زهرا محمدی سالاری،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مقیاسهای ارزیابی در میان ارزیابان ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) پرداخت. به نظر میرسد که محیطهای ارزیابی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی/زبان دوم (EFL/ESL) به طور قابل توجهی تحت تأثیر نظر شخصی گروههای ارزیابی قرار دارند. در نتیجه، بررسی واقعیتهای شیوههای ارزیابی در محیطهای EFL/ESL میتواند درک دقیقتری از نحوه نگرش و اجرای ارزیابی ارائه دهد. برای ارزیابی این موضوع، مطالعه حاضر یک نظرسنجی جامع در چارچوب ارزیابی نوشتاری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران انجام داد. یک مصاحبه هشت مادهای با دقت طراحی شد تا جنبههای مختلف وظیفه ارزیابی، از جمله مقیاس ارزیابی، را بررسی کند. جاکعه آماری این مطالعه متشکل از ده ارزیاب از دانشگاهها و مؤسسات مختلف در ایران، که همگی دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در آموزش زبان انگلیسی بودند، میباشد. ارزیابان در جلسات مصاحبه 40 دقیقهای شرکت کردند و مصاحبههای ضبطشده صوتی توسط پژوهشگر برای تجزیه و تحلیل کیفی رونویسی شدند. از طریق تجزیه و تحلیل محتوای دقیق دادههای مصاحبه، الگوهای کلی ظهور کردند. نتایج مصاحبهها با ارزیابان ایرانی نوشتار زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی نشان داد که مقیاس ارزیابی به معنای رایج آن وجود نداشت. در واقع، ارزیابان بر معیارهای درونیشده خود که از طریق سالها تمرین طولانی توسعه یافته بود، تکیه میکردند. بنابراین، مشروعیت زبان مادری در طراحی و توسعه مقیاسها برای زمینه EFL به چالش کشیده شد و بر عاملیت محلی در طراحی و توسعه مقیاس ارزیابی تأکید شد
دکتر حسین سیاه پوش، دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی الناز حسین پور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
چکیده
با توجه به اهمیت ارزیابی در آموزش زبان، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوهای ارزیابی پویا (Dynamic Assessment) بر استفاده زبانآموزان سطح متوسط زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) از فراگفتمانهای تعاملی و تعاملمحور در ارتباط با روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL صورت گرفت. شرکتکنندگان این مطالعه ۱۰۵ زبانآموز مؤسسه جهاد دانشگاهی اردبیل بودند. با استفاده از روش گمارش تصادفی، دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تشکیل شدند. بهمنظور سنجش روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT، طی هشت جلسه، گروه آزمایشی اول آموزش فراگفتمان تعاملی را با بهرهگیری از رویکردهای مداخلهای و تعاملگرا در ارزیابی پویا دریافت کرد، در حالیکه گروه آزمایشی دوم آموزش فراگفتمان تعاملمحور را با همان رویکردها تجربه نمود. گروه کنترل آموزش متعارف دریافت کرد. پس از اتمام دوره مداخله، نسخهای تعدیلشده از بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT بهعنوان پسآزمون برای تمامی شرکتکنندگان اجرا شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از آزمونهای کروسکال-والیس تحلیل گردید. نتایج نشاندهنده تفاوت معنادار میان گروهها از نظر روانی نوشتار بود. گروه مداخلهای عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت که نشان میدهد فراگفتمان تعاملی نقش مؤثری در ارتقای روانی نوشتار دارد. با این حال، در مورد نقش فراگفتمان تعاملمحور نیز هر دو گروه مداخلهای و تعاملگرا عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این یافتهها بیانگر آن است که ارزیابی پویا، فارغ از طبقهبندی آن، در بهبود روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT با در نظر گرفتن استفاده از فراگفتمان، نقش تسهیلگرانهای ایفا میکند. این مطالعه میتواند دلالتهای آموزشی مهمی برای معلمان، زبانآموزان، و برنامهریزان درسی به همراه داشته باشد.
دکتر اصغر مولوی نافچی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مطالعه ترکیبی به بررسی رابطه بین تعهد معلم و عدالت در کلاس در میان مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در ایران پرداخت و با بهرهگیری از رویکردهای کمی و کیفی، بینشهای جامعی ارائه داد. در مرحله کمی، ۱۹۸ معلم زبان انگلیسی از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس تعهد معلم زبان انگلیسی (ELTCS) و مقیاس عدالت معلم در کلاس (TCJS) سازهها مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معناداری (r = .777, p < .05) میان تعهد معلم و عدالت در کلاس وجود دارد که بر پیوستگی این دو سازه تأکید میکند. در مرحله کیفی، ۹ شرکتکننده به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته دادهها جمعآوری و بر اساس چارچوب تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) و با کمک نرمافزار NVivo تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که تعهد معلم، سازهای چندبعدی است که عوامل عاطفی، حرفهای و زمینهای در شکلگیری آن نقش دارند و مضامینی چون ارتباط عاطفی با تدریس، هویت حرفهای و انگیزه برای رشد به عنوان محرکهای کلیدی ظاهر شدند. عدالت در کلاس نیز چندبعدی تشخیص داده شد و شامل راهبردهای تحقق انصاف، چالشهای اجرایی و تأثیر آن بر روابط معلم و دانشآموز بود. تأثیرات فرهنگی نقش مهمی در شکلگیری ادراکات و عملکردهای معلمان در هر دو سازه ایفا کرد که بازتابدهنده بافت اجتماعی-فرهنگی کلاسهای EFL ایران است. این مطالعه بر رابطه متقابل میان تعهد معلم و عدالت در کلاس تأکید میکند و نشان میدهد که تقویت یکی به ارتقای دیگری منجر میشود. همچنین، بر اهمیت برنامههای آموزش معلم و سیاستهای نهادی که ابعاد اخلاقی و حرفهای تدریس را مدنظر قرار میدهند، تأکید مینماید و خواستار پژوهشهای آینده برای بررسی طولی و بین فرهنگی این پویشها است.
شادی کمالی راد،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
انگیزه یا فرهنگ دو مفهوم کلیدی در حوزه یادگیری زبان دوم هستند. با این حال، گنجاندن جنبههای انگیزشی و فرهنگی در برنامههای درسی مورد بررسی قرار نگرفته است. برای پر کردن شکاف موجود، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی بر درک مطلب زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) انجام شد. برای دستیابی به این اهداف، 40 شرکتکننده بزرگسال پیشرفته انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در حالی که گروه کنترل برنامه درسی سنتی معمول را بدون هیچ گونه تمرکزی بر آگاهی و انگیزه فرهنگی دریافت کردند، گروه آزمایش تحت آزمایشی قرار گرفت که شامل یک برنامه درسی انگیزشی و مبتنی بر فرهنگ بود. ابزار اصلی مطالعه حاضر، یک زیرآزمون درک مطلب از آزمون تافل سازمانی 2006 بود که شامل پنج متن بود. یافتهها نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی، درک مطلب شرکتکنندگان را افزایش میدهد. این یافتهها دارای پیامدهای آموزشی برای طراحان دوره و توسعهدهندگان مطالب درسی است.
تغرید السعد، محمدرضا هاشمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مطالعه حاضر به بررسی چالشهای اجرای برنامه درسی «انگلیسی برای عراق» در مدارس متوسطه عراق از دیدگاه مدرسان پرداخته است. ارزیابی این برنامه درسی با استفاده از مدل استافلبیم (CIPP) که شامل چهار مؤلفه بافت، درونداد، فرآیند و برونداد است، انجام شد. پنجاه مدرس زبان انگلیسی از طریق یک نظرسنجی آنلاین در این مطالعه شرکت کردند. نتایج نشان داد که مسائل مرتبط با آموزش معلمان، دسترسی به منابع و تناسب محتوای درسی با بافت محلی، اجرای موفق برنامه را بهطور چشمگیری مختل کرده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر محیط سیاسی-اجتماعی بر فرآیند اجراست. کفایت منابع آموزشی و اثربخشی روشهای تدریس بهکارگرفتهشده، مهمترین عوامل تعیینکننده موفقیت برنامه درسی تشخیص داده شدند. این پژوهش نتیجه میگیرد که اجرای پیشنهادات مبتنی بر بهبود آموزش معلمان و بومیسازی برنامه درسی متناسب با نیازهای دانشآموزان عراقی، گامی ضروری برای ارتقای کیفیت کلی آموزش زبان انگلیسی در عراق است.
سحر زاهد علوی، Dr محمدرضا قربانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
در محیطهای آموزشی، یک نگرانی رایج این است که آیا مواد آموزشی و ارزیابیها از نظر شناختی برای تقویت یادگیری عمیقتر همسو هستند یا خیر. این مطالعه، همسوسازی بین اهداف یادگیری ارائه شده در کتاب درسی و اهداف ارزیابی شده در آزمونهای پیشرفت تحصیلی استاندارد دانشگاهی در دانشگاه شیراز را با استفاده از طبقهبندی اصلاحشده بلوم (2001) به عنوان دیدگاه تحلیلی بررسی میکند. با استفاده از روش کدگذاری رزمجو و کاظمپورفرد (2012)، هم کتاب درسی و هم دو نسخه از آزمونهای پیشرفت تحصیلی مرتبط به طور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج، تسلط آشکار مهارتهای تفکر سطح پایین، به ویژه دانش واقعی در حوزههای به خاطر سپردن و فهمیدن را نشان داد. نکته قابل توجه این است که آزمونهای پیشرفت تحصیلی تا حد بیشتری نسبت به کتاب درسی بر فهمیدن تأکید داشتند. اگرچه کتاب درسی برخی از حوزههای شناختی سطح بالا (تحلیل، ارزیابی، خلق) را در بر میگرفت، اما این موارد به ندرت در آزمونها ظاهر میشدند. یافتهها به ناهماهنگی بین هدف آموزشی و تمرکز ارزیابی اشاره دارند و نگرانیهایی را در مورد عمق و اعتبار ابزارهای ارزیابی ایجاد میکنند. متغیرهای زمینهای مانند هدف آموزشی، مهارت زبانآموز و محدودیتهای برنامه درسی نیز ممکن است در این عدم تعادل نقش داشته باشند که مستلزم بررسی بیشتر است. این مطالعه بر نیاز طراحان ارزیابی برای اتخاذ موارد شناختی متنوعتر که منعکسکننده طیف کامل اهداف یادگیری تعبیه شده در مواد آموزشی باشند، تأکید میکند
فائزه متشکر، حسین بحری،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
این مطالعه به بررسی استراتژیهای نحوی و موضوعی توسط یک مدل ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، ChatGPT، در ترجمه ادبی انگلیسی به فارسی میپردازد. نظریه جابجایی خطی مونا بیکر (2011) با هدف ارزیابی این است که آیا و تا چه حد چهار استراتژی اصلی (تغییر صدا، تغییر فعل، اسمسازی و اضافه کردن) در متن تولید شده توسط هوش مصنوعی رخ میدهند. مجموعه دادهها شامل داستان کوتاه «اغتشاش در یک همسرائی محلی» اثر توماس هاردی و ترجمه کامل فارسی آن است که توسط ChatGPT تولید شده است. یک روش مقایسهای کیفی اتخاذ شد که در آن طرح بیکر به عنوان نقطه شروع تحلیل متن در نظر گرفته شد. چهل و چهار بخش شناسایی و بررسی شد که هر کدام استفاده از حداقل یکی از استراتژیهای ذکر شده را نشان میدهند. یافتهها نشان میدهد که ChatGPT به طور ضمنی از هر چهار استراتژی به طور قابل توجهی استفاده میکند: تغییر فعل (31.82٪)، تغییر صدا (27.27٪)، اسمسازی (22.73٪) و اضافه کردن (18.18٪). این نتایج ساختار موضوعی و انسجام ارتباطی را در بیشتر موارد حفظ کرد. این مطالعه ظرفیت ChatGPT را برای پاسخگویی به ترجمه کاربردی در ترجمه ادبی با وفاداری اصطلاحی، ریتمیک و بلاغی مشخص میکند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای بیکر نه تنها برای مترجمان انسانی، بلکه به عنوان ابزاری ارزشمند برای ارزیابی و پس از ویرایش ترجمههای هوش مصنوعی، به ویژه ادبیات نیز معتبر هستند.
فرنوش آهنگران، سنا جوانمرد قولنجی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر درصدد بود تا میزان پیشبینیکنندگی خودکارآمدی و ویژگیهای شخصیتی معلمان تازهکار و باتجربه ایرانی زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی در انگیزش تدریس آنان را با در نظر گرفتن نقش میانجی توانایی نوشتاریشان مشخص سازد. بدین منظور، پژوهشگران با بهرهگیری از روش نمونهگیری در دسترس، تعداد ۱۷۶ معلم تازهکار و ۱۵۹ معلم باتجربه زبان انگلیسی را از میان ۳۷ مؤسسه زبان در ارومیه (ایران) بهعنوان شرکتکنندگان انتخاب کردند. علاوه بر این، پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه انگیزش تدریس، پرسشنامه خودکارآمدی، پرسشنامه شخصیت و آزمون نوشتاری پژوهش طی یک دوره دو هفتهای در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. همچنین، پژوهشگران از چارچوبی معتبر برای ارزیابی عملکرد نوشتاری شرکتکنندگان بهره بردند. در نهایت، برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS نسخه ۲۴ و Amos نسخه ۲۲ استفاده شد. یافتهها نشان داد که خودکارآمدی و شخصیت معلمان تازهکار و باتجربه، پیشبینهای معناداری برای انگیزش تدریس آنان هستند. افزون بر این، توانایی نوشتاری آنان بهطور معناداری روابط میان خودکارآمدی، شخصیت و انگیزش تدریس را میانجیگری کرد. نتایج این پژوهش میتواند راهنماییهایی برای تربیت معلمان، طراحی برنامههای درسی و خود معلمان درخصوص نقش عوامل فردی معلمان در فرایند آموزش زبان فراهم آورد.
Ms مژگان مصطفوی، موسی احمدیان،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
با پیشرفت چشمگیر فناوری و نقش محوری آن، برخی از معلمان زبان انگلیسی به استفاده از فناوری در کلاسهای درس خود تمایل دارند. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر کشف رابطه بین استفاده از Anki توسط زبانآموزان و بهبود یادگیری واژگان آنها بود. تمرکز دیگر این مطالعه بررسی این موضوع است که زبانآموزان زبان انگلیسی از چه استراتژیهای یادگیری خودتنظیمی برای افزایش یادگیری واژگان خود از طریق استفاده از Anki استفاده میکنند. برای یافتن اینکه آیا آنها زبانآموزان را قادر میسازند تا یادگیری زبان خود را بهبود بخشند یا خیر. برای انجام این کار، یک نظرسنجی بین 60 دانشآموز جوان ایرانی 16 تا 20 ساله که دو گروه همگن از موسسه جهش مهاجران، اراک را تشکیل میدادند، انجام شد. مربی 120 کلمه هدف را از دو کتاب درسی سطح متوسط برای گروه آزمایش انتخاب کرد تا در کنار آموزش استراتژیهای خودتنظیمی، با استفاده از Anki تمرین کنند. گروه کنترل به کلاسهای عادی خود ادامه داد. هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون انجام دادند، در حالی که گروه آزمایش پس از برنامه، پرسشنامه MSLQ را نیز تکمیل کردند. پس از 14 جلسه درمانی، نمرات شرکتکنندگان با هم مقایسه شد. تجزیه و تحلیل کمی نشان داد که کاربران Anki در مقایسه با گروه کنترل، بهبود قابل توجهی در حفظ واژگان نشان دادند که نشاندهنده اثربخشی برنامه است. یافته دوم، نوع استراتژیهای یادگیری خودتنظیمی مورد استفاده توسط زبانآموزان برای بهبود یادگیری واژگان آنها را نشان داد. در نتیجه، استفاده از Anki میتواند به طور مؤثری یادگیری واژگان زبانآموزان EFL را افزایش دهد. این یافته نشان میدهد که معلمان TEFL باید ابزارهای یادگیری با کمک فناوری مانند Anki را در آموزش خود ادغام کنند و در عین حال دانشآموزان را در استراتژیهای خودتنظیمی راهنمایی کنند تا استقلال بیشتری را پرورش دهند. ترکیب تکنیکهای یادگیری خودتنظیمی با فناوریهای یادگیری مبتنی بر موبایل، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود حفظ واژگان و توسعه کلی زبان دانشآموزان EFL ارائه میدهد و در نهایت منجر به نتایج یادگیری موفقتر میشود.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
مصطفی شهیدی تبار، محمد امین مذهب، مطهره دقیقی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تبعیض در نظام آموزشی و برنامههای درسی محدود به گروههای محروم نیست و این موضوع در محتوای کتابهای درسی نیز مشهود است. نقش مهم کتابهای درسی در کلاسهای درس غیرقابل انکار است. در همین راستا، مطالعه حاضر کتابهای درسی زبان انگلیسی دبیرستانهای ایران با نامهای مجموعه «Vision» و «Prospect» و همچنین یکی از مجموعههای کتابهای درسی زبان انگلیسی بومیسازی شده در ایران، مجموعه «Eight» را با تمرکز بر تصاویر موجود در این کتابها بررسی کرد. در این مطالعه، تحلیل گفتمان انتقادی چندوجهی (MCDA)، که توسط ماچین و مایر (2012) پیشنهاد شده است، به عنوان چارچوب نظری برای بررسی انتقادی تصاویر موجود در این کتابهای درسی به کار گرفته شد. یافتههای این مطالعه نشان داد که نوعی از نئولیبرالیسم، آنطور که توسط فرکلاف (1993) مفهومسازی شده است، در این کتابها وجود دارد که پیامد آن به تصویر کشیدن مدارس مجلل و پر زرق و برق به جای مدارس معمولی است. این امر به نفع گروههای محروم نیست، زیرا آنها قادر به پرداخت هزینههای خصوصیسازی نیستند و به حمایت دولت وابسته هستند. علاوه بر این، در مجموعه «هشت»، تصاویر مبتنی بر فرهنگ زبان مقصد بیشتر مشاهده میشود. این امر میتواند توجه بیشتری را به تصاویری که ریشه در فرهنگ ایرانی دارند، جلب کند که به زبانآموزان کمک میکند تا محتوا را بهتر درک کنند و آن را برای آنها ملموستر سازد. این مطالعه میتواند پیشنهادهایی برای بهبود و ارتقای مجموعه «هشت» ارائه دهد.
قاسم بارانی، زینب هدایتی کتولی، محسن داورزنی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
معلمان نقش اصلی را در نظام های آموزشی دارند. معلمان به عنوان قلب هر سیستم آموزشی در معرض خطر فرسودگی شغلی و تداخلات خانوادگی بوده اند.این پایان نامه از نظریه حفظ منابع هابفول برای بررسی ارتباط تداخل کار با خانواده و تداخل خانواده با کار با فرسودگی شغلی در بین معلمان زبان انگلیسی در گلستان، ایران استفاده می کند. این مطالعه همچنین نقش تعدیلکننده هوش هیجانی (EI) را در رابطه بین تداخل کار/خانواده (WIF/FIW) و فرسودگی شغلی بررسی میکند. داده ها با استفاده از پرسشنامه از معلمان زبان انگلیسی مدرسه جمع آوری شد.شرکت کنندگان در این پژوهش 155 معلم زبان انگلیسی (62 مرد، زن = 93) در دبیرستان های ایران در استان گلستان بودند. این شرکت کنندگان در دسترس در محدوده سنی 23 تا 58 سال بودند و سال ها تجربه تدریس در مدارس مختلف دولتی و خصوصی در استان گلستان را داشتند. راهبرد نمونهگیری با نمونهگیری در دسترس ارائه شد. همچنین پرسشنامه ها توسط محقق جمع آوری و برای تجزیه و تحلیل بیشتر وارد نرم افزار PLS شد.این مطالعه از مدلسازی مسیر حداقل مربعات جزئی برای آزمایش اندازهگیری پیشنهادی و مدل ساختاری استفاده کرد. طراحی این پژوهش بر اساس طرح همبستگی کمی است که در مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) به کار رفته است. این مطالعه به عنوان روش تحقیق کمی مورد استفاده قرار می گیرد که در آن سه متغیر کمی مورد بررسی قرار گرفته و مشخص می کند که آیا بین آنها رابطه وجود دارد یا خیر. یافته ها نشان می دهد که WIF و FIW به طور مثبت با فرسودگی شغلی مرتبط هستند. ارتباط WIF قوی تر از FIW با فرسودگی شغلی بود. بین تداخل کار/خانواده و فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی معنادار آماری وجود دارد. همچنین بین تداخل خانواده/کار و فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد. از سوی دیگر، هوش هیجانی رابطه بین تعارض خانوادگی و کاری و فرسودگی شغلی را تعدیل نمی کند. این مطالعه مفاهیم مهمی را برای وزارت آموزش و پرورش و معلمان ارائه می دهد.
رضا نجاتی، مودت سعیدی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
چکیده
آموزش آنلاین به دلیل انعطافپذیری و دسترسپذیری گسترده رشد چشمگیری داشته است، اما مسئله تقلب و بیصداقتی علمی همچنان یکی از چالشهای اصلی به شمار میرود. آزمونهای بدون ناظر، بهویژه آزمونهای چندگزینهای، بیشتر در معرض تقلب قرار دارند و میتوانند اعتبار ارزشیابی دانشجویان را خدشهدار کنند.
این پژوهش به بررسی اثربخشی چند راهبرد ضدتقلب در آزمونهای چندگزینهای آنلاین بدون ناظر که از طریق سامانه مودل (Moodle) برگزار شدند، پرداخته است. برای این منظور، بخش درک مطلب آزمون TOEFL روی 608 دانشجو اجرا شد و راهبردهایی مانند محدودیت زمانی، بازه محدود دسترسی، جلوگیری از بازگشت به پرسشها و ارسال خودکار پاسخها آزمون شدند.
یافتهها نشان داد این تدابیر توانستند اعتبار آزمون را حفظ کرده و میزان تقلب را به حداقل برسانند؛ بهطوریکه کمتر از 4 درصد شرکتکنندگان نشانههایی از حدس تصادفی یا رفتار غیرصادقانه داشتند.
این نتایج نشان میدهد اجرای راهکارهای ساده اما هدفمند میتواند به شکل مؤثری یکپارچگی آزمونهای آنلاین بدون ناظر را تضمین کند.
نازنین اسدی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ترجمه ادبی، وسیلهای برای انتقال ارزشهای ایدئولوژیک از یک فرهنگ به فرهنگی دیگر است. این مقاله با انجام تحلیل گفتمان انتقادی بر دو فرامتن فارسی از رمان «یِ «چشمهایشان خدا را مینگریست» نوشته زورا نیل هرستون، چگونگی بازنمایی درونمایههای جنسیت و نژاد در این متن را توسط مترجمان مورد بررسی قرار میدهد. با بهکارگیری چارچوب یکپارچهای که توسط فرحزاد توسعه یافته، تحلیلهای گفتمان انتقادی سه بُعد هر فرامتن را بررسی میکنند: بُعد متنی، پیرامتنی و نشانهشناختی. یافتههای تحلیل تطبیقی گفتمان انتقادی نشان میدهد که فرامتن دولتآبادی، رویاروییجویانه بودن متن مبدأ را با استفاده از تعابیر ملایمکننده، تعمیم دادن اصطلاحات جنسیتی و خنثیسازی اصطلاحات نژادی تضعیف میکند. اگرچه این راهبرد فرصتهایی برای دسترسی فرهنگی بیشتر مخاطب فارسیزبان فراهم میآورد، اما همزمان نقدهای فمینیستی و ضدتبعیض نژادی اصلی اثر را تضعیف میکند. در مقابل، الهبخش بیواسطهگی، بافت جامعهزبانی و تنش ایدئولوژیک متن مبدأ را حفظ کرده است. تعهد الهبخش به متن مبدأ، از طریق استفاده از دستگاه گسترده علمی (مقدمه، پانوشتها و غیره) تقویت شده است. این پژوهش نشان میدهد که مترجمان نقشی مهم در واسطهگری ایدهها از طریق کار خود ایفا میکنند. مترجمان با تصمیمگیری درباره چگونگی ترجمه تکواژگان و طراحی جلد، تفسیر و پاسخ خوانندگان به پیام سیاسی متن را تغییر میدهند. این پژوهش بر ضرورت توجه اخلاقی بیشتر به تأثیرات عمل ترجمه بر چگونگی دگردیسی ادبیات در میان فرهنگها تأکید میکند.
فاطمه فضلعلی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تعامل بین هویت فرهنگی، هوش فرهنگی/ضریب فرهنگی (CQ) و آگاهی بین فرهنگی انتقادی (CIA) زبانآموزان زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) میپردازد. برای این منظور، 192 نفر زبان آموز زبان انگلیسی (122نفر از موسسه زبان و 70 نفر از دبیرستان) که 120 زن و 72 مرد بودند در سنین مختلف (35-17) از موسسات زبان و دبیرستان های مختلف شهر تهران در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس شفافیت هویت فرهنگی (Usborne & Taylor, 2010)، مقیاس هوش فرهنگی (Ang et al., 2007) و پرسشنامه آگاهی بین فرهنگی انتقادی (Susilo,2022) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که هویت فرهنگی و CQ زبان آموزان زبان انگلیسی به طور قابل توجهی با آگاهی بین فرهنگی انتقادی مرتبط است. علاوه بر این، CQ زبان آموزان EFL قوی ترین پیش بینی کننده آگاهی بین فرهنگی انتقادی است. علاوه بر این، یافته ها همچنین نشان داد که زبان آموزان زن زبان انگلیسی سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان مرد خود داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زبان آموزان زبان انگلیسی در موسسات زبان دارای سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان دبیرستانی بودند. نتایج میتواند برای سیاستگذاران، مدیران، مربیان و فراگیران زبان انگلیسی کمک کند تا تصویر بهتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA در محیطهای آموزشی EFL در ایران به دست آورند.
سارا عاشوری،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
افزایش محبوبیت ابزارهای نوشتاری مبتنی بر هوش مصنوعی، این پرسش را مطرح میکند که دانشآموزان چگونه منصفانه بودن بازخورد خودکار را درک میکنند، بهویژه در مقایسه با بازخورد معلم. درک عدالت در بازخورد، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. این مقاله به بررسی درک عدالت در بازخورد نوشتاری هوش مصنوعی در میان دانشآموزان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در مقایسه با بازخورد معلم و همچنین رابطه آن با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان پرداخته است. روش تحقیق کمی و از نوع درونگروهی بود و بر روی ۳۵ دانشآموز سطح B1 تا B2 زبان انگلیسی که در یک مؤسسه زبان ثبتنام کرده بودند، اجرا شد. از شرکتکنندگان خواسته شد یک تکلیف نوشتاری کوتاه انجام دهند و بازخورد معلم و بازخورد هوش مصنوعی دریافت کنند. سپس پرسشنامهای تکمیل کردند که ابعاد درک عدالت، درک سودمندی، درک سهولت استفاده و پذیرش (قصد استفاده) بازخورد هوش مصنوعی را اندازهگیری میکرد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t، همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بازخورد معلم بهطور معناداری منصفانهتر از بازخورد هوش مصنوعی درک شده است. با این حال، بازخورد هوش مصنوعی بهطور کلی ارزیابی مثبتی دریافت کرد. درک عدالت با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان مرتبط بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که پذیرش بازخورد هوش مصنوعی بهطور مشترک توسط درک عدالت، سودمندی و سهولت استفاده پیشبینی میشود، اما سودمندی قویترین پیشبین بهشمار میرود. یافتهها حاکی از آن است که بازخورد هوش مصنوعی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که به عنوان مکمل بازخورد معلم در آموزش نگارش زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمدامین مذهب، دکتر نرگس سردابی، محمدجواد رحیمیان،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چگونگی انعکاس کلمات احساسی در کتابهای درسی EFL (انگلیسی به عنوان زبان خارجی) میپردازد. این تحقیق بر روی دو مجموعه کتاب درسی، یعنی Touch Stone و Four Corners، تمرکز دارد و آنها را بر اساس کلمات احساسی ارزیابی میکند. برای بررسی تأثیر احساسی کتابهای درسی، از ابزارهای TagAnt و AntConc با استفاده از پایگاه داده کلمات انگلیسی اصطلاحات احساسی (EMOTE) نوشته دنیل گرون استفاده شد. کلمات احساسی با دامنه بالاتر از 5 و کمتر از 2 برای سنجش میزان احساسی بودن منعکس شده در کتابهای درسی مورد تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهد که مجموعه Touch Stone در مقایسه با Four Corners شامل دامنه بالاتری از کلمات احساسی است. در نهایت، نگرشها و تجربیات معلمان نسبت به کلمات احساسی ارائه شده از طریق مصاحبه با گروهی متمرکز از معلمان زبان انگلیسی بررسی شد.
زهرا وحدتی، دکتر حسین بحری،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چالشهای ترجمه طنز و ارجاعات فرهنگی در زیرنویسهای فارسی سریال «دختران طلایی»، فصل ۵، قسمت ۲۴ میپردازد. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل استراتژیهای ترجمه مورد استفاده در زیرنویسهای نیمه حرفهای فارسی و مقایسه آنها با ترجمههای تولید شده توسط هوش مصنوعی است تا مشخص شود که آیا از دست دادن لحن کمدی، رقیق شدن عناصر خاص فرهنگ و دشواری در انتقال کنایه، در محدودیتهای زیرنویس هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، همچنان ادامه دارد یا به طور متفاوتی آشکار میشود. این تجزیه و تحلیل، استراتژیهای رایج انسانی مانند اقتباس، حذف و بومیسازی مورد استفاده برای رسیدگی به این چالشها را آشکار میکند. یافتههای ما نشان میدهد که در حالی که ترجمههای هوش مصنوعی ممکن است به دقت و ثبات تحتاللفظی بیشتری دست یابند، اغلب در تکرار زمانبندی کمدی، تشخیص کنایههای ظریف و ایجاد جایگزینیهای فرهنگی متناسب با متن، شکست آشکارتری را نشان میدهند و به جای آن به طور پیشفرض به ترجمههای بیش از حد تحتاللفظی یا خنثی از نظر فرهنگی روی میآورند که طنز و ویژگی فرهنگی متن منبع را بیشتر کاهش میدهد. این مقاله راهحلهایی از جمله اقتباس فرهنگی، شفافسازی خلاقانه و گردشهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی را برای بهبود درک بیننده پیشنهاد میکند. یافتهها بر تعادل حیاتی بین وفادار ماندن به منبع و تضمین دسترسیپذیری برای مخاطب هدف در ترجمه سمعی و بصری تأکید میکنند و نقش غیرقابل جایگزین مداوم شهود فرهنگی و کمدی انسان را برجسته میسازند.
آقایض کوروش قهرمانی، دکتر حسین طالب زاده،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
واژههای نوظهور در جریان اصلی زبان پدیدار میشوند و به ویژه در ادبیات و پدیدههای نوین زندگی ما، جنبهای ضروری به شمار میآیند. این اصطلاحات نو که زاده ذهنهای خلاق هستند، غالباً معادل مشخصی در زبانهای دیگر ندارند و چالشهایی را برای مترجمان ایجاد میکنند. در حوزه مطالعات ترجمه، واژهسازیهای نو، به ویژه آنهایی که مرتبط با همهگیری کرونا هستند، توجه قابل ملاحظهای را به خود جلب کردهاند. این پژوهش بر «واژهسازیهای کرونایی» عامیانه و ترجمههای گردآوریشده از آنها توسط تون (2020) متمرکز است. با استفاده از منابع ارائهشده توسط english-corpora.org، فراوانی این واژههای نوظهور بررسی شد. پرسشنامهای حاوی گزینشی از پرکاربردترین این واژهها، به طور تصادفی انتخاب و بین بیستونه مترجم توزیع گردید تا رویکردهای ترجمهای آنها سنجیده شود. نتایج، بر پایه ردهبندی نیومارک (1988) طبقهبندی شد تا وضعیت عادیسازی معادلها مشخص گردد. راهبردهای بهکارگرفتهشده برای ترجمه نمونههای عادیسازیشده، با استفاده از چارچوب مولینا و آلبیر (2020) شناسایی شدند. یافتهها نشان میدهند که انواع مختلف واژهسازی نو، مانند آمیزهها و واژههای مشتقیافته، عموماً عادیسازی میشوند و این فرآیند عمدتاً از طریق ترجمه به آمیزهها صورت میپذیرد. اگرچه مترجمان از راهبردهای متنوعی مانند بسط و تعمیم استفاده میکنند، اما این راهبردها عموماً به عادیسازی منجر میشوند. با این حال، واژههای قدیمی با معانی جدید، بیشتر با بدترجمه یا حذف مواجه میشوند تا عادیسازی. در کل، آمیزهها بیشترین میزان عادیسازی را در میان انواع واژههای نوظهور نشان میدهند، درحالیکه واژههای قدیمی با معانی جدید، کمترین میزان عادیسازی را دارند.
دکتر الهه صادقی برزانی، خانم عاطفه نیک فخر،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در جهان جهانیشده امروز، ترجمه نقشی اساسی در نزدیکتر ساختن مردم سراسر جهان به یکدیگر ایفا میکند؛ چراکه آنان را با فرهنگهای یکدیگر آشنا میسازد. با این حال، ترجمه در برخی موارد ناممکن است یا گاه به دلیل وجود عناصر فرهنگی یا مفهومسازیهای وابسته به فرهنگ، به کاری بسیار دشوار برای مترجم تبدیل میشود.
پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی راهبردهای ترجمه بهکاررفته در برگردان نمونهای از عناصر فرهنگویژه (CSIs) در ترجمه انگلیسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر دولتآبادی پرداخته است. بدین منظور، ۴۶ عنصر فرهنگویژه از این رمان، بر اساس نمونهگیری هدفمند و تحلیل متنی در چارچوب زبانشناسی فرهنگی انتخاب شد. سپس، راهبردهای بهکاررفته در ترجمه این عناصر با بهرهگیری از طبقهبندی ترجمه نیومارک (۱۹۸۸) شناسایی و دستهبندی گردید.
یافتهها نشان داد که پرتکرارترین راهبردهای ترجمه عبارت بودند از «معادلیابی کارکردی»، «ترجمه تحتاللفظی» و «معادلیابی توصیفی». با این حال، موفقترین راهبرد، بهکارگیری «معادلیابی کارکردی» بود؛ زیرا این راهبرد موجب وفاداری بیشتر متن مقصد به متن مبدأ و حفظ تأثیر متن اصلی بر مخاطبان متن مقصد میشود.