|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
24 نتیجه برای Iran
علی رحیمی، علی سلطانی، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
مطالعه حاضر ارتباط احتمالی بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهد. هدف دیگر این تحقیق بررسی امکان افزایش سطح حساسیت میان فرهنگی این زبان آموزان از طریق آموزش کلاسی است. بدین منظور سی و شش دانشجوی سال آخر مذکر ومونث پس از همگون سازی انتخاب شدند. در ابتدا از دانشجویان خواسته شد آزمون حساسیت میان فرهنگی را کامل نمایند. این دانشجویان پس ازشرکت در دوره آموزشی نیم ترمی حساسیت میان فرهنگی همان آزمون را بار دیگر کامل نمودند. اطلاعات کسب شده از طریق پیش امتحان و پسا امتحان با استفاده از آزمونهایی از قبیل کای دو و ویل کاکسن سایند رنک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج کسب شده حاکیست که اولا ارتباط بین سطح حساسیت میان فرهنگی و بسندگی زبانی زبان آموزان مورد مطالعه به لحاظ آماری معنی دار می باشد. دوما، آموزش حساسیت میان فرهنگی امکان پذیر می باشد و موجب ارتقای قابل توجه سطح حساسیت میان فرهنگی زبان آموزان مورد مطالعه گردید. نتایج مطالعۀ حاضر در صورت تعمیم علاوه بر بهبود احتمالی کیفیت آموزش زبان انگلیسی می تواند مدرسان این زبان را به بذل توجه در خور به توانش میان فرهنگی بعنوان جزء لا ینفک آموزش زبان در عصر حاضر ترغیب نماید.
وحید رحمانی دوغارونی، باقر یعقوبی، دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی استفاده از راهبردهای ارتباطی توسط معلمان زبان انگلیسی در میان کنشهای کلامی میباشد. اگرچه درباره راهبردهای ارتباطی تحقیقات فراوانی صورت پذیرفته است، اما در خصوص رابطه بین این راهبردها و فضای سیال کلاس و نیز چگونگی بکارگیری راهبردهای ارتباطی در میان کنشهای کلامی معلمان تحقیقات چندانی صورت نپذیرفته است. با توجه به این نکات، میان کنشهای کلامی سه کلاس از هر یک از پنج معلم شرکت کننده در این تحقیق ضبط و مورد بررسی قرار گرفت. بررسی دادهها با استفاده از رویکرد کیفی نشان داد که راهبردهای ارتباطی در تعاملات بین معلمان و زبان آموزان حضور فراوان توام با کاربردهای متفاوت داشته و در نتیجه این مفهوم فقط محدود به گفتار زبان آموزان نمیشود. بعلاوه، نتایج این تحقیق نشان میدهد که توجه و پرورش این مهارت، در برقراری ارتباط موثر از اهمیت فراوانی برخوردار است.
فهیمه معرفت، موسی نوشی، دوره 15، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
دراین مطالعه شبه طولی از دو روش خطای معمول و بازخورد اصلاحی جهت بررسی ثبات غلط (فسیل شدگی) میان زبانی استفاده شد. خطاهای نوشتاری در مقالات استدلالی 76 زبان آموز ایرانی در سه سطح زبانی متفاوت با استفاده از مدل ارائه شده توسط گس و سلینکر(1994) شناسایی و طبقه بندی شدند. این خطاها برای باراول با بازخورد ضمنی و برای باردوم با بازخورد صریح تصحیح شدند تا بررسی شود که آیا این دو نوع بازخورد باعث بهبود درنوشتار می شوند، و آیا خطاهائی وجود دارند که در برابر تصحیح مقاومت کنند. نتایج نشان داد که خطاهای مربوط به "انتخاب کلمه ، جمع، شکل کلمه و حرف تعریف the" جزوشایع ترین خطاهای این زبان آموزان بودند، که "انتخاب کلمه" در صدرفهرست قرار دارد. نتایج همچنین نشان داد که اگرچه هر دو نوع بازخورد می تواند منجر به کاهش خطاها شود، ارائه بازخورد صریح ومستقیم برای فراگیران روشی موثر تر میباشد. با این حال نتایج آزمون تی نشان داد که تاثیر کوتاه مدت بازخورد نمی تواند در طول زمان پایداربماند و این تایید کننده گفته کسانی ازقبیل ترواسکات (2007) است که اثر تصحیح خطا را زیر سوال برده اند. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهند که خطاهای مربوط به "ضمیر، ترتیب کلمات، مجهول و مالکیت" را احتمالآ می توان جزو خطاهائی برشمرد که فسیل شده اند، زیرا اگر چه برای تمام انواع خطاهای دیگر بازخورد ضمنی توانست مفید باشد، این چهار خطا در برابر تصحیح مقاومت نشان دادند و تنها بازخورد صریح توانست موجب کاهش معنادار آنها شود.
محمد احمدی صفا، دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات هوش هیجانی به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد – را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد.
Khadijeh Karimi Alavijeh، S. Susan Marandi، دوره 17، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
Hadi Farjami، دوره 17، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
Shokoufeh Vakili Latif، دوره 19، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
This paper takes a critical look at the news reports of the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia on Mina stampede. Previous studies have indicated that media discourse contributes to public opinion and ideology. Little, however, has been mentioned on how variation in media discourse affects the process. This study analyzed 24 news reports from the two countries from 24 to 31 September 2015 using the components of Systemic Functional Linguistics (SFL) and Critical Discourse Analysis (CDA). The results indicate differences in the reports from the two countries in using variation patterns which in turn have the potential of changing and monitoring readers` ideologies through influencing their opinions on the nature of power relations and interactional structures. The paper tries to contribute to the area of research on media discourse and ideology construction by arguing that discourse variation has not been sufficiently theorized. An attempt will also be made to offer a tentative theorization of such variation
Ali Akbar Jabbari، Mohammad Omid Mohammadi، Ali Mohammad Fazilatfar، دوره 20، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
Mohammad Khatib، Fattaneh Abbasi Talabari، دوره 21، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
| This study aimed, firstly, to investigate the underlying components of Iranian cultural identity and, secondly, to confirm the aforementioned components via Structural Equation Modeling (SEM) analysis. In order to achieve these goals, the researchers reviewed the extensive local and international literature on language, culture and identity. Based on the literature and consultations with a group of 30 university undergraduate and post graduate learners English language learners and a cadre of four university professors in the field of sociology, an Iranian EFL Language Learners’ Cultural Identity Model with six components (Nationality, Religion, Arts, Persian Language and Literature, Media, and Globalization) was hypothesized. In order to test and validate the model, a questionnaire was developed. To probe the reliability of the questionnaire, Cronbach’s Alpha was used. The reliability of all the items in the questionnaire was 0.78. To estimate the construct validity of the model, Exploratory Factor Analysis using PCA was performed, which indicated five components (Religion, Arts, Persian Language and Literature, Media, and Globalization) underlying Iranian Cultural Identity. Then, Structural Equation Modeling (SEM) analysis through AMOS 22 was performed to test the model and the interaction among the components. The SEM results confirmed the existence of five factors. Finally, statistical results are discussed and implications are provided. |
لیلا حسن زاده، سعیده آهنگری، نسرین حدیدی تمجید، دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
در روانشناسی آموزشی، ساختارهای فکری هر فرد به مجموعه ای از باورهای اصلی در مورد هوش و نقش آن در یادگیری موفق در یک حیطه خاص اشاره دارد (رایان و مرسر، 2012). با در نظر گرفتن نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی، مطالعه حاضر به بررسی نقش ساختارهای فکری افراد در مورد زبان و یادگیری زبانی در پیش بینی دستاورد انگلیسی زبان آموزان در برخی از آموزشگاههای زبان در شهر تبریز، ایران، می پردازد. نخست داده ها از طریق سه پرسشنامه با نامهای پرسشنامه ساختارهای فکری زبانی لوو و نولز (2017)، پرسشنامه تعامل دانشجویان ماراکو و دیگران (2016) ، مقیاس یادگیری خود-تنظیم شدهَ آکادمیک ماگنو (2010)، و همچنین نمرات انگلیسی زبان آموزان در آخر ترم جمع آوری شد. سپس، داده ها توسط نرم افزارهای SPSS 20 و Amos 8 به صورت کمّی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان میدهد که ارتباط مستقیم و معناداری بین ساختارهای فکری زبانی و دستاورد انگلیسی وجود دارد. همچنین، نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی در این رابطه معنادار است. بر اساس این نتایج، لازم است معلمین بر ترویج ساختارهای فکری که بر رشد و استعداد نهانی و نه بر محدودیت و ایستایی تأکید دارند، اهتمام ورزند.
هدی دیوسر، منوچهر جعفری گهر، دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی اهداف آموزشی برنامه های درسی مصوب ادبیات انگلیسی ایران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بر اساس طبقه بندی بازنگری شده بلوم پرداخته است. با استفاده از چک لیستی بر مبنای طبقه بندی اصلاح شده بلوم و طبقه بندی های مربوطه، اهداف آموزشی مرتبط با ابعاد دانش (دانش اوّلیّه، دانش مفهومی، دانش اجرایی، دانش فراشناختی) و ابعاد فرایندهای شناختی (به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بردن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن، تولید کردن) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل محتوای قیاسی حاکی از عمومیّت مهارت های تفکّر سطح پایین در برنامه درسی کارشناسی و غالب بودن مهارت های تفکّر سطح بالا در اهداف برنامه درسی کارشناسی ارشد است. نتایج همچنین نشان داد که پربسامدترین هدف از نظر حوزه دانش ، مولّفه فهمیدن در برنامه های درسی هر دو مقطع است. در بعد دانش نیز به ترتیب دانش مفهومی و دانش اجرایی در برنامه های درسی هر دو مقطع بیشترین بسامد را داشتند که مویّد این مطلب است که کسب دانش مفاهیم و فرایندها، کیفیّت مطلوب را برای طرّاحان برنامه های درسی تضمین می کند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که مولّفه دانش فراشناختی به صورت معناداری کم بود. در بعد دووجهی هم نتایج جدول بندی متقابل، غالب بودن مولّفه فهمیدن/مفهومی در مقطع کارشناسی و غلبه مولّفه فهمیدن/اجرایی در برنامه درسی مقطع کارشناسی ارشد را نشان داد. این یافته ها اهمّیّت تجدید نظر در اهداف آموزشی به منظور جبران کمبود توجّه به تفکّر انتقادی را مورد تاکید قرار می دهد. یافته ها برای مدرسّان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، طرّاحان برنامه های درسی و سیاست گذاران آموزشی پیامدهای آموزشی دارد تا به توسعه و تلفیق تفکّر انتقادی در آموزش عالی توجّه بیشتری معطوف شود.
علی اکبر آریامنش، حسین براتی، منیژه یوحنایی، دوره 23، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
این مطالعه به مقایسه سه سوال ترکیبی بخش گفتاری آزمون تافل اینترنتی از نظر پیچیدگی، درستی، و روانی می پردازد. بدین منظور، گروهی از داوطلبان ایرانی آزمون تافل اینترنتی چند روز قبل از آزمون اصلی در یک آزمون شبیه ساز تافل شرکت کردند. پاسخهای شفاهی جمع آوری شده درابتدا به شکل نوشتاری درآورده شدند و سپس با استفاده از نرم افزارهایی از قبیل سیلاب شمار و "کومتریکس 3" به ترتیب از بعد روانی و پیچیدگی مورد سنجش قرار گرفتند. البته برای سنجش درستی کلام، پاسخها به صورت دستی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که پاسخها به سه سوال گفتاری از بعد روانی به شکل معناداری با هم متفاوت بودند. از نظر شاخص درستی نیز تفاوت معناداری حاصل شد، البته مقایسه های دو به دو با نوساناتی همراه بود. در اتباط با شاخص های انتخاب شده برای پیچیدگی، تنوع واژگانی، میانگین تعداد توصیف کننده های ماقبل اسم، و تحلیل معنایی پنهان تفاوت های معناداری بین سوالات 2 و 3 از یک سو و سوال 4 از سوی دیگر نشان دادند. با این وجود، شاخص درونه شدگی ماقبل فعل هیچگونه تفاوت معناداری بین سه سوال نشان نداد. این نتایج می تواند بر نقش تاثیرگذار متون عامل در اینگونه سوالات ترکیبی سنجش گفتاری صحه بگذارد.
، ، دوره 24، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
Askarpoor، Mansoor Ganji، Ali Beikian، دوره 25، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
Teacher professional development plays a critical role in enhancing educational outcomes, with Teacher Training Courses (TTCs) serving as a primary avenue for improving teaching quality. This study evaluates the effectiveness of an English TTC conducted at the Iran Language Institute (ILI) by employing a concurrent mixed-methods approach. Data were gathered from TTC candidates, attendees, and ILI teachers to assess their expectations, immediate evaluation, and delayed evaluation of the TTC. Seven interviews with TTC candidates were conducted to capture expectations, while 69 questionnaires from attendees and 85 from ILI teachers provided immediate and delayed evaluations respectively. Both interviews and questionnaires were structured around the five standards of the California Standards for the Teaching Profession (CSTP), and the data were analyzed using content analysis and descriptive statistics. The findings indicate that candidates expected the TTC to focus on modern teaching techniques, syllabus design, classroom management, and supporting diverse learners. Besides, satisfaction levels were higher among female teachers and TTC attendees compared to male teachers and ILI teachers respectively. All in all, areas such as supporting diverse learners and professional development emerged with the lowest levels of satisfaction. These findings underscore the importance of tailoring TTCs to address specific needs, particularly in areas where satisfaction levels are suboptimal, to ensure the continued improvement of teaching quality and student outcomes.
Ghasem Barani، Zari Sadat Seyyedrezaei، Forough Aliabadi، Mohsen Davarzani، دوره 26، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
Many significant psychological antecedents accompany second/foreign language (L2) teachers in the classrooms. Most recent studies show that spiritual intelligence, happiness, job performance, and psychological well-being are among these antecedents; however, the relationship between these constructs is still underexplored in the context of English as a Foreign Language (EFL). Therefore, this research aimed to explore the relationship among EFL teachers’ spiritual intelligence, happiness, and job performance considering the moderating role of psychological well-being. This study applied a correlational design. Iranian EFL teachers (n:103) were invited to participate in this study through convenience sampling. They were requested to fill out four questionnaires at work. The structural equation modeling (SEM) method was used through PLS software to analyze the collected data. Therefore, it was concluded that both spiritual intelligence and happiness positively influence EFL teachers’ job performance with psychological well-being only moderating the latter association. The findings of this study contribute to the knowledge on the teacher antecedents influencing their performance which can consequently result in enhancing the teachers’ job performance.
خانم Aysen Chokani، دکتر Hossein Navidinia، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
The current study examines the interplay of Iranian EFL teachers' assessment literacy and self-efficacy. Therefore, firstly, it sought to examine whether these variables are significantly correlated. Secondly, it attempted to probe the demographic factors potentially influencing teachers' assessment literacy. To achieve this aim, a sample comprising 100 Iranian EFL teachers participated in this study by simultaneously filling out two questionnaires: Tschannen Moran and Hoy's (2001) teachers' self-efficacy scale and an abridged version of Teachers' Conceptions of Assessment Inventory-III (TCoA), validated by Brown (2006). The findings obtained from the study indicated a statistically significant relationship between Iranian EFL teachers' assessment literacy and their perceived self-efficacy, thereby highlighting the interconnectedness of these constructs within the context of educational practice. Furthermore, among the demographic variables examined (participants' gender, level of education, field of study, and age), teachers' assessment literacy is most significantly influenced by their level of education, suggesting a strong link between educational background and assessment competencies. The implications of these results for English language teachers are discussed.
دکتر اصغر مولوی نافچی، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مطالعه ترکیبی به بررسی رابطه بین تعهد معلم و عدالت در کلاس در میان مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در ایران پرداخت و با بهرهگیری از رویکردهای کمی و کیفی، بینشهای جامعی ارائه داد. در مرحله کمی، ۱۹۸ معلم زبان انگلیسی از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس تعهد معلم زبان انگلیسی (ELTCS) و مقیاس عدالت معلم در کلاس (TCJS) سازهها مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معناداری (r = .777, p < .05) میان تعهد معلم و عدالت در کلاس وجود دارد که بر پیوستگی این دو سازه تأکید میکند. در مرحله کیفی، ۹ شرکتکننده به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته دادهها جمعآوری و بر اساس چارچوب تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) و با کمک نرمافزار NVivo تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تعهد معلم، سازهای چندبعدی است که عوامل عاطفی، حرفهای و زمینهای در شکلگیری آن نقش دارند و مضامینی چون ارتباط عاطفی با تدریس، هویت حرفهای و انگیزه برای رشد به عنوان محرکهای کلیدی ظاهر شدند. عدالت در کلاس نیز چندبعدی تشخیص داده شد و شامل راهبردهای تحقق انصاف، چالشهای اجرایی و تأثیر آن بر روابط معلم و دانشآموز بود. تأثیرات فرهنگی نقش مهمی در شکلگیری ادراکات و عملکردهای معلمان در هر دو سازه ایفا کرد که بازتابدهنده بافت اجتماعی-فرهنگی کلاسهای EFL ایران است. این مطالعه بر رابطه متقابل میان تعهد معلم و عدالت در کلاس تأکید میکند و نشان میدهد که تقویت یکی به ارتقای دیگری منجر میشود. همچنین، بر اهمیت برنامههای آموزش معلم و سیاستهای نهادی که ابعاد اخلاقی و حرفهای تدریس را مدنظر قرار میدهند، تأکید مینماید و خواستار پژوهشهای آینده برای بررسی طولی و بین فرهنگی این پویشها است.
حامد بادپا، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
نیما یوسفی، دکتر مجید نعمتی، دکتر سید رضا دشتستانی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در حالی که مطالعات پیشین نشاندهنده تأثیر موسیقی بر یادگیری و یادآوری واژگان بودهاند، این پژوهش به بررسی تأثیر موسیقی سنتی به عنوان یک مدل ورودی بر یادگیری و یادآوری واژگان دشوار انگلیسی در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسطبهبالا میپردازد. هشتاد شرکتکننده در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه در معرض موسیقی غربی و دو گروه دیگر در معرض موسیقی سنتی ایرانی قرار گرفتند. هر گروه ابتدا پیشآزمون، سپس آموزش واژگان دشوار منتخب، و پس از آن پسآزمون و پسآزمون تأخیری را دریافت کرد. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشاندهنده تأثیر اصلی معنادار زمان بر یادگیری و یادآوری واژگان بود. آمار توصیفی حاکی از آن بود که در هر دو آزمون فوری و تأخیری، عملکرد گروههای در معرض موسیقی غربی نسبت به گروههای در معرض موسیقی سنتی ایرانی ضعیفتر بود، هرچند تعامل معناداری بین زمان و نوع موسیقی مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهند که ورودی موسیقایی آشنا از نظر فرهنگی ممکن است تسهیلکننده یادگیری و یادآوری واژگان در بافتهای زبان دوم باشد. پیامدهای پژوهشی برای آموزش زبان و طراحی برنامه درسی مورد بحث قرار گرفتهاست.
|
|