[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
آمار نشریه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
شناسنامه نشریه
ju صاحب امتیاز
دانشگاه خوارزمی
ju مدیر مسئول
دکتر محمودرضا عطائی
ju سردبیر
دکتر حسین طالب‌زاده
شاپای‌چاپی:   1735-1634
شاپای‌الکترونیکی: 8560-3115
..
پایگاه‌های نمایه‌کننده
پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
مؤسسه استنای علوم و پایش علم و فناوری (ISC)
گوگل اسکالر
پرتال جامع علوم انسانی
سیویلیکا
نورمگز
مگیران
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
254 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

دکتر ملک زیبا مهری نژاد، دکتر محمد خطیب،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

گرچه تعدادی از تحقیقات بر روی ارتباط بعضی از متغیرهای پیچیدگی شناختی تکلیف و عملکرد زبانی یادگیرنده ها تمرکز کرده اند، تاثیر همزمان سه ترکیب مختلف از استدلال فضایی و دو تکلیف به عنوان دو متغیر پیچیدگی شناختی تکلیف بر روی درک شنیداری که تمرکز اصلی این تحقیق بود تا الان بررسی نشده است. یک طرح  درون آزمودنی  ها استفاده شد برای مقایسه کردن میزان درک شنیداری شرکت کننده ها از تکلیف های ساده ، پیچیده و خیلی پیچیده. طرح دوم یا طرح  بین آزمودنی ها استفاده شد تا عملکرد شرکت کننده ها با سطح زبانی بالا با عملکرد شرکت کننده ها با سطح زبانی پایین در تکلیف های ساده ، پیچیده و خیلی پیچیده رو با هم مقایسه کرد. تست تعیین سطح  زبان آکسفورد به دانشجویان دختر در دانشگاه غیر انتفاعی تهران داده شد تا شرکت کننده ها با سطح زبان بالاو پایین انتخاب شوند. تکلیف ساده تکی و بدون نیاز به استدلال فضایی، تکلیف پیچیده دوتایی و بدون نیاز به استدلال فضایی و تکلیف خیلی پیچیده دوتایی و نیازمند به استدلال فضایی به ترتیب توسط سی و یک شرکت کننده با سطح زبانی بالا و پایین انجام شدند. نتیجه آزمون فریدمن نشان داد که عملکرد شرکت کننده ها در سه تکلیف با سطوح پیچیدگی شناختی متفاوت فرق معنی دار دارد. بر اساس نتایج آزمون های  یومن ویتنی ، ویلکاکسون رتبه علامت دار، بونفرونی و تجزیه و تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر،بین عملکرد زبان آموزان با سطح زبانی بالا و پایین در تکالیف با پیچیدگی شناختی متفاوت فرق معنی داری وجود داشت. یافته های این تحقیق می تواند معلم های زبان دوم و طراحان تکلیف رو در طرح کردن و چیدن تکالیف برای زبان آموزان کمک کند.
 
خانم Aysen Chokani، دکتر Hossein Navidinia،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

The current study examines the interplay of Iranian EFL teachers' assessment literacy and self-efficacy. Therefore, firstly, it sought to examine whether these variables are significantly correlated. Secondly, it attempted to probe the demographic factors potentially influencing teachers' assessment literacy. To achieve this aim, a sample comprising 100 Iranian EFL teachers participated in this study by simultaneously filling out two questionnaires: Tschannen Moran and Hoy's (2001) teachers' self-efficacy scale and an abridged version of Teachers' Conceptions of Assessment Inventory-III (TCoA), validated by Brown (2006). The findings obtained from the study indicated a statistically significant relationship between Iranian EFL teachers' assessment literacy and their perceived self-efficacy, thereby highlighting the interconnectedness of these constructs within the context of educational practice. Furthermore, among the demographic variables examined (participants' gender, level of education, field of study, and age), teachers' assessment literacy is most significantly influenced by their level of education, suggesting a strong link between educational background and assessment competencies. The implications of these results for English language teachers are discussed.
 
Shahrbanoo Parichehreh، Zari Sadat Seyyedrezaei، Ghasem Barani، Omid Mazandarani،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 

This investigation examined the effect of BigBlueButton and formative assessment strategies (Mind Dump and Word Journal) on Iranian EFL students’ directed motivational currents (DMCs). Having utilized a quasi-experimental design, it was conducted among 90 out of 120 participants selected via convenience sampling. Quick Placement test was distributed to 120 students from English Translation and Literature at Sari and Qaemshahr branches of Azad University. 90 Iranian sophomore students were chosen and divided randomly into control, Face-to-Face, and BigBlueButton groups. Students in each experimental group (N=30) (Face-to-Face and BigBlueButton) were split into two subgroups (Mind Dump and Word Journal). Students in the experimental groups were taught narrative writing with instructional embedded formative assessment strategies, whereas students in the control group were taught without using these strategies and with traditional teaching methods. To gauge students’ DMCs, DMC Disposition Questionnaire was utilized. Students were distributed the questionnaire once at the outset and once at the end of the course. The results of Quade Nonparametric Analysis of Covariance indicated DMCs of Iranian EFL students using Mind Dump and Word Journal in BigBlueButton significantly improved compared to their counterparts implementing these strategies in Face-to-Face and those who did not use these strategies in the Control group.

  
زهرا محمدی سالاری،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مقیاس‌های ارزیابی در میان ارزیابان ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) پرداخت. به نظر می‌رسد که محیط‌های ارزیابی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی/زبان دوم (EFL/ESL) به طور قابل توجهی تحت تأثیر نظر شخصی گروه‌های ارزیابی قرار دارند. در نتیجه، بررسی واقعیت‌های شیوه‌های ارزیابی در محیط‌های EFL/ESL می‌تواند درک دقیق‌تری از نحوه نگرش و اجرای ارزیابی ارائه دهد. برای ارزیابی این موضوع، مطالعه حاضر یک نظرسنجی جامع در چارچوب ارزیابی نوشتاری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران انجام داد. یک مصاحبه هشت‌ ماده‌ای با دقت طراحی شد تا جنبه‌های مختلف وظیفه ارزیابی، از جمله مقیاس ارزیابی، را بررسی کند. جاکعه آماری این مطالعه متشکل از ده ارزیاب از دانشگاه‌ها و مؤسسات مختلف در ایران، که همگی دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در آموزش زبان انگلیسی بودند، میباشد. ارزیابان در جلسات مصاحبه 40 دقیقه‌ای شرکت کردند و مصاحبه‌های ضبط‌شده صوتی توسط پژوهشگر برای تجزیه و تحلیل کیفی رونویسی شدند. از طریق تجزیه و تحلیل محتوای دقیق داده‌های مصاحبه، الگوهای کلی ظهور کردند. نتایج مصاحبه‌ها با ارزیابان ایرانی نوشتار زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی نشان داد که مقیاس ارزیابی به معنای رایج آن وجود نداشت. در واقع، ارزیابان بر معیارهای درونی‌شده خود که از طریق سال‌ها تمرین طولانی توسعه یافته بود، تکیه می‌کردند. بنابراین، مشروعیت زبان مادری در طراحی و توسعه مقیاس‌ها برای زمینه EFL به چالش کشیده شد و بر عاملیت محلی در طراحی و توسعه مقیاس ارزیابی تأکید شد
دکتر حسین سیاه پوش، دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی الناز حسین پور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

چکیده
با توجه به اهمیت ارزیابی در آموزش زبان، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوهای ارزیابی پویا (Dynamic Assessment) بر استفاده زبان‌آموزان سطح متوسط زبان انگلیسی به‌عنوان زبان خارجی (EFL) از فراگفتمان‌های تعاملی و تعامل‌محور در ارتباط با روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL صورت گرفت. شرکت‌کنندگان این مطالعه ۱۰۵ زبان‌آموز مؤسسه جهاد دانشگاهی اردبیل بودند. با استفاده از روش گمارش تصادفی، دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تشکیل شدند. به‌منظور سنجش روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT، طی هشت جلسه، گروه آزمایشی اول آموزش فراگفتمان تعاملی را با بهره‌گیری از رویکردهای مداخله‌ای و تعامل‌گرا در ارزیابی پویا دریافت کرد، در حالی‌که گروه آزمایشی دوم آموزش فراگفتمان تعامل‌محور را با همان رویکردها تجربه نمود. گروه کنترل آموزش متعارف دریافت کرد. پس از اتمام دوره مداخله، نسخه‌ای تعدیل‌شده از بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT به‌عنوان پس‌آزمون برای تمامی شرکت‌کنندگان اجرا شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون‌های کروسکال-والیس تحلیل گردید. نتایج نشان‌دهنده تفاوت معنادار میان گروه‌ها از نظر روانی نوشتار بود. گروه مداخله‌ای عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت که نشان می‌دهد فراگفتمان تعاملی نقش مؤثری در ارتقای روانی نوشتار دارد. با این حال، در مورد نقش فراگفتمان تعامل‌محور نیز هر دو گروه مداخله‌ای و تعامل‌گرا عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این یافته‌ها بیانگر آن است که ارزیابی پویا، فارغ از طبقه‌بندی آن، در بهبود روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT با در نظر گرفتن استفاده از فراگفتمان، نقش تسهیل‌گرانه‌ای ایفا می‌کند. این مطالعه می‌تواند دلالت‌های آموزشی مهمی برای معلمان، زبان‌آموزان، و برنامه‌ریزان درسی به همراه داشته باشد.
 

دکتر اصغر مولوی نافچی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

این مطالعه ترکیبی به بررسی رابطه بین تعهد معلم و عدالت در کلاس در میان مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در ایران پرداخت و با بهره‌گیری از رویکردهای کمی و کیفی، بینش‌های جامعی ارائه داد. در مرحله کمی، ۱۹۸ معلم زبان انگلیسی از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقیاس تعهد معلم زبان انگلیسی (ELTCS) و مقیاس عدالت معلم در کلاس (TCJS) سازه‌ها مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت معناداری (r = .777, p < .05) میان تعهد معلم و عدالت در کلاس وجود دارد که بر پیوستگی این دو سازه تأکید می‌کند. در مرحله کیفی، ۹ شرکت‌کننده به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته داده‌ها جمع‌آوری و بر اساس چارچوب تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) و با کمک نرم‌افزار NVivo تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که تعهد معلم، سازه‌ای چندبعدی است که عوامل عاطفی، حرفه‌ای و زمینه‌ای در شکل‌گیری آن نقش دارند و مضامینی چون ارتباط عاطفی با تدریس، هویت حرفه‌ای و انگیزه برای رشد به عنوان محرک‌های کلیدی ظاهر شدند. عدالت در کلاس نیز چندبعدی تشخیص داده شد و شامل راهبردهای تحقق انصاف، چالش‌های اجرایی و تأثیر آن بر روابط معلم و دانش‌آموز بود. تأثیرات فرهنگی نقش مهمی در شکل‌گیری ادراکات و عملکردهای معلمان در هر دو سازه ایفا کرد که بازتاب‌دهنده بافت اجتماعی-فرهنگی کلاس‌های EFL ایران است. این مطالعه بر رابطه متقابل میان تعهد معلم و عدالت در کلاس تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که تقویت یکی به ارتقای دیگری منجر می‌شود. همچنین، بر اهمیت برنامه‌های آموزش معلم و سیاست‌های نهادی که ابعاد اخلاقی و حرفه‌ای تدریس را مدنظر قرار می‌دهند، تأکید می‌نماید و خواستار پژوهش‌های آینده برای بررسی طولی و بین فرهنگی این پویش‌ها است.
شادی کمالی راد،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

انگیزه یا فرهنگ دو مفهوم کلیدی در حوزه یادگیری زبان دوم هستند. با این حال، گنجاندن جنبه‌های انگیزشی و فرهنگی در برنامه‌های درسی مورد بررسی قرار نگرفته است. برای پر کردن شکاف موجود، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی بر درک مطلب زبان‌آموزان ایرانی زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) انجام شد. برای دستیابی به این اهداف، 40 شرکت‌کننده بزرگسال پیشرفته انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در حالی که گروه کنترل برنامه درسی سنتی معمول را بدون هیچ گونه تمرکزی بر آگاهی و انگیزه فرهنگی دریافت کردند، گروه آزمایش تحت آزمایشی قرار گرفت که شامل یک برنامه درسی انگیزشی و مبتنی بر فرهنگ بود. ابزار اصلی مطالعه حاضر، یک زیرآزمون درک مطلب از آزمون تافل سازمانی 2006 بود که شامل پنج متن بود. یافته‌ها نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر انگیزش و افزایش آگاهی فرهنگی، درک مطلب شرکت‌کنندگان را افزایش می‌دهد. این یافته‌ها دارای پیامدهای آموزشی برای طراحان دوره و توسعه‌دهندگان مطالب درسی است.
حامد بادپا،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مهم‌ترین مشکل زبان‌آموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیام‌هایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکت‌کنندگان شامل ۱۵ زبان‌آموز پیش‌متوسط و ۱۴ زبان‌آموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبت‌نام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبان‌آموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخ‌هایی برای هر دو سوال ارائه شود. دسته‌های کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقه‌بندی‌های ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقه‌بندی‌های تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژی‌های مورد استفاده توسط آزمودنی‌ها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبان‌آموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که زبان‌آموزان در هر دو سطح پیش‌متوسط و متوسط، بیشتر به پرکننده‌ها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژی‌هایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانه‌سازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که زبان‌آموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژی‌های ارتباطی پایه مانند پرکننده‌ها و تغییر رمز متکی هستند که نشان‌دهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان می‌دهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارت‌های ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
تغرید السعد، محمدرضا هاشمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مطالعه حاضر به بررسی چالش‌های اجرای برنامه درسی «انگلیسی برای عراق» در مدارس متوسطه عراق از دیدگاه مدرسان پرداخته است. ارزیابی این برنامه درسی با استفاده از مدل استافل‌بیم (CIPP) که شامل چهار مؤلفه بافت، درون‌داد، فرآیند و برون‌داد است، انجام شد. پنجاه مدرس زبان انگلیسی از طریق یک نظرسنجی آنلاین در این مطالعه شرکت کردند. نتایج نشان داد که مسائل مرتبط با آموزش معلمان، دسترسی به منابع و تناسب محتوای درسی با بافت محلی، اجرای موفق برنامه را به‌طور چشمگیری مختل کرده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر محیط سیاسی-اجتماعی بر فرآیند اجراست. کفایت منابع آموزشی و اثربخشی روش‌های تدریس به‌کارگرفته‌شده، مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده موفقیت برنامه درسی تشخیص داده شدند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که اجرای پیشنهادات مبتنی بر بهبود آموزش معلمان و بومی‌سازی برنامه درسی متناسب با نیازهای دانش‌آموزان عراقی، گامی ضروری برای ارتقای کیفیت کلی آموزش زبان انگلیسی در عراق است.


سحر زاهد علوی، Dr محمدرضا قربانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

در محیط‌های آموزشی، یک نگرانی رایج این است که آیا مواد آموزشی و ارزیابی‌ها از نظر شناختی برای تقویت یادگیری عمیق‌تر همسو هستند یا خیر. این مطالعه، همسوسازی بین اهداف یادگیری ارائه شده در کتاب درسی و اهداف ارزیابی شده در آزمون‌های پیشرفت تحصیلی استاندارد دانشگاهی در دانشگاه شیراز را با استفاده از طبقه‌بندی اصلاح‌شده بلوم (2001) به عنوان دیدگاه تحلیلی بررسی می‌کند. با استفاده از روش کدگذاری رزمجو و کاظم‌پورفرد (2012)، هم کتاب درسی و هم دو نسخه از آزمون‌های پیشرفت تحصیلی مرتبط به طور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج، تسلط آشکار مهارت‌های تفکر سطح پایین، به ویژه دانش واقعی در حوزه‌های به خاطر سپردن و فهمیدن را نشان داد. نکته قابل توجه این است که آزمون‌های پیشرفت تحصیلی تا حد بیشتری نسبت به کتاب درسی بر فهمیدن تأکید داشتند. اگرچه کتاب درسی برخی از حوزه‌های شناختی سطح بالا (تحلیل، ارزیابی، خلق) را در بر می‌گرفت، اما این موارد به ندرت در آزمون‌ها ظاهر می‌شدند. یافته‌ها به ناهماهنگی بین هدف آموزشی و تمرکز ارزیابی اشاره دارند و نگرانی‌هایی را در مورد عمق و اعتبار ابزارهای ارزیابی ایجاد می‌کنند. متغیرهای زمینه‌ای مانند هدف آموزشی، مهارت زبان‌آموز و محدودیت‌های برنامه درسی نیز ممکن است در این عدم تعادل نقش داشته باشند که مستلزم بررسی بیشتر است. این مطالعه بر نیاز طراحان ارزیابی برای اتخاذ موارد شناختی متنوع‌تر که منعکس‌کننده طیف کامل اهداف یادگیری تعبیه شده در مواد آموزشی باشند، تأکید می‌کند
فائزه متشکر، حسین بحری،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

این مطالعه به بررسی استراتژی‌های نحوی و موضوعی توسط یک مدل ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، ChatGPT، در ترجمه ادبی انگلیسی به فارسی می‌پردازد. نظریه جابجایی خطی مونا بیکر (2011) با هدف ارزیابی این است که آیا و تا چه حد چهار استراتژی اصلی (تغییر صدا، تغییر فعل، اسم‌سازی و اضافه کردن) در متن تولید شده توسط هوش مصنوعی رخ می‌دهند. مجموعه داده‌ها شامل داستان کوتاه «اغتشاش در یک همسرائی محلی» اثر توماس هاردی و ترجمه کامل فارسی آن است که توسط ChatGPT تولید شده است. یک روش مقایسه‌ای کیفی اتخاذ شد که در آن طرح بیکر به عنوان نقطه شروع تحلیل متن در نظر گرفته شد. چهل و چهار بخش شناسایی و بررسی شد که هر کدام استفاده از حداقل یکی از استراتژی‌های ذکر شده را نشان می‌دهند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ChatGPT به طور ضمنی از هر چهار استراتژی به طور قابل توجهی استفاده می‌کند: تغییر فعل (31.82٪)، تغییر صدا (27.27٪)، اسم‌سازی (22.73٪) و اضافه کردن (18.18٪). این نتایج ساختار موضوعی و انسجام ارتباطی را در بیشتر موارد حفظ کرد. این مطالعه ظرفیت ChatGPT را برای پاسخگویی به ترجمه کاربردی در ترجمه ادبی با وفاداری اصطلاحی، ریتمیک و بلاغی مشخص می‌کند. این امر نشان می‌دهد که استراتژی‌های بیکر نه تنها برای مترجمان انسانی، بلکه به عنوان ابزاری ارزشمند برای ارزیابی و پس از ویرایش ترجمه‌های هوش مصنوعی، به ویژه ادبیات نیز معتبر هستند.
دکتر ابراهیم سامانی، دکتر محمد رحیم بهلولی، دکتر عبدالحسین حیدری،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

همه‌گیری کووید-۱۹ دانشگاه‌های سراسر جهان را مجبور کرد تا سیستم‌های مدیریت یادگیری (LMS) را به عنوان رسانه اصلی برای آموزش از راه دور اضطراری اتخاذ کنند. در حالی که این پلتفرم‌ها تداوم آموزش را تضمین می‌کردند، بسیاری از دانشجویان با چالش‌های قابل توجه فناوری، آموزشی و مرتبط با عدالت مواجه شدند که تجربیات یادگیری آنها را محدود می‌کرد. این مطالعه با استفاده از داده‌های کیفی از نظرات ۲۴۹ دانشجوی ایرانی در طول همه‌گیری، موانع و فرصت‌های استفاده از LMS را بررسی می‌کند. تجزیه و تحلیل موضوعی، مسائل تکراری مانند اتصال ناپایدار اینترنت، مشکلات آپلود تکالیف، سواد دیجیتال محدود، پشتیبانی ناکافی استاد درس و دسترسی ناعادلانه به منابع دیجیتال را نشان داد. دانشجویان همچنین از افزایش حجم کار، عدم بازخورد و خستگی عاطفی خبر دادند. با این حال، برخی از مزایای شناسایی شده، بهبود مهارت‌های دیجیتال، انعطاف‌پذیری در یادگیری و فرصت‌هایی برای مطالعه خودآموز بودند. این مطالعه فراتر از مستندسازی این چالش‌های دوره اضطراری، نشان می‌دهد که چگونه صدای دانشجویان می‌تواند راهنمایی ارزشمندی برای توسعه آموزش دیجیتال پس از همه‌گیری ارائه دهد. یافته‌ها بر اهمیت سیاست‌های نهادی، استراتژی‌های عدالت دیجیتال و آموزش پاسخگو به فرهنگ در شکل‌دهی آموزش عالی پایدار و فراگیر تأکید می‌کند. این تحقیق با برجسته کردن تجربیات دانش‌آموزان، به بحث‌های جاری در مورد چگونگی تقویت تاب‌آوری توسط مدل‌های یادگیری ترکیبی و تلفیقی و تضمین مشارکت معنادار در محیط‌های یادگیری دیجیتال آینده کمک می‌کند.
 
فرنوش آهنگران، سنا جوانمرد قولنجی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

پژوهش حاضر درصدد بود تا میزان پیش‌بینی‌کنندگی خودکارآمدی و ویژگی‌های شخصیتی معلمان تازه‌کار و باتجربه ایرانی زبان انگلیسی به‌عنوان زبان خارجی در انگیزش تدریس آنان را با در نظر گرفتن نقش میانجی توانایی نوشتاری‌شان مشخص سازد. بدین منظور، پژوهشگران با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس، تعداد ۱۷۶ معلم تازه‌کار و ۱۵۹ معلم باتجربه زبان انگلیسی را از میان ۳۷ مؤسسه زبان در ارومیه (ایران) به‌عنوان شرکت‌کنندگان انتخاب کردند. علاوه بر این، پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی، پرسشنامه انگیزش تدریس، پرسشنامه خودکارآمدی، پرسشنامه شخصیت و آزمون نوشتاری پژوهش طی یک دوره دو هفته‌ای در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت. همچنین، پژوهشگران از چارچوبی معتبر برای ارزیابی عملکرد نوشتاری شرکت‌کنندگان بهره بردند. در نهایت، برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۴ و Amos نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که خودکارآمدی و شخصیت معلمان تازه‌کار و باتجربه، پیش‌بین‌های معناداری برای انگیزش تدریس آنان هستند. افزون بر این، توانایی نوشتاری آنان به‌طور معناداری روابط میان خودکارآمدی، شخصیت و انگیزش تدریس را میانجی‌گری کرد. نتایج این پژوهش می‌تواند راهنمایی‌هایی برای تربیت معلمان، طراحی برنامه‌های درسی و خود معلمان درخصوص نقش عوامل فردی معلمان در فرایند آموزش زبان فراهم آورد.
آقا پرویز احمدی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

گذار سریع به آموزش آنلاین در طول همه‌گیری کووید-۱۹، نیاز به بررسی آمادگی و تجربیات معلمان پیش‌خدمت با آموزش دیجیتال را برجسته کرده است. این مطالعه کیفی، دیدگاه‌های ۱۵ معلم پیش‌خدمت زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در مقطع کارشناسی و یک گروه متمرکز متشکل از ۵ مربی معلم در یک دانشگاه دولتی در سنندج، استان کردستان، ایران را بررسی کرد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل موضوعی برای شناسایی الگوهای کلیدی در شایستگی فناوری، ادغام آموزشی، مشارکت دانش‌آموزان و پشتیبانی حرفه‌ای تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مشارکت شرکت‌کنندگان با پلتفرم‌های آنلاین تا حد زیادی ناشی از ضرورت بوده است، به طوری که چالش‌های اولیه در عملیات فنی و سازگاری درس به تدریج جای خود را به اعتماد به نفس و استقلال فزاینده می‌دهد. با وجود توسعه مهارت‌های عملی، بسیاری از معلمان پیش‌خدمت با چالش‌هایی در طراحی درس‌های تعاملی، حفظ انگیزه دانش‌آموزان و پرداختن به محدودیت‌های زیرساختی مواجه شدند. مربیان معلم بر اهمیت مربیگری، تمرین تأملی و راهنمایی ساختاریافته در ایجاد آمادگی آموزشی تأکید کردند. این مطالعه همچنین شکافی را در آماده‌سازی متناسب با شرایط در ایران، به ویژه در مورد حمایت نهادی و توسعه حرفه‌ای متناسب برای آموزش دیجیتال، برجسته کرد. مفاهیم ضمنی نشان می‌دهند که برنامه‌های آموزش معلمان باید آموزش تجربی، مربیگری مداوم و استراتژی‌های حساس به زمینه را برای پر کردن شکاف بین شایستگی فنی و آموزش آنلاین مؤثر، ادغام کنند. این تحقیق به درک عوامل مؤثر بر آمادگی معلمان پیش‌خدمت برای آموزش زبان آنلاین کمک می‌کند و توصیه‌های عملی برای ارتقای آموزش معلمان در محیط‌های دیجیتالی ارائه می‌دهد.
Ms مژگان مصطفوی، موسی احمدیان،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

با پیشرفت چشمگیر فناوری و نقش محوری آن، برخی از معلمان زبان انگلیسی به استفاده از فناوری در کلاس‌های درس خود تمایل دارند. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر کشف رابطه بین استفاده از Anki توسط زبان‌آموزان و بهبود یادگیری واژگان آنها بود. تمرکز دیگر این مطالعه بررسی این موضوع است که زبان‌آموزان زبان انگلیسی از چه استراتژی‌های یادگیری خودتنظیمی برای افزایش یادگیری واژگان خود از طریق استفاده از Anki استفاده می‌کنند. برای یافتن اینکه آیا آنها زبان‌آموزان را قادر می‌سازند تا یادگیری زبان خود را بهبود بخشند یا خیر. برای انجام این کار، یک نظرسنجی بین 60 دانش‌آموز جوان ایرانی 16 تا 20 ساله که دو گروه همگن از موسسه جهش مهاجران، اراک را تشکیل می‌دادند، انجام شد. مربی 120 کلمه هدف را از دو کتاب درسی سطح متوسط ​​برای گروه آزمایش انتخاب کرد تا در کنار آموزش استراتژی‌های خودتنظیمی، با استفاده از Anki تمرین کنند. گروه کنترل به کلاس‌های عادی خود ادامه داد. هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون انجام دادند، در حالی که گروه آزمایش پس از برنامه، پرسشنامه MSLQ را نیز تکمیل کردند. پس از 14 جلسه درمانی، نمرات شرکت‌کنندگان با هم مقایسه شد. تجزیه و تحلیل کمی نشان داد که کاربران Anki در مقایسه با گروه کنترل، بهبود قابل توجهی در حفظ واژگان نشان دادند که نشان‌دهنده اثربخشی برنامه است. یافته دوم، نوع استراتژی‌های یادگیری خودتنظیمی مورد استفاده توسط زبان‌آموزان برای بهبود یادگیری واژگان آنها را نشان داد. در نتیجه، استفاده از Anki می‌تواند به طور مؤثری یادگیری واژگان زبان‌آموزان EFL را افزایش دهد. این یافته نشان می‌دهد که معلمان TEFL باید ابزارهای یادگیری با کمک فناوری مانند Anki را در آموزش خود ادغام کنند و در عین حال دانش‌آموزان را در استراتژی‌های خودتنظیمی راهنمایی کنند تا استقلال بیشتری را پرورش دهند. ترکیب تکنیک‌های یادگیری خودتنظیمی با فناوری‌های یادگیری مبتنی بر موبایل، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود حفظ واژگان و توسعه کلی زبان دانش‌آموزان EFL ارائه می‌دهد و در نهایت منجر به نتایج یادگیری موفق‌تر می‌شود.
دکتر سیمین عنبرشاهی، اسما بقال قربانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

این مطالعه نقش محوری تلفن‌های همراه را در آموزش برجسته می‌کند و به‌ویژه بر فراگیری واژگان در کلاس‌های معاصراااد EFL/ESL از طریق دو کاربرد آموزشی شاخص تمرکز دارد. برای اطمینان از همگنی نمونه، از میان ۲۷۰ زبان‌آموز اولیه، تعداد ۱۸۰ زبان‌آموز در سطح متوسط بر اساس نمرات آزمون NELSON و صرفاً افرادی که نمرات آنان در بازه‌ی یک انحراف معیار بالاتر یا پایین‌تر از میانگین قرار داشت، انتخاب شدند. پس از آن، آزمون مقیاس دانش واژگان (VKS) به‌منظور سنجش میزان تسلط اولیه شرکت‌کنندگان بر واژگان اجرا شد. سپس شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی در سه گروه جای گرفتند: دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل. یکی از گروه‌های آزمایشی از برنامه English Vocabulary Builder و گروه آزمایشی دیگر از برنامه VocAPP English Flashcards استفاده کرد. پس از دوره مداخله، تمامی شرکت‌کنندگان یک پس‌آزمون یکسان را برای ارزیابی یادگیری واژگان تکمیل کردند. شش روز پس از مداخله نیز یک پس‌آزمون دوم برای سنجش نگهداشت واژگان اجرا شد. تحلیل داده‌های گردآوری‌شده نشان داد زبان‌آموزانی که از برنامه VocAPP English Flashcards استفاده کردند، به‌طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به سایر گروه‌ها کسب کردند. این نتایج نشان‌دهنده تأثیر آماری معنادار این برنامه بر نگهداشت بلندمدت واژگان بوده و منجر به رد فرضیه صفر سوم شد. این نتیجه همچنین بیانگر وجود تفاوت معنادار میان دو برنامه است؛ تفاوتی که ممکن است ناشی از رابط کاربری کاربرپسند برنامه VocAPP English Flashcards و بهره‌گیری آن از امکان ساخت فلش‌کارت به‌عنوان راهبردی نوآورانه و جذاب در یادگیری واژگان باشد..
 
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

تعداد کمی از نمایشنامه‌نویسان به گستردگی و تطبیق‌پذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافته‌اند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوه‌هایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدی‌هایی که به شاه‌کشی و اقتدار سلطنتی می‌پرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامه‌های «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته می‌شود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونه‌ای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراق‌آمیز ارائه می‌دهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه می‌دهد. این مقاله با به‌کارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی می‌کند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر می‌کند و آشکار می‌سازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
مصطفی شهیدی تبار، محمد امین مذهب، مطهره دقیقی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

تبعیض در نظام آموزشی و برنامه‌های درسی محدود به گروه‌های محروم نیست و این موضوع در محتوای کتاب‌های درسی نیز مشهود است. نقش مهم کتاب‌های درسی در کلاس‌های درس غیرقابل انکار است. در همین راستا، مطالعه حاضر کتاب‌های درسی زبان انگلیسی دبیرستان‌های ایران با نام‌های مجموعه «Vision» و «Prospect» و همچنین یکی از مجموعه‌های کتاب‌های درسی زبان انگلیسی بومی‌سازی شده در ایران، مجموعه «Eight» را با تمرکز بر تصاویر موجود در این کتاب‌ها بررسی کرد. در این مطالعه، تحلیل گفتمان انتقادی چندوجهی (MCDA)، که توسط ماچین و مایر (2012) پیشنهاد شده است، به عنوان چارچوب نظری برای بررسی انتقادی تصاویر موجود در این کتاب‌های درسی به کار گرفته شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد که نوعی از نئولیبرالیسم، آنطور که توسط فرکلاف (1993) مفهوم‌سازی شده است، در این کتاب‌ها وجود دارد که پیامد آن به تصویر کشیدن مدارس مجلل و پر زرق و برق به جای مدارس معمولی است. این امر به نفع گروه‌های محروم نیست، زیرا آنها قادر به پرداخت هزینه‌های خصوصی‌سازی نیستند و به حمایت دولت وابسته هستند. علاوه بر این، در مجموعه «هشت»، تصاویر مبتنی بر فرهنگ زبان مقصد بیشتر مشاهده می‌شود. این امر می‌تواند توجه بیشتری را به تصاویری که ریشه در فرهنگ ایرانی دارند، جلب کند که به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا محتوا را بهتر درک کنند و آن را برای آنها ملموس‌تر سازد. این مطالعه می‌تواند پیشنهادهایی برای بهبود و ارتقای مجموعه «هشت» ارائه دهد.
eهانیه شریعتی، دکتر حسین طالب زاده،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مطالعه حاضر مراحل انجام‌شده در فاز نخست یک پروژه بزرگتر با هدف سنجش شایستگی عمل‌شناختی زبان‌آموزان ایرانی زبان انگلیسی را گزارش می‌کند که بر ویژگی‌های (بی‌)ادبی در زبان دوم متمرکز است. برای این منظور، یک آزمون تکمیل گفتمان چندگزینه‌ای (MDCT) بر پایه موقعیت‌های موجود در دو وب‌کمیک منتشرشده اخیر طراحی شد. ابتدا، انواع و فراوانی راهبردهای (بی‌)ادبی زبان دوم موجود در این وب‌کمیک‌ها از طریق تحلیل گفتمان مشخص گردید. سپس، موقعیت‌های مشابهی با آن‌چه در وب‌کمیک‌ها وجود داشت، بر اساس یک جدول مشخصات تدوین‌شده توسط پژوهشگران طراحی شد. پرسشنامه (بی‌)ادبی طراحی‌شده ابتدا توسط تعدادی از گویشوران بومی زبان انگلیسی پیش‌آزمون شد و بر اساس نظرات و پیشنهادهای آن‌ها بهبود یافت. در نهایت، نسخه نهایی پرسشنامه، یعنی آزمون تکمیل گفتمان طراحی‌شده، بر روی چند زبان‌آموز ایرانی برای پیش‌آزمون نهایی اجرا گردید. مراحل انجام‌شده و یافته‌های هر مرحله، به تفصیل گزارش و بحث شده‌است.


قاسم بارانی، زینب هدایتی کتولی، محسن داورزنی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

معلمان نقش اصلی را در نظام های آموزشی دارند. معلمان به عنوان قلب هر سیستم آموزشی در معرض خطر فرسودگی شغلی و تداخلات خانوادگی بوده اند.این پایان نامه از نظریه حفظ منابع هابفول برای بررسی ارتباط تداخل کار با خانواده و تداخل خانواده با کار با فرسودگی شغلی در بین معلمان زبان انگلیسی در گلستان، ایران استفاده می کند. این مطالعه همچنین نقش تعدیل‌کننده هوش هیجانی (EI) را در رابطه بین تداخل کار/خانواده (WIF/FIW) و فرسودگی شغلی بررسی می‌کند. داده ها با استفاده از پرسشنامه از معلمان زبان انگلیسی  مدرسه جمع آوری شد.شرکت کنندگان در این پژوهش 155 معلم زبان انگلیسی (62 مرد، زن = 93) در دبیرستان های ایران در استان گلستان بودند. این شرکت کنندگان در دسترس در محدوده سنی 23 تا 58 سال بودند و سال ها تجربه تدریس در مدارس مختلف دولتی و خصوصی در استان گلستان را داشتند. راهبرد نمونه‌گیری با نمونه‌گیری در دسترس ارائه شد. همچنین پرسشنامه ها توسط محقق جمع آوری و برای تجزیه و تحلیل بیشتر وارد نرم افزار PLS شد.این مطالعه از مدل‌سازی مسیر حداقل مربعات جزئی برای آزمایش اندازه‌گیری پیشنهادی و مدل ساختاری استفاده کرد. طراحی این پژوهش بر اساس طرح همبستگی کمی است که در مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) به کار رفته است. این مطالعه به عنوان روش تحقیق کمی مورد استفاده قرار می گیرد که در آن سه متغیر کمی مورد بررسی قرار گرفته و مشخص می کند که آیا بین آنها رابطه وجود دارد یا خیر. یافته ها نشان می دهد که WIF و FIW به طور مثبت با فرسودگی شغلی مرتبط هستند. ارتباط WIF قوی تر از FIW با فرسودگی شغلی بود. بین تداخل کار/خانواده و فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی معنادار آماری وجود دارد. همچنین بین تداخل خانواده/کار و فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد. از سوی دیگر، هوش هیجانی رابطه بین تعارض خانوادگی و کاری و فرسودگی شغلی را تعدیل نمی کند. این مطالعه مفاهیم مهمی را برای وزارت آموزش و پرورش و معلمان ارائه می دهد.
 

صفحه 12 از 13     

Iranian Journal of Applied Linguistics
Persian site map - English site map - Created in 0.1 seconds with 47 queries by YEKTAWEB 4741