|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
24 نتیجه برای Iran
دکتر اصغر مولوی نافچی، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مطالعه ترکیبی به بررسی رابطه بین تعهد معلم و عدالت در کلاس در میان مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در ایران پرداخت و با بهرهگیری از رویکردهای کمی و کیفی، بینشهای جامعی ارائه داد. در مرحله کمی، ۱۹۸ معلم زبان انگلیسی از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس تعهد معلم زبان انگلیسی (ELTCS) و مقیاس عدالت معلم در کلاس (TCJS) سازهها مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معناداری (r = .777, p < .05) میان تعهد معلم و عدالت در کلاس وجود دارد که بر پیوستگی این دو سازه تأکید میکند. در مرحله کیفی، ۹ شرکتکننده به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته دادهها جمعآوری و بر اساس چارچوب تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) و با کمک نرمافزار NVivo تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تعهد معلم، سازهای چندبعدی است که عوامل عاطفی، حرفهای و زمینهای در شکلگیری آن نقش دارند و مضامینی چون ارتباط عاطفی با تدریس، هویت حرفهای و انگیزه برای رشد به عنوان محرکهای کلیدی ظاهر شدند. عدالت در کلاس نیز چندبعدی تشخیص داده شد و شامل راهبردهای تحقق انصاف، چالشهای اجرایی و تأثیر آن بر روابط معلم و دانشآموز بود. تأثیرات فرهنگی نقش مهمی در شکلگیری ادراکات و عملکردهای معلمان در هر دو سازه ایفا کرد که بازتابدهنده بافت اجتماعی-فرهنگی کلاسهای EFL ایران است. این مطالعه بر رابطه متقابل میان تعهد معلم و عدالت در کلاس تأکید میکند و نشان میدهد که تقویت یکی به ارتقای دیگری منجر میشود. همچنین، بر اهمیت برنامههای آموزش معلم و سیاستهای نهادی که ابعاد اخلاقی و حرفهای تدریس را مدنظر قرار میدهند، تأکید مینماید و خواستار پژوهشهای آینده برای بررسی طولی و بین فرهنگی این پویشها است.
حامد بادپا، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
نیما یوسفی، دکتر مجید نعمتی، دکتر سید رضا دشتستانی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در حالی که مطالعات پیشین نشاندهنده تأثیر موسیقی بر یادگیری و یادآوری واژگان بودهاند، این پژوهش به بررسی تأثیر موسیقی سنتی به عنوان یک مدل ورودی بر یادگیری و یادآوری واژگان دشوار انگلیسی در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسطبهبالا میپردازد. هشتاد شرکتکننده در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه در معرض موسیقی غربی و دو گروه دیگر در معرض موسیقی سنتی ایرانی قرار گرفتند. هر گروه ابتدا پیشآزمون، سپس آموزش واژگان دشوار منتخب، و پس از آن پسآزمون و پسآزمون تأخیری را دریافت کرد. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشاندهنده تأثیر اصلی معنادار زمان بر یادگیری و یادآوری واژگان بود. آمار توصیفی حاکی از آن بود که در هر دو آزمون فوری و تأخیری، عملکرد گروههای در معرض موسیقی غربی نسبت به گروههای در معرض موسیقی سنتی ایرانی ضعیفتر بود، هرچند تعامل معناداری بین زمان و نوع موسیقی مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهند که ورودی موسیقایی آشنا از نظر فرهنگی ممکن است تسهیلکننده یادگیری و یادآوری واژگان در بافتهای زبان دوم باشد. پیامدهای پژوهشی برای آموزش زبان و طراحی برنامه درسی مورد بحث قرار گرفتهاست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|