جستجو در مقالات منتشر شده


۱۴ نتیجه برای ایران

حسنعلی فرجی سبکبار،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

توزیع فضایی سکونتگاه­های روستایی در ایران متعادل نمی­باشد. این مقاله به بررسی و کشف الگوی فضایی سکونتگاه­های روستایی براساس شاخصهای مختلف و نیز ارائه مدلی برای تحلیل و الگوسازی مطالعه نابرابری­های فضایی می­پردازد. برای انتخاب واحدهای پایه از نظریه MAUP که توسط اوپن شاو ارائه شده، استفاده شد. براساس این نظریه مناطقی که برای تلفیق داده­ها انتخاب می­شوند اختیاری است. در این زمینه دو موضوع مطرح می­باشد یکی انتخاب مقیاس تلفیق و دیگری نحوه تلفیق می­باشد. برای مدل­سازی و انتخاب واحدهای پایه از مدل شش ضلعی استفاده شده است که در جغرافیا سابقه طولانی دارد. برای الگوسازی اختلافات فضایی از شاخص­های عمومی و محلی خودهمبستگی فضاییاستفاده شده است. درسطح عمومی از شاخص I موران و در سطح محلی از شاخص­های LISA استفاده شده است. شاخص­های محلی الگوی فضایی و به عبارتی محلی خوشه­ها را نشان می­دهند. تحلیل و یافته­های تحقیق حاضر نشان می­دهد که از نظر شاخص­های مختلف مورد مطالعه، نابرابری­های فضایی وجود دارد ولی در مورد هر شاخص این الگو ممکن است متفاوت باشد.
محسن سرتیپی پور،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۱ )
چکیده

استقرار و بر پا نمودن سکونتگاه­ها در طول تاریخ از طریق برقراری و تعامل سازنده انسان با محیط شکل گرفته و فراز و فرود شهرها و روستاها در طول تاریخ متأثر از میزان عمل نمودن به چنین تعامل و ارتباطی بوده است. روستاهای ایران از مهمترین مصداق­های ارتباط سازنده و منطقی انسان و محیط محسوب می شوند که سکونت گزینی بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در آن ها شاهدی بر این موفقیت بوده است. سکونت حدود ۷۰% جمعیت کشور در روستاها در سال ۱۳۳۵ موید این ارتباط است و وجه مشخصه محیطی مکانی شمار بسیاری از شهرهای امروز که روستاهای گذشته بوده­اند شاهد دیگری بر این ویژگی است. مروری بر معماری و بافت سکونتگاهی روستاهای ایران تا قبل از دوران معاصر موید ویژگی­هایی از پایداری مکانی است که تأمل در آن می­تواند به حل برخی مشکلات سکونتگاهی که امروزه مبتلابه معماری، شهرسازی و روستاسازی است کمک نماید. مقاله پیش روی بر این بنیان استوار است که کالبد روستا متأثر از حکمت محیط و مکان، با ماهیتی جامع و چندبعدی، اجزاء به هم پیوسته و مرتبطی است که مسکن و بافت از پیوند و همبستگی و تعامل منطقی و هدفمند آنها شکل می­گیرد. تحقیق حاضر با هدف شناخت و تحلیل عنصرهای محلی در معماری مسکن روستایی، با استفاده از مطالعات و سوابق موجود، بر تشابهات و تباین­های تاریخی و موجود مسکن روستایی در مناطق مختلف کشور تأکید دارد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و داده­ها از طریق مستندات کتابخانه­ای و آمارهای رسمی تهیه شده است. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که نخست مساکن بومی روستایی ایران دارای چهار الگوی کلی با تفاوت­های مشخص است. سپس استان­های گیلان، مازندران، همدان و یزد در زمینه وجه کالبدی مسکن روستایی از سطح بالاتری نسبت به سایر استان­ها برخوردارند و در نهایت مساکن روستایی استان­های یزد، اصفهان و تهران از امکانات رفاهی و آسایشی بیشتر برخوردارند و مساکن روستایی استان سیستان و بلوچستان در مجموع سخت­ترین شرایط را دارند.


حسنعلی فرجی سبکبار، نادر ملایی، بهرام هاجری،
دوره ۴، شماره ۱۱ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده

مسئله ی اشتغال و به طور کلی نیروی انسانی در مسائل اقتصادی، جایگاه ویژه ای دارد. در اقتصاد ایران، اشتغال از دغدغه های اصلی سیاست گذاران اقتصادی است. تجزیه و تحلیل روند اشتغال و ساختار آن در سطح کشور و مناطق مختلف آن، مستلزم شناخت دقیق استعدادها و توان بالقوه ی بخش ها و ترکیب آن در مناطق است تا بتوان برنامه ریزی و اشتغال زایی متوازن و متعادلی را در هر یک از بخش ها و مناطق محقق ساخت. هدف از این تحقیق، شناخت وضعیت بخش ها و گروه های عمده فعالیت های اقتصادی در مناطق روستایی کشور می باشد. جامعه آماری پژوهش، ۳۹۴ شهرستان کشور بوده است که آمار و اطلاعات آن از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ استخراج شده و با استفاده از تکنیک ضریب مکانی (LQ)، بخش های پایه که صادر کننده ی نیروی شاغل بوده اند، مشخص گردیده است. نتایج حاکی از آن است که در بخش کشاورزی، غرب و شمال غرب کشور و جنوب شرق از نواحی پایه ای می باشد. در بخش صنعت نیز نواحی مرکزی، شمال و بخشی از جنوب کشور صادر کننده نیروی کار به نواحی دیگر می باشد. بخش خدمات در مناطق مرکزی، شمال شرقی و غربی و جنوب کشور از نواحی پایه است که این نواحی به عنوان صادر کننده نیروی کار خدماتی شناخته می شود.

حسن افراخته، محمد حجی پور،
دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده

برقراری توازن و رسیدن به تعادل در بین مناطق، به عوامل عدیده­ای بستگی دارد که ثروت و قدرت از مهم­ترین آنها به­شمار می­رود. هندسه­ی توزیع و ترسیب این دو عامل، تحت امر جریان اقتصاد سیاسی حاکم بر فضا شکل می­گیرد. با توجه به نقش بنیادین رویکرد اقتصاد سیاسی در تولید فضا و ایجاد ناهمسانی فضایی، در این تحقیق تلاش شده است تحلیلی فضایی از رویکرد اقتصاد سیاسی حاکم بر ایران در دهه­ی اخیر صورت پذیرد و ضمن ارزیابی توازن منطقه­ای کشور، چگونگی نقش­یابی اقتصاد سیاسی فضا بر نامتعادل­سازی منطقه­ای در ایران تبیین و تشریح شود. تحقیق حاضر با روشی توصیفی تحلیلی و همبستگی صورت گرفته است و داده­های مورد نظر در قالب ۲۸ شاخص و متغیر برای دوره­ی آماری ۹۳-۱۳۸۴ از مطالعات اسنادی تهیه شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نقشه­های توزیع درصدی در محیط نرم­افزار GEO DaTM، روش­های تصمیم­گیری چندمعیاره TOPSIS و COPRAS، آماره موران محلی در محیط GIS ۱۰ و رگرسیون خطی در SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد در جریان توزیع قدرت و ثروت کشور بین مناطق، گرایش و ساخت تک­قطبی در اقتصاد سیاسی حاکم بر فضا وجود دارد. همچنین رویکرد فضایی اقتصاد سیاسی، منجر به پایابی نابرابری منطقه­ای و شدت بخشی به نامتوازنی فضایی شده است که در نتیجه­ی آن، یک قطب و خوشه برخوردار از مواهب اقتصادی اجتماعی در فضای سرزمینی متشکل از مناطق تهران، البرز و اصفهان پدیدار شده است.


سعید ملکی، سیدرضا حسینی کهنوج، الهام ویسی، پیروز رحمانی لیر،
دوره ۵، شماره ۱۵ - ( ۲-۱۳۹۵ )
چکیده

سکونتگاه‌های روستایی به عنوان چشم‌انداز فرهنگی، حاصل از تعامل بین انسان و محیط در طی فرآیندهای متأثر از عوامل و نیروهای درونی و بیرونی دچار تغییر و تحولاتی در بافت کالبدی فضایی (خصوصاً در ابعاد مسکونی) خود شده است؛ این امر موجب پدید آوردن مسائل و نارسایی‌های بسیاری برای زیست و ادامه سکونت در این فضاها شده است. در این راستا پژوهش حاضر، با استفاده از روش­های اسنادی- تحلیلی و رویکرد کاربردی حاکم بر آن، به دنبال روشن ساختن تفاوت‌های منطقه‌ای و سطح­بندی نواحی همگن در زمینه ابعاد گوناگون مسکن (بهداشتی- درمانی، زیربنایی-رفاهی، تسهیلات و تأسیسات، استحکام و سازه) در مناطق روستایی ایران بوده است. برای این منظور، از روش‌های تحلیل عاملی و تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره تاپسیس فازی برای وزن­دهی و برای تفسیر نتایج، به تهیه نقشه‌های مربوطه با از سیستم اطلاعات جغرافیایی اقدام شد. نتایج پژوهش نشان داد؛ مناطق روستایی استان‌های مازندران (۴۶۷/۰)، اصفهان (۴۶۴/۰)، البرز (۴۵۵/۰) و تهران (۴۴۹/۰) بالاترین سطح برخورداری و مناطق روستایی استان‌های سیستان و بلوچستان (۲۶۵/۰)، خراسان جنوبی (۲۶۷/۰)، هرمزگان (۲۶۷/۰) و کرمان (۲۷۰/۰) در پایین­ترین سطح از حیث   برخورداری از شاخص­های مسکن روستایی قرار دارد. همچنین استان‌های کشور در زمینه‌ی شاخص­های ذکر شده، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند و سطح برخورداری استان­ها در این زمینه با یکدیگر برابر نیست؛ بنابراین لازم است در جهت هدایت توسعه­ی آتیه این روستاها به سوی توسعه‌ای پایدار و رهایی از مشکلات موجود، برنامه‌ریزی‌های مؤثر و عملی در جهت بهبود وضعیت توزیع فضایی مسکن در این سکونتگاه‌ها انجام گیرد و مناطق سطوح پایین نسبت به مناطق سطوح بالاتر، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


یاسر فیض آبادی، شبنم زاهدی،
دوره ۷، شماره ۲۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

سال ۱۹۹۰ در گزارش برنامه عمران ملل متحد، شاخص مرکب توسعه انسانی موسوم به HDI توسط کارشناسان آن سازمان مطرح شد. این شاخص از ترکیب شاخص­های امید به زندگی، باسوادی و درآمد سرانه به­دست میآید و در محاسبه آن از حداقل، حداکثر و نسبت بین آنها استفاده میشود. در مقاله حاضر شاخص توسعه انسانی مناطق روستایی استان­های ایران در دو مقطع ۱۳۸۴ و ۱۳۹۴ به دو روش سازمان ملل و منطق فازی محاسبه و نتایج حاصله مورد ارزیابی و مقایسه قرار می­گیرد. بر اساس شاخص توسعه انسانی محاسباتی در هر دو مقطع ۱۳۸۴ و ۱۳۹۴ استان­هایی نظیر تهران، گیلان، اصفهان و فارس بهترین رتبه­ها و استان­هایی نظیرکهگیلویه و بویراحمد، کردستان و سیستان و بلوچستان بدترین رتبه­ها را با استفاده از هر دو روش داشته است. رتبه­بندی مؤلفه­های تشکیل دهنده شاخص توسعه انسانی نیز موید نتایج حاصله است. به دلیل اینکهدر روش دوم فازی مقدار ماکسیمم و مینیمم شاخص­ها بر اساس اطلاعات استان‌ها جمع­آوری شده، رتبه شاخص توسعه انسانی محاسباتی بر اساس روش فازی نسبت به روش سازمان ملل واقع‌بینانه‌تر به نظر می­رسد. همچنین علی­رغم تحولات صورت گرفته پس از یک دهه در روستاها، هنوز این شاخص مطلوب نیست ولی در مقایسه‌ با سال ۱۳۸۴ بهبود یافته است، به طوری که استان سیستان و بلوچستان با حدود ۱۵ درصد بیشترین و استان تهران با حدود ۳ درصد کمترین نرخ رشد را در شاخص توسعه انسانی داشته که به وضوح حکایت از کمتر شدن اختلاف توسعه­ای بین مناطق دارد. به علاوه نتایج نشان می­دهد که مناطق روستایی استان­های مرزی کشور دارای توسعه انسانی به­مراتب پایین­تری نسبت به استان‌های مرکزی کشور هستند. بنابراین توجه به مناطق روستایی مرزی در برنامه‌ریزی‌های کلان منطقه‌ای ضروری است.

سیاوش جانی،
دوره ۷، شماره ۲۵ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده

با عنایت به اهمیت توزیع مناسب درآمد در بخش روستایی کشور، در این مطالعه رابطه تخصیص منابع بین بخش های اصلی اقتصاد (کشاورزی، صنعت و خدمات) و توزیع درآمد روستایی در ایران به تفکیک استانهای محروم، برخوردار و نیمه برخوردار طی دوره (۱۳۹۳-۱۳۸۶) در قالب داده‌های پانلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از برآورد الگو برای مناطق نیمه برخوردار نشان داد که انتقال سهم ارزش افزوده خدمات به بخش کشاورزی و صنعت و همچنین انتقال سهم ارزش افزوده بخش صنعت به بخش کشاورزی موجب کاهش نابرابری درآمد روستایی و انتقال سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی و صنعت به خدمات موجب افزایش نابرابری درآمد روستایی است. این در حالی است که نتایج الگو در مناطق محروم و برخوردار حاکی از آن بود که تغییر در سهم ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی استان ها بر نابرابری درآمد روستایی مناطق مذکور تأثیر معنی‌داری ندارد. بررسی نتایج دلالت بر آن داشت که افزایش سهم بخش کشاورزی در مناطق نیمه برخوردار موجب کاهش نابرابری روستایی است. همچنین تأکید بر افزایش سهم بخش کشاورزی در مناطق محروم در صورتی به کاهش نابرابری درآمد روستایی منجر می‌شود که برخورداری این مناطق از امکانات افزایش یابد و در نهایت نتایج حاکی از آن بود که در مناطق برخوردار، تأکید بر افزایش سهم بخش کشاورزی موجب کاهش نابرابری درآمد روستایی نمی شود.

علیرضا علی پور، سیدحبیب اله موسوی،
دوره ۷، شماره ۲۶ - ( ۱۱-۱۳۹۷ )
چکیده

مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی به بخش غیر کشاورزی و فعالیت آن‌ها در مشاغل شهری از نشانه‌های بارز تغییر و تنوع در روابط کار در بخش کشاورزی محسوب می‌شود که به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل اقتصادی قرار می‌گیرد. در این مطالعه، به بررسی تأثیر رشد بخش غیر کشاورزی بر مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی در ایران پرداخته شد. برای این منظور، در ابتدا با استفاده از روش موندلاک میزان مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی ایران به بخش‌های غیر کشاورزی در بازه زمانی ۱۳۹۱-۱۳۵۳ محاسبه شد. سپس، با استفاده از مدل خودتوضیح با وقفه‌های گسترده عوامل مؤثر بر مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که به طور متوسط در هر سال بیش از ۳ درصد از نیروی کار بخش کشاورزی به سایر بخش‌های اقتصادی مهاجرت می‌نمایند. همچنین، در کوتاه‌مدت، با رشد درآمدهای بخش غیر کشاورزی میزان مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی افزایش می‌یابد. با این وجود، در بلندمدت، میزان مهاجرت نیروی کار از بخش کشاورزی با افزایش اختلاف درآمدهای شهری و روستایی به طور معناداری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. لذا می‌بایست به منظور جلوگیری از معایب مهاجرت بیش از ظرفیت موجود برای نیروی کار بخش کشاورزی، در کوتاه‌مدت تضمین و تقویت درآمدهای بخش کشاورزی و در بلند‌مدت ایجاد توازن منطقی میان دستمزدهای شهری و روستایی در دستور کار سیاست‌گذاری قرار گیرد.  

مرضیه هادی پور، حسنعلی فرجی سبکبار، فضیله داورخانی، احمد رومیانی،
دوره ۹، شماره ۳۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

بحـث اشتغال از مهم­ترین مباحث مورد توجه درکشورها در حال توسعه و توسعه­نیافته محسـوب می­شود و مقوله­ای اقتصـادی، اجتماعی و سیاسی است که باید به آن توجه ویژه شود. از آنجا که نیروی انسانی یکی از مهم ترین و اساسی­ترین عوامل تولید محسوب می­گردد، از طریق مشارکت در تولید چه به لحـاظ فیزیکی(نیروی کار) و چه به لحاظ فکری، مدیریتی و تکنولوژیکی می­تواند نقش بسیار برجسته­ای را در رونـد تولیـد ایفـا نماید، بنابراین لازم است که زمینه­های اشتغال نیروی انسانی را فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی و تعیین جایگاه هر یک از (شهرستان­های )کشور به لحاظ بهرمندی از شاخص­های اشتغال زنان و تبیین میزان شکاف بین مناطق کشور در زمینه­ی بهره­مندی از شاخص­های مذکور انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه­ای و میدانی بهره گرفته شده است. در این تحقیق شهرستان­های کشور مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای ارزیابی از ۶ شاخص در قالب ۲ مولفه استفاده شده است و برای تجزیه و تحلیل داده­ها و اطلاعات از سیستم دانش بنیان با استفاده از منطق فازی و نرم­افزار متلب و نرم­افزارArcGIS   بهره گرفته شد. نتایج نشان می­دهد که بین استان­ها و شهرستان­های کشور از لحاظ بهره­مندی از شاخص­های اشتغال زنان نابرابری و شکاف زیادی وجود دارد به طوری که از یک سو، مشارکت اقتصادی زنان با ۲۱/۴۴ درصد در ۱۶۸ شهرستان در وضعیت خوب و رو به بهبود قرار دارند و از سوی دیگر، بالابودن نرخ بیکاری زنان در استانهای کشور از نظم خاصی پیروی نکرده و هر­جا شرایط برای کار و اشتغال فراهم بوده است از نرخ بالایی برخوردار شده است که بخش­هایی از سیستان در درجه پایین مشارکت اقتصادی و لکه­هایی از غرب،کرمانشاه، لرستان و جنوب غرب، در درجه دوم قرار دارند. درجه مشارکت اقتصادی در خوش بینانه­ترین حالت شامل اصفهان، یزد، خراسان جنوبی و لکه­هایی از بوشهر و هرمزگان و جزایر جنوبی از مشارکت بالایی برخوردار بوده که شرایط خاص اقتصادی این مناطق در این امر دخیل است.

محمدرحیم رهنما، مهدی بازرگان،
دوره ۹، شماره ۳۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

ظرفیت مدل­سازی مکانی در GIS اهمیت فراوانی در درک تفاوت توزیع جغرافیایی بیماری­های واگیردار و عفونی و نیز مطالعات اپیدمیولوژیکی و بهداشت جامعه دارد. یکی از این بیماری­های واگیردار و عفونی در قرن ۲۱، ویروس­کرونا (کووید-۱۹) است که از اواخر دسامبر سال ۲۰۱۹ به صورت شیوع پنومونی از ووهان چین به سراسر جهان در حال گسترش است. از این رو بررسی جغرافیایی این بیماری در جهت کنترل و پیشگیری آن امری ضروری است؛ بنابراین در پژوهش کاربردی و توصیفی- تحلیلی حاضر، با استفاده از آمار فضایی به مدل­سازی پخش­فضایی اپیدمیولوژی ویروس­کرونا درروستاها و شهرهای کشور به صورت توزیع منطقه‌ای و استانی کشور پرداخته است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، ۳۱ استان­ کشور است که داده­های مبتلایان به ویروس­کرونا در بازه زمانی ۳ اسفند ۱۳۹۸ الی ۳ فروردین ۱۳۹۹ (۲۱۶۳۸ نفر) و با استفاده از نرم­افزار ArcGIS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از کاربرد شاخص موران دربارۀ توزیع فضایی ویروس­کرونا در تاریخ ۳ اسفند ۹۸، مقدار z-score برابر ۴۸۵/۱ و الگوی آن از نوع تصادفی بوده اما در تاریخ ۳ فروردین ۹۹، مقدار z-score برابر ۰۳۹/۳ و خوشه­ای بودن توزیع بیماری را در  نواحی کشور نشان می­دهد. تحلیل خودهمبستگی فضایی براساس فاصله نشان می­دهد که در فاصله ۸/۳۸۳ کیلومتری از استان­ قم­، ضریب­موران برابر ۱۳۶۶۲۷/۰ و مثبت است؛ اما در فاصله ۶/۷۶۲ کیلومتری از استان­ قم، ضریب­موران برابر ۰۴۰۲۴۶/۰- و منفی بدست آمده و بیانگر این است که از این فاصله به بعد، تعداد مبتلایان به کرونا کاهش یافته است. همچنین تحلیل لکه­های داغ در خصوص تعداد مبتلایان به ویروس­کرونا نشان داد که استان­های (قم، تهران، گلستان، سمنان، اصفهان، مازندران و البرز) به عنوان مناطق با جمعیت روستایی و شهری بالا، در خوشه­های داغ و استان­های (بوشهر، ایلام و کرمانشاه) به عنوان مناطق با جمعیت روستایی و شهری کمتر، در خوشه­های سرد قرار دارند. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که مهمترین عامل جغرافیایی انتشار ویروس­کرونا در کشور، فاصله و مجاورت مکانی استان­های درگیر با این بیماری بوده و از الگوی پخش فضایی سازش­پذیر تبعیت می­کند.

حسین ربیعی، مریم تکروستا،
دوره ۱۰، شماره ۳۷ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده

ایران بعد از پیروزی انقلاب از سوی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا تحت تاثیر تحریم­های بسیاری قرار گرفته است که اقتصاد کشور به ویژه اقتصاد روستایی را تضعیف نموده است. هدف از این تحقیق بررسی اثرات تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران بر اقتصاد روستایی در بازه زمانی ۱۳۹۱ -۱۳۹۷ است. برای رسیدن به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از داده­های مرکز آمار جمهوری اسلامی ایران در این بازه زمانی بهره گرفته شد. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که تحریم­ها دارای تاثیرات قابل توجهی بر بعد اقتصادی به ویژه در بخش کشاورزی و درآمدی است. این اقدامات سبب شده است تا بخش کشاورزی که منبع اصلی درآمدی مردم روستایی است با کاهش روبرو گردد و از این رو شکاف درآمدی بین بخش شهری و روستایی در این دوره زمانی افزایش یابد. البته در سال ۱۳۹۲ به علت برجام می­توان روند رو به بهبودی در شرایط موجود را مشاهده نمود. بعد از این سال به علت تحریم­های ایالات متحده شرایط مانند قبل بحرانی گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد بخش کشاورزی دارای بیشترین تاثیرپذیری از تحریم­ها بوده و روند سرمایه گذاری از سال ۹۰ تا ۹۸ نشان می­دهد که تحت تاثیر شوک­های برون‌زای اقتصادی که مهمترین آن تحریم­ها بوده است، رشد سرمایه گذاری اعم از دولتی و خصوصی کاهش یافته است. از اینرو، تدوین برنامه­هایی به منظور کاهش اثرات تحریم­ها بر اقتصاد روستایی و مهاجرت روستاییان به نواحی شهری ضروری است. بعلاوه با توجه به اهمیتی که نواحی روستایی برای امنیت غذایی دارد به حمایت های ویژه اقتصاد کشاورزی در نواحی روستایی نیاز دارد.

حسین کریم‌زاده، عقیل خالقی، احد بشیری،
دوره ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

تحقیق حاضر به تحلیل تغییرات ساختار اشتغال در بخش‌های عمده اقتصادی (کشاورزی، صنعت و خدمات) در مناطق روستایی استان‌های کشور بـا به‌کارگیری رهیافت تغییر سهم و ضریب مکانی طی دورە (۱۳۹۵-۱۳۹۰) و با استفاده از آمار مرکز آمار ایران پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۵ تعداد کل شاغلین مناطق روستایی کشور نسبت به سال ۱۳۹۰ مقدار ۲۲۶۵۹۰ نفر افزایش داشته است که بر اساس محاسبه سهم اشتغال، سهم بخش کشاورزی، حدود ۱/۰ درصد کاهش داشته است؛ در بخش صنعت، سهم اشتغال ۶/۲ درصد بوده و رشد منفی داشته است و همچنین بخش خدمات با افزایش سهم حدود ۷/۲ درصدی روبرو بوده است. نتایج ضریب مکانی بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۵، مناطق روستایی ۱۳ استان در بخش «کشاورزی»، مناطق روستایی ۱۶ استان در بخش «صنعت» و مناطق روستایی ۱۶ استان در بخش «خدمات»، دارای فعالیت پایه‌ای هستند. عنصر رشد نسبی بخش‌های اقتصادی در کل اقتصاد مرجع یا اثر ترکیب صنعتی (IS) نشان می‌دهد طی دوره موردمطالعه، سهم اشتغال بخش کشاورزی کاهش یافته و از ۴/۵۰ درصد به ۳/۵۰ درصد رسیده است. اثر سهم رقابتی (RS)، نشان می‌دهد در بخش کشاورزی استان­های هرمزگان، کرمان و خوزستان، در بخش صنعت استان­های هرمزگان و البرز و در بخش خدمات استان خراسان جنوبی بهترین عملکرد را داشته ­اند. بررسی عنصر اشتغال کل (TS) نشان می‌دهد بخش­ های کشاورزی و صنعت در مناطق روستایی کشور به لحاظ اشتغال فاقد مزیت نسبی هستند.

آقای محمد حسن اختیارزاده، دکتر مهدی رحیمیان، دکتر سعید غلامرضایی، دکتر محسن عارف نژاد،
دوره ۱۳، شماره ۴۷ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده

هدف: با توجه به نیاز کشور به تولیدات دامی ایجاد و توسعه واحدهای پرورش گاو شیری در کشور بسیار ضروری است. از طرفی چالش‌های عدیده‌ای در زنجیره تولید ارزش این بخش وجود دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های زنجیره تولید ارزش گاو شیری است.
روش پژوهش: این پژوهش کمی از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ میزان کنترل متغیرها میدانی و از لحاظ نحوه گردآوری داده‌ها توصیفی است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق‏ساخت بود. جامعه آماری متخصصان، فعالان و صاحبنظران بخش تولید گاو شیری در ایران بودند. پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج، مهم‏ترین چالش‌ها به‌ترتیب تأمین منابع مالی، چالشهای مربوط به مراکز اصلاح نژاد و چالش‏های اداری و سازمانی (رتبه‏های اول تا سوم) می‌باشند. چالش‏های زیست‌محیطی، چالش‏های مراکز عرضه و فروش تولیدات گاوداری و چالش‏های صنایع تبدیلی و فرآوری محصولات دامی در رتبه‏های آخر (دوازدهم تا چهاردهم) این دسته‏بندی قرار دارند.
نتیجه‌گیری: در تمامی ‏چالش‏ها میانگین رتبه‏ای هر دسته چالش از مقدار حد وسط آن بیش‏تر و اختلاف میانگین در همه چالشها با مقدار حد وسط از نظر آماری معنی‌دار است.
 
آقای امیرحسین طاهری، حسین رحیمی کلور،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده

هدف: با ظهور اینترنت و فناوری اطلاعات در دهه­های اخیر، استارتاپ­ها می­توانند حول ایده­های نوآورانه، فرصت­های جدید کسب‌وکار خلق کنند. از آنجائی که استارتاپ­ها با حوزه فناوری گره خورده‌اند، به یک موتور پیشران در اقتصاد کشورها تبدیل شده‌اند؛ اما نرخ بالای شکست آن‌ها نشان می­دهد که شکست بخشی از اکوسیستم استارتاپی است و اجتناب‌ناپذیر، و به دلیل منابع و زمان محدود استارتاپ­ها، یک پروژه شکست خورده می‌تواند آن‌ها را از کسب‌وکار خارج نماید. با این حال، با توجه به تأثیر قابل توجه بیماری همه‌گیری جهانی و همچنین تحریم‌های اعمال شده برای ایران، برخی از استارت‌آپ‌های ایرانی با شکست مواجه شده­اند. از این رو، هدف از این پژوهش ارائه چارچوبی برای مدل تاب‌آوری تیمی بنیان‌گذاران کسب‌وکارهای استارتاپی ایران بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و اکتشافی است و از نظر روش، کیفی بوده کـه بـا استراتژی داده بنیاد انجام شده است. در این پژوهش، مطالعه چند موردی در شرکت­های ابزار دقیق، ربات صنعت موازی دلتا، پلتفرم نوبت‌دهی آنلاین و ... که چرخه حیات استارتاپی را با موفقیت طی کرده‌اند و تاب آورده‌اند، انجام شده است. بدین ترتیب تعداد نمونه (جامعه مشارکت کننده) با روش گلوله برفی انتخاب شدند و تا رسیدن به نقطه اشباع نظری تعداد ۱۱ مصاحبه انجام و تجزیه و تحلیل شد. همچنین، به منظور تأیید روایی دادهها و کدها، از بازنگری مشارکت‌کنندگان در پژوهش استفاده گردید و برای سنجش پایایی، از روش پایایی بازآزمون استفاده شد و سپس با معیار توافق درصدی هولستی، میزان تطابق کدها ۸۲ درصد تعیین شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می­دهد که ۷ عامل بر موفقیت و شکست تاب‌آوری در استارت‌آپ‌های تیمی ایرانی مؤثر هستند که این عوامل شامل ۲۰ مفهوم است. این عوامل در مدل پاردایمی پژوهش به صورت عوامل علّی (عوامل در سطح فردی و تیمی)، عوامل زمینه‌ای (شرایط زمینه‌ای همانند عوامل سیاسی و اقتصادی، اجتماعی، شیوه‌های سازمانی، عوامل فرهنگی و منابع جمعی)، عوامل مداخله‌گر (ساختار سازمانی همانند ساختار گروه، طراحی وظیفه و انتظارات و ارتباطات گروه)، راهبردها (رهبری چابکی (حفظ عملکرد و حفظ سلامت) و آموزش پذیری تاب‌آوری تیمی) و پیامدی (تاب‌آوری کسب‌وکارهای تیمی همچون مدیریت و اصلاح رفتار، برنامه‌ریزی و یادگیری و فرهنگ) نشان داده شده‌ است. همچنین، در این پژوهش مفاهیمی چون داشتن مهارت و سهم دانش و تخصصی که در اعضای تیم وجود دارد، باعث موفقیت یا شکست تیم می‌گردد و عوامل روانشناختی مانند وجود اعتماد به نفس، روحیه ریسک‌پذیری و یادگیری در امر تجارت نیز به عنوان عوامل مهم و تأثیرگذار در مدل تاب‌آوری استارتاپی شناسایی شده است.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که اگر چه تیم­های مورد مطالعه پس از بحران‌ با مشکلاتی مواجه می­شوند، اما همین موانع و بحران‌ها سبب یادگیری از تجربه و ایجاد تجربه مفید و مثبت در جهت آمادگی اعضای تیم (و آموزش­پذیری تاب آوری) در آینده گردیده است.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb