۱۰ نتیجه برای گیلان
تیمور آمار،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
گردشگری به عنوان ابزاری مفید برای رشد اقتصادی در نواحی روستایی نقش غیر قابل انکاری داشته و بعنوان یک نیروی مؤثر در تحولات این مناطق محسوب می شود. اما تداوم این فعالیت در طول زمان واجد پیامدهایی است که دگرگونیهایی نظیرتعدد در سبک معماری و جانمایی کاربریها خارج از محدوده تعریف شده، تغییر در کاربریهای کشاورزی و به حاشیه رفتن فعالیتهای کلاسیک و ریشه دار در نواحی روستایی و همچنین عدم رعایت نظام کاربری اراضی از جمله آنهاست. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و باستناد مطالعات اسنادی و مشاهده و مصاحبه با کارشناسان و مدیران محلی به بررسی آسیبهای ناشی از توسعه گردشگری در یکی از نواحی روستایی استان گیلان (دهستان دیلمان شهرستان سیاهکل) میپردازد. ناحیه جغرافیایی این پژوهش یکی از محدوده های اکوتوریستی گیلان است که در طی دهه اخیر و بدلایلی که در این مقاله بدانها پرداخته خواهد شد شدیدترین تغییرات فضایی-کالبدی را در بستر محیطی خویش دیده و روند این تغیرات با شتاب چشمگیری در حال افزایش است. در واقع این مقاله تلاش دارد تا گسترش تفکر سرمایه داری و نقش آن در کثرت عناصر کالبدی با هویتهای مختلف و مالاً کاهش عناصر وحدت بخش مکانی را درناحیه به تحلیل بکشد. یافته های این تحقیق نشان می دهد به طور متوسط روزانه در حدود ۲۳۰نفر گردشگر به منطقه وارد می شوند و بر همین اساس علیرغم کاهش ۳۱ درصدی در جمعیت روستایی در فاصله سرشماریهای سال ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵، درخواست برای ساخت و ساز در این ناحیه ۲۵ درصد افزایش داشته است. علیرغم اینکه تمامی روستاهای بالای ۵۰ خانوار ناحیه و همچنین مرکز اداری-سیاسی آن (شهر دیلمان) برخوردار ازطرح فیزیکی- کالبدی هستند لیکن سرعت تغییرات در چشم انداز جغرافیایی ناحیه به گونهایی است که مدیران نیز عملاً در دام منفعت مالی حاصل از این امر از سازماندهی این فضاهای بکر و مستعد غافل شده و ضرورت آنرا به فراموشی سپردهاند. تداوم این وضعیت میتواند به انحصارگرایی فضاهای جغرافیایی و از آن مهمتر تخریب منابع و واگرایی از اهداف و برنامه های توسعه پایدار ناحیه دیلمان بیانجامد.
نصرالله مولائی هشجین، عبدالحمید نظری، وحید عادلی مسیب،
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده
بخش کشاورزی ایران علیرغم میل به تجاری شدن و افزایش مکانیزاسیون در قیاس با دیگر بخش&zwjهای اقتصادی از شیوه تولید سنتی رنج میبرد. کوچک بودن و پراکندگی قطعات، تعدد کرتها، نبود جادههای بین مزراع، نبود کانالهای آبیاری و عدم زهکشی مناسب موجب افزایش هزینههای تولید و در نتیجه عدم فعالیت و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی شده است. دگرگونی و تغییر اساسی این عرصه در گرو اجرای طرحی تحت عنوان "تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری" است و این مطالعه به بررسی مساله در شهرستان صومعه سرا پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی –تحلیلی است و از روش میدانی بصورت مشاهده، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه برای ارزیابی اثرات اقتصادی، اثرات مکانیزاسیون و آزاد سازی نیروی انسانی و تنوع بخشی به فعالیتها در طرح تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری در بخش مرکزی شهرستان صومعهسرا استفاده شده است. با استفاده از جدول مورگان ۳۷۶ پرسشنامه در بین کشاورزان تکمیل و جمعآوری شد. پرسشنامهها بعد از کُد گذاری و وارد کردن در محیط SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، که مهمترین نتایج آن عبارتند از: اجرای طرح تجهیز و نوسازی اراضی شالیزاری در روستاهای دارای طرح موجب کاهش هزینههای تولید برنج، افزایش راندمان تولید و درآمد کشاورزان شده است ، نیروی انسانی به کار رفته در مزارع دارای طرح کمتر از مزارع فاقد طرح است و کشاورزان در این روستاها از تنوع شغلی بیشتری نسبت به روستاهای فاقد طرح برخوردارند. همچنین از نظر تعداد کشاورزانی که در اراضی دارای طرح کشت دوم انجام میدهند از روستاهای فاقد طرح کمتر است ولی سطح زیرکشت در اراضی شالیزاری در کشت دوم در روستاهای دارای طرح از روستاهای فاقد طرح بیشتر است.
سیدعلی حسینی،
دوره ۳، شماره ۷ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و تبیین میزان تأثیر عوامل موثر بر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان در استان گیلان انجام گرفته است. روش بررسی در پژوهش فوق توصیفی- تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری روستاییان استان گیلان بوده که ابتدا با روش نمونهگیری مطبق، تعداد ۴۵ روستا از بین کلیه روستاها انتخاب و سپس با روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین این روستاها، تعداد ۳۸۰ کشاورز انتخاب گردید. جهت عاملسازی و تعیین نقش عوامل اصلی مؤثر بر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان استان گیلان و بر اساس نظر کارشناسان مربوطه، از ۷۴ متغیر استفاده شده است که برای این کار از مدل تحلیل عاملی و مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. با استفاده از مدل تحلیل عاملی شاخصهابهپنجگروه اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، کالبدی و جغرافیایی دستهبندی گردید که در مجموع ۰۸/۶۱ درصد از تغییرات واریانس را به خود اختصاص میدهد. نتایج مدل تحلیل رگرسیون خطی با روش مرحلهای، نشان داد که از ۷۴ متغیر مستقل وارد شده به مدل، فقط ۱۳ متغیر است که بیشترین تأثیر رگرسیونی را روی متغیر وابسته داشته است. نتیجه مدل مذکور در آخرین مرحله از پردازش نشان داد که متغیر «تثبیت قیمت محصولات» با ضریب رگرسیونی ۳۹۸/۰، متغیر «توانمندسازی اقشار فاقد مهارتهای فنی» با ضریب ۲۷۲/۰، متغیر «اقدامات اشتغال زایی دولت» با ضریب ۲۳۹/۰، بیشترین تأثیر رگرسیونی را روی متغیر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان داشتهاند. هم چنین یافتهها حاکی است عوامل مدیریتی بیشترین تأثیر را روی متغیر افزایش درآمد و اشتغال روستاییان استان گیلان داشته است.
مصطفی طالشی، محمدعلی رحیمی پور شیخانی نژاد،
دوره ۶، شماره ۲۲ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
از مهمترین مباحث در پایداری نظام سکونتگاه های روستایی، پایش و تحلیل نظام کاربری اراضی است. در دهه های اخیر به دلیل تحولات اجتماعی و اقتصادی سکونتگاه های روستایی شرق گیلان شاهد تخریب و تبدیل اراضی کشاورزی به سایر کاربری های زمین از جمله پوشش سکونتگاهی توسعه کالبدی فضاهای شهری و روستایی بوده ایم. این پژوهش الگوی تخصیص پایدار کاربری زمین را با بهره گیری از الگوی پایش تغییرات پوشش زمین تحلیل می نماید. قلمرو مکانی آن شامل شهرستانهای سیاهکل، لنگرود، لاهیجان و آستانه اشرفیه، واقع در شرق استان گیلان است. از جمله دلایل انتخاب محدوده مورد مطالعه وجود تنوع توپوگرافیک (پهنه های ساحلی، دشتی، ییلاقی، پایکوهی و کوهستانی)، توزیع گونه های متفاوت سکونتگاه های روستایی و بیشترین تحولات کاربری زمین در قالب یک محیط جغرافیایی برای طرح ریزی مسئله پژوهش است. پایش زمانی تغییرات پوششی در سالهای ۱۹۸۹م. (۱۳۶۸ش)، ۲۰۰۰ م. (۱۳۷۹ش) و ۲۰۱۵ م، (۱۳۹۴ش) و در افق سال ۲۰۳۰ میلادی انجام شده است. نتایج حکایت از این دارد که در پهنه مورد مطالعه، سهم پوشش های سازگار با طبیعت کاهش یافته و سهم پوشش سکونتگاهی افزایش یافته است. از سوی دیگر به کمک تکنیک های آینده نگاری و شناسایی عوامل محرکه کلیدی اثرگذار در تغییرات پوششی، سه سناریو برای تغییرات آینده مورد پیش بینی قرار گرفته است. به منظور اتخاذ رویکردی پایدار در همزیستی با طبیعت وتعادل بخشی سناریوهای متفاوت با به کارگیری از مدل تخصیص زمین (MOLA)، الگوی پیش بینی سال ۲۰۳۰ با وسیعترین پوشش سکونتگاهی (فضاهای کالبدی روستایی و شهری) در میان الگوها امتیاز به دست آورد. گستردهترین پوشش سکونتگاهی در الگوی سناریوها، به ترتیب برای سناریوی سوم، دوم و اول حاصل شد. بدین ترتیب الگوی تخصیص زمین نشان می دهدکه تکنیک مورد استفاده، از توانایی حل و فصل تعارضات موجود میان سناریوهای متضاد و تعدیل الگوی پیش بینی برخوردار است.
پریسا شاهین رخسار، امین علیزاده، حسین انصاری، محمد قربانی،
دوره ۷، شماره ۲۵ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
اصلاح الگوی کشت بهعنوان یکی از مهمترین الزامات بخش کشاورزی کشور بهصورت گسترده از سوی کارشناسان و فعالان این حوزه مورد تأکید قرارگرفته است. استان گیلان علیرغم برخورداری از نزولات جوی، به دلایل مختلف ازجمله پراکنش نامناسب بارندگی و تغییر کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی با پدیده کمآبی در فصل کشت برنج مواجه شده است و در برخی از موارد نیاز به طراحی مجدد الگوی کشت دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و چالشهای بازطراحی الگوی کشت در استان گیلان با بررسی ذهنیتهای خبرگان کشاورزی با استفاده از روش کیو انجام شده است. جمعآوری دادههای این پژوهش در دو مرحله صورت گرفته است. ابتدا پرسشنامهای حاوی دو سؤال در زمینه موانع و چالش های بازطراحی الگوی کشت بین کارشناسان و مدیران دو سازمان متصدی مدیریت آب کشاورزی توزیع گردید و پس از جمعآوری دیدگاههای آنها و بررسی منابع داخلی و خارجی، تعداد ۲۵ گویه بهعنوان نمونه عبارات کیو انتخاب شد. در مرحله دوم تعداد ۲۵ مشارکتکننده، متشکل از مدیران و کارشناسان شرکت سهامی آب منطقهای و سازمان جهاد کشاورزی گیلان و اساتید گروه آب و گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه گیلان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت دادهها با استفاده از نرمافزار METHOD ۲,۱۱ PQ به روش تحلیل عاملی کیو پردازش و تحلیل شدند. بر اساس نتایج پژوهش، ۵ الگوی ذهنی متمایز در میان مشارکتکنندگان شناسایی و با توجه به ماهیت متغیرهای سازنده آن نامگذاری شدند که ۴۴/۶۱ درصد از واریانس کل را تبیین نمودند. تدوین دستورالعمل شفاف و کاربردی با بهرهگیری از دیدگاههای شناساییشده، رفع موانع سازمانی – پژوهشی مرتبط با تعیین و بهینهسازی الگوی کشت، توجه به نیازهای اقتصادی کشاورزان و تنوع درآمدی برای کاهش مخاطرات تغییر الگوی کشت، توجه به قابلیتها و توان تولیدی اراضی ازجمله عوامل مؤثر در باز طراحی الگوی کشت نواحی روستایی استان گیلان بوده است.
محمد نصیری لاکه، نصراله مولایی هشجین، عیسی پوررمضان،
دوره ۱۰، شماره ۳۵ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده
شناسایی نقاط ضعف، قوت، فرصتها و تهدیدهای نظام فعلی مدیریت روستایی، و اصلاح نظام مدیریت روستایی، شرایط را جهت توسعه روستاها، از نظر ابعاد اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی فراهم می کند. هدف پژوهش بررسی نظام مدیریت روستایی و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستایی در ناحیه مرکزی گیلان است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، اطلاع از وضعیت و سطح توسعه یافتگی شهرستان های مورد مطالعه در ابعاد پنجگانه با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از ابزار مشاهده مستقیم در بازدید از اقدامات دهیاری ها در ابعاد مختلف توسعه استفاده شد و سپس از طریق ابزار مصاحبه با متخصصان، مدیران و دست اندرکاران مدیریت روستایی و توزیع پرسشنامه، جمع آوری نظرات آنان انجام گرفته است در این پژوهش نتایج حاصل از عوامل مؤثر بر توسعه روستایی از دیدگاه مدیران و کارشناسان در امور روستا توسط پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده ها و اطلاعات توسط نرمافزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که در بعد اقتصادی، گویههای «برآورد و تنظیم بودجه سالانه دهیاری»، «صدور پروانه کسب»، «تأثیر بهبود مدیریت نوین بر توسعه اقتصادی روستا»، «انواع بیمه های روستایی» و «تهیه طرح ها و پیشنهادات اصلاحی» در بخش اقتصادی با کسب بیشترین امتیازات، نسبت به سایر گویهها از اهمیت بالایی برخوردارند و تأثیرگذاری بیشتری دارند. همچنین در بعد اجتماعی ـ فرهنگی نیز گویههای «همکاری با سازمان ثبت احوال»، «شناخت کمبودهای اجتماعی و ارائه طرح»، «معرفی خانواده های بی سرپرست به بهزیستی»، «فراهم کردن امکانات فرهنگی، آموزشی و تهیه طرح» با کسب بیشترین امتیازات، نسبت به سایر گویهها تأثیرگذاری بیشتری دارند.
انوشیروان ظهیری، هادی ثنائی پور، عبدالغنی رستگار،
دوره ۱۰، شماره ۳۷ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
یکی از مهمترین انواع بخشهای صنعت گردشگری، گردشگری در حوزه بومگردی است. این بخش همواره مورد توجه سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی بوده است چراکه در استفاده از فضا و ویژگیهای محیط روستایی برای گردشگران جذابیت ایجاد کرده و همچنین به بهبود و ارتقاء شاخصهای اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیستمحیطی مناطق روستایی منجر میشود. فعالیت کسبوکارهای این حوزه همواره دستخوش تغییر و تحولات عمدهای بوده است و در شرایط پیچیده و پویای اقتصادی، صاحبان کسبوکارهای بومگردی بایستی برای شناسایی مخاطرات این صنعت آماده شده و ظرفیت تابآوری خود را ارتقا دهند. بر این اساس، هدف از انجام این پژوهش، مدلسازی الگوی تابآوری کسبوکارهای بومگردی در مناطق روستایی استان گیلان میباشد که با روش دادهبنیاد انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از خبرگان تجربی و دانشگاهی میباشند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده و فرآیند جمعآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای عمیق انجام شد. سپس مفاهیم استخراج شده در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده و در نهایت با استخراج، تلفیق و ترکیب مفاهیم و دستهبندی آنها، مدلسازی الگوی تابآوری کسبوکارهای بومگردی در مناطق روستایی استان گیلان در قالب عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها انجام شد. در انتها نیز پیشنهادهایی متناظر با نتایج پژوهش ارائه شد.
جواد وهابی، محمدباسط قریشی، نصرالله مولائی هشجین،
دوره ۱۲، شماره ۴۳ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
در توسعه اقتصادی روستاهای کشور ایران، آب نقش محوری و غیر قابل انکاری دارد. حجم قابل توجهی از منابع آبی کشور در بخش کشاورزی مورداستفاده قرار میگیرد و به همین جهت دسترسی به منابع آبی دارای اهمیت است. در واقع مدیریت منابع آب بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی شمال کشور نقش بسیار مهمی دارد. به همین جهت در این پژوهش به تحلیل تاثیر مدیریت آب بر توسعه اقتصادی مناطق روستایی پرداخته شد. مقاله حاضر از نوع پژوهشهای پیمایشی - تحلیلی به شمار می آید. بنابراین مانند اغلب پژوهشهای پیمایشی بر روی نمونه محدودی از کل جامعه متمرکز شده و با استفاده از پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز از جامعه نمونه (مسئولان روستایی و خانوارهای بهره بردار کشاورز روستاهای منطقه مورد مطالعه) گردآوری شده است. جامعۀ آماری تحقیق روستاهای جلگه مرکزی گیلان است که شامل مسئولان روستایی و خانوارهای بهره بردار کشاورز روستاهای منطقه مورد مطالعه بوده و تعداد ۳۸۴ پرسشنامه بصورت تصادفی تکمیل شد. داده های فراهم شده، با استفاده از نرمافزار SPSS و با آزمونهای آماری مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مدیریت منابع آب کشاورزی بخش جلگهای ناحیه مرکزی استان گیلان و توسعه اقتصادی روستاهای آن رابطه مستقیم وجود دارد. مدیریت منابع آب توانسته است تا موجب ارتقاء شاخصهای اقتصادی در جوامع روستایی مورد مطالعه شده و در اشتغال و درآمد و سطح رفاه جامعه روستایی تاثیرگذار بوده است.
شجاعت زارع، فاطمه عسکریبزایه، مهران غلامی، پریسا محمدپور،
دوره ۱۲، شماره ۴۶ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
در این مطالعه جایگاه محصولات زراعی استان گیلان ازنظر دو نماگر منافع اجتماعی و سودآوری اقتصادی با استفاده از روش هزینه منابع داخلی مورد مقایسه قرارگرفته است. یافتهها نشان میدهد که استان گیلان در تولید انواع برنج در تمامی شهرستانها دارای مزیت نسبی قوی است و جایگاه این محصول ازلحاظ درآمد و مزیت، یکسان میباشد، بنابراین ازنظر نماگر منافع اجتماعی این محصول در اولویت کشت میباشد. در تولید سایر محصولات در برخی از شهرستانها فاقد مزیت و یا اینکه دارای مزیت شکننده است؛ و یا جایگاه آنها ازلحاظ درآمد و مزیت یکسان نیست. آستارا، رضوانشهر و سیاهکل در زمینه گندم دیم دارای مزیت نسبی با درجه به ترتیب ۷ و ۶ و ۶ هستند. در جو دیم، رضوانشهر و سیاهکل با درجه مزیت ۷ دارای مزیت هستند. شهرستان طوالش با درجه مزیت ۸ جایگاه خوبی در تولید لوبیای چیتی آبی دارد. در عدس دیم، سیاهکل با درجه مزیت ۶ تنها شهرستان مزیت دار است که جایگاه متزلزلی دارد. سیبزمینی آبی که صرفاً در شهرستان طوالش کشت میشود با درجه ۱ فاقد مزیت شناختهشده است. هندوانه آبی در رشت، بندرانزلی، صومعهسرا و آستانهاشرفیه دارای مزیت به ترتیب ۱۰، ۹، ۸ و ۷ است. هندوانه دیم در صومعهسرا، رشت، لنگرود و لاهیجان به ترتیب با درجه ۹، ۸، ۸ و ۷ مزیت دارد. در تولید خیار آبی، بندرانزلی و آستارا دارای مزیت به ترتیب با درجه ۸ و ۶ است. در یونجه دیم، رودبار و لاهیجان از مزیت نسبی قدرتمندی (درجه ۹) برخوردار هستند. با توجه به اینکه تولید بر اساس مزیت نسبی باعث افزایش منافع اجتماعی میشود، بنابراین پیشنهاد میشود، سیاستهای دولت در زمینه حمایت از محصولات بهگونهای انجام شود که رتبه مزیت نسبی محصولات با رتبه درآمد خالص آنها یکسان شود تا تولید بر اساس منافع اجتماعی با تولید بر اساس منافع کشاورزان منطبق گردد.
فرهاد جوان، مصطفی محمدی،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل پارادایمیک سازههای توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری در روستاهای گیلان انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهشهای کیفی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینهای و مدل (FBWM)، استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز به دو صورت مطالعات اسنادی و کتابخانهای و مصاحبه و پرسشنامه است. جامعه آماری در پژوهش حاضر نیز شامل متخصصان و نخبگان در حوزه مطالعاتی (گردشگری) و کارآفرینان روستایی در حوزه گردشگری در روستاهای هدف هستند. به منظور گردآوری جامعه نمونه از روش نمونهگیری هدفمند (تا زمان اشباع نتایج) صورت گرفت، که در نهایت تعداد (۳۵) نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد.
یافتهها: مقولات (شناخت روستاییان نسبت به مشاغل گردشگری، اعتبارات بانکی، شبکه تعامل در روستا)، به عنوان سازههای علی؛ مقولات (اطلاعرسانی به روستاییان، کاهش فساد و تبعیض، مدیریت یکپارچه و برنامهریزی کارآمد) به عنوان سازههای مداخلهگر، مقولات (تامین زیرساختها در روستا، توسعه سرمایه انسانی، کاهش بروکراسی و تشریفات و قوانین منعطف) به عنوان سازههای زمینهای معرفی شدند. همچنین از بین سازههای علی، شناخت روستاییان نسبت به مشاغل گردشگری با مقدار وزن ۳۲۱/۰، در سازههای مداخلهگر؛ مدیریت یکپارچه با مقدار وزن ۳۱۴/۰، در سازههای زمینهای، تامین زیرساختها در روستا با مقدار وزن ۳۲۰/۰ بیشترین میزان تاثیرگذاری را در توسعه کسب و کارها به خود اختصاص دادهاند. سپس ۴ راهبرد (گردهمآیی بین متخصصان، کارشناسان و مدیران سازمانهای مرتبط با گردشگری در راستای توسعه کسب و کارهای خرد در روستاها، برگزاری کارگاههای آموزشی برای روستاییان برای بهبود کسب و کار و نحوه تعامل با گردشگران، مطالعات پژوهشی در خصوص نیازسنجی خدمات و زیرساختهای گردشگری در روستاهای گیلان با دید سیستماتیک و حمایت از کسب و کارهای فعالان گردشگری) و ۳ پیامد (گردشگری پایدار در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی در روستاها، تغییر رویکرد روستاییان نسبت به اشتغال در روستا با تمرکز بر گردشگری، ترسیم الگوی کسب و کار گردشگری بر اساس تجربه زیستی روستاییان گیلان)؛ حاصل از توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری در روستاهای گیلان مطرح شد.
نتیجهگیری: گردشگری و کسبوکارهای مرتبط با آن در مناطق روستایی، در پاسخ به نیازهای گردشگران و سایر عوامل، به یک پدیده جهانی بدل شده است که توسعه آن تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار دارد. از این رو، شناخت سازه های توسعه کسبوکارهای خرد گردشگری از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این شناخت میتواند در حل مشکلاتی همچون نابرابریهای رو به رشد، افزایش سریع جمعیت و نرخ بیکاری فزاینده در مناطق روستایی استان گیلان نقش بسزایی ایفا کند.