588 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مسلم قاسمی، سعیده فخاری، احسان جعفری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیشرانهای کلیدی محلی موثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق آینده 1414 با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است.
روش پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناخت کمّی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری شهرستان فردوس بود که با استفاده از روش نمونهگیری گلولهای و رسیدن به اشباع نظری، 30 نفر از آنان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه تأثیرات متقابل آیندهپژوهی و مصاحبههای ساختاریافته انجام شد. دادهها با استفاده از مدل ساختاری MICMAC تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که از میان 15 پیشران شناساییشده، مهمترین پیشرانهای کلیدی داخلی (محلی) مؤثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق 1414 ، ایجاد امنیت اجتماعی در مقصد و جاذبههای گردشگری ( 15 +) ،ترویج و حفظ صنایع دستی بومی-محلی( 11+)، توسعه زیرساختهای گردشگری محلی(7 + )، برندسازی و بازاریابی محصولات گردشگری محلی (7 + )، حفظ پتانسیلهای تاریخی و میراث فرهنگی محلی(5 + )، سرمایهگذاری و تأمین منابع مالی گردشگری(1 + )، است.
نتیجهگیری: این پژوهش نسبت به مطالعات قبلی، ضمن بهکارگیری رویکرد آیندهپژوهی، پیشرانهای موثر بر توسعه گردشگری را در ابعاد محلی (داخلی) و فرامحلی مورد ارزیابی قرار داده است.
احسان مکرم زاهد، رویا اشراقی سامانی، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نوشری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، تحلیل و اولویتبندی اثرات تسهیلات حمایتی و راهبردهای بازاریابی بر عملکرد اقتصادی دامداریهای روستایی در استان خراسان رضوی است.
روش پژوهش: در این پژوهش از مدل تصمیمگیری چندمعیاره تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد که امکان بررسی روابط درونی و وابستگیهای متقابل بین معیارها و زیرمعیارها را فراهم میسازد. ساختار مفهومی پژوهش شامل ۷ معیار اصلی و ۲۵ زیرمعیار بود که با هدف تبیین دقیق مؤلفههای اثرگذار بر عملکرد اقتصادی تدوین شد. دادههای مورد نیاز از طریق طراحی پرسشنامه مقایسه زوجی و تکمیل آن توسط ۲۳۷ دامدار در شهرستانهای مختلف استان خراسان رضوی گردآوری شد. پس از تشکیل ماتریسهای مقایسه زوجی، وزن معیارها و زیرمعیارها محاسبه و تحلیل نهایی با استفاده از نرمافزار Super Decisions انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که سه معیار «تسهیلات حمایتی»، «هزینههای اقتصادی» و «راهبردهای بازاریابی» دارای بالاترین اهمیت در تبیین عملکرد اقتصادی واحدهای دامداری هستند. در سطح زیرمعیارها، «هزینه خوراک دام» بیشترین وزن را به خود اختصاص داد که حاکی از بار هزینهای بالای این نهاده بر دوش دامداران است. همچنین، «دسترسی به بازار» و «میزان وامهای دریافتی» بهترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند که نشاندهنده اهمیت فروش مؤثر و برخورداری از منابع مالی کافی برای توسعه و پایداری فعالیتهاست. از دیگر زیرمعیارهای مهم میتوان به «بیمه محصولات دامی» و «ایجاد تعاونیها» اشاره کرد که در کاهش ریسک و بهبود بازاریابی نقش کلیدی دارند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که برای ارتقای عملکرد اقتصادی دامداریهای روستایی، تمرکز بر بهینهسازی سیاستهای حمایتی، کاهش هزینه نهادهها، توسعه زیرساختهای بازاریابی و تقویت پوشش بیمهای ضروری است. این نتایج میتواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیمگیران و سیاستگذاران بخش کشاورزی در جهت تدوین برنامههای توسعهمحور، هدفمند و واقعبینانه باشد.
کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: گردشگری کشاورزی میتواند با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمینهای کشاورزی را در مقابل تجاوز خرده فروشان بزرگ و زنجیرههای غذایی جهانی به وجود میآورد. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانهای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهرهبردار از اراضی کشاورزی است. جهت تحلیل موضوع از مدلسازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد.
یافتههای پژوهش: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازهگیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافتهها نشان میدهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنوارههای فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 961/43 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی میباشد.
کیومرث زرافشانی، نوشین امانی، لیدا شرفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: زعفران گیاهی مقاوم به کم آبی است که به عنوان یک کشت جایگزین در منطقه جوانرود در حال توسعه است. با توجه به نو بودن این کشت در منطقه مورد مطالعه، هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود میباشد.
روش پژوهش: این مطالعه از طرح تلفیقی (کیفی- کمّی) و روش تحقیق، مطالعه موردی بهره میگیرد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی زعفرانکاران و کارشناسان جهاد کشاورزی در شهرستان جوانرود بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع بارز با 16 نفر از زعفرانکاران و 10 نفر از کارشناسان مصاحبه به عمل آمد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT صورت گرفت. در نهایت با استفاده از ماتریس برنامهریزی راهبردی کمّی (QSPM)، مناسبترین راهبردها جهت توسعه کشت زعفران در منطقه جوانرود انتخاب شد.
یافتهها: بر اساس نتایج، 7 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کشت زعفران شناسایی شدند که مهمترین آنها "امکان فرایند تولید بصورت خانوادگی" و "وجود ظرفیتهای مناسب تولید زعفران در منطقه" هستند. همچنین 7 طبقه ضعف از قبیل "عدم پذیرش زعفران به عنوان الگوی کشت" و "فروش فلهای و عدم بستهبندی مناسب" شناسایی شدند. فرصتهای شناسایی شده توسعه کشت زعفران 4 طبقه بودند که مهمترین آنها "سازگاری کشت زعفران با اقلیم منطقه" و "دسترسی به بازارهای گسترده برای زعفرانکاران عمده" بدست آمد. از جمله تهدیدهای مهم توسعه کشت زعفران، "محدود بودن بازار" و "عدم تامین نهاده و ادوات کافی کشت زعفران توسط سازمان جهاد کشاورزی" شناسایی شد. در نهایت راهبرد مناسب جهت توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود راهبرد تهاجمی (SO) بدست آمد.
نتیجهگیری: دستاوردهای این مطالعه میتواند به مسوولین ذی ربط در سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه و شهرستان جوانرود کمک کند تا از راهبرد مناسب جهت توسعه کشت زعفران استفاده نمایند.
شجاعت زارع، محرم عیناللهی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف این مطالعه بررسی مزیت نسبی و سودآوری مهمترین محصولات زراعی در شهرستانهای مختلف استان زنجان طی دوره 1398-1395 و رتبهبندی محصولات برای قرار گرفتن در الگوی کشت بود.
روش پژوهش: در این مطالعه از شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) برای تحلیل مزیت نسبی محصولات زراعی در تمام شهرستانهای استان زنجان استفاده شد. این شاخص بر اساس قیمت بازار و قیمت سایهای نهادهها و محصولات محاسبه میشود و محقق را در تحلیل و ارائه راهکارهایی برای اصلاح سیاستها کمک میکند.
یافتهها: بررسی میانگین چهارساله شاخص مزیت نسبی در شهرستانهای استان زنجان نشان داد که به دلیل تفاوت در عملکرد محصولات و هزینههای تولید در مناطق مختلف، مقدار و رتبه مزیت نسبی محصولات زراعی در شهرستانهای استان، متفاوت است. به طور کلی میتوان گفت که در استان زنجان، درجه مزیت نسبی محصولات سرمایهبر و آببر نسبت به سایر محصولات بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با افزایش بهرهوری نهادهها و کاهش هزینههای تولید در مناطقی که آب کافی دارند؛ مزیت نسبی محصولات را تقویت کرد. از آنجایی که داشتن مزیت نسبی لزوماً به معنای انتخاب محصول توسط کشاورزی برای الگوی کشت نیست؛ بنابراین پیشنهاد میشود دولت سیاستهای خود را به سمت کاهش فاصله رتبه مزیت نسبی با درآمد خالص محصول هدایت کند تا محصولات دارای مزیت نسبی در الگوی کشت کشاورزان قرار گیرد.
ساجده کریمی کندزی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایت های مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه می باشد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان کرمانشاه می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 371 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ای 30 سوالی در سه بخش هوش مصنوعی با 5 سوال، توانمندسازی با 19 سوال و حمایت های مدیریتی با 6 سوال می باشد که روایی آن به شیوه صوری، سازه ای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 86/0 تایید گردیده است. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 636/0 و مقدارT 002/12، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 392/0 و مقدار T 875/3 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 332/0 و مقدار T 533/5 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار T 678/7 تاثیر دارد.
نتیجهگیری: بر مبنای یافته ها می توان گفت که هوش مصنوعی میتواند از طریق دادههای تحلیلشده، روشهای بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرمهای آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم میشود. این تکنولوژی میتواند بهویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستمهای هوش مصنوعی در حوزه سلامت میتوانند در تشخیص بیماریها و پیشبینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند.
عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: طراحی و اجرای برنامههای اشتغال یکی از مهمتریم وظایف دولت در ایران است. سازمانهای دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام میدهند اما آمارها نشان میدهد با وجود راهبردها و برنامههای متعدد اشتغالزایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. هدف این تحقیق اینست که چگونه میتوان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامهها و اقدامات را توضیح داد.
روش پژوهش: در این تحقیق از دو روش تحلیل اسنادی و تحلیل نظری استفاده شده است. در روش اول اسناد برنامهها و سیاستهای اشتغال در دو دهه اخیر واکاوی و روند تغییرات برنامههای حوزه اشتغال تحلیل شدهاند. روش دوم به تحلیل نظری سیاستها و برنامههای اشتغال پرداخته است.
یافتهها: اغلب تحقیقات در این زمینه یا با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایهگذاری، برنامهها و اقدامات اشتغال را تحلیل کردهاند به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایهگذاری افزایش نیابد برنامههای اشتغال در تحقق اهدافشان با شکست مواجه میشوند. یا بر این مدعا بودهاند که به روز و جدید نبودن عناوین برنامهها و اقدامات دلیل ناموفق بودنشان است. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامههای اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان میدهد اغلب برنامهها و اقدامات اشتغال به روز شدهاند. در ادامه با تحلیل نظری، چارچوبی جامعهشناختی برای تحلیل برنامهها و اقدمات اشتغالزایی با هدف فهم موفقیت یا عدم موفقیت آنها ارائه کرده است. چارچوبی که بر اساس رویکرد رابطهای بین سه عرصه جامعه مدنی، دولت و بازار ارائه شده است
نتیجهگیری: موفقیت یا شکستهای برنامهها و اقدامات اشتغال را میتوان در شرایط همافزایی یا عدم همافزایی بین جامعهمدنی، دولت و بازار درک کرد. در آرایش مناسب بین جامعه مدنی؛ دولت و بازار است که میتوان به موفقیت برنامهها اشتغال امید داشت.
علی اکبر عنابستانی، حلیمه بینائیان، پگاه مریدسادات، جمیله توکلینیا،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری میتواند نقش عمدهای در توانمندسازی مردم محلی و تنوعبخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصتهای شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخشهای اقتصادی ایفا کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشرانهای اثرگذار گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی با رویکرد آیندهپژوهی است روش جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانهای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است. جهت استخراج پیشرانهای کلیدی پرسشنامه در پنج بعد شامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی، کالبدی و نهادی- سازمانی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل میدهد. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخصهای مؤثر بر امنیت غذایی از نرمافزار (MICMAC) استفادهشده است.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داده است که در بین 91 عامل مورد بررسی در پنج بعد 20 عامل کلیدی شامل تقویت همکاریهای بیننسلی (39)، آگاهی عمومی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی (38)، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی (49)، ایجاد فرصتهای جدید صادراتی (49)، آگاهی زیستمحیطی گردشگران (48)، تشویق کسبوکارهای سبز (47)، ایجاد کمپینگهای طبیعی (49)، توسعه مراکز فرهنگی–گردشگری (48)، ایجاد بانک اطلاعاتی کارآفرینان (46)، افزایش شفافیت مالی (42) و غیره به عنوان پیشرانهای کلیدی شناختهشده اند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که گردشگری خلاق میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد در مسیر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی عمل کند. نتایج تحلیل ساختاری بیانگر آن است که با تقویت همکاریهای اجتماعی، احیای صنایعدستی، کاهش وابستگی به کشاورزی و ایجاد فرصتهای نوین اقتصادی، نقش مهمی در توسعه کارآفرینی پایدار روستایی دارد.
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمانهای ذیربط که بهطور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی، نمونهگیری بهروش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی بهصورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبههای نیمهساختاریافته، گروههای کانونی و پرسشنامه محققساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسبوکار در نظر گرفته شد.
بهیه باوان پوری، حسنعلی فرجی سبکبار، سیدعلی بدری، ندا زرندیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: در سالهای اخیر، رضایت کاربران از اقامتگاههای بومگردی به یکی از مؤلفههای کلیدی موفقیت در صنعت گردشگری تبدیل شده است. با توجه به رشد پلتفرمهای آنلاین مانند جاباما و افزایش رقابت در این حوزه، نیاز به تحلیل دادهمحور برای شناسایی عوامل مؤثر بر رضایت کاربران بیش از پیش احساس میشود. فقدان مطالعات جامع با رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین در زمینه بومگردی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را برجسته میسازد. اقتصاد اشتراکی و پلتفرمهای اقامتی مانند جاباما، تجربه کاربران را متحول کرده و بر اهمیت تحلیل دادهمحور تأکید دارند. مطالعات پیشین نشان دادهاند که عواملی مانند کیفیت خدمات، نظافت، و ارزش در برابر قیمت بر رضایت کاربران تأثیر دارند. با این حال، ویژگیهای فرهنگی و بومی اقامتگاههای بومگردی ایران نیازمند بررسیهای خاص و بومی است. روش پژوهش: در این پژوهش، دادههای ۱۱۲۳ اقامتگاه بومگردی از پلتفرم جاباما با استفاده از زبان برنامهنویسی Python و کتابخانه Selenium استخراج شد. متغیرهای مستقل شامل کیفیت اطلاعات، نظافت، ارزش در برابر قیمت، نحوه پذیرش، میزبانی، و موقعیت مکانی بودند و امتیاز رضایت کاربران بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. مدلسازی با استفاده از الگوریتمهای رگرسیونی شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، گرادیان تقویتی، و ماشین بردار پشتیبان (SVR) با کرنل RBF انجام شد. عملکرد مدلها با معیارهای میانگین مربعات خطا (MSE)، ضریب تعیین (R²)، و اعتبارسنجی متقاطع ۵-تایی ارزیابی گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که مدلهای جنگل تصادفی و گرادیان تقویتی با R² بالای 0.86 و MSE کمتر از 0.012 بهترین عملکرد را داشتند. تحلیل اهمیت ویژگیها حاکی از آن بود که کیفیت اطلاعات (با ضریب اهمیت 0.442)، نظافت، و ارزش در برابر قیمت مهمترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. مدل درخت تصمیم، قواعد تفسیرپذیری را ارائه کرد که نشاندهنده نقش کلیدی کیفیت اطلاعات در گره ریشه و تأثیر نظافت و ارزش در برابر قیمت در مراحل بعدی بود.
بهروز محسنی، محمدرضا غریب رضا، سعید شعبانی، آیدینگ کرنژادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی، اولویتبندی و تحلیل چالشها و مسائل- مشکلات کشاورزی و منابعطبیعی در حوضه رودخانه اترکسفلی با تمرکز بر منطقه چات شهرستان گنبدکاووس است. پژوهش با تکیه بر دیدگاه نخبگان، کارشناسان و ذینفعان محلی، تلاش دارد روابط علّی میان عوامل انسانی و طبیعی مؤثر بر این چالشها را تبیین کرده و زمینه تصمیمسازی آگاهانه برای مدیریت پایدار منابع را فراهم آورد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است. دادهها از طریق بررسی اسناد بالادستی و پرسشنامه تخصصی مبتنی بر طیف پنجدرجهای لیکرت گردآوری شدهاند. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای اولویتبندی مسائل و مشکلات از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد و بهمنظور تحلیل روابط علّی میان نیروهای محرک، فشارها، وضعیتها، اثرات و پاسخها، مدل مفهومی DPSIR بهعنوان چارچوب تحلیلی پژوهش بهکار گرفته شد.
یافتهها: در حوزه مخاطرات محیطی، "افزایش دمای منطقه و تغییر الگوی بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی" با میانگین رتبه 13.98 بهعنوان مهمترین چالش شناسایی شد. در حوزه مشکلات زیستمحیطی، "نبود نظارت مؤثر بر عملیات صنعتی و کشاورزی و بروز آلودگیهای غیرقابل جبران محیطزیست" با میانگین رتبه 14.53 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. در حوزه کشاورزی و منابعطبیعی، "افزایش قیمت نهادههای کشاورزی مانند بذر و کود" و "نبود سیستمهای مؤثر مدیریت پسماند" هر دو با میانگین رتبه 14.19 بهعنوان مهمترین مشکلات شناسایی شدند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تفاوت معناداری میان اولویت مسائل و مشکلات در هر سه حوزه وجود دارد (Sig =0.000). تحلیل نتایج در قالب مدل DPSIR نشان داد که نیروهای محرک اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی نقش غالبی در شکلگیری این مشکلات دارند.
عباس سعیدی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
رویکردها به برنامهریزی فضایی همگام با پیچیدهتر شدن جوامع دگرگون میشوند. این گونه دگرگونیها، در تنوعپذیری روز افزون الگوهای فعالیت و تحرک افراد، خانوارها، گروهها، نهادها و سازمانها بازتاب مییابد. بدین ترتیب، در حالی که بعضی مفاهیم، همچون "مسافت" و "حرکت" در جوامع شبکهای توسعه یافته اهمیت خود را به طور نسبی از دست میدهند، مفاهیم تازهای، همچون زمان و زمان- فضا اهمیت مییابند. واقعیت این است که در اقتصادهای کمتر توسعه یافته مسائل مرتبط با برنامهریزی فضایی از سرشتی متفاوت برخوردار هستند. پاسخگویی مناسب به این مسایل، مستلزم گسترش قابلیت برنامهریزی راهبردی سازگار و تحول در شیوه برنامهگذاری است. پویش ساختاری- کارکردی، به عنوان رویکردی راهبردی به ساماندهی فضا در سطوح و مقیاسهای مختلف، در قالب جغرافیای اجتماعی نوین، میکوشد، ضمن تبیین جنبههای پیچیده ساماندهی فضایی در جوامع کمتر توسعه یافته، برای مسایل ریشهدار در روابط ساختاری- کارکردی آنها چارهجویی نماید. هدف از این مقاله گردآوری مصالح لازم برای برپایی چنین رویکردِ راهبردیِ "بدیلی" در برنامهریزی فضایی است.
سید حسن مطیعی لنگرودی، زهرا حیدری،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
نواحی روستایی امروزه به دلیل دارا بودن مناظر بکر و انواع جاذبههای اکوتوریسم، از مهمترین مکانها برای ایجاد فعالیتهای گردشگری میباشند. از آنجایی که به لحاظ محدودیت فعالیتها، درآمدهای مشاغل روستایی کفاف زندگی روستاییان را نمیدهد، ایجاد انواع فعالیتهای گردشگری در روستاها با توجه به ظرفیتهای موجود آنها، میتواند در به وجود آوردن مشاغل مختلف و ایجاد اقتصاد تلفیقی در نواحی روستایی، ضعف درآمدی حاکم بر این فضاهای زیستی را بر طرف نموده و زمینههای کسب درآمد بیشتر در روستاها را ایجاد نماید. هدف این پژوهش بررسی زمینههای ایجاد گردشگری صیادی در روستاهای ساحلی شهرستان تنکابن برای افزایش سطح درآمدی روستاییان میباشد. روش تحقیق در این پژوهش، از نوع توصیفی-تحلیلی با تاکید بر مطالعات کتابخانهای و میدانی است. جامعه آماری تحقیق شامل گردشگرانی میباشند که از منطقه مورد مطالعه دیدن کردهاند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه با حجم نمونه 100 نفر جمعآوری و با نرم افزار SPSS دادهپردازی و تحلیل گردیده است. با توجه به مقیاس و ماهیت دادهها از روش آماری همبستگی، آزمون پارامتری T تک نمونهای و آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده شده است. منطقه مورد مطالعه روستاهای ساحلی شهرستان تنکابن میباشد. این روستاها در منطقه ساحلی، بین شهرستانهای عباس آباد و رامسر واقع شدهاند. روستاهای باغ نظر، حاجی محله، واچک و پایین شیرود در حاشیه رودخانهای که به دریاچه خزر میریزد واقع گردیدهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که روستاهای مورد مطالعه از توان بالایی برای ایجاد فعالیتهای گردشگری صیادی برخوردار بوده و همچنین گردشگران تمایل زیادی برای ماهیگیری در ایام سفر به منطقه برای گذران اوقات فراغت دارند. با توجه به نظر گردشگران، با ایجاد امکانات و تاسیسات اقامتی و پذیرایی برای گردشگری صیادی در منطقه، میتوان زمان اقامت گردشگران را در روستاهای ساحلی افزایش داد و اشتغال و درآمد مناسبی را برای روستاییان فراهم نمود.
حسن افراخته،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
به رغم تلاشهای بسیار، روستاهای ایران از نظر توسعهای جامع با چالشهایی مواجهاند. الگوی مکانی یک اقتصاد (همانند توزیع و محل فعالیتهای تشکیل دهنده آن) و جریانهای فضایی مانند حرکت جمعیت، کالا، خدمات و سرمایه، اقتصاد فضا نامیده میشود که سطح توسعه مراکز سکونتگاهی، اعم از شهر، روستا ومجاری ارتباطی آنها را تحت تأثیر قرارمیدهد. هدف اصلی مقاله آن است که نقش اقتصاد فضا را در توسعه روستایی بررسی کند. ناحیه مورد مطالعه تحقیق ناحیه شفت و روستاهای آن در استان گیلان است. مشاهده مستقیم، مصاحبه با مردم محلی و تکمیل پرسشنامه اصلیترین روشهای جمعآوری دادهها بوده است. دادههای جمعآوری شده بر اساس آمار استنباطی (مدل تاپسیس و تحلیل عاملی و رگرسیون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان داده است که در یک نظام اجتماعی-اقتصادی متمرکز، توزیع فعالیتهای اقتصادی غیرمتوازن است. نحوه آرایش فضایی فعالیتهای اقتصادی، تعیین کننده اصلی حرکت جمعیت، سرمایه، کالا و خدمات است که درنهایت توسعه ناحیه، گرههای شهری و روستایی و شبکه ارتباطی آنها را متأثر میسازد؛ این به نوبه خود، کیفیت توسعه روستایی را معین میکند.
فرشاد مومنی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
هدف این پژوهش مشخص کردن رابطه سیاستگذاری نادرست با عملکرد اقتصادی بر محور تبیین رابطه رانت نفتی و توسعه روستایی است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و تحلیلها براساس ترکیبی از الگوی نظری نهادگرایی با تکیه بر مفهوم وابستگی به مسیر طی شده و اقتصاد سیاسی رانتی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کانون اصلی مشکل شکست در سیاستگذاری است و این مسئله در دورانهای تاریخی با نفت و بدون نفت به صورت یکسان اثرات خود را منعکس ساخته است. مقاله با ارائه پیشنهادهایی برای برونرفت از پدیده شکست سیاستگذاری خاتمه مییابد.
فرامرز بریمانی، زهرا نیک منش، سهیلا خداوردی لو،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
توانمندسازی زنان روستایی به معنی قدرت بخشیدن به این قشر از جامعه برای ایفای نقش برجسته در توسعه و مشارکت فعال آنها در تصمیمگیری است که یکی از ضرورتهای دستیابی به توسعه پایدارمیباشد. در این میان اعتبارات خرد میتواند دسترسی به اهداف توانمندسازیرا تسهیل نماید. این پژوهش درپاسخ به این سوال اصلی است: آیا اعتبارات خرد در توانمندسازی اقتصادی و روانی (اعتماد به نفس) زنان دهستان لکستان شهرستان سلماس موثر واقع بوده است؟دادههای مورد نیازاز روش کتابخانهای، میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری گردید. جامعه آماری این پژوهش کل زنان دهستان لکستان بود که از آنها نمونهای 225 نفری به روش نمونهگیری سهمی انتخاب شد. نتایج با استفاده از آزمون T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی مؤثر بوده است. گروهی از زنانی که وام گرفته بودند نسبت به گروهی که وام دریافت نکرده بودند از لحاظ اقتصادی توانمندتر شده و از نظر روانی(اعتماد به نفس) نیز در وضعیت بهتری قرار داشتند.
حسنعلی فرجی سبکبار،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
توزیع فضایی سکونتگاههای روستایی در ایران متعادل نمیباشد. این مقاله به بررسی و کشف الگوی فضایی سکونتگاههای روستایی براساس شاخصهای مختلف و نیز ارائه مدلی برای تحلیل و الگوسازی مطالعه نابرابریهای فضایی میپردازد. برای انتخاب واحدهای پایه از نظریه MAUP که توسط اوپن شاو ارائه شده، استفاده شد. براساس این نظریه مناطقی که برای تلفیق دادهها انتخاب میشوند اختیاری است. در این زمینه دو موضوع مطرح میباشد یکی انتخاب مقیاس تلفیق و دیگری نحوه تلفیق میباشد. برای مدلسازی و انتخاب واحدهای پایه از مدل شش ضلعی استفاده شده است که در جغرافیا سابقه طولانی دارد. برای الگوسازی اختلافات فضایی از شاخصهای عمومی و محلی خودهمبستگی فضاییاستفاده شده است. درسطح عمومی از شاخص I موران و در سطح محلی از شاخصهای LISA استفاده شده است. شاخصهای محلی الگوی فضایی و به عبارتی محلی خوشهها را نشان میدهند. تحلیل و یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد که از نظر شاخصهای مختلف مورد مطالعه، نابرابریهای فضایی وجود دارد ولی در مورد هر شاخص این الگو ممکن است متفاوت باشد.
امیرحسین علی بیگی، وحید علی آبادی، شهپر گراوندی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
هدف پژوهش توصیفی- همبستگی حاضر، بررسی تأثیر مؤلفههای سرمایه اجتماعی بر میزان ریسکپذیری کشاورزان کلزاکار با استفاده از دستگاه مدلسازی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری، کشاورزان کلزاکار شهرستان کنگاور بودند (389 N=) که تعداد 185 نفر از آنها با استفاده از جرسی و مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب نمونهها، از روش نمونهگیری تصادفی سیستماتیک استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها با نرمافزارهای 15 Spss و 18 Amos نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی و قدرت ریسکپذیری در کشاورزان کلزاکاران در حد متوسط است. هم چنین بر اساس یافتهها، رابطه مثبت و معنیداری بین سرمایه اجتماعی و ریسکپذیری کشاورزان وجود دارد. از 8 مؤلفه وارد شده در نرم افزار Amos، متغیرهای احساس اعتماد و امنیت، بها دادن به زندگی و دوستی و روابط خانوادگی، واریانس بیشتری از میزان ریسکپذیری کشاورزان کلزاکار را تبیین کردند.
عبدالحمید پاپ زن، نعمت اله شیری،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
امروزه سیستم های تولیدی کشاورزی به منظور پاسخ گویی به نیاز روزافزون غذا برای جمعیت رو به رشد کره زمین با کاربرد فناوری های نوین، تولیدات خود را به صورت کمی افزایش داده اند، اما همواره این افزایش تولید با مشکلات زیست محیطی متعددی روبه رو شده است. در راستای حل این مشکلات، کشاورزی ارگانیک به عنوان یکی از نظام های کشاورزی پایدار مطرح گردید، اما با وجود مزایای فراوان، توسعه این نظام کشاورزی در بین کشاورزان با موانع و مشکلات فراوانی مواجه است. در این راستا، پژوهش حاضر به روش کیفی و با هدف کلی بررسی موانع و مشکلات توسعه کشاورزی ارگانیک انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها مصااحبه در قالب گروه بحث متمرکز با 11 نفر از کشاورزان ارگانیک کار شهرستان دره شهر )استان ایلام( بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از بحث و مصاحبه در گروه های مورد مطالعه با استفاده از فنون خاص روش تحقیق کیفی و از طریق دسته بندی، طبقه بندی و رسیدن به مفاهیم کلی و مشخص انجام پذیرفت. یافته های تحقیق نشان داد که از دیدگاه کشاورزان مورد مطالعه موانع و مشکلاتی مانند: مسائل زیرساختی، مساائل اقتصاادی، ضعف دانش و آگاهی کشاورزان، مسائل فنی و مدیریتی، مسائل حمایتی و موانع انگیزشی و نگرشی در راه توسعه کشاورزی ارگانیک وجود دارد. نتایج این مطالعه می تواند در بهبود و تسریع توسعه کشاورزی ارگانیک به منظور تولید محصولات سالم در بخش کشاورزی به برنامه ریزان و سیاست گذاران بخش مذکور کمک نماید.
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده