عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: طراحی و اجرای برنامههای اشتغال یکی از مهمتریم وظایف دولت در ایران است. سازمانهای دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام میدهند اما آمارها نشان میدهد با وجود راهبردها و برنامههای متعدد اشتغالزایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. هدف این تحقیق اینست که چگونه میتوان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامهها و اقدامات را توضیح داد.
روش پژوهش: در این تحقیق از دو روش تحلیل اسنادی و تحلیل نظری استفاده شده است. در روش اول اسناد برنامهها و سیاستهای اشتغال در دو دهه اخیر واکاوی و روند تغییرات برنامههای حوزه اشتغال تحلیل شدهاند. روش دوم به تحلیل نظری سیاستها و برنامههای اشتغال پرداخته است.
یافتهها: اغلب تحقیقات در این زمینه یا با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایهگذاری، برنامهها و اقدامات اشتغال را تحلیل کردهاند به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایهگذاری افزایش نیابد برنامههای اشتغال در تحقق اهدافشان با شکست مواجه میشوند. یا بر این مدعا بودهاند که به روز و جدید نبودن عناوین برنامهها و اقدامات دلیل ناموفق بودنشان است. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامههای اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان میدهد اغلب برنامهها و اقدامات اشتغال به روز شدهاند. در ادامه با تحلیل نظری، چارچوبی جامعهشناختی برای تحلیل برنامهها و اقدمات اشتغالزایی با هدف فهم موفقیت یا عدم موفقیت آنها ارائه کرده است. چارچوبی که بر اساس رویکرد رابطهای بین سه عرصه جامعه مدنی، دولت و بازار ارائه شده است
نتیجهگیری: موفقیت یا شکستهای برنامهها و اقدامات اشتغال را میتوان در شرایط همافزایی یا عدم همافزایی بین جامعهمدنی، دولت و بازار درک کرد. در آرایش مناسب بین جامعه مدنی؛ دولت و بازار است که میتوان به موفقیت برنامهها اشتغال امید داشت.