423 نتیجه برای روستایی
ابوطالب قاسمی وسمه جانی، حسن افراخته، فرهاد عزیزپور،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل و مؤلفههای اثرگذار بر تحولات داراییهای معیشتی در روستاهای گردشگرپذیر بوده که به واسطه توسعه گردشگری تحت تأثیر قرار میگیرند که شدت و روند این تغییرات و همچنین دامنه اثرگذاری بر ساکنان به مؤلفههایی زیادی بستگی دارد که گردشگری در بستر آن شکل گرفته است. آنچه که در این مقوله مهم بوده، توجه به اصل پایداری و بهبود زندگی تمامی ساکنانی است که از رشد گردشگری متأثر میشوند.
روش پژوهش: این پژوهش در روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رودسر در شرق استان گیلان انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهشهای کمی/کیفی و مبتنی بر روش قیاس اقترانی است. روش جمعآوری دادهها با بررسی متون و اسناد علمی، پیمایش میدانی و مصاحبه با خبره محلی، کارشناسان و متخصصان صورت گرفته و تحلیل آنها با استفاده از مدل Q است. در انتخاب نمونهها از روش گلوله برفی استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش عوامل مؤثر بر تحولات داراییهای معیشتی به ترتیب اهمیت و بیشترین امتیاز شامل: تعاملات سازنده میان دستاندرکاران کلیدی توسعه گردشگری، مزیت رقابتی گردشگری، نقشآفرینی حمایتی دولت، فرهنگ محوری و توسعه زنجیره تأمین و ارزش گردشگری و آخرین مورد، مجاورت فضایی و وجود ظرفیتهای طبیعی بومشناختی بوده است.
نتیجهگیری: مؤلفههای مرتبط با بخش گردشگری که سبب تحولات داراییهای معیشتی میگردد در دو گروه عوامل درونی و بیرونی قابل دستهبندی هستند که شکل و کارکرد روستا را دچار دگرگونی کرده و هر چقدر این مؤلفهها سبب توسعه خدمات عمومی و شکلگیری بیشتر فعالیتهای گردشگری پایدار گردد، به سوی تأثیرات مثبت گردشگری سوق پیدا میکند.
مهتاب ژیان، بیژن رضایی، نادر نادری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل بومی برای توسعه تعاونیها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش دارای رویکرد کیفی بوده و از روش نظریه زمینهای برای استخراج مدل استفاده شده است. جامعه هدف در این پژوهش شامل مدیران و کارشناسان اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان کرمانشاه، اساتید دانشگاه رازی و کارآفرینان بخش تعاون روستایی در استان کرمانشاه بودند و از روش نمونهگیری نظری استفاده شد. اشباع نظری بعد از 12 مصاحبه عمیق حاصل شد. فرایند تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت.
یافتهها: بر اساس سه مرحله کدگذاری، بنیان کارآفرینی در روستاها، انسجام کارآفرینانه در تعاونیهای روستایی و ویژگیهای فردی کارآفرینان روستایی حوزه تعاون به عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. شرایط زمینهای در این پژوهش شامل تنوع فرصتهای کارآفرینی روستایی در حوزه تعاونی، دسترسی به عوامل تولید، موقعیت راهبردی استان، حمایت علمی متخصصان و صاحبنظران، بنیان کارآفرینی جمعی (در قالب تعاونی روستایی)، موانع فرهنگی و ضعف نظام آموزشی است. شرایط مداخلهگر هم شامل تغییرات اقلیمی، عوامل اقتصادی، آشفتگی و عدم نظم محیطی، عوامل سازمانی، عوامل ارتباطی– اطلاعرسانی، حمایت واقعی دولت از تعاونیها و عوامل زیرساختی میباشد. راهبردهای شناسایی شده نیز شامل راهبرد تنوعگرایی در کسبوکار، تجدیدنظر در برنامههای آمایش سرزمین، توانمندسازی شرکتهای تعاونی، بهرهگیری از فرصتهای تجارت بینالمللی، ترویج و فرهنگسازی و راهبردهای اصلاحی- حمایتی هستند. در نهایت، پیامدهای شناسایی شده شامل ارتقا کیفیت زندگی روستاییان، توسعه پایدار روستایی و وجود تعاونیهای کارآفرین روستایی است.
نتیجهگیری: برای توسعه تعاونیها با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کرمانشاه باید با در نظر گرفتن همه عواملی که فرایند توسعه تعاونیها را تسریع میبخشند؛ نسبت به فراهم کردن پیشنیازهای خاص این حوزه بههمراه برنامهریزیهای جامع اقدام شود. نتایج این پژوهش ضمن تقویت ادبیات کارآفرینی روستایی و تعاون روستایی، دستاوردهای شایسته ای را برای کمک به مدیران و برنامهریزان روستایی در راستای توسعه کارآفرینی روستایی تعاون - محور به همراه دارد که در نهایت به فرآیند توسعه روستایی کمک خواهد کرد.
حسین حسینپور، محمدرضا رضوانی، علیرضا دربانآستانه،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در انسجام کسبوکارها و امنیت غذایی نقش مهمی دارد. تاکنون پژوهش جامعی درباره زنجیره تأمین انگور انجام نشده است. انگور در بخش کوهمره، با چالشهایی نظیر شکاف عرضهوتقاضا و نوسانات قیمتی روبرو است. این مطالعه به تحلیل وضعیت، شناسایی چالشهای مراحل مختلف زنجیره تأمین انگور و ارزیابی تفاوتهای عملکردی آن در روستاهای بخش کوهمره میپردازد.
روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، گردآوری دادهها به صورت اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات خبرگان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. جامعه آماری پژوهش، 793 بهرهبردار انگور در روستاهای بخش کوهمره بودهاند که با فرمول کوکران 260 بهرهبردار به عنوان نمونه تعیین شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمونهای آماری تی تکنمونهای، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی دانکن در نرمافزار SPSS و برای ترسیم نقشه توزیع فضایی از ابزار IDW در نرم افزار ArcMap استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد عرضه نهادههایی نظیر تامین ارقام مناسب نهال، آب، کود، سموم و سایر، مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول از وضعیت مناسبی برخوردار است. درحالیکه دسترسی به سردخانهها، واحدهای درجهبندی، بستهبندی، صنایع تبدیلی و تکمیلی، تبلیغات، برندسازی، بازاریابی و مصرف در وضعیت نامناسبی قرار دارند. همچنین، نتایج نشاندهنده وجود تفاوت میان زنجیره تامین روستاها است و پراکنش فضایی آنها به این صورت است که محدوده شرقی بخش، منطبق بر روستاهای دوسیران با میانگین (2/7794)، باغستان کندهای (2/7478) و باغستان ابوالحیات (2/5837) دارای وضعیت مناسب و محدودههای شمالی، جنوبی و غربی بخش کوهمره وضعیت نامناسبی دارند.
نتیجهگیری: زنجیره تأمین انگور در بخش کوهمره با چالشهایی در زمینههای زیرساختی و بازاریابی روبرو است. بهبود دسترسی به امکانات سردخانهای، واحدهای درجهبندی، بستهبندی، صنایع تبدیلی، تکمیلی، تبلیغات و برندینگ به بهبود وضعیت زنجیره تأمین، کاهش شکاف عرضه و تقاضا و کاهش نوسانات قیمتی کمک میکند.
فیروز ناظری، سید رامین غفاری، امیر گندمکار، حمید صابری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: اکوتوریسم، علاوه بر ایجاد فرصتهای نوین برای توسعه پایدار مناطق روستایی و حفظ محیط زیست و تنوع زیستی، میتواند به طور مؤثری در ایجاد اشتغال، تقویت کارآفرینی و بهبود معیشت جوامع بومی نقش ایفا کند.
روش پژوهش: این تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و دادهها از طریق روشهای اسنادی و میدانی جمعآوری گردید. جامعه آماری، 3475 خانوار ساکن در ۹۸ سکونتگاه روستایی بخش دالخانی شهرستان رامسر است که با فرمول کوکران تعداد 370 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرمافزارSPSS وSmart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. روایی پرسشنامه با نظرات متخصصان اکوتوریسم و کارآفرینی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/949 به صورت مطلوب ارزیابی گردید.
یافتهها: نسبت تأثیر ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی توسعه اکوتوریسم بررسی شد. در این معادله، شاخص اقتصادی با رتبه 31/53 و شاخص اجتماعی با رتبه 27/91 بیشترین ارتباط و پیوستگی را با یکدیگر داشته که رقمی برابر با 0/74 را دارا میباشد و کمترین تأثیر متقابل نیز مربوط به ارتباط شاخص کالبدی- فضایی با شاخص اقتصادی بوده که رقمی بالغ بر 0/32 را دربرمیگیرد. تحلیلها نشان داد که هر یک از این ابعاد به طور معناداری بر شاخصهای کارآفرینی روستایی اثرگذار بوده و اکوتوریسم به شکل چشمگیری توسعه کارآفرینی را در سکونتگاههای روستایی تسهیل کرده است.
نتیجهگیری: در منطقه مورد مطالعه، اکوتوریسم توانسته است فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کرده و باعث افزایش درآمد خانوارها از راه خدمات اقامت، پذیرایی، فروش محصولات کشاورزی و صنایع دستی و تقویت نسبی زیرساختهای محلی شود. اما بیتوجهی به مقوله توسعه پایدار، منجر به عدم تعادل اکولوژیکی و فرهنگی سکونتگاههای روستایی شده است. بنابراین ضروری است این موضوع در برنامهریزیهای آینده، مد نظر مسئولان و مدیران روستایی قرار گیرد.
مسعود صفری علی اکبری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش اقتصاد خلاق روستایی در توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان سنقر است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به شیوه توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارشناسان و متخصصان حوزه توسعه کارآفرینی روستایی در سطح شهرستان سنقر به تعداد 43 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس کل سرشماری به تعداد 43 نفر انتخاب شدند. روش نمونهگیری به شیوه سرشماری بود. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه اقتصاد خلاق و کارآفرینی روستایی به ترتیب با 12 و 19 سوال بوده و روایی به شیوه صوری و سازهای و پایایی بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 0/79 مورد تایید واقع شده است. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرمافزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل نقش اقتصاد خلاق روستایی در توسعه کارآفرینی روستایی شهرستان سنقر از برازش مناسبی برخوردار است و به طور کلی اقتصاد خلاق بر کارآفرینی روستایی با ضریب تاثیر 0/38 و مقدار بحرانی 3/97 تاثیر مثبت و معناداری داشته است. از طرفی اقتصاد خلاق بر سیاستهای حمایتی با ضریب تاثیر 0/39 و مقدار بحرانی 3/87، اقتصاد خلاق بر آموزشهای ترویجی با ضریب تاثیر 0/36 و مقدار بحرانی 4/07، اقتصاد خلاق بر زیرساختها با ضریب تاثیر 0/34 و مقدار بحرانی 3/48، اقتصاد خلاق بر ظرفیتهای محیطی با ضریب تاثیر 0/37 و مقدار بحرانی 3/63 و اقتصاد خلاق بر اقتصاد مشارکتی با ضریب تاثیر 0/45 و مقدار بحرانی 5/56 تاثیر مثبت و معناداری داشته است.
نتیجهگیری: چنانچه اقتصاد خلاق در مناطق روستایی شهرستان سنقر دنبال شود و از کلیه ظرفیتهای روستاها بهویژه ایدهها و نوآوریها در این زمینه استفاده شود، زمینه مشارکت و تلاش بیوقفه روستائیان فراهم میشود و به دنبال آن مناطق روستایی در زمینه کارآفرینی موقعیت متناسبی پیدا خواهند کرد.
فاطمه نقی بیرانوند، منصور غنیان، مسلم سواری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: مدیریت روستایی یکی از عوامل کلیدی در فرآیند توسعه روستایی است. با این حال، برخی باورها و نگرشهای موجود در میان مدیران محلی میتواند بهعنوان موانع جدی در مسیر توسعه عمل کند. نحوه نگرش مدیران محلی و شناسایی و تحلیل موانع ذهنی آنها میتواند تأثیر قابل توجهی بر روند توسعه روستایی داشته باشد. این تحقیق با هدف شناسایی دلایل توسعهنیافتگی روستایی از دیدگاه مدیران محلی شهرستان خرمآباد انجام شد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر بر مبنای روش تحقیق کمّی طراحی و اجرا شده است. این مطالعه از لحاظ ماهیت، بهعنوان یک تحقیق کاربردی طبقهبندی میشود. گردآوری دادهها، بهصورت پیمایشی و مقطعی صورت گرفته است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی مدیران محلی روستاهای شهرستان خرمآباد (N=700) بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی-مورگان 250 نفر تعیین شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته جمعآوری گردید. پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS وLISREL انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در وضعیت فعلی مهمترین مشکلات مدیریت روستایی در منطقه مورد مطالعه بنا به دیدگاه مدیران محلی عبارت اند از: قومگرایی، بیاعتمادی در روابط انسانی و وابستگی بیش از حد به دولت. نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) نشاندهنده این است که اکثر شاخصهای برازش، مدل ساختاری مورد بررسی را از نظر آماری دارای برازش مناسب و قابل قبولی است. علاوه بر این، نتایج آزمونهای مقایسه میانگین نشان داد که بین دیدگاه مدیران محلی نسبت به عناصر خردهفرهنگ دهقانی راجرز بر اساس سطوح مختلف تحصیلات و ردههای سنی، رابطه معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: طبق نتایج مدیران با تحصیلات بالا و جوانتر یک نوع نگرش مشابه را در قبال مسائل روستایی دارند. بنابراین، تغییر در نگرشها و باورهای موجود بهعنوان یک ضرورت اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار در روستاها به شمار میرود. طبق یافتههای این پژوهش، برخی از رفتارهای مدیران محلی با ویژگیهای خاص نظریه خردهفرهنگ دهقانی و چارچوب تئوری آن همخوانی دارد. این همراستایی نشاندهنده این است که مدیران محلی ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خردهفرهنگهای محلی قرار گیرند، که میتواند بر تصمیمگیریها و رویکردهای آنها در زمینه توسعه روستایی تأثیر بگذارد.
حمید صرفی،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: بررسی پیامدهای سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپا بر توسعه فضایی-اقتصادی نواحی روستایی از سال 1962، با هدف درک عمیقتر تأثیرات آن بر ساختار اقتصادی، اجتماعی و فضایی این مناطق.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریه توسعه فضایی یکپارچه با تمرکز بر رویکرد توسعه پایدار کشاورزی و روستایی استوار است، که به دنبال ایجاد تعادل بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی توسعه روستایی است.
یافتهها: اصلاحات متعدد در سیاست مشترک کشاورزی، تغییرات قابل توجهی در الگوهای فضایی کشاورزی، ساختار اقتصادی روستاها، و توزیع جمعیت ایجاد کرده است. این سیاست نقش مهمی در بازآرایی فضایی- اقتصادی نواحی روستایی داشته، اما چالشهایی نظیر نابرابریهای منطقهای و مهاجرت روستایی همچنان باقی مانده است؛ از یک سو، به بهبود بهرهوری کشاورزی، حفاظت از محیط زیست، و تقویت زیرساختها کمک کرده، اما از سوی دیگر، توزیع نابرابر یارانهها و تمرکز بیش از حد بر تولید در برخی مناطق، موجب تشدید نابرابریهای منطقهای شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه و متوازن در سیاستگذاری توسعه روستایی تأکید میکند. چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی و رقابت جهانی، ضرورت بازنگری در این سیاست را افزایش داده است. توجه بیشتر به نوآوری، دیجیتالی شدن کشاورزی، و تقویت زنجیرههای ارزش محلی برای افزایش تابآوری اقتصادی نواحی روستایی ضروری است. سیاست مشترک کشاورزی، علیرغم دستاوردهای قابل توجه، نیازمند اصلاحات مداوم برای تطبیق با شرایط متغیر است.
بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: صنعت گردشگری میتواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و همپیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران میپردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانهای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیهسازی روستای مورد نظر با نرمافزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشههای ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبهای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافتهها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنیداری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با همپیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوبتری داشته و افزایش همپیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر میشود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اهمیت همپیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص میتواند منجر به جداییگزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامهریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با همپیوندی ضعیف احساس میشود. همچنین، فرهنگسازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه میتواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهشهای نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.
سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوانبخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکهسازی صندوقهای حمایت از توسعه فعالیتهای کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی بهدست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایینتر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روانشناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفههای شبکهسازی مطرح میشوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرمافزار EVIWES اثرات نهایی و کششهای هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشیـ ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستیـ قانونی، روانشناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفههای شبکهسازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوقهای حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ بهطوریکه بر اساس کششهای محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش مییابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش مییابد.
نتیجهگیری: الویتبندی تأثیر مؤلفههای شبکهسازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوقهای حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روانشناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفههاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاسهای مهارتی کسبوکار میتواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.
سجاد امیری، سید امیرحسین گرکانی، حسین زینتی فخرآباد، علی اکبر سرمدی سیفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیششرطها و مؤلفههای مرتبط با کارآفرینی فناورانه در ناحیه روستایی خواف انجام شده است. با توجه به تمرکز توسعه فناوری در مناطق شهری و محرومیت روستاها از مزایای آن، این مطالعه به بررسی راهکارهای توسعه کارآفرینی فناورانه به عنوان ابزاری برای کاهش مهاجرت، تقویت اقتصاد محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی پرداخته است.
روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود که با مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 خبره فعال در حوزه کارآفرینی روستایی انجام شد. دادهها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر کارآفرینی فناورانه در سه دسته عوامل فردی مانند انگیزه، تحمل ریسک و مهارتهای فناورانه؛ عوامل محیطی شامل دسترسی به زیرساختهای دیجیتال، حمایتهای دولتی و فرهنگ پذیرش فناوری؛ و عوامل ساختاری مانند سیاستگذاریهای حمایتی و همکاری نهادهای مختلف قرار میگیرند. همچنین، چالشهایی نظیر اقتصاد تکمحصولی، کمبود آموزشهای تخصصی، نبودِ زیرساختهای ارتباطی و نابرابری جنسیتی بهعنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل شناسایی ظرفیتهای محلی، توسعه زیرساختها، آموزش هدفمند و تقویت مشارکت جامعه محلی است.
نتیجهگیری: کارآفرینی فناورانه میتواند با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش بهرهوری و حفظ هویت فرهنگی، به توسعه پایدار روستاها کمک کند. تدوین چارچوبی منسجم با تأکید بر شرایط محلی و هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی، برای موفقیت این رویکرد ضروری است. این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی کمک میکند تا با درنظرگرفتن عوامل کلیدی شناساییشده، برنامههای مؤثرتری را طراحی و اجرا کنند.
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: آموزشهای فنی و حرفهای بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیینکننده در افزایش مهارت، اشتغالپذیری و بهبود بهرهوری نیروی کار دارد. این نوع آموزشها، بهویژه در نواحی روستایی، میتواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارتهای کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکلگیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامیکه زنان روستایی از راه آموزشهای فنی و حرفهای توانمند میشوند، نهتنها مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسبوکارهای خُرد و خانگی را بهدست میآورند، بلکه درک بهتری از ظرفیتهای اقتصادی محیط خود نیز پیدا میکنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعالتر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر میشود. بنابراین، پیوند میان آموزشهای فنی و حرفهای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینهساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روشهای اسنادی و پیمایشی جمعآوریشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیکهای کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیمگیری ARAS در GIS استفاده شدهاست.
یافتهها: نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که آموزشهای فنی و حرفهای بهطورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پسانداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستانهای مختلف شهرستان متفاوت بودهاست. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالیکه دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزشها داشتهاست.
نتیجهگیری: این یافتهها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزشهای فنی و حرفهای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزشها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید میکند.
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری دادهها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. دادههای گردآوری شده با بهرهگیری از آزمونهای T تکنمونهای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج آزمون T تکنمونهای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخصهای توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخصهای مشارکت در تصمیمگیریهای خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیشترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. همچنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخصهای تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیشترین تغییرات در شاخصهای خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجهگیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.
یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: امنیت غذایی از مسائل اصلی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی است و تولید محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین نیازهای غذایی و بهبود معیشت روستاییان دارد. هدف این مطالعه بررسی سهم تولیدات کشاورزی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی با رویکرد فراتحلیل و بر مبنای دادههای پایگاههای علمی معتبر است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل پژوهشهای مرتبط با نقش تولید کشاورزی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی، منتشر شده در پایگاههای علمی Sid، Ensani، Noormags، Magiran، ScienceDirect، Google Scholar، Scopus از 2000 تا 2025 بود که در نهایت 27 مطالعه براساس معیارهای ورود انتخاب و با نرمافزار CMA2 تحلیل شدند. علاوه بر این، از VOSviewer برای ایجاد شبکه موضوعی پژوهش و شناسایی اصطلاحات پرتکرار استفاده شد. کلمات کلیدی پژوهش در پایگاههای داده خارجی جستجو شدند و دادههای مقالات انتخاب شده در یک فایل CSV برای وارد کردن به VOSviewer ذخیره شدند. جستجوی جداگانهای برای منابع داخلی برای انتخاب مقالات واجد شرایط انجام شد و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد شد. سپس، شاخصهای علمسنجی با نرمافزار تجزیه و تحلیل شدند. با توجه به نتایج ناهمگنی، با بررسی شاخصهای Q و I²، مدل اثرات تصادفی انتخاب شد.
یافتهها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی بیانگر ارتباط معنادار بین تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی خانوارهای روستایی بود. آزمون همبستگی بگز و مزدار نیز نشان داد که مطالعات وارد شده از تقارن نسبی برخوردارند و سوگیری وجود ندارد. همچنین اندازه اثر کلی 0/507 برآورد شد که بر اساس معیار کوهن، بالا است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد افزایش بهرهوری محصولات کشاورزی موجب بهبود امنیت غذایی خانوارهای روستایی در بلندمدت میشود. تحلیل شبکه واژگان نیز رابطه امنیت غذایی را با کیفیت و تنوع رژیم غذایی و چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، فقر و مسائل جنسیتی نشان داد که ضرورت رویکردهای جامع و یکپارچه برای مقابله با این مسائل را برجسته میسازد.
سیدهادی طیب نیا، علی ایزدی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالشهای مختلفی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی روبهرو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر میانجامد. بنابراین، بحث سکونتگاههای خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالشها در بیشتر مناطق کشور مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارائه الگویی مناسب برای شکل گیری سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی انجام گردیده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گستردهای از شاخصها متناسب با شرایط روستاهای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع آوری دادهها براساس شاخصهای انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامههای خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیلهای آماری دیمتل فازی و نرمافزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: یافته های تحقیق موید آن است که مولفه مشارکت از با میانگین 4/05 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، در 70/3 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل گیری الگوهای سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایشیافته، در 21/2 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل گیری الگوهای سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهشیافته است.
نتیجهگیری: با توجه به پتانسیلها و چالشهای فراروی شکلگیری سکونتگاههای خلاق در منطقه، مناسب ترین الگو برای شکلگیری سکونتگاههای خلاق، الگوی مشارکتی است. الگوهای مشارکت با بیشترین مقدار D - R که این معیار مهمترین الگو است؛ به این معنی که اگر این الگوی سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی ارتقاء یابد سایر الگوهای سکونتگاههای خلاق ارتقاء و در نتیجه زمینه پدیدارشدن فرآیند شکل گیری افزایش می یابد.
معصومه رهدار، صادق اصغریلفمجانی، محمودرضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: کمیته امداد بهعنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم را از چرخه فقر فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیبشناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجامشده است.
روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر دادههای اسنادی و میدانی بوده و دادهها با پرسشنامههای ساختیافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شدهاست. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار بهعنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره ARAS و نرمافزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفتهاست.
یافتهها: در میان شاخصهای اقتصادی، وامهای خودکفایی و اشتغال با میانگینهای 1/08 و 1/23 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشتهاند، درحالیکه شاخصهایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی ـ فرهنگی کسب کردهاند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، بهطوریکه بُعد اجتماعی ـ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بُعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است.
نتیجهگیری: بر اساس تحلیلهای این پژوهش، ضعف در نظارت بر اجرای برنامهها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامهای، مهمترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاستهای اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامههای توانمندسازی در مناطق روستایی است.
ساجده کریمی کندزی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایتهای مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان نطنز است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفیِ پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان نطنز هستند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 371 نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامهای با 30 سوال در سه بخش هوش مصنوعی (5 سوال)، توانمندسازی (19 سوال) و حمایتهای مدیریتی (6 سوال) است که روایی آن به شیوه صوری، سازهای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 0/86 تایید گردیده است. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/636 و مقدار T 12/002، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 0/392 و مقدار T 3/875 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/332 و مقدار T 5/533 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار T 7/678 تاثیر دارد.
نتیجهگیری: بر مبنای یافتهها میتوان گفت که هوش مصنوعی میتواند از طریق دادههای تحلیلشده، روشهای بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرمهای آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم میشود. این تکنولوژی میتواند بهویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستمهای هوش مصنوعی در حوزه سلامت میتوانند در تشخیص بیماریها و پیشبینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند. همچنین بهرهگیری از این فناوری در زمینه گردشگری، کشاورزی و دامداری میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مناطق روستایی کمک ویژه نماید.
دکتر فاطمه قربانی پیرعلیدهی، دکتر سمیه شیرزادی لسکوکلایه، خانم فاطمه فرهادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: پرورش طیور بومی در روستاها موجب کارآفرینی و اشتغال برای زنان روستائی، تأمین پروتئین مورد نیاز، بهبود درآمد و توسعۀ روستایی پایدار خواهد شد. علیرغم فواید طیور بومی، استقبال از این فعالیت روستائی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر پرورش طیور بومی در بین روستائیان استان مازندران میتواند زمینههای بهبود تمایل روستائیان به انجام این فعالیت بومی را فراهم کند.
روش پژوهش: پژوهش حاضر کمی و توصیفی- پیمایشی است. جامعۀ آماری، کل بهرهبرداران طیور بومی در استان مازندران به تعداد 64725 نفر هستند. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونهگیری چندمرحلهای استفاده شد. 382 نفر از بهرهبرداران طیور بومی بهصورت تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامۀ محققساخته جمعآوری شد. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از کارشناسان و پایایی با محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.
یافتهها: عوامل فردی- حرفهای و عوامل اجتماعی- محیطی 73 درصد از تغییرات درک مفید بودن و 36 درصد از تغییرات درک آسانی کاربرد را تبیین میکنند. درک مفید بودن، نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده در مجموع 74 درصد از تغییرات قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری نیز حدود 64 درصد از تغییرات رفتار پرورش طیور بومی را تبیین میکنند.
نتیجهگیری: جوهرۀ اصلی مدل پیشنهادی در تمایل رفتاری بر بروز رفتار است اما کنترل رفتاری درک شده نیز متغیر مهمی است که در کنار قصد رفتاری حتی با شدت بیشتری نیز پرورش طیور بومی را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قدرت ریسکپذیری تولیدکنندگان، ارتقای دانش و مهارت تولیدکنندگان، آگاهیرسانی عمومی برای مصرف طیور بومی، گسترش تعاونی تولیدکنندگان طیور بومی و عرضۀ وامهای بانکی کمبهره و هدفمند از جمله پیشنهادهای توسعۀ پرورش طیور بومی در استان مازندران است.
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی، از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی –فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل میکند و بر شکلگیری شبکههای اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر میگذارند، نقش مهمی دارد
افسانه احمدی، اسماعیل تقوی زیروانی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش تحلیل پدیده انقباض روستایی با تأکید بر نقش کالایی شدن فضا و مهاجرت است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر مشاهدات میدانی و اسنادی می باشد. روش تعیین حجم نمونه در پرسشنامه متخصصان در ارتباط با عوامل کالایی شدن فضا و پرسشنامه روستاییان در ارتباط با عوامل مؤثر بر مهاجرت اشباع نظری می باشد. روش نمونه گیری در بخش پرسشنامه متخصصان و شهروندان روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند می باشد.
یافتهها: یافته ها نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان به ترتیب عواملی همچون عملکرد ناکارآمد مسئولان شهر، فقر خانواده و نابرابری در امکانات و خدمات میان این روستا با مرکز استان و سایر شهرهای مقصد و... می باشد. بر اساس مدل دنپ مهم ترین عوامل مؤثر در کالایی شدن فضای روستا در ارتباط با پدیده انقباض شهری به ترتیب عواملی همچون جمله تخریب چشم اندازهای طبیعی، احساس بیگانگی با فضا، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، احساس خصوصی شدن فضا، بیکاری در روستا و.. می باشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که . انقباض روستایی در سقز، قربانی منطق کالاییسازی فضا توسط سرمایه داری نئولیبرال و ناکارآمدی حاکمیت محلی است. مهاجرت، عامل مهم این فرآیند است که خود به چرخه معیوب انقباض دامن میزند.
دکتر سعدی محمدی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
توسعه و پیشرفت فعالیتهای کارآفرینانه در محیطهای روستایی به عنوان راه حلی مطمئن که توانایی ترسیم چشم انداز روشنی از تحقق توسعه پایدار روستایی را دارد؛ در گروه مطلوب بودن عناصر محیطی و مشخصههای فردی و روانی روستاییان است. اما با توجه به ضعفهای متعددی که در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، محیطی-کالبدی و نهادی نواحی روستاها وجود دارد که بازتاب این معضلات نیز، وجود روستاها و روستاییانی است که از مشخصههای مورد نیاز کارآفرینی به دور می باشند لازم است تا با اجرای برنامههای توسعه و از جمله مهمترین آنها با توجه به اهمیت بعد اقتصادی در پایداری حیات و معیشت روستاییان، به تنوع بخشی اقتصاد روستایی پرداخت تا بتوان محیط روستایی را به محیطی شایسته فعالیت و تعالی روستاییان بدل نمود. حال، پژوهش حاضر سعی دارد تا اثرات این تنوع بخشی اقتصادی بر وضعیت عناصر محیطی و مشخصههای فردی موثر بر کارآفرینی روستاییان را در روستاهای شهرستان مریوان بررسی نماید.
پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، جامعه آماری این پژوهش با توجه به رویکرد مقایسهای آن، دو گروه روستاهای برخودار از تنوع اقتصادی و روستاهای فاقد این تنوع بخشی در شهرستان مریوان است که پس از تعیین روستاهای هدف، به روش کوکران؛ حجم نمونه تعیین و پرسشنامههایی به صورت طبقهای در بین روستاها و تصادفی ساده در میان روستاییان توزیع گردید. تجزیه و تحلیل دادههای حاصله نیز، با آزمونهای آمار استنباطی(تی مستقل و تحلیل مسیر) انجام گرفت. نتایج نشان دادند که تنوع اقتصادی انجام شده موجب ایجاد تفاوت معنیداری در مطلوبیت وضعیت عناصر محیطی و مشخصههای فردی موثر بر کارآفرینی در دو گروه روستایی مورد مطالعه گردیدهاست. همچنین، شاخص اقتصادی در میان عوامل محیطی و شاخص میزان انگیزه در میان مشخصههای فردی، بیشترین تاثیر را در بهبود وضعیت کارآفرینی روستاها بواسطه اثرپذیری از تنوع اقتصادی انجام شده دارا هستند.