از دستگاه گسترده علمی (مقدمه، پانوشتها و غیره) تقویت شده است. این پژوهش نشان میدهد که مترجمان نقشی مهم در واسطهگری ایدهها از طریق کار خود ایفا میکنند. مترجمان با تصمیمگیری درباره چگونگی ترجمه تکواژگان و طراحی جلد، تفسیر و پاسخ خوانندگان به پیام سیاسی متن را تغییر میدهند. این پژوهش بر ضرورت توجه اخلاقی بیشتر به تأثیرات عمل ترجمه بر چگونگی دگردیسی ادبیات در میان فرهنگها تأکید میکند.
زهرا وحدتی، دکتر حسین بحری، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چالشهای ترجمه طنز و ارجاعات فرهنگی در زیرنویسهای فارسی سریال «دختران طلایی»، فصل ۵، قسمت ۲۴ میپردازد. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل استراتژیهای ترجمه مورد استفاده در زیرنویسهای نیمه حرفهای فارسی و مقایسه آنها با ترجمههای تولید شده توسط هوش مصنوعی است تا مشخص شود که آیا از دست دادن لحن کمدی، رقیق شدن عناصر خاص فرهنگ و دشواری در انتقال کنایه، در محدودیتهای زیرنویس هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، همچنان ادامه دارد یا به طور متفاوتی آشکار میشود. این تجزیه و تحلیل، استراتژیهای رایج انسانی مانند اقتباس، حذف و بومیسازی مورد استفاده برای رسیدگی به این چالشها را آشکار میکند. یافتههای ما نشان میدهد که در حالی که ترجمههای هوش مصنوعی ممکن است به دقت و ثبات تحتاللفظی بیشتری دست یابند، اغلب در تکرار زمانبندی کمدی، تشخیص کنایههای ظریف و ایجاد جایگزینیهای فرهنگی متناسب با متن، شکست آشکارتری را نشان میدهند و به جای آن به طور پیشفرض به ترجمههای بیش از حد تحتاللفظی یا خنثی از نظر فرهنگی روی میآورند که طنز و ویژگی فرهنگی متن منبع را بیشتر کاهش میدهد. این مقاله راهحلهایی از جمله اقتباس فرهنگی، شفافسازی خلاقانه و گردشهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی را برای بهبود درک بیننده پیشنهاد میکند. یافتهها بر تعادل حیاتی بین وفادار ماندن به منبع و تضمین دسترسیپذیری برای مخاطب هدف در ترجمه سمعی و بصری تأکید میکنند و نقش غیرقابل جایگزین مداوم شهود فرهنگی و کمدی انسان را برجسته میسازند.
دکتر الهه صادقی برزانی، خانم عاطفه نیک فخر، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در جهان جهانیشده امروز، ترجمه نقشی اساسی در نزدیکتر ساختن مردم سراسر جهان به یکدیگر ایفا میکند؛ چراکه آنان را با فرهنگهای یکدیگر آشنا میسازد. با این حال، ترجمه در برخی موارد ناممکن است یا گاه به دلیل وجود عناصر فرهنگی یا مفهومسازیهای وابسته به فرهنگ، به کاری بسیار دشوار برای مترجم تبدیل میشود.
پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی راهبردهای ترجمه بهکاررفته در برگردان نمونهای از عناصر فرهنگویژه (CSIs) در ترجمه انگلیسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر دولتآبادی پرداخته است. بدین منظور، ۴۶ عنصر فرهنگویژه از این رمان، بر اساس نمونهگیری هدفمند و تحلیل متنی در چارچوب زبانشناسی فرهنگی انتخاب شد. سپس، راهبردهای بهکاررفته در ترجمه این عناصر با بهرهگیری از طبقهبندی ترجمه نیومارک (۱۹۸۸) شناسایی و دستهبندی گردید.
یافتهها نشان داد که پرتکرارترین راهبردهای ترجمه عبارت بودند از «معادلیابی کارکردی»، «ترجمه تحتاللفظی» و «معادلیابی توصیفی». با این حال، موفقترین راهبرد، بهکارگیری «معادلیابی کارکردی» بود؛ زیرا این راهبرد موجب وفاداری بیشتر متن مقصد به متن مبدأ و حفظ تأثیر متن اصلی بر مخاطبان متن مقصد میشود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|