جستجو در مقالات منتشر شده


591 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: گردشگری کشاورزی با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمین‌های کشاورزی را در برابر تجاوز خرده‌فروشان بزرگ و زنجیره‌های غذایی جهانی به وجود می‌آورد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهره‌بردار از اراضی کشاورزی است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.
یافته‌ها: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازه‌گیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافته‌ها نشان می‌دهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنواره‌های فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 43/961 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط به توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی است.
نتیجه‌گیری: توسعه گردشگری کشاورزی در بخش مرکزی اردبیل، نیازمند همگرایی مفهومی با ابعاد مدیریتی، سیاستی و قانونی است و یک توسعه همه‌جانبه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی را پدید می‌آورد. به طور کلی تمام ابعاد در نظر گرفته شده، اثرات متعددی بر توسعه پایدار گردشگری کشاورزی دارند و موجب شکوفایی گردشگری در منطقه خواهند شد. در این صورت، زمینه اشتغال‌زایی، افزایش توان اقتصادی، جلوگیری از مهاجرت، بهره‌وری فراورده‌های روستایی و صنایع دستی برای روستاهای این ناحیه فراهم خواهد آمد.

 
کیومرث زرافشانی، نوشین امانی، لیدا شرفی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: زعفران گیاهی مقاوم به کم‌آبی است که به عنوان یک کشت جایگزین در منطقه جوانرود در حال گسترش است. با توجه به نو بودن این کشت در منطقه مورد مطالعه، هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود بوده است.
روش پژوهش: این مطالعه از طرح تلفیقی (کیفی- کمّی) و روش تحقیق مطالعه موردی بهره می­گیرد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی زعفران­کاران و کارشناسان جهاد کشاورزی در شهرستان جوانرود بودند که با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند از نوع بارز با 16 نفر از زعفرانکاران و 10 نفر از کارشناسان مصاحبه انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT صورت گرفت. در نهایت، با استفاده از ماتریس برنامه­ریزی راهبردی کمّی (QSPM)، مناسب‌ترین راهبردها برای توسعه کشت زعفران در منطقه جوانرود انتخاب شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج، 7 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کشت زعفران شناسایی شدند که مهمترین آنها "امکان فرایند تولید بصورت خانوادگی" و "وجود ظرفیت­های مناسب تولید زعفران در منطقه" هستند. همچنین 7 طبقه­ ضعف از قبیل "عدم پذیرش زعفران به عنوان الگوی کشت" و "فروش فله­ای و بسته­بندی نامناسب" شناسایی شدند. فرصت­های شناسایی شده توسعه کشت زعفران 4 طبقه بودند که مهمترین آنها "سازگاری کشت زعفران با اقلیم منطقه" و "دسترسی به بازارهای گسترده برای زعفرانکاران عمده" بدست آمد. از جمله تهدیدهای مهم توسعه کشت زعفران، "محدود بودن بازار" و "عدم تامین نهاده و ادوات کافی کشت زعفران توسط سازمان جهاد کشاورزی" شناسایی شد. در نهایت، راهبرد مناسب برای توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود راهبرد تهاجمی (SO) بدست آمد.
نتیجه‌گیری: دستاوردهای این مطالعه می­تواند به مسوولین ذی‌ربط در سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه و شهرستان جوانرود کمک کند تا از راهبرد مناسب برای توسعه کشت زعفران استفاده نمایند.

 
ساجده کریمی کندزی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایت‌های مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان نطنز است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری داده‌ها از نوع توصیفیِ پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان نطنز هستند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 371 نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه‌ای با 30 سوال در سه بخش هوش مصنوعی (5 سوال)، توانمندسازی (19 سوال) و حمایت‌های مدیریتی (6 سوال) است که روایی آن به شیوه صوری، سازه‌ای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 0/86 تایید گردیده است. داده‌های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم‌افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر  0/636 و مقدار T 12/002، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 0/392 و مقدار T 3/875 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/332 و مقدار  T 5/533 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار  T  7/678  تاثیر دارد.
نتیجه‌گیری: بر مبنای یافته‌ها می‌توان گفت که هوش مصنوعی می‌تواند از طریق داده‌های تحلیل‌شده، روش‌های بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرم‌های آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم می‌شود. این تکنولوژی می‌تواند به‌ویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستم‌های هوش مصنوعی در حوزه سلامت می‌توانند در تشخیص بیماری‌ها و پیش‌بینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند. همچنین بهره‌گیری از این فناوری در زمینه گردشگری، کشاورزی و دامداری می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مناطق روستایی کمک ویژه نماید.

 
عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: طراحی و اجرای برنامه‌های اشتغال یکی از مهم‌تریم وظایف دولت‌ در ایران است. سازمان‌های دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام می‌دهند اما آمارها نشان می‌دهد با وجود راهبردها و برنامه‌های متعدد اشتغال‌زایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامه‌ها و اقدامات را توضیح داد؟
روش پژوهش: در این تحقیق از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. این اسناد عبارت‌اند از: برنامه‌های اجرایی اشتغال، گزارش‌های سیاستی و گزارش‌های اجرای اقدامات در حوزه اشتغال‌زایی. اغلب این اسناد در مرکز پژوهش‌‌های مجلس شورای اسلامی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، و وزارت ورزش و جوانان تدوین شده است. برنامه‌ها و گزارش‌ها با هدف تحلیل روند تغییرات برنامه‌های حوزه اشتغال و تحلیل نظری آنها واکاوی شده‌اند. اسناد با روش تحلیل مضمون کد‌گذاری شده‌اند. در نهایت، مضامین تولید شده به پرسش و ادبیات نظری پژوهش پیوند می‌خورد و گزارش علمی تولید می‌شود.
یافته‌ها: تحقیقات این حوزه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: الف) پژوهش‌هایی که با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری، برنامه‌ها و اقدامات اشتغال را تحلیل کرده‌اند؛ به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری افزایش نیابد برنامه‌های اشتغال در تحقق اهدافشان شکست می‌خورند. ب) پژوهش‌هایی که ناموفق ‌بودن برنامه‌های اشتغال را در به‌روز و جدید نبودن عناوین برنامه‌ها و اقدامات دانسته‌اند. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامه‌های اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان می‌دهد اغلب برنامه‌ها و اقدامات اشتغال به‌روز شده‌‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد چالش‌های طراحی و اجرای این برنامه‌ها عبارت‌اند از عدم شفافیت، نبود نظارت و مسئله هماهنگی.
نتیجه‌گیری: برنامه‌ها و اقدامات اشتغال دارای مسائلی مانند عدم شفافیت، مشکل نظارت و نبودِ هماهنگی و در نتیجه، کیفیت پائین است. شفافیت، نظارت و هماهنگی و در نتیجه، موفقیت برنامه‌های اشتغال معطوف به ارتباط مناسب بین جامعه مدنی، دولت و بازار است.

علی اکبر عنابستانی، حلیمه بینائیان، پگاه مریدسادات، جمیله توکلی‌نیا،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری می‌تواند نقش عمده‌ای در توانمندسازی مردم محلی و تنوع‌بخشی به رشد اقتصادی و هم‌چنین خلق فرصت‌های شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخش‌های اقتصادی ایفا کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشران‌های اثرگذار گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی تحلیلی با رویکرد آینده‌پژوهی است روش جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانه‌ای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است. جهت استخراج پیشران‌های کلیدی پرسشنامه در پنج بعد شامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی، کالبدی و نهادی- سازمانی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل می‌دهد. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخص‌های مؤثر بر امنیت غذایی از نرم‌افزار (MICMAC) استفاده‌شده است.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داده است که در بین 91 عامل مورد بررسی در پنج بعد 20 عامل کلیدی شامل تقویت همکاری‌های بین‌نسلی (39)، آگاهی عمومی از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی (38)، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی (49)، ایجاد فرصت‌های جدید صادراتی (49)، آگاهی زیست‌محیطی گردشگران (48)، تشویق کسب‌وکارهای سبز (47)، ایجاد کمپینگ‌های طبیعی (49)، توسعه مراکز فرهنگیگردشگری (48)، ایجاد بانک اطلاعاتی کارآفرینان (46)، افزایش شفافیت مالی (42) و غیره به عنوان پیشران‌های کلیدی شناخته‌شده اند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد که گردشگری خلاق می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد در مسیر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی عمل کند. نتایج تحلیل ساختاری بیانگر آن است که با تقویت همکاری‌های اجتماعی، احیای صنایع‌دستی، کاهش وابستگی به کشاورزی و ایجاد فرصت‌های نوین اقتصادی، نقش مهمی در توسعه کارآفرینی پایدار روستایی دارد.
 
بهیه باوان پوری، حسنعلی فرجی سبکبار، سیدعلی بدری، ندا زرندیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: در سال‌های اخیر، رضایت کاربران از اقامتگاه‌های بوم‌گردی به یکی از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت در صنعت گردشگری تبدیل شده است. با توجه به رشد پلتفرم‌های آنلاین مانند جاباما و افزایش رقابت در این حوزه، نیاز به تحلیل داده‌محور برای شناسایی عوامل مؤثر بر رضایت کاربران بیش از پیش احساس می‌شود. فقدان مطالعات جامع با رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین در زمینه بوم‌گردی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را برجسته می‌سازد. اقتصاد اشتراکی و پلتفرم‌های اقامتی مانند جاباما، تجربه کاربران را متحول کرده و بر اهمیت تحلیل داده‌محور تأکید دارند. مطالعات پیشین نشان داده‌اند که عواملی مانند کیفیت خدمات، نظافت، و ارزش در برابر قیمت بر رضایت کاربران تأثیر دارند. با این حال، ویژگی‌های فرهنگی و بومی اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران نیازمند بررسی‌های خاص و بومی است. روش پژوهش: در این پژوهش، داده‌های ۱۱۲۳ اقامتگاه بوم‌گردی از پلتفرم جاباما با استفاده از زبان برنامه‌نویسی Python و کتابخانه Selenium استخراج شد. متغیرهای مستقل شامل کیفیت اطلاعات، نظافت، ارزش در برابر قیمت، نحوه پذیرش، میزبانی، و موقعیت مکانی بودند و امتیاز رضایت کاربران به‌عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. مدل‌سازی با استفاده از الگوریتم‌های رگرسیونی شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، گرادیان تقویتی، و ماشین بردار پشتیبان (SVR) با کرنل RBF انجام شد. عملکرد مدل‌ها با معیارهای میانگین مربعات خطا (MSE)، ضریب تعیین (R²)، و اعتبارسنجی متقاطع ۵-تایی ارزیابی گردید. یافته­ها: نتایج نشان داد که مدل‌های جنگل تصادفی و گرادیان تقویتی با بالای 0.86 و MSE کمتر از 0.012 بهترین عملکرد را داشتند. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها حاکی از آن بود که کیفیت اطلاعات (با ضریب اهمیت 0.442)، نظافت، و ارزش در برابر قیمت مهم‌ترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. مدل درخت تصمیم، قواعد تفسیرپذیری را ارائه کرد که نشان‌دهنده نقش کلیدی کیفیت اطلاعات در گره ریشه و تأثیر نظافت و ارزش در برابر قیمت در مراحل بعدی بود.
بهروز محسنی، محمدرضا غریب رضا، سعید شعبانی، آیدینگ کرنژادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل چالش‌ها و مسائل- مشکلات کشاورزی و منابع‌طبیعی در حوضه رودخانه اترک‌سفلی با تمرکز بر منطقه چات شهرستان گنبدکاووس است. پژوهش با تکیه بر دیدگاه نخبگان، کارشناسان و ذی‌نفعان محلی، تلاش دارد روابط علّی میان عوامل انسانی و طبیعی مؤثر بر این چالش‌ها را تبیین کرده و زمینه تصمیم‌سازی آگاهانه برای مدیریت پایدار منابع را فراهم آورد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است. داده‌ها از طریق بررسی اسناد بالادستی و پرسشنامه تخصصی مبتنی بر طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت گردآوری شده‌اند. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای اولویت‌بندی مسائل و مشکلات از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد و به‌منظور تحلیل روابط علّی میان نیروهای محرک، فشارها، وضعیت‌ها، اثرات و پاسخ‌ها، مدل مفهومی DPSIR به‌عنوان چارچوب تحلیلی پژوهش به‌کار گرفته شد.
یافته‌ها: در حوزه مخاطرات محیطی، "افزایش دمای منطقه و تغییر الگوی بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی" با میانگین رتبه 13.98 به‌عنوان مهم‌ترین چالش شناسایی شد. در حوزه مشکلات زیست‌محیطی، "نبود نظارت مؤثر بر عملیات صنعتی و کشاورزی و بروز آلودگی‌های غیرقابل جبران محیط‌زیست" با میانگین رتبه 14.53 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. در حوزه کشاورزی و منابع‌طبیعی، "افزایش قیمت نهاده‌های کشاورزی مانند بذر و کود" و "نبود سیستم‌های مؤثر مدیریت پسماند" هر دو با میانگین رتبه 14.19 به‌عنوان مهم‌ترین مشکلات شناسایی شدند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تفاوت معناداری میان اولویت مسائل و مشکلات در هر سه حوزه وجود دارد (Sig =0.000). تحلیل نتایج در قالب مدل DPSIR نشان داد که نیروهای محرک اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی نقش غالبی در شکل‌گیری این مشکلات دارند.
 
دکتر فاطمه قربانی پیرعلیدهی، دکتر سمیه شیرزادی لسکوکلایه، خانم فاطمه فرهادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: پرورش طیور بومی در روستاها موجب کارآفرینی و اشتغال برای زنان روستائی، تأمین پروتئین مورد نیاز، بهبود درآمد و توسعۀ روستایی پایدار خواهد شد. علی­رغم فواید طیور بومی، استقبال از این فعالیت روستائی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر پرورش طیور بومی در بین روستائیان استان مازندران می‎تواند زمینه‎های بهبود تمایل روستائیان به انجام این فعالیت بومی را فراهم کند.
روش پژوهش: پژوهش حاضر کمی و توصیفی- پیمایشی است. جامعۀ آماری، کل بهره­برداران طیور بومی در استان مازندران به تعداد 64725 نفر هستند. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه­گیری چندمرحله­ای استفاده شد. 382 نفر از بهره­برداران طیور بومی به­صورت تصادفی به­عنوان نمونه انتخاب شدند. داده­های مورد نیاز از طریق پرسشنامۀ محقق­ساخته جمع­آوری شد. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از کارشناسان و پایایی با محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.
یافته‌ها: عوامل فردی- حرفه‎ای و عوامل اجتماعی- محیطی 73 درصد از تغییرات درک مفید بودن و 36 درصد از تغییرات درک آسانی کاربرد را تبیین می‎کنند. درک مفید بودن، نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده در مجموع 74 درصد از تغییرات قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری نیز حدود 64 درصد از تغییرات رفتار پرورش طیور بومی را تبیین می‎کنند.
نتیجه‌گیری: جوهرۀ اصلی مدل پیشنهادی در تمایل رفتاری بر بروز رفتار است اما کنترل رفتاری درک شده نیز متغیر مهمی است که در کنار قصد رفتاری حتی با شدت بیشتری نیز پرورش طیور بومی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. افزایش قدرت ریسک‎پذیری تولیدکنندگان، ارتقای دانش و مهارت تولیدکنندگان، آگاهی‎رسانی عمومی برای مصرف طیور بومی، گسترش تعاونی تولیدکنندگان طیور بومی و عرضۀ وام‎های بانکی کم‎بهره و هدفمند از جمله پیشنهادهای توسعۀ پرورش طیور بومی در استان مازندران است.

 
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور  شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی،  از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و  همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل می‌کند و بر شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر می‌گذارند، نقش مهمی دارد
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمان‌های ذی‌ربط که به‌طور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی،  نمونه‌گیری به‌روش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی به‌صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. داده‌ها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، گروه‌های کانونی و پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکه‌سازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیت‌سازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد  مستعد اشتغال‌آفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد  مستعد اشتغال‌آفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیت‌سازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکه‌سازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسب‌وکار در نظر گرفته شد. 
 
افسانه احمدی، اسماعیل تقوی زیروانی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش تحلیل پدیده انقباض روستایی با تأکید بر نقش کالایی شدن فضا و مهاجرت است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر مشاهدات میدانی و اسنادی می باشد. روش تعیین حجم نمونه در پرسشنامه متخصصان در ارتباط با عوامل کالایی شدن فضا و پرسشنامه روستاییان در ارتباط با عوامل مؤثر بر مهاجرت اشباع نظری می باشد. روش نمونه گیری در بخش پرسشنامه متخصصان و شهروندان روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند می باشد.
یافته‌ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان به ترتیب  عواملی همچون  عملکرد ناکارآمد مسئولان شهر، فقر خانواده و نابرابری در امکانات و خدمات میان این روستا با مرکز استان و سایر شهرهای مقصد و... می باشد. بر اساس مدل دنپ مهم ترین عوامل مؤثر در کالایی شدن فضای روستا در ارتباط با پدیده انقباض شهری به ترتیب عواملی همچون جمله تخریب چشم اندازهای طبیعی، احساس بیگانگی با فضا، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، احساس خصوصی شدن فضا، بیکاری در روستا و.. می باشد.
نتیجه‌گیری:  نتایج نشان داد که . انقباض روستایی در سقز، قربانی منطق کالایی‌سازی فضا توسط سرمایه داری نئولیبرال و ناکارآمدی حاکمیت محلی است. مهاجرت، عامل مهم این فرآیند است که خود به چرخه معیوب انقباض دامن می‌زند.

صفحه 30 از 30    
...
30
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb