1- دانشگاه آزاد رودهن ، alizade@riau.ac.ir 2- دانشگاه آزاد رودهن
چکیده: (786 مشاهده)
پژوهش حاضر خوانشی روانشناسانه از حکایات کوتاه لیلی و مجنون در سه اثر برجستۀ عطار نیشابوری ـ الهینامه، منطقالطیر و مصیبتنامهـ ارائه میدهد. این حکایات بهعنوان بازتابهایی از مفاهیم عرفانی در ضمیر و ناخودآگاه شاعر شکل گرفتهاند و با ساختاری تداعیگرایانه، جهان ذهنی و روحی عطار را بازنمایی میکنند. مسئلۀ اصلی این پژوهش، تحلیل شخصیتها، موقعیتها و نمادهای کهنالگویی در این حکایات است؛ بهمنظور نیل به این هدف، از آرای دو روانشناس برجستۀ قرن بیستم، زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ، بهره گرفته شده است. در چارچوب نظریۀ شخصیت فروید، میزان وابستگی شخصیتهای عرفانی به سه لایۀ روان یعنی غرایز(ایگو)، واقعیت (نهاد) و اخلاقیات (فرامن) بررسی میشود. همچنین، با تکیه بر نظریۀ کهنالگوهای یونگ، نمادهای بازتولیدشده در شخصیتها و موقعیتهای روایی تحلیل میگردد. هدف اصلی پژوهش، گشودن افقی نو در خوانش متون عرفانی از منظر روانشناسی تحلیلی است و بهویژه نشاندادن قابلیت حکایات لیلی و مجنون در آثار عطار برای تحلیل بر اساس نظریههای فروید و یونگ. ابتدا حکایات مرتبط با لیلی و مجنون در سه اثر مذکور گردآوری شده و چگونگی ارتباط آنها با مضامین پیش از خود از حیث تداعی مشخص میگردد. این مرحله اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد شخصیتها چگونه در ناخودآگاه شاعر ساخته و به نمادهایی عرفانی بدل شدهاند. سپس با اتکاء به نظریههای فروید و یونگ، تحلیل روانشناختی حکایات صورت میگیرد. نتایج نشان میدهد که تداعیهای عطار عمدتاً بر سه اصل شباهت، مجاورت و تضاد استوار است، که در این میان تداعی از نوع شباهت بیشترین بسامد را دارد. با بررسی درونمایۀ حکایات، به شخصیتها و نمادهایی کهنالگویی دست یافتهایم که در بستر روایت، محملی برای بروز مفاهیم عرفانی میشوند. برخی از مهمترین کهنالگوهای شناساییشده در این حکایات عبارتاند از: سرنمون عشق، غریزه، پیر روحانی و خدا. نسبتهای میان این کهنالگوها نیز با ساختار معنایی عرفان اسلامی انطباق دارد و نشاندهندۀ عمق روانی و نمادین روایتهاست