[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
آمار نشریه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
::
شناسنامه نشریه
ju صاحب امتیاز
دانشگاه خوارزمی
ju مدیر مسئول
دکتر محمودرضا عطائی
ju سردبیر
دکتر حسین طالب‌زاده
شاپای‌چاپی:   1735-1634
شاپای‌الکترونیکی: 8560-3115
..
پایگاه‌های نمایه‌کننده
پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
مؤسسه استنای علوم و پایش علم و فناوری (ISC)
گوگل اسکالر
پرتال جامع علوم انسانی
سیویلیکا
نورمگز
مگیران
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
14 نتیجه برای Ahmadi

علی ر ضا احمدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده

هدف این مقاله  بررسی و مقایسه ی میزان پایایی دو روش خود ارزیابی و ارزیابی هم نوعان بود. بدین منظور سی دانشجوی سال دوم رشته ی آموزش زبان انگلیسی برای این مطالعه انتخاب شدند. در طول چند هفته اول ترم دانشجویان با نحوه ی ارزیابی مهارت گفتاری با استفاده از مقیاس ارزیابی مهارت گفتاری آشنا شدند. سپس در هفته های هشتم و نهم ترم از آنها خواسته شد تا به ارزیابی مهارت گفتاری خود و دیگر همکلاسی هایشان بپردازند. همین روند در هفته ها ی پانزدهم و شانزدهم ترم نیز تکرار شد. نتایج تحقیق حاکی از وجود یک رابطه ی معنا دار در هفته های هشتم و نهم و عدم وجود رابطه ی معنا دار در هفته های پانزدهم و شانزدهم بین نمرات بدست آمده از خود ارزیابی و ارزیابی هم نوعان بود. همچنین مشخص شد که هم خود ارزیابی وهم ارزیابی هم نوعان از  پایایی معنا داری در طول ترم برخوردار بودند اما میزان این پایایی در مورد ارزیابی هم نوعان بسیار بیشتر بود. 
موسی احمدیان، حمید رضا یادگاری،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده

تحقیق حاضر می­کوشد تا تاثیرعامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی بر توانش راهبردی یادگیرندگان زبان انگلیسی در  "ارتباط ارجاعی نوشتاری" را بررسی نماید. منظور از توانش راهبردی، دانش و توانایی کاربرد راهبردهای جبرانی در حل مسئله ارتباطی است که یادگیرندگان زبان با آنها روبرو هستند. فرضیه تحقیق عبارت است از: رابطه­ای بین عامل شخصیتی "برونگرایی/درونگرایی" و استفاده از راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری یادگیرندگان زبان انگلیسی وجود ندارد. برای آزمودن فرضیه، بیست و پنج دانشجوی برونگرا و بیست و پنج دانشجوی درونگرا که بر­اساس آزمون بسندگی میشیگان (1997)، در سطح زبانی متوسط بالا بودند از میان هفتاد دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه اراک انتخاب گردیدند. در هر گروه، از هر­آزمودنی خواسته شد تا فعالیتهای ارتباطی داده شده را برای دانشجوی دیگری با تقریبا همان سطح بسندگی زبانی بصورت کتبی شرح دهد به طوری که دانشجوی خواننده بتواند با توضیحات وی تصویر یا کلمه مورد نظر را انتخاب کند وبنویسد. آنگاه با استفاده از جدول طبقه بندی راهبردهای جبرانی انواع راهبردهایی که دانشجویان در ارتباط نوشتاری بکار برده بودند مشخص گردید. سپس راهبردهای جبرانی گروههای برونگرا و درونگرا طی محاسبه آماری "آزمون تی" با هم مقایسه شدند. نتیجه­ی تحقیق نشان داد که  درونگراها از راهبردهای مفهومی بیشتری نسبت به برونگراها استفاده کرده و برونگراها راهبردهای تعاملی و "ترانویسی و استفاده از کلمات هم معنی" (به عنوان راهبردهای زبانشناختی) را نسبت به­درونگراها بیشتربکار برده­اند. در واقع، یافته ها حاکی از آن است که بین عامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی و استفاده از برخی راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری رابطه وجود دارد. این نکته می­تواند برای معلمان، برنامه ریزان درسی و محققان حائز اهمیت باشد. کاربردهای یافته های تحقیق در آموزش زبان بحث شده است.  
محمد خطیب، محمد احمدی صفا،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

مطالعات مبتنی بر دیدگاه اجتماعی –  فرهنگی که به بررسی چگونگی توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین می پردازند به تازگی توجه پژوهشگران حیطه اکتساب و آموزش زبان دوم را به خود جلب نموده و در این میان نقش مفاهیمی چون «همیاری»و « حیطه تحول تدریجی» در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین از جمله زمینه های در خور توجه است. مطالعه حاضر به بررسی میزان اثرگذاری کمک همیاران ارشد در حیطه تحول تدریجی  ، همیاران هم سطح ، ونیز آموزگاران بدون توجه به حیطه تحول تدریجی بر توسعه کاربرد شناسی زبان می پردازد. در این مطالعه هشتاد و پنج دانشجوی رشته زبان انگلیسی شرکت نموده اند که از این تعداد 27 نفر مرد و 58 نفر  زن بودند که در قالب سه گروه گواه و یک گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه های گواه یا به یکی از روشهای همیاری مستقیم  و غیرمستقیم در حیطه تحول تدریجی توسط همیاران ارشد خود و یا  توسط همیاران هم سطح خود و بدون توجه به حیطه تحول تدریجی در انجام فعالیتهای زبانی یاری می شدند. شرکت کنندگان گروه کنترل نیز کمک های معلم خویش را که بدون توجه به حیطه تحول تدریجی آنان ارایه می شد دریافت می کردند. این مطالعه نشان می دهد که کمک و همیاری مستقیم و غیرمستقیم همیاران ارشد در حیطه تحول تدریجی زبان آموزان نسبت به دو نوع دیگر همیاری که بدون توجه به حیطه تحول تدریجی از طرف همیاران هم سطح و معلم ارایه می شد در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین نقش موثرتری دارد . کمک همیاران هم سطح نیز پس از همیاری مستقیم و غیر مستقیم همیاران ارشد در رتبه سوم تاثیر گذاری بر توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین و تشکیل حیطه تحول تدریجی قرار می گیرد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اشکال مختلف همیاری به طور نسبی در توسعه کاربرد شناسی زبان بینابین زبان آموزان انگلیسی موثر می باشد. 
عبدالحسین احمدی، رضا غفارثمر، مسعود یزدانی مقدم،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده

این تحقیق به بررسی تأثیر فعالیت های تمرکزی(focused tasks) بر روی پیشرفت توانش کاربردی زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجه پرداخته است. بدین منظور، محققین تأثیر آگاهی انگیزی  (Consciousness Raising) به عنوان یک فعالیت ورود محور واملاء-انشاء)  Dictogloss که یک فعالیت مشارکتی تولیدی محسوب می گردد) را به عنوان یک فعالیت تولید محور مورد مقایسه قرار داده اند. در آغاز، 147 زبان آموز انگلیسی ایرانی با شرکت در مطالعه، محققین را در ساخت ابزار تحقیق یعنی پرسشنامه درک، تستهای تشخیص و تولید یاری نمودند. در همین راستا، 43 بومی آمریکایی انگلیسی زبان برای ساختن تست تشخیص و مواد آموزشی برای انجام تحقیق دعوت به همکاری شدند. برای انجام تحقیق، 60 زبان آموز انگلیسی فارسی زبان بر اساس نمراتشان درآزمون سطح آکسورد (2004) به دو گروه همگن تقسیم گردیدند. این گروهها به طور تصادفی در یکی از شرایط آموزشی آگاهی انگیزی به عنوان یک فعالیت ورود محور و املاء-انشاء به عنوان یک فعالیت تولید محور قرار گرفتند. این دو فعالیت  برای ارائه آموزش به مدت هشت جلسه مورد استفاده قرار گرفتند. براساس نتایج پرسشنامه و تستها، تأثیر آموزش(از پیش آزمون تا پس آزمون اول) و زمان (از پس آزمون اول تا پس آزمون دوم)  باعث تفاوت معناداری  بین دو گروه نگردید. نتایج پرسشنامه و تستها نشانگر پیشرفت معنادار شرکت کنندگان در هر دو فعالیت در پس آزمون اول و دوم نسبت به پیش آزمون میباشد. شرکت کنندگان در هر دو فعالیت توانستند تأثیر مثبت آموزش را در پس آزمون دوم بر روی پرسشنامه درک و تست تولید حفظ نمایند. اما در مورد تست تشخیص، شرکت کنندگان در فعالیت تولید محور نتوانستند تأثیر مثبت آموزش را در پس آزمون دوم حفظ نمایند.
منصور توکلی، علیرضا احمدی، مریم بحرانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده

تحقیق حاضر تلاشی است در جهت بررسی نقشی که آشنایی با ژانر در عملکرد فراگیران زبان انگلیسی به
ایفا می کند. این تحقیق همچنین (C-test) و تک (cloze) عنوان زبان خارجی در دو نوع آزمون کلوز
سعی در روشن ساختن این موضوع دارد که آیا آزمون تک همانند آزمون کلوز توانایی زبان را مورد سنجش
قرار می دهد؟ شرکت کنندگان در این تحقیق پنجاه و یک دانشجوی کارشناسی رشته زبان و ادبیات
انگلیسی دانشگاه اصفهان با سطح زبانی متوسط بودند. داده های این تحقیق طی دو جلسه درسی جمع
آوری شد. در اولین جلسه، شرکت کنندگان دردو آزمون نو ساخته کلوز با ژانر آشنا (ادبی) و ناآشنا
(سیاسی) شرکت کردند.در جلسه دوم نیز، شرکت کنندگان دو آزمون تک نو ساخته با ژانر آشنا (ادبی) و
ناآشنا (سیاسی) را پشت سر گذاشتند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آشنایی با ژانر بر روی عملکرد
فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در هر دو آزمون کلوز و تک تاثیر معنا داری دارد. نتایج
حاصله همچنین حاکی از تعامل معنا دار بین آزمون کلوز به عنوان آزمون سنجش توانایی زبان و آزمون
تک با ژانر یکسان بود.
محمد احمدی صفا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات  هوش هیجانی  به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد –  را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در  مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه  «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین  بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص  نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد. 
معصومه احمدی شیرازی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

تحقیق کنونی به ارائه چگونگی ساخت ، پردازش، و استفاده از لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر می پردازد. هدف این لیست ارتقاء پایایی ارزیابی نوشتار مصححان هم به صورت فردی و هم گروهی می باشد. لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر متشکل از 68 سوال است که در برگیرنده پنج جزء تشکیل دهنده نوشتار شامل محتوا، سازمان دهی، نحو، واژگان، و سجاوندی می باشد. با استفاده از این لیست و سوالات مربوط، هشت مصحح به ارزیابی نوشتار 20 نفر از انگلیسی آموزان فارسی زبان پرداختند. همزمان، از مصححان خواسته شد که همین 20 نوشتار را از طریق روش ارزیابی نوشتار کلی نگر تافل تصحیح کنند تا بتوان به مقایسه دو روش کلی نگر و جزئی نگر پرداخت. برای کنکاش پایایی فردی و گروهی مصححان، روش های آماری مختلفی شامل ضریب همبستگی، مدل راش ساده و چند وجهی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر شاخص پایایی بالاتری را هم به صورت فردی و هم گروهی در مقایسه با ارزیابی کلی نگر ایجاد می کند. تحقیقاتی که در آینده انجام خواهد گرفت، با در نظر گرفتن تعداد مصححان بیشتر و آزمودنی های تحقیق، اعتبار بیشتری بر تاثیر ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر در مقایسه با ارزیابی نوشتار کلی نگر را کسب خواهد کرد.  
Faeze Safari، Alireza Ahmadi،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده

.
، ، ،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده


، ،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده


Mohammad Ahmadi Safa، Matin Sadat Mirebrahim،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده


آقا پرویز احمدی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

گذار سریع به آموزش آنلاین در طول همه‌گیری کووید-۱۹، نیاز به بررسی آمادگی و تجربیات معلمان پیش‌خدمت با آموزش دیجیتال را برجسته کرده است. این مطالعه کیفی، دیدگاه‌های ۱۵ معلم پیش‌خدمت زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در مقطع کارشناسی و یک گروه متمرکز متشکل از ۵ مربی معلم در یک دانشگاه دولتی در سنندج، استان کردستان، ایران را بررسی کرد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل موضوعی برای شناسایی الگوهای کلیدی در شایستگی فناوری، ادغام آموزشی، مشارکت دانش‌آموزان و پشتیبانی حرفه‌ای تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مشارکت شرکت‌کنندگان با پلتفرم‌های آنلاین تا حد زیادی ناشی از ضرورت بوده است، به طوری که چالش‌های اولیه در عملیات فنی و سازگاری درس به تدریج جای خود را به اعتماد به نفس و استقلال فزاینده می‌دهد. با وجود توسعه مهارت‌های عملی، بسیاری از معلمان پیش‌خدمت با چالش‌هایی در طراحی درس‌های تعاملی، حفظ انگیزه دانش‌آموزان و پرداختن به محدودیت‌های زیرساختی مواجه شدند. مربیان معلم بر اهمیت مربیگری، تمرین تأملی و راهنمایی ساختاریافته در ایجاد آمادگی آموزشی تأکید کردند. این مطالعه همچنین شکافی را در آماده‌سازی متناسب با شرایط در ایران، به ویژه در مورد حمایت نهادی و توسعه حرفه‌ای متناسب برای آموزش دیجیتال، برجسته کرد. مفاهیم ضمنی نشان می‌دهند که برنامه‌های آموزش معلمان باید آموزش تجربی، مربیگری مداوم و استراتژی‌های حساس به زمینه را برای پر کردن شکاف بین شایستگی فنی و آموزش آنلاین مؤثر، ادغام کنند. این تحقیق به درک عوامل مؤثر بر آمادگی معلمان پیش‌خدمت برای آموزش زبان آنلاین کمک می‌کند و توصیه‌های عملی برای ارتقای آموزش معلمان در محیط‌های دیجیتالی ارائه می‌دهد.
Ms مژگان مصطفوی، موسی احمدیان،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

با پیشرفت چشمگیر فناوری و نقش محوری آن، برخی از معلمان زبان انگلیسی به استفاده از فناوری در کلاس‌های درس خود تمایل دارند. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر کشف رابطه بین استفاده از Anki توسط زبان‌آموزان و بهبود یادگیری واژگان آنها بود. تمرکز دیگر این مطالعه بررسی این موضوع است که زبان‌آموزان زبان انگلیسی از چه استراتژی‌های یادگیری خودتنظیمی برای افزایش یادگیری واژگان خود از طریق استفاده از Anki استفاده می‌کنند. برای یافتن اینکه آیا آنها زبان‌آموزان را قادر می‌سازند تا یادگیری زبان خود را بهبود بخشند یا خیر. برای انجام این کار، یک نظرسنجی بین 60 دانش‌آموز جوان ایرانی 16 تا 20 ساله که دو گروه همگن از موسسه جهش مهاجران، اراک را تشکیل می‌دادند، انجام شد. مربی 120 کلمه هدف را از دو کتاب درسی سطح متوسط ​​برای گروه آزمایش انتخاب کرد تا در کنار آموزش استراتژی‌های خودتنظیمی، با استفاده از Anki تمرین کنند. گروه کنترل به کلاس‌های عادی خود ادامه داد. هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون انجام دادند، در حالی که گروه آزمایش پس از برنامه، پرسشنامه MSLQ را نیز تکمیل کردند. پس از 14 جلسه درمانی، نمرات شرکت‌کنندگان با هم مقایسه شد. تجزیه و تحلیل کمی نشان داد که کاربران Anki در مقایسه با گروه کنترل، بهبود قابل توجهی در حفظ واژگان نشان دادند که نشان‌دهنده اثربخشی برنامه است. یافته دوم، نوع استراتژی‌های یادگیری خودتنظیمی مورد استفاده توسط زبان‌آموزان برای بهبود یادگیری واژگان آنها را نشان داد. در نتیجه، استفاده از Anki می‌تواند به طور مؤثری یادگیری واژگان زبان‌آموزان EFL را افزایش دهد. این یافته نشان می‌دهد که معلمان TEFL باید ابزارهای یادگیری با کمک فناوری مانند Anki را در آموزش خود ادغام کنند و در عین حال دانش‌آموزان را در استراتژی‌های خودتنظیمی راهنمایی کنند تا استقلال بیشتری را پرورش دهند. ترکیب تکنیک‌های یادگیری خودتنظیمی با فناوری‌های یادگیری مبتنی بر موبایل، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود حفظ واژگان و توسعه کلی زبان دانش‌آموزان EFL ارائه می‌دهد و در نهایت منجر به نتایج یادگیری موفق‌تر می‌شود.
پرویز احمدی،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

این مطالعه کیفی بررسی کرد که چگونه مربیگری و تأمل می‌تواند واقعاً از توسعه دانش محتوای آموزشی (PCK) معلمان پیش‌خدمت زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در یک دانشگاه تربیت معلم دولتی در ایران پشتیبانی کند. این تحقیق که مبتنی بر یک الگوی تفسیری است، سعی در درک تجربیات زیسته هشت معلم پیش‌خدمت در سال آخر تحصیل در مقطع کارشناسی دارد. داده‌های این مطالعه از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته، یادداشت‌های تأملی و مشاهدات کلاسی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل سعی کرد از رویه‌های کدگذاری اشتراوس و کوربین پیروی کند. این شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. پس از تجزیه و تحلیل، پنج مضمون اصلی پدیدار شد: ادغام نظریه و عمل، تحول تأملی باورهای تدریس، تأثیر مربیگری بر هویت حرفه‌ای، چالش‌های موجود در برنامه‌های تربیت معلم و اهمیت همکاری همتایان و جوامع عملی. یافته‌ها به وضوح نشان داد که مربیگری و تأمل می‌تواند در کمک به معلمان پیش‌خدمت برای پیوند دادن نظریه تربیتی با کاربرد در کلاس درس، ایجاد استراتژی‌های تدریس حساس به زمینه و کسب اعتماد به نفس در تصمیمات آموزشی آنها حیاتی باشد. با این حال، این مطالعه همچنین کاستی‌های موجود در سیستم فعلی آموزش معلمان، مانند مربیگری مداوم ناکافی و فرصت‌های محدود برای تأمل همتایان را برجسته کرد. این تحقیق نتیجه می‌گیرد که توسعه مربیگری ساختاریافته، تعامل تأملی و جوامع حرفه‌ای مشارکتی می‌تواند دانش محتوایی معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی را تا حد زیادی تقویت کند و به از بین بردن شکاف بین تئوری و عمل که در آموزش معلمان ایران مشهود است، کمک کند.

صفحه 1 از 1     

Iranian Journal of Applied Linguistics
Persian site map - English site map - Created in 0.31 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4741