|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای قاسمی
شیوا کیوان پناه، زهزا قاسمی، دوره 14، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
این تحقیق به بررسی منابع اصلی کاهنده انگیزه دانش آموزان ایرانی در یادگیری زبان دوم و سنجش رابطه بین کاهش انگیزه و جنسیت و مقطع تحصیلی دانش آموزان می پردازد. به منظور یافتن عوامل اصلی کاهنده انگیزه پرسشنامه ای با 32 سوال پنج گزینه ای تدوین و توسط 327 دانش آموز دختر و پسر تکمیل شد. به منظور بررسی عوامل اساسی پرسشنامه تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. بر اساس نتایج پنج دسته از عوامل کاهنده انگیزه شناسایی شدند: مطالب مواد و امکانات اموزشی، نگرش نسبت به جامعه انگلیسی زبان، معلم، تجربه شکست، نگرش نسبت به یادگیری زبان دوم. به منظور بررسی عوامل کاهنده انگیزه در رابطه با جنسیت و مقطع آموزشی دانش آموزان دو تحلیل واریانس یک طرفه انجام شدند. یافته ها تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مورد سه عامل کاهنده انگیزه نشان دادند. تفاوت معناداری بین دانش آموزان در مقاطع تحصیلی مختلف نسبت به سه عامل کاهنده انگیزه مشاهده شد. در پایان، یک تحلیل واریانس چند متغیره به منظور بررسی تفاوتهای بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی یکسان در مورد عوامل کاهنده انگیزه انجام شد. تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی مختلف نسبت به همه عوامل کاهنده انگیزه جز یک مورد یافته شد.
آقای محمدتقی قاسمی، خانم فاطمه برناکی، آقای عباس گودرزی، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تعداد کمی از نمایشنامهنویسان به گستردگی و تطبیقپذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافتهاند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوههایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدیهایی که به شاهکشی و اقتدار سلطنتی میپرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامههای «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته میشود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونهای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراقآمیز ارائه میدهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه میدهد. این مقاله با بهکارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی میکند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر میکند و آشکار میسازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|