1- دانشگاه مازندران، مازندران، بابلسر ، S.Salehi@umz.ac.ir
2- دانشگاه مازندران، مازندران،جویبار،کوی خیل
3- دانشگاه مازندران، مازندران،بابلسر
چکیده: (918 مشاهده)
در سالهای اخیر، بحران آب در ایران از سطحی محیطزیستی فراتر رفته و به مسئلهای چندبعدی تبدیل شده است. شرق استان مازندران، با وجود برخورداری از منابع سطحی قابلتوجه، درگیر تضادهای محلی بر سر دسترسی و توزیع آب میان روستاهای بالادست و پاییندست است؛ تضادهایی که فراتر از کمبود منابع، بازتابی از بیعدالتی ادراکشده، ازبینرفتن اعتماد و تغییر در پیوندهای اجتماعی محسوب میشوند. پژوهش حاضر با هدف درک و تفسیر تجربه زیسته مردم از تضاد اجتماعی آب در این منطقه، با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شدهاست. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته با 20 نفر(۱۵ نفر از ساکنان روستاهای درگیر در مناقشه آبی و 5 نفر ازخبرگان) گردآوری و به روش تحلیل تماتیک سه سطحی تحلیل شدهاند. برای تحلیل دادهها، روش تحلیل شبکۀ مضمونی به کار رفت و در فرایند شش مرحلهای تحلیل دادهها، یک شبکۀ تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکۀ مضمونی،15تم بنیادین به3تم سازمان دهندۀ (الف) «بیعدالتی در جریان آب، بیاعتمادی در روابط»، (ب) «اضطراب محیطزیستی» و (ج) «گسست اجتماعی و فروپاشی همبستگی محلی» و یک تم فراگیر «تضاد اجتماعی آب» تقلیل یافت. این مضامین حاکی از آن است که تضاد بر سر آب، نه تنها منبعی برای نزاعهای مادی، بلکه محرکی برای دگرگونیهای عمیق در احساس تعلق، اخلاق همزیستی و اعتماد اجتماعی است. برایناساس، نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاستهای مدیریت منابع آب با تأکید بر عدالت ادراکشده، گفتوگوی میانروستایی و ملاحظه ابعاد اجتماعی و فرهنگی در طرحهای سازگاری با کمآبی تأکید دارد.