12 نتیجه برای ایران
حمید مرعشی، لیلا بیگ زاده،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی و انگیزه زبان آموزان
ایرانی بوده است. به منظور دستیابی به هدف این تحقیق، 56 نفر از زبان آموزان آموزشگاه زبان صبا در
انتخاب شده PET تهران از میان 90 زبان آموز بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون استاندارد انگلیسی
و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه، محتوای مشخص شده طی 24 جلسه توسط
پژوهشگر/مدرس تدریس شد با این تفاوت که در گروه تحقیق، روش تدریس ارتباطی به همراه فعالیتهای
یادگیری توام با همکاری و در گروه کنترل، صرف تدریس ارتباطی بدون این فعالیتها به کار گرفته شد.
در انتهای دوره، پس آزمونی از محتوای مورد تدریس به هر دو گروه ارائه گردید و با استفاده از آزمون
مستقل تی، میانگین نمرات دو گروه مقایسه شد که منجر به رد فرضیه صفر گشت و نتیجه گرفته شد که
روش تدریس یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی زبان آموزان تاثیر بسزایی داشته است.
محمود رضا عطایی، مریم ناصری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
مطالعه ی حاضر به بررسی تاثیر جنسیت براستفاده از مغلطه های بی قاعده بحث و استدلال در نوشته های (مقالات) استدلالی انگلیسی زبان آموزان ایرانی در سطح پیشرفته توانایی زبان انگلیسی می پردازد. مجموعه متون مورد بررسی این مطالعه شامل 120 نوشته ی زبان آموزان دختروپسر بود. سن و رشته ی دانشگاهی زبان آموزان دیگرمتغیرهای مستقل تحقیق بودند. نه نوع مهم مغلطه های بی قاعده در متون بررسی شدند و فراوانی های به دست آمده ازطریق تست آماری مانوا تحلیل شدند. به طورکلی برای مغلطه های بی قاعده ، نتایج تست های آماری مالتی وریت برای همه ی متغیرهای مستقل و تعامل آنها تفاوت معناداری را نشان نداد ولی سه مورد تفاوت مجزا مشاهده شد. در پایان تحقیق ، نتایج مطالعه در مقایسه با پژوهش های قبلی بررسی شده است و دستاوردهایی پیشنهاد شده است.
علی رحیمی، علی سلطانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
مطالعه حاضر ارتباط احتمالی بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهد. هدف دیگر این تحقیق بررسی امکان افزایش سطح حساسیت میان فرهنگی این زبان آموزان از طریق آموزش کلاسی است. بدین منظور سی و شش دانشجوی سال آخر مذکر ومونث پس از همگون سازی انتخاب شدند. در ابتدا از دانشجویان خواسته شد آزمون حساسیت میان فرهنگی را کامل نمایند. این دانشجویان پس ازشرکت در دوره آموزشی نیم ترمی حساسیت میان فرهنگی همان آزمون را بار دیگر کامل نمودند. اطلاعات کسب شده از طریق پیش امتحان و پسا امتحان با استفاده از آزمونهایی از قبیل کای دو و ویل کاکسن سایند رنک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج کسب شده حاکیست که اولا ارتباط بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان مورد مطالعه به لحاظ آماری معنی دار می باشد. دوما، آموزش حساسیت میان فرهنگی امکان پذیر می باشد و موجب ارتقای قابل توجه سطح حساسیت میان فرهنگی زبان آموزان مورد مطالعه گردید. نتایج مطالعۀ حاضر در صورت تعمیم علاوه بر بهبود احتمالی کیفیت آموزش زبان انگلیسی می تواند مدرسان این زبان را به بذل توجه در خور به توانش میان فرهنگی بعنوان جزء لا ینفک آموزش زبان در عصر حاضر ترغیب نماید.
وحید رحمانی دوغارونی، باقر یعقوبی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی استفاده از راهبردهای ارتباطی توسط معلمان زبان انگلیسی در میان کنشهای کلامی میباشد. اگرچه درباره راهبردهای ارتباطی تحقیقات فراوانی صورت پذیرفته است، اما در خصوص رابطه بین این راهبردها و فضای سیال کلاس و نیز چگونگی بکارگیری راهبردهای ارتباطی در میان کنشهای کلامی معلمان تحقیقات چندانی صورت نپذیرفته است. با توجه به این نکات، میان کنشهای کلامی سه کلاس از هر یک از پنج معلم شرکت کننده در این تحقیق ضبط و مورد بررسی قرار گرفت. بررسی دادهها با استفاده از رویکرد کیفی نشان داد که راهبردهای ارتباطی در تعاملات بین معلمان و زبان آموزان حضور فراوان توام با کاربردهای متفاوت داشته و در نتیجه این مفهوم فقط محدود به گفتار زبان آموزان نمیشود. بعلاوه، نتایج این تحقیق نشان میدهد که توجه و پرورش این مهارت، در برقراری ارتباط موثر از اهمیت فراوانی برخوردار است.
محمد احمدی صفا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات هوش هیجانی به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد – را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد.
لیلا حسن زاده، سعیده آهنگری، نسرین حدیدی تمجید،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
در روانشناسی آموزشی، ساختارهای فکری هر فرد به مجموعه ای از باورهای اصلی در مورد هوش و نقش آن در یادگیری موفق در یک حیطه خاص اشاره دارد (رایان و مرسر، 2012). با در نظر گرفتن نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی، مطالعه حاضر به بررسی نقش ساختارهای فکری افراد در مورد زبان و یادگیری زبانی در پیش بینی دستاورد انگلیسی زبان آموزان در برخی از آموزشگاههای زبان در شهر تبریز، ایران، می پردازد. نخست داده ها از طریق سه پرسشنامه با نامهای پرسشنامه ساختارهای فکری زبانی لوو و نولز (2017)، پرسشنامه تعامل دانشجویان ماراکو و دیگران (2016) ، مقیاس یادگیری خود-تنظیم شدهَ آکادمیک ماگنو (2010)، و همچنین نمرات انگلیسی زبان آموزان در آخر ترم جمع آوری شد. سپس، داده ها توسط نرم افزارهای SPSS 20 و Amos 8 به صورت کمّی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان میدهد که ارتباط مستقیم و معناداری بین ساختارهای فکری زبانی و دستاورد انگلیسی وجود دارد. همچنین، نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی در این رابطه معنادار است. بر اساس این نتایج، لازم است معلمین بر ترویج ساختارهای فکری که بر رشد و استعداد نهانی و نه بر محدودیت و ایستایی تأکید دارند، اهتمام ورزند.
هدی دیوسر، منوچهر جعفری گهر،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی اهداف آموزشی برنامه های درسی مصوب ادبیات انگلیسی ایران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بر اساس طبقه بندی بازنگری شده بلوم پرداخته است. با استفاده از چک لیستی بر مبنای طبقه بندی اصلاح شده بلوم و طبقه بندی های مربوطه، اهداف آموزشی مرتبط با ابعاد دانش (دانش اوّلیّه، دانش مفهومی، دانش اجرایی، دانش فراشناختی) و ابعاد فرایندهای شناختی (به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بردن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن، تولید کردن) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل محتوای قیاسی حاکی از عمومیّت مهارت های تفکّر سطح پایین در برنامه درسی کارشناسی و غالب بودن مهارت های تفکّر سطح بالا در اهداف برنامه درسی کارشناسی ارشد است. نتایج همچنین نشان داد که پربسامدترین هدف از نظر حوزه دانش ، مولّفه فهمیدن در برنامه های درسی هر دو مقطع است. در بعد دانش نیز به ترتیب دانش مفهومی و دانش اجرایی در برنامه های درسی هر دو مقطع بیشترین بسامد را داشتند که مویّد این مطلب است که کسب دانش مفاهیم و فرایندها، کیفیّت مطلوب را برای طرّاحان برنامه های درسی تضمین می کند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که مولّفه دانش فراشناختی به صورت معناداری کم بود. در بعد دووجهی هم نتایج جدول بندی متقابل، غالب بودن مولّفه فهمیدن/مفهومی در مقطع کارشناسی و غلبه مولّفه فهمیدن/اجرایی در برنامه درسی مقطع کارشناسی ارشد را نشان داد. این یافته ها اهمّیّت تجدید نظر در اهداف آموزشی به منظور جبران کمبود توجّه به تفکّر انتقادی را مورد تاکید قرار می دهد. یافته ها برای مدرسّان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، طرّاحان برنامه های درسی و سیاست گذاران آموزشی پیامدهای آموزشی دارد تا به توسعه و تلفیق تفکّر انتقادی در آموزش عالی توجّه بیشتری معطوف شود.
علی اکبر آریامنش، حسین براتی، منیژه یوحنایی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
این مطالعه به مقایسه سه سوال ترکیبی بخش گفتاری آزمون تافل اینترنتی از نظر پیچیدگی، درستی، و روانی می پردازد. بدین منظور، گروهی از داوطلبان ایرانی آزمون تافل اینترنتی چند روز قبل از آزمون اصلی در یک آزمون شبیه ساز تافل شرکت کردند. پاسخهای شفاهی جمع آوری شده درابتدا به شکل نوشتاری درآورده شدند و سپس با استفاده از نرم افزارهایی از قبیل سیلاب شمار و "کومتریکس 3" به ترتیب از بعد روانی و پیچیدگی مورد سنجش قرار گرفتند. البته برای سنجش درستی کلام، پاسخها به صورت دستی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که پاسخها به سه سوال گفتاری از بعد روانی به شکل معناداری با هم متفاوت بودند. از نظر شاخص درستی نیز تفاوت معناداری حاصل شد، البته مقایسه های دو به دو با نوساناتی همراه بود. در اتباط با شاخص های انتخاب شده برای پیچیدگی، تنوع واژگانی، میانگین تعداد توصیف کننده های ماقبل اسم، و تحلیل معنایی پنهان تفاوت های معناداری بین سوالات 2 و 3 از یک سو و سوال 4 از سوی دیگر نشان دادند. با این وجود، شاخص درونه شدگی ماقبل فعل هیچگونه تفاوت معناداری بین سه سوال نشان نداد. این نتایج می تواند بر نقش تاثیرگذار متون عامل در اینگونه سوالات ترکیبی سنجش گفتاری صحه بگذارد.
دکتر اصغر مولوی نافچی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مطالعه ترکیبی به بررسی رابطه بین تعهد معلم و عدالت در کلاس در میان مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در ایران پرداخت و با بهرهگیری از رویکردهای کمی و کیفی، بینشهای جامعی ارائه داد. در مرحله کمی، ۱۹۸ معلم زبان انگلیسی از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس تعهد معلم زبان انگلیسی (ELTCS) و مقیاس عدالت معلم در کلاس (TCJS) سازهها مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معناداری (r = .777, p < .05) میان تعهد معلم و عدالت در کلاس وجود دارد که بر پیوستگی این دو سازه تأکید میکند. در مرحله کیفی، ۹ شرکتکننده به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته دادهها جمعآوری و بر اساس چارچوب تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) و با کمک نرمافزار NVivo تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تعهد معلم، سازهای چندبعدی است که عوامل عاطفی، حرفهای و زمینهای در شکلگیری آن نقش دارند و مضامینی چون ارتباط عاطفی با تدریس، هویت حرفهای و انگیزه برای رشد به عنوان محرکهای کلیدی ظاهر شدند. عدالت در کلاس نیز چندبعدی تشخیص داده شد و شامل راهبردهای تحقق انصاف، چالشهای اجرایی و تأثیر آن بر روابط معلم و دانشآموز بود. تأثیرات فرهنگی نقش مهمی در شکلگیری ادراکات و عملکردهای معلمان در هر دو سازه ایفا کرد که بازتابدهنده بافت اجتماعی-فرهنگی کلاسهای EFL ایران است. این مطالعه بر رابطه متقابل میان تعهد معلم و عدالت در کلاس تأکید میکند و نشان میدهد که تقویت یکی به ارتقای دیگری منجر میشود. همچنین، بر اهمیت برنامههای آموزش معلم و سیاستهای نهادی که ابعاد اخلاقی و حرفهای تدریس را مدنظر قرار میدهند، تأکید مینماید و خواستار پژوهشهای آینده برای بررسی طولی و بین فرهنگی این پویشها است.
حامد بادپا،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
نیما یوسفی، دکتر مجید نعمتی، دکتر سید رضا دشتستانی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در حالی که مطالعات پیشین نشاندهنده تأثیر موسیقی بر یادگیری و یادآوری واژگان بودهاند، این پژوهش به بررسی تأثیر موسیقی سنتی به عنوان یک مدل ورودی بر یادگیری و یادآوری واژگان دشوار انگلیسی در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسطبهبالا میپردازد. هشتاد شرکتکننده در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه در معرض موسیقی غربی و دو گروه دیگر در معرض موسیقی سنتی ایرانی قرار گرفتند. هر گروه ابتدا پیشآزمون، سپس آموزش واژگان دشوار منتخب، و پس از آن پسآزمون و پسآزمون تأخیری را دریافت کرد. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشاندهنده تأثیر اصلی معنادار زمان بر یادگیری و یادآوری واژگان بود. آمار توصیفی حاکی از آن بود که در هر دو آزمون فوری و تأخیری، عملکرد گروههای در معرض موسیقی غربی نسبت به گروههای در معرض موسیقی سنتی ایرانی ضعیفتر بود، هرچند تعامل معناداری بین زمان و نوع موسیقی مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهند که ورودی موسیقایی آشنا از نظر فرهنگی ممکن است تسهیلکننده یادگیری و یادآوری واژگان در بافتهای زبان دوم باشد. پیامدهای پژوهشی برای آموزش زبان و طراحی برنامه درسی مورد بحث قرار گرفتهاست.