254 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
اقای حسین مطشر، اقای فاضل امجد،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
چکیده
این مقاله، کاوشی انتقادی در زمینههای روانشناختی و سیاسی پس از جنگ که در کتاب «فراوانی» اثر دیوید هیر به تصویر کشیده شده است، با تأکید ویژه بر تعامل قدرت و مسیرهای سیاسی نوظهور ارائه میدهد. این مطالعه، با تکیه بر نظریه انتقال قدرت اورگانسکی، تأثیرات باقیمانده جنگ جهانی دوم بر شکلگیری هویت شخصی و تغییر پویایی قدرت را بررسی میکند. این تحقیق با استفاده از یک تحلیل فرهنگی تک موردی با محوریت شخصیت سوزان تراهرن، تنش بین آرمانگرایی زمان جنگ و سرخوردگی فراگیر دوره پس از جنگ را برجسته میکند. این مطالعه از طریق روشهای کیفی و تفسیری - با بهرهگیری از چارچوبهای روانشناسی سیاسی و تحلیل گفتمان انتقادی - روشهایی را که گسستهای اجتماعی-سیاسی، ذهنیت را بیثبات کرده و ساختارهای هژمونیک را مجدداً پیکربندی میکنند، آشکار میکند. یافتهها نشان میدهد که «فراوانی» فروپاشی انسجام ایدئولوژیک و پیامدهای روانشناختی دگرگونی ژئوپلیتیکی را مرحلهبندی میکند و در نهایت بحرانهای فردی را به عنوان بازتابهای علامتی از تجدید آرایشهای جهانی گستردهتر به تصویر میکشد.
رضا نجاتی، مودت سعیدی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
چکیده
آموزش آنلاین به دلیل انعطافپذیری و دسترسپذیری گسترده رشد چشمگیری داشته است، اما مسئله تقلب و بیصداقتی علمی همچنان یکی از چالشهای اصلی به شمار میرود. آزمونهای بدون ناظر، بهویژه آزمونهای چندگزینهای، بیشتر در معرض تقلب قرار دارند و میتوانند اعتبار ارزشیابی دانشجویان را خدشهدار کنند.
این پژوهش به بررسی اثربخشی چند راهبرد ضدتقلب در آزمونهای چندگزینهای آنلاین بدون ناظر که از طریق سامانه مودل (Moodle) برگزار شدند، پرداخته است. برای این منظور، بخش درک مطلب آزمون TOEFL روی 608 دانشجو اجرا شد و راهبردهایی مانند محدودیت زمانی، بازه محدود دسترسی، جلوگیری از بازگشت به پرسشها و ارسال خودکار پاسخها آزمون شدند.
یافتهها نشان داد این تدابیر توانستند اعتبار آزمون را حفظ کرده و میزان تقلب را به حداقل برسانند؛ بهطوریکه کمتر از 4 درصد شرکتکنندگان نشانههایی از حدس تصادفی یا رفتار غیرصادقانه داشتند.
این نتایج نشان میدهد اجرای راهکارهای ساده اما هدفمند میتواند به شکل مؤثری یکپارچگی آزمونهای آنلاین بدون ناظر را تضمین کند.
نیما یوسفی، دکتر مجید نعمتی، دکتر سید رضا دشتستانی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در حالی که مطالعات پیشین نشاندهنده تأثیر موسیقی بر یادگیری و یادآوری واژگان بودهاند، این پژوهش به بررسی تأثیر موسیقی سنتی به عنوان یک مدل ورودی بر یادگیری و یادآوری واژگان دشوار انگلیسی در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسطبهبالا میپردازد. هشتاد شرکتکننده در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه در معرض موسیقی غربی و دو گروه دیگر در معرض موسیقی سنتی ایرانی قرار گرفتند. هر گروه ابتدا پیشآزمون، سپس آموزش واژگان دشوار منتخب، و پس از آن پسآزمون و پسآزمون تأخیری را دریافت کرد. تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشاندهنده تأثیر اصلی معنادار زمان بر یادگیری و یادآوری واژگان بود. آمار توصیفی حاکی از آن بود که در هر دو آزمون فوری و تأخیری، عملکرد گروههای در معرض موسیقی غربی نسبت به گروههای در معرض موسیقی سنتی ایرانی ضعیفتر بود، هرچند تعامل معناداری بین زمان و نوع موسیقی مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهند که ورودی موسیقایی آشنا از نظر فرهنگی ممکن است تسهیلکننده یادگیری و یادآوری واژگان در بافتهای زبان دوم باشد. پیامدهای پژوهشی برای آموزش زبان و طراحی برنامه درسی مورد بحث قرار گرفتهاست.
فاطمه فضلعلی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی تعامل بین هویت فرهنگی، هوش فرهنگی/ضریب فرهنگی (CQ) و آگاهی بین فرهنگی انتقادی (CIA) زبانآموزان زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) میپردازد. برای این منظور، 192 نفر زبان آموز زبان انگلیسی (122نفر از موسسه زبان و 70 نفر از دبیرستان) که 120 زن و 72 مرد بودند در سنین مختلف (35-17) از موسسات زبان و دبیرستان های مختلف شهر تهران در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان مقیاس شفافیت هویت فرهنگی (Usborne & Taylor, 2010)، مقیاس هوش فرهنگی (Ang et al., 2007) و پرسشنامه آگاهی بین فرهنگی انتقادی (Susilo,2022) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که هویت فرهنگی و CQ زبان آموزان زبان انگلیسی به طور قابل توجهی با آگاهی بین فرهنگی انتقادی مرتبط است. علاوه بر این، CQ زبان آموزان EFL قوی ترین پیش بینی کننده آگاهی بین فرهنگی انتقادی است. علاوه بر این، یافته ها همچنین نشان داد که زبان آموزان زن زبان انگلیسی سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان مرد خود داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زبان آموزان زبان انگلیسی در موسسات زبان دارای سطوح بالاتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA نسبت به همتایان دبیرستانی بودند. نتایج میتواند برای سیاستگذاران، مدیران، مربیان و فراگیران زبان انگلیسی کمک کند تا تصویر بهتری از هویت فرهنگی، CQ و CIA در محیطهای آموزشی EFL در ایران به دست آورند.
سارا عاشوری،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
افزایش محبوبیت ابزارهای نوشتاری مبتنی بر هوش مصنوعی، این پرسش را مطرح میکند که دانشآموزان چگونه منصفانه بودن بازخورد خودکار را درک میکنند، بهویژه در مقایسه با بازخورد معلم. درک عدالت در بازخورد، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است. این مقاله به بررسی درک عدالت در بازخورد نوشتاری هوش مصنوعی در میان دانشآموزان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در مقایسه با بازخورد معلم و همچنین رابطه آن با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان پرداخته است. روش تحقیق کمی و از نوع درونگروهی بود و بر روی ۳۵ دانشآموز سطح B1 تا B2 زبان انگلیسی که در یک مؤسسه زبان ثبتنام کرده بودند، اجرا شد. از شرکتکنندگان خواسته شد یک تکلیف نوشتاری کوتاه انجام دهند و بازخورد معلم و بازخورد هوش مصنوعی دریافت کنند. سپس پرسشنامهای تکمیل کردند که ابعاد درک عدالت، درک سودمندی، درک سهولت استفاده و پذیرش (قصد استفاده) بازخورد هوش مصنوعی را اندازهگیری میکرد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t، همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بازخورد معلم بهطور معناداری منصفانهتر از بازخورد هوش مصنوعی درک شده است. با این حال، بازخورد هوش مصنوعی بهطور کلی ارزیابی مثبتی دریافت کرد. درک عدالت با پذیرش بازخورد هوش مصنوعی توسط دانشآموزان مرتبط بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که پذیرش بازخورد هوش مصنوعی بهطور مشترک توسط درک عدالت، سودمندی و سهولت استفاده پیشبینی میشود، اما سودمندی قویترین پیشبین بهشمار میرود. یافتهها حاکی از آن است که بازخورد هوش مصنوعی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که به عنوان مکمل بازخورد معلم در آموزش نگارش زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا اروجی، هومن بیژنی، محمدرضا اروجی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
از آنجایی که ارزیابی مهارت زبان شفاهی به قضاوت انسانی متکی است، ارزیابان نقش حیاتی در آزمون مبتنی بر عملکرد ایفا میکنند. در میان متغیرهای مرتبط با ارزیاب، تجربه ارزیابی توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. تحقیقات قبلی در مورد آموزش ارزیابان نشان داده است که ارزیابان بسیار سختگیر یا سهلگیر اغلب بیشترین سود را از آموزش میبرند که منجر به تغییر در رفتار ارزیابی میشود. با این حال، بسیاری از این مطالعات، FACETS را فقط برای یک یا دو جنبه اعمال کردهاند و به ندرت از طرحهای قبل و بعد از آموزش استفاده کردهاند. علاوه بر این، یافتههای تجربی متناقض بودهاند و هیچ مدرک روشنی در مورد اینکه آیا ارزیابان باتجربه یا بیتجربه، پایایی ارزیابی بیشتری را نشان میدهند، ارائه ندادهاند. مطالعه حاضر تأثیر آموزش ارزیابان را بر ارزیابان باتجربه و بیتجربه بررسی کرد. بیست ارزیاب، عملکرد شفاهی 200 آزموندهنده را قبل و بعد از شرکت در یک برنامه آموزشی ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که آموزش، ثبات ارزیابان را افزایش داده و سوگیری در استفاده از دستههای مقیاس ارزیابی را کاهش داده است. یافتهها همچنین نشان داد که با توجه به دشواری حذف کامل تنوع ارزیابان، آموزش ارزیابان باید به جای تمرکز انحصاری بر توافق بین ارزیابان، بهبود پایایی درون ارزیاب را در اولویت قرار دهد. هم ارزیابان باتجربه و هم ارزیابان بیتجربه پس از آموزش، کیفیت ارزیابی بهتری را نشان دادند. با این حال، مصححان بیتجربه دستاوردهای بیشتری نشان دادند. این نتایج نشان میدهد که مصححان بیتجربه نباید صرفاً به دلیل تجربه محدود از ارزیابی کنار گذاشته شوند. از آنجایی که مصححان بیتجربه از نظر هزینه نیز مقرونبهصرفهتر هستند، یافتهها حاکی از آن است که مسئولان برگزاری آزمون ممکن است از سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی مؤثر مصححان، سود بیشتری نسبت به تخصیص منابع قابل توجه به استخدام مصححان باتجربه ببرند.
نگین مسکوچی، دکتر محمدرضا هاشمی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
این مطالعه کیفی از چارچوب نظریه فعالیت برای بررسی درک زبانآموزان از مشارکت در یک محیط یادگیری زبان مبتنی بر فناوری استفاده میکند. شرکتکنندگان، زبانآموزان انگلیسی یک مؤسسه خصوصی زبان در تهران بودند که در دوران همهگیری کووید-۱۹ از طریق کلاسهای آنلاین با دانشآموزان شهرهای مختلف ایران کار میکردند. دادههای اصلی از طریق مشاهده کلاسهای برگزارشده در پلتفرم Adobe Connect و مصاحبه نیمهساختیافته با ۲۰ زبانآموز گردآوری شدند. این دادهها با استفاده از یک طرح مطالعه تایپولوژی دستهبندی شدند تا ابعاد مختلف مشارکت و عوامل تأثیرگذار بر آنها درک شده و دادهها توجیه شوند و همچنین تضادهای احتمالی در چارچوب نظریه فعالیت شناسایی گردند. یافتهها نشان داد که درک زبانآموزان از مشارکت و یادگیری زبان با الگوهای تعامل، پذیرش فناوری و کیفیت ارتباط در کلاسها مرتبط است. افزون بر این، تضادهایی در عناصر اصلی الگوهای تعامل و نحوه ادغام آنها با مشارکت و یادگیری زبان زبانآموزان شناسایی شد.
خانم عطرآگین سادات سعادتمند، دکتر منصور گنجی، دکتر علی بیکیان، دکتر ناهید یاراحمدزهی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
آزمون نوشتاری آیلتس عامل مهمی در تسهیل تحرک تحصیلی و حرفهای و موفقیت زبانآموزان زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی و دانشجویان غیرِرشتهانگلیسی در سراسر جهان است. این پژوهش از طریق یک مرور دامنهای، بهصورت نظاممند به شناسایی و دستهبندی مضامین اصلی پژوهشی، روندهای روششناختی، چالشهای زبانآموزان و راهکارهای پیشنهادی در ادبیات پیشین میپردازد. مطابق با دستورالعملهای اقلام ترجیحی گزارشدهی برای مرورهای نظاممند و فراتحلیلها (PRISMA)، مطالعات مرتبط با تمرین ۲ آزمون نوشتاری آیلتس از پایگاههای Google Scholar، Scopus، Web of Science و ResearchGate شناسایی و غربال شدند. از طریق یک فرایند غربالگری چندمرحلهای مبتنی بر معیارهای دقیق ورود و خروج، ۳۰ مطالعه داوریشده برای تحلیل نهایی محتوا انتخاب شد. برای شناسایی الگوهای تکرارشونده در زمینه مضامین، روششناسی، مسائل و راهکارها، تحلیل محتوای مضمونی با استفاده از کدگذاری باز دستی بر روی این مطالعات انجام گرفت. نتایج تحلیل پنج مضمون اصلی را نشان داد: ویژگیهای زبانی، انتقال میانزبانی، مداخلات آموزشی، ارزشیابی و اثر بازگشتی، و ارزیابی نوظهور مبتنی بر هوش مصنوعی. یافتهها نشان داد که پژوهشهای مرتبط با رایتینگ آیلتس عمدتاً از رویکرد کیفی استفاده میکنند و پس از آن، روشهای آمیخته قرار دارند؛ بهگونهای که از تحلیل پیکرهای، تحلیل گفتمان، پرسشنامهها و مداخلات کلاسی بهره میگیرند. بر اساس این مطالعات، داوطلبان بهطور مداوم با چالشهایی در زمینه دستور زبان، دامنه واژگانی، انسجام، انتقال زبان مادری و مدیریت تکلیف مواجه هستند، در حالی که راهکارهای پیشنهادی بر آموزش مبتنی بر ژانر، توجه به انشاهای نمونه، آموزش بلاغت تطبیقی، بازخورد متمرکز، آموزش راهبردها و ابزارهای تشخیصی مبتنی بر هوش مصنوعی تأکید دارند.
دکتر سجاد سپهری نیا، دکتر علی عرب مقرد،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
یک مزیت قابلتوجه مرتبط با بازخورد اصلاحی همتایان، فرصتی است که برای معلمان در جهت افزایش فرصتهای یادگیری و تمرین زبان فراهم میآورد. مطالعات حتی نقش تاثیرگذار و اثرگذاری بالاتر آن را در مقایسه با بازخورد ارائهشده توسط معلم برای یادگیری موثر به اثبات رساندهاند. با این حال، به نظر میرسد معلمان در استفاده از آن در کلاسهای خود محتاطانه عمل میکنند. یکی از نگرانیهای عمده آنان، تبعات عاطفی مرتبط با این منبع اصلاحی است. پژوهش حاضر تلاشی است برای روشنسازی زوایای پنهان درک معلمان از اصلاح همتایان با جستجوی دیدگاههای زبانآموزان و مقایسه آن با دیدگاههای معلمان. برای این منظور، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۱ مدرس ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و همچنین ۱۵۹ زبانآموز ایرانی در مورد مهمترین مسائل مطرحشده در ادبیات پژوهش در ارتباط با بازخورد اصلاحی همتایان انجام شد. مصاحبهها پیادهسازی و با استفاده از چارچوب تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۵) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تصورات نادرست معلمان درباره چگونگی واکنش زبانآموزان به اصلاح همتایان بود؛ در حالی که معلمان به دلیل ملاحظات عاطفی، نگرشی محافظهکارانه نسبت به اصلاح ارائهشده توسط همتایان داشتند، زبانآموزان آن را به عنوان منبعی موثر برای یادگیری مینگریستند و نگرانی اصلی آنان مرتبط با کیفیت بازخوردهای اصلاحی ارائهشده توسط همتایان بود. یافتهها دارای پیامدهای ارزشمندی برای مدرسان زبان و برنامههای توسعه حرفهای معلمان است.
دکتر محمدامین مذهب، دکتر نرگس سردابی، محمدجواد رحیمیان،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چگونگی انعکاس کلمات احساسی در کتابهای درسی EFL (انگلیسی به عنوان زبان خارجی) میپردازد. این تحقیق بر روی دو مجموعه کتاب درسی، یعنی Touch Stone و Four Corners، تمرکز دارد و آنها را بر اساس کلمات احساسی ارزیابی میکند. برای بررسی تأثیر احساسی کتابهای درسی، از ابزارهای TagAnt و AntConc با استفاده از پایگاه داده کلمات انگلیسی اصطلاحات احساسی (EMOTE) نوشته دنیل گرون استفاده شد. کلمات احساسی با دامنه بالاتر از 5 و کمتر از 2 برای سنجش میزان احساسی بودن منعکس شده در کتابهای درسی مورد تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهد که مجموعه Touch Stone در مقایسه با Four Corners شامل دامنه بالاتری از کلمات احساسی است. در نهایت، نگرشها و تجربیات معلمان نسبت به کلمات احساسی ارائه شده از طریق مصاحبه با گروهی متمرکز از معلمان زبان انگلیسی بررسی شد.
پرویز احمدی،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه کیفی بررسی کرد که چگونه مربیگری و تأمل میتواند واقعاً از توسعه دانش محتوای آموزشی (PCK) معلمان پیشخدمت زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در یک دانشگاه تربیت معلم دولتی در ایران پشتیبانی کند. این تحقیق که مبتنی بر یک الگوی تفسیری است، سعی در درک تجربیات زیسته هشت معلم پیشخدمت در سال آخر تحصیل در مقطع کارشناسی دارد. دادههای این مطالعه از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته، یادداشتهای تأملی و مشاهدات کلاسی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل سعی کرد از رویههای کدگذاری اشتراوس و کوربین پیروی کند. این شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. پس از تجزیه و تحلیل، پنج مضمون اصلی پدیدار شد: ادغام نظریه و عمل، تحول تأملی باورهای تدریس، تأثیر مربیگری بر هویت حرفهای، چالشهای موجود در برنامههای تربیت معلم و اهمیت همکاری همتایان و جوامع عملی. یافتهها به وضوح نشان داد که مربیگری و تأمل میتواند در کمک به معلمان پیشخدمت برای پیوند دادن نظریه تربیتی با کاربرد در کلاس درس، ایجاد استراتژیهای تدریس حساس به زمینه و کسب اعتماد به نفس در تصمیمات آموزشی آنها حیاتی باشد. با این حال، این مطالعه همچنین کاستیهای موجود در سیستم فعلی آموزش معلمان، مانند مربیگری مداوم ناکافی و فرصتهای محدود برای تأمل همتایان را برجسته کرد. این تحقیق نتیجه میگیرد که توسعه مربیگری ساختاریافته، تعامل تأملی و جوامع حرفهای مشارکتی میتواند دانش محتوایی معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی را تا حد زیادی تقویت کند و به از بین بردن شکاف بین تئوری و عمل که در آموزش معلمان ایران مشهود است، کمک کند.
زهرا وحدتی، دکتر حسین بحری،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چالشهای ترجمه طنز و ارجاعات فرهنگی در زیرنویسهای فارسی سریال «دختران طلایی»، فصل ۵، قسمت ۲۴ میپردازد. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل استراتژیهای ترجمه مورد استفاده در زیرنویسهای نیمه حرفهای فارسی و مقایسه آنها با ترجمههای تولید شده توسط هوش مصنوعی است تا مشخص شود که آیا از دست دادن لحن کمدی، رقیق شدن عناصر خاص فرهنگ و دشواری در انتقال کنایه، در محدودیتهای زیرنویس هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، همچنان ادامه دارد یا به طور متفاوتی آشکار میشود. این تجزیه و تحلیل، استراتژیهای رایج انسانی مانند اقتباس، حذف و بومیسازی مورد استفاده برای رسیدگی به این چالشها را آشکار میکند. یافتههای ما نشان میدهد که در حالی که ترجمههای هوش مصنوعی ممکن است به دقت و ثبات تحتاللفظی بیشتری دست یابند، اغلب در تکرار زمانبندی کمدی، تشخیص کنایههای ظریف و ایجاد جایگزینیهای فرهنگی متناسب با متن، شکست آشکارتری را نشان میدهند و به جای آن به طور پیشفرض به ترجمههای بیش از حد تحتاللفظی یا خنثی از نظر فرهنگی روی میآورند که طنز و ویژگی فرهنگی متن منبع را بیشتر کاهش میدهد. این مقاله راهحلهایی از جمله اقتباس فرهنگی، شفافسازی خلاقانه و گردشهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی را برای بهبود درک بیننده پیشنهاد میکند. یافتهها بر تعادل حیاتی بین وفادار ماندن به منبع و تضمین دسترسیپذیری برای مخاطب هدف در ترجمه سمعی و بصری تأکید میکنند و نقش غیرقابل جایگزین مداوم شهود فرهنگی و کمدی انسان را برجسته میسازند.
آقایض کوروش قهرمانی، دکتر حسین طالب زاده،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
واژههای نوظهور در جریان اصلی زبان پدیدار میشوند و به ویژه در ادبیات و پدیدههای نوین زندگی ما، جنبهای ضروری به شمار میآیند. این اصطلاحات نو که زاده ذهنهای خلاق هستند، غالباً معادل مشخصی در زبانهای دیگر ندارند و چالشهایی را برای مترجمان ایجاد میکنند. در حوزه مطالعات ترجمه، واژهسازیهای نو، به ویژه آنهایی که مرتبط با همهگیری کرونا هستند، توجه قابل ملاحظهای را به خود جلب کردهاند. این پژوهش بر «واژهسازیهای کرونایی» عامیانه و ترجمههای گردآوریشده از آنها توسط تون (2020) متمرکز است. با استفاده از منابع ارائهشده توسط english-corpora.org، فراوانی این واژههای نوظهور بررسی شد. پرسشنامهای حاوی گزینشی از پرکاربردترین این واژهها، به طور تصادفی انتخاب و بین بیستونه مترجم توزیع گردید تا رویکردهای ترجمهای آنها سنجیده شود. نتایج، بر پایه ردهبندی نیومارک (1988) طبقهبندی شد تا وضعیت عادیسازی معادلها مشخص گردد. راهبردهای بهکارگرفتهشده برای ترجمه نمونههای عادیسازیشده، با استفاده از چارچوب مولینا و آلبیر (2020) شناسایی شدند. یافتهها نشان میدهند که انواع مختلف واژهسازی نو، مانند آمیزهها و واژههای مشتقیافته، عموماً عادیسازی میشوند و این فرآیند عمدتاً از طریق ترجمه به آمیزهها صورت میپذیرد. اگرچه مترجمان از راهبردهای متنوعی مانند بسط و تعمیم استفاده میکنند، اما این راهبردها عموماً به عادیسازی منجر میشوند. با این حال، واژههای قدیمی با معانی جدید، بیشتر با بدترجمه یا حذف مواجه میشوند تا عادیسازی. در کل، آمیزهها بیشترین میزان عادیسازی را در میان انواع واژههای نوظهور نشان میدهند، درحالیکه واژههای قدیمی با معانی جدید، کمترین میزان عادیسازی را دارند.
دکتر الهه صادقی برزانی، خانم عاطفه نیک فخر،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در جهان جهانیشده امروز، ترجمه نقشی اساسی در نزدیکتر ساختن مردم سراسر جهان به یکدیگر ایفا میکند؛ چراکه آنان را با فرهنگهای یکدیگر آشنا میسازد. با این حال، ترجمه در برخی موارد ناممکن است یا گاه به دلیل وجود عناصر فرهنگی یا مفهومسازیهای وابسته به فرهنگ، به کاری بسیار دشوار برای مترجم تبدیل میشود.
پژوهش حاضر به شناسایی و ارزیابی راهبردهای ترجمه بهکاررفته در برگردان نمونهای از عناصر فرهنگویژه (CSIs) در ترجمه انگلیسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر دولتآبادی پرداخته است. بدین منظور، ۴۶ عنصر فرهنگویژه از این رمان، بر اساس نمونهگیری هدفمند و تحلیل متنی در چارچوب زبانشناسی فرهنگی انتخاب شد. سپس، راهبردهای بهکاررفته در ترجمه این عناصر با بهرهگیری از طبقهبندی ترجمه نیومارک (۱۹۸۸) شناسایی و دستهبندی گردید.
یافتهها نشان داد که پرتکرارترین راهبردهای ترجمه عبارت بودند از «معادلیابی کارکردی»، «ترجمه تحتاللفظی» و «معادلیابی توصیفی». با این حال، موفقترین راهبرد، بهکارگیری «معادلیابی کارکردی» بود؛ زیرا این راهبرد موجب وفاداری بیشتر متن مقصد به متن مبدأ و حفظ تأثیر متن اصلی بر مخاطبان متن مقصد میشود.