|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
نازنین اسدی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ترجمه ادبی، وسیلهای برای انتقال ارزشهای ایدئولوژیک از یک فرهنگ به فرهنگی دیگر است. این مقاله با انجام تحلیل گفتمان انتقادی بر دو فرامتن فارسی از رمان «یِ «چشمهایشان خدا را مینگریست» نوشته زورا نیل هرستون، چگونگی بازنمایی درونمایههای جنسیت و نژاد در این متن را توسط مترجمان مورد بررسی قرار میدهد. با بهکارگیری چارچوب یکپارچهای که توسط فرحزاد توسعه یافته، تحلیلهای گفتمان انتقادی سه بُعد هر فرامتن را بررسی میکنند: بُعد متنی، پیرامتنی و نشانهشناختی. یافتههای تحلیل تطبیقی گفتمان انتقادی نشان میدهد که فرامتن دولتآبادی، رویاروییجویانه بودن متن مبدأ را با استفاده از تعابیر ملایمکننده، تعمیم دادن اصطلاحات جنسیتی و خنثیسازی اصطلاحات نژادی تضعیف میکند. اگرچه این راهبرد فرصتهایی برای دسترسی فرهنگی بیشتر مخاطب فارسیزبان فراهم میآورد، اما همزمان نقدهای فمینیستی و ضدتبعیض نژادی اصلی اثر را تضعیف میکند. در مقابل، الهبخش بیواسطهگی، بافت جامعهزبانی و تنش ایدئولوژیک متن مبدأ را حفظ کرده است. تعهد الهبخش به متن مبدأ، از طریق استفاده از دستگاه گسترده علمی (مقدمه، پانوشتها و غیره) تقویت شده است. این پژوهش نشان میدهد که مترجمان نقشی مهم در واسطهگری ایدهها از طریق کار خود ایفا میکنند. مترجمان با تصمیمگیری درباره چگونگی ترجمه تکواژگان و طراحی جلد، تفسیر و پاسخ خوانندگان به پیام سیاسی متن را تغییر میدهند. این پژوهش بر ضرورت توجه اخلاقی بیشتر به تأثیرات عمل ترجمه بر چگونگی دگردیسی ادبیات در میان فرهنگها تأکید میکند.
فاطمه فضلعلی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تعامل بین هویت فرهنگی، هوش فرهنگی/ضریب فرهنگی (CQ) و آگاهی بین فرهنگی انتقادی (CIA) زبانآموزان زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) میپردازد. برای این منظور، 192 نفر زبان آموز زبان انگلیسی (122نفر از موسسه زبان و 70 نفر از دبیرستان) که 120 زن و 72 مرد بودند در سنین مختلف (35-17) از موسسات زبان و دبیرستان های مختلف شهر تهران در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس شفافیت هویت فرهنگی (Usborne & Taylor, 2010)، مقیاس هوش فرهنگی (Ang et al., 2007) و پرسشنامه آگاهی بین فرهنگی انتقادی (Susilo,2022) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که هویت فرهنگی و CQ زبان آموزان زبان انگلیسی به طور قابل توجهی با آگاهی بین فرهنگی انتقادی مرتبط است. علاوه بر این، CQ زبان آموزان EFL قوی ترین پیش بینی کننده آگاهی بین فرهنگی انتقادی است. علاوه بر این، یافته ها همچنین نشان داد که زبان آموزان زن زبان انگلیسی سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان مرد خود داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زبان آموزان زبان انگلیسی در موسسات زبان دارای سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان دبیرستانی بودند. نتایج میتواند برای سیاستگذاران، مدیران، مربیان و فراگیران زبان انگلیسی کمک کند تا تصویر بهتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA در محیطهای آموزشی EFL در ایران به دست آورند.
سارا عاشوری، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
افزایش محبوبیت ابزارهای نوشتاری مبتنی بر هوش مصنوعی، این پرسش را مطرح میکند که دانشآموزان چگونه منصفانه بودن بازخورد خودکار را درک میکنند، بهویژه در مقایسه با بازخورد معلم. درک عدالت در بازخورد، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. این مقاله به بررسی درک عدالت در بازخورد نوشتاری هوش مصنوعی در میان دانشآموزان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در مقایسه با بازخورد معلم و همچنین رابطه آن با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان پرداخته است. روش تحقیق کمی و از نوع درونگروهی بود و بر روی ۳۵ دانشآموز سطح B1 تا B2 زبان انگلیسی که در یک مؤسسه زبان ثبتنام کرده بودند، اجرا شد. از شرکتکنندگان خواسته شد یک تکلیف نوشتاری کوتاه انجام دهند و بازخورد معلم و بازخورد هوش مصنوعی دریافت کنند. سپس پرسشنامهای تکمیل کردند که ابعاد درک عدالت، درک سودمندی، درک سهولت استفاده و پذیرش (قصد استفاده) بازخورد هوش مصنوعی را اندازهگیری میکرد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t، همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بازخورد معلم بهطور معناداری منصفانهتر از بازخورد هوش مصنوعی درک شده است. با این حال، بازخورد هوش مصنوعی بهطور کلی ارزیابی مثبتی دریافت کرد. درک عدالت با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان مرتبط بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که پذیرش بازخورد هوش مصنوعی بهطور مشترک توسط درک عدالت، سودمندی و سهولت استفاده پیشبینی میشود، اما سودمندی قویترین پیشبین بهشمار میرود. یافتهها حاکی از آن است که بازخورد هوش مصنوعی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که به عنوان مکمل بازخورد معلم در آموزش نگارش زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمدامین مذهب، دکتر نرگس سردابی، محمدجواد رحیمیان، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چگونگی انعکاس کلمات احساسی در کتابهای درسی EFL (انگلیسی به عنوان زبان خارجی) میپردازد. این تحقیق بر روی دو مجموعه کتاب درسی، یعنی Touch Stone و Four Corners، تمرکز دارد و آنها را بر اساس کلمات احساسی ارزیابی میکند. برای بررسی تأثیر احساسی کتابهای درسی، از ابزارهای TagAnt و AntConc با استفاده از پایگاه داده کلمات انگلیسی اصطلاحات احساسی (EMOTE) نوشته دنیل گرون استفاده شد. کلمات احساسی با دامنه بالاتر از 5 و کمتر از 2 برای سنجش میزان احساسی بودن منعکس شده در کتابهای درسی مورد تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهد که مجموعه Touch Stone در مقایسه با Four Corners شامل دامنه بالاتری از کلمات احساسی است. در نهایت، نگرشها و تجربیات معلمان نسبت به کلمات احساسی ارائه شده از طریق مصاحبه با گروهی متمرکز از معلمان زبان انگلیسی بررسی شد.
زهرا وحدتی، دکتر حسین بحری، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چالشهای ترجمه طنز و ارجاعات فرهنگی در زیرنویسهای فارسی سریال «دختران طلایی»، فصل ۵، قسمت ۲۴ میپردازد. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل استراتژیهای ترجمه مورد استفاده در زیرنویسهای نیمه حرفهای فارسی و مقایسه آنها با ترجمههای تولید شده توسط هوش مصنوعی است تا مشخص شود که آیا از دست دادن لحن کمدی، رقیق شدن عناصر خاص فرهنگ و دشواری در انتقال کنایه، در محدودیتهای زیرنویس هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، همچنان ادامه دارد یا به طور متفاوتی آشکار میشود. این تجزیه و تحلیل، استراتژیهای رایج انسانی مانند اقتباس، حذف و بومیسازی مورد استفاده برای رسیدگی به این چالشها را آشکار میکند. یافتههای ما نشان میدهد که در حالی که ترجمههای هوش مصنوعی ممکن است به دقت و ثبات تحتاللفظی بیشتری دست یابند، اغلب در تکرار زمانبندی کمدی، تشخیص کنایههای ظریف و ایجاد جایگزینیهای فرهنگی متناسب با متن، شکست آشکارتری را نشان میدهند و به جای آن به طور پیشفرض به ترجمههای بیش از حد تحتاللفظی یا خنثی از نظر فرهنگی روی میآورند که طنز و ویژگی فرهنگی متن منبع را بیشتر کاهش میدهد. این مقاله راهحلهایی از جمله اقتباس فرهنگی، شفافسازی خلاقانه و گردشهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی را برای بهبود درک بیننده پیشنهاد میکند. یافتهها بر تعادل حیاتی بین وفادار ماندن به منبع و تضمین دسترسیپذیری برای مخاطب هدف در ترجمه سمعی و بصری تأکید میکنند و نقش غیرقابل جایگزین مداوم شهود فرهنگی و کمدی انسان را برجسته میسازند.
آقایض کوروش قهرمانی، دکتر حسین طالب زاده، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
واژههای نوظهور در جریان اصلی زبان پدیدار میشوند و به ویژه در ادبیات و پدیدههای نوین زندگی ما، جنبهای ضروری به شمار میآیند. این اصطلاحات نو که زاده ذهنهای خلاق هستند، غالباً معادل مشخصی در زبانهای دیگر ندارند و چالشهایی را برای مترجمان ایجاد میکنند. در حوزه مطالعات ترجمه، واژهسازیهای نو، به ویژه آنهایی که مرتبط با همهگیری کرونا هستند، توجه قابل ملاحظهای را به خود جلب کردهاند. این پژوهش بر «واژهسازیهای کرونایی» عامیانه و ترجمههای گردآوریشده از آنها توسط تون (2020) متمرکز است. با استفاده از منابع ارائهشده توسط english-corpora.org، فراوانی این واژههای نوظهور بررسی شد. پرسشنامهای حاوی گزینشی از پرکاربردترین این واژهها، به طور تصادفی انتخاب و بین بیستونه مترجم توزیع گردید تا رویکردهای ترجمهای آنها سنجیده شود. نتایج، بر پایه ردهبندی نیومارک (1988) طبقهبندی شد تا وضعیت عادیسازی معادلها مشخص گردد. راهبردهای بهکارگرفتهشده برای ترجمه نمونههای عادیسازیشده، با استفاده از چارچوب مولینا و آلبیر (2020) شناسایی شدند. یافتهها نشان میدهند که انواع مختلف واژهسازی نو، مانند آمیزهها و واژههای مشتقیافته، عموماً عادیسازی میشوند و این فرآیند عمدتاً از طریق ترجمه به آمیزهها صورت میپذیرد. اگرچه مترجمان از راهبردهای متنوعی مانند بسط و تعمیم استفاده میکنند، اما این راهبردها عموماً به عادیسازی منجر میشوند. با این حال، واژههای قدیمی با معانی جدید، بیشتر با بدترجمه یا حذف مواجه میشوند تا عادیسازی. در کل، آمیزهها بیشترین میزان عادیسازی را در میان انواع واژههای نوظهور نشان میدهند، درحالیکه واژههای قدیمی با معانی جدید، کمترین میزان عادیسازی را دارند.
دکتر الهه صادقی برزانی، خانم عاطفه نیک فخر، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در جهان جهانیشده امروز، ترجمه نقشی اساسی در نزدیکتر ساختن مردم سراسر جهان به یکدیگر ایفا میکند؛ چراکه آنان را با فرهنگهای یکدیگر آشنا میسازد. با این حال، ترجمه در برخی موارد ناممکن است یا گاه به دلیل وجود عناصر فرهنگی یا مفهومسازیهای وابسته به فرهنگ، به کاری بسیار دشوار برای مترجم تبدیل میشود.
پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی راهبردهای ترجمه بهکاررفته در برگردان نمونهای از عناصر فرهنگویژه (CSIs) در ترجمه انگلیسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر دولتآبادی پرداخته است. بدین منظور، ۴۶ عنصر فرهنگویژه از این رمان، بر اساس نمونهگیری هدفمند و تحلیل متنی در چارچوب زبانشناسی فرهنگی انتخاب شد. سپس، راهبردهای بهکاررفته در ترجمه این عناصر با بهرهگیری از طبقهبندی ترجمه نیومارک (۱۹۸۸) شناسایی و دستهبندی گردید.
یافتهها نشان داد که پرتکرارترین راهبردهای ترجمه عبارت بودند از «معادلیابی کارکردی»، «ترجمه تحتاللفظی» و «معادلیابی توصیفی». با این حال، موفقترین راهبرد، بهکارگیری «معادلیابی کارکردی» بود؛ زیرا این راهبرد موجب وفاداری بیشتر متن مقصد به متن مبدأ و حفظ تأثیر متن اصلی بر مخاطبان متن مقصد میشود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|