۵ نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
خانم سیدهادی طیب نیا، خانم صدیقه برمیانی،
دوره ۱۳، شماره ۴۷ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: نظام فضایی سکونتگاههای روستایی از دو جزء اصلی ساختارها و کارکردها تشکیل شده است. افزون بر این دو جزء، بحث عوامل و نیروهای دورنی نیز مطرح است که بر قابلیتها و محدودیتهای نظام سکونتگاهی اثرگذار میباشند، یعنی عوامل و نیروهای که در شکلدهی و تحول نظام سکونتگاهی دخالت دارند ولی در کنار نیروهای درونی، نیروهای بیرونی نیز مطرح است که به نوبهخود در فرآیند شکلپذیری و تحول نظام فضایی سکونتگاههای روستایی دخالت دارند؛ لذا در پژوهش سعی شده است، تاثیر تحولات ساختاری- کارکردی نامطلوب و بدون قاعده در عدم توسعه سکونتگاههای روستایی بخش مرکزی شهرستان منوجان در استان کرمان، مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، تعداد ۶۶ روستای بخش مرکزی شهرستان منوجان با جمعیت ۴۹۴۲۸ نفر است. جهت نمونه گیری؛ با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۹ نفر از روستاییان منطقه، محاسبه و بین آنها، پرسشنامه تکمیل شده است. روایی پرسشنامه تحقیق به شیوه صوری و محتوایی و نیز پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ به میزان۸۳/۰ تایید شد. برای تجزیه و تحلیل از آزمونهای آماری با بهرهگیری از نرم افزار SPSS استفاده شده است.
یافتهها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بین نظام سکونتگاهی با رویکرد ساختاری-کارکردی و توسعه یافتگی سکونتگاههای روستایی بخش مرکزی منوجان رابطه معنادار وجود ندارد. بیشتر سکونتگاههای روستایی از حداقل خدمات و امکانات برخوردار نبوده و اکثر آنها طبق آزمون همبستگی پیرسون جزء روستاهای ناپایدار محسوب میشوند. همچنین بین مولفههای تحولات ساختاری-کارکردی و شاخصهای عدمتوسعهیافتگی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه توام با میزان ۳۶۱/۰ درصد، نشاندهنده تاثیرگذاری مولفههای ساختاری-کارکردی (متغیر مستقل) بر سطح توسعه سکونتگاهی (متغیر وابسته) روستاهای بخش مرکزی شهرستان منوجان میباشد و بیانگر آن است که این مولفهها، ۶/۴۱ درصد تغییرات در سطح توسعه سکونتگاهی روستاهای شهرستان منوجان را تبیین مینمایند.
نتیجهگیری: طبق یافتههای پژوهش سکونتگاههای روستایی بخش مرکزی منوجان به لحاظ توسعهیافتگی، ناپایدار به لحاظ پویش ساختاری-کارکردی، نامنظم و پراکنده و فاقد برخورداری از خدمات و امکانات میباشد.
سجاد امیری، امیرحسین گرکانی، عادل سلیمانی، فیروزه مقیمی نژاد،
دوره ۱۳، شماره ۴۷ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: برنامهریزی توسعه یکپارچه روستایی، نتیجه مجموعه ای از تحولات مختلف برنامه ریزی، اقتصاد، سیاست و جامعه شناسی در دهه ای اخیر است که به دلیل جهانی شدن و تمرکززدایی در مقیاس محلی یا منطقه ای ضرورت تبیین یافته است، این گونه از برنامهریزی سازوکاری تفکر مبنا و مساله محور است و به دنبال پاسخگویی به سه سوال اساسی چیستی، چرایی و چگونگی در یک چارچوب مردم محور و مکان محور است و با عقلانیت یکپارچه به این موضوع می پردازد برنامهریزی توسعه یکپارچه روستایی، براساس تحولات فکری- نظری دهه های اخیر و مسائل و مشکلات برنامه ریزی در سطح ملی ظهور یافته است. برنامه ریزی واکاوی و تحلیل زیست بوم مطالعات جهانی در حوزه برنامه ریزی توسعه یکپارچه، به دلیل تکثرگرایی نهادی جهت محرومیتزدایی تک ساحتی در نقاط روستایی کشور از اهمیت ویژهای برخودار است، در این میان بررسی دانش علمی پژوهشی و حجیم تولید شده جهانی، می تواند حاوی درس آموختههای زیادی برای پژوهشها و اقدامات آبادانی و پیشرفت روستایی باشد. بنابراین هدف کلی پژوهش حاضر، تحلیل سیستماتیک شبکه دانش در زمینه برنامهریزی توسعه یکپارچه با مرور شبکه همرخدادی واژگان و همنویسندگی در این حوزه است تا روندهای دانش، منابع و کمبودهای آن آشکار شود.
روش پژوهش: این تحقیق از نظر نوع کاربردی بوده که از رویکرد علم سنجی برای بررسی مستندات علمی استفاده نمودهاست. در پژوهش حاضر، از روش تحلیل شبکه اجتماعی برای تحلیل و تبیین هم واژگانی و هم نویسندگی مطالعات مرتبط در کل شبکه بهره گرفته شدهاست. در گام اول روش کار، داده ها از پایگاه اطلاعرسانی اسکوپوس استخراج گردید، سپس مرحلههای پالایش مفهومی انجام و بر مبنای اهداف پژوهش، دادههای نهایی با بهرهگیری از الگوریتمهای مبتنی بر تحلیل شبکهی اجتماعی در نرم افزار VOSviewer مورد واکاوی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاکی از آن بود که از ۹۳ پژوهش علمی و ۱۹۱ نویسنده، کشورهای آفریقای جنوبی، انگلستان و آمریکا دارای بیشترین انتشارها بوده و نویسندگانی نظیر مادزیوهندیلا، ون نیکرک، آشا و باندا بالاترین بیشترین ارجاعها را داشتهاند. همچنین خوشهی فکری چاکویزرا، دارای بیشترین تراکم شبکه بود. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که پژوهشهای برنامهریزی توسعه یکپارچه از ابعاد مختلف و در زیست بومهای متنوع و مرتبطی انجام شدهاست به گونهای که سطوح و پیوندهای مختلفی از فضاهای شهری تا روستایی را نیز در برگرفتهاست. تحلیل هم رخدادی واژگان نیز، ۶ خوشهی پژوهشی در مطالعات برنامهریزی توسعه یکپارچه مرتبط با واژههای جامعیت، برنامه ریزی شهری، حکمرانی محلی، مشارکت، توسعه پایدار و عدالت فضایی را آشکار ساخت.
نتیجهگیری: یافتههای تحلیل شبکه دانش و ترسیم نقشه آن در این مطالعه میتواند دستاوردهای ارزشمندی برای تحقق رویکرد عقلانی-تخصصی به برنامهریزی سیاسی- اجتماعی داشته باشد و افقهای نوین مطالعاتی و اجرایی را به روی آنان بگشاید.
شیما عمیدی، مجتبی قدیری معصوم، محمدامین خراسانی، زهرا ترکاشوند،
دوره ۱۳، شماره ۴۸ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: اکوسیستم کارآفرینی روستایی برای توسعه کارآفرینی و اشتغالزایی در مناطق روستایی حیاتی است. با استفاده از اهرم کارآفرینی در مناطق روستایی، میتوان اقتصاد روستایی پویا و نوآور ایجاد کرد. استان البرز با وجود داشتن شرایط مناسب اقلیمی، جغرافیایی، ارتباطی و دسترسی مناسب، اما طی سالیان اخیر در زمینه توسعه اقتصادی نواحی روستایی شرایط نامناسبی مانند؛ افزایش نرخ بیکاری، پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و اختلاف درآمد خانوارهای روستایی و شهری دارد. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر تحلیل وضعیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی در استان البرز است.
روش پژوهش: این پژوهش درچهارچوب روششناسی کمی انجام شده است. گردآوری دادهها با استفاده از مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی صورت گرفته که در بخش میدانی ابزار اصلی پرسشنامه بوده است. جامعه آماری شامل روستاهای استان البرز بوده که از بین آنها تعداد ۳۳ روستا به عنوان نمونه انتخاب شده و بر اساس فرمول کوکران تعداد ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شدهاند. جهت تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کای اسکوئر، t تک نمونهای، آزمون آنووا، دانکن و درونیابی کریجینگ استفاده شده است.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که اکوسیستم کارآفرینی روستایی استان البرز دارای وضعیت نامناسبی است، به طوریکه از بین ۱۰ گروه شاخصهای اصلی شامل؛ شاخصهای کسب و کار، شاخصهای مالی، شاخصهای آموزشی، شاخصهای سرمایه انسانی، شاخصهای حمایتی، شاخصهای بازار و مشتریان، شاخصهای اجتماعی، شاخصهای فرهنگی، شاخصهای زیرساختی و شاخصهای نوآوری، تحقیق و توسعه که مورد بررسی قرار گرفته است، صرفاً دو گروه دارای وضعیت مناسب و هشت گروه دیگر دارای وضعیت نامناسب بودهاند. همچنین پراکندگی جغرافیایی وضعیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی در سطح استان متفاوت است.
نتیجهگیری: وجود زیرساختهای سخت افزاری مانند دسترسی به راههای ارتباطی و مراکز شهری به تنهایی برای توسعه اکوسیستم کارآفرینی کافی نمیباشد بلکه لازم است در کنار آن توسعه زیرساختهای نرمافزایی مانند امور مالی، آموزش، انواع حمایتها، سرمایه انسانی و اجتماعی و تحقیق و توسعه نیز مورد توجه قرار گیرد.
محمد ظاهری، دکتر حسین کریم زاده، دانشجوی دکتری نبی الله حسینی شه پریان،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: کارآفرینی با ایجاد فرصتهای شغلی، تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، پیشزمینه اساسی برای ارتقای سطح توسعه جامعه است. اما باید توجه داشت که شکلگیری کارآفرینی بهویژه کارآفرینی روستایی نیازمند فراهم بودن و ایجاد بسترهایی است که بتوانند موجب ایجاد یک اکوسیستم مطلوب و حمایتکننده توسعه کارآفرینی و موفقیت کارآفرینان شود. بر این مبنا، در این تحقیق هدف، شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی با بهکارگیری روش فراتحلیل و نرمافزار CMA۳ میباشد.
روش پژوهش: جهت انجام این پژوهش کلیه مقالات در بازه زمانی ۱۲ سال اخیر در نشریات کشور، از طریق پایگاههای عملی معتبر با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با عنوان تحقیق، موردبررسی قرارگرفتهاند و ۱۳ مقاله پژوهشی و ۲ پایاننامه دانشگاهی که از معیارهای ورودی برخوردار بودند، انتخاب شدند که اطلاعات ۱۱ عامل و ۳۴۳ متغیر به فراتحلیل وارد شدند.
یافتهها: نتایج نشان داده از مجموع متغیرها، ۱۷۵ متغیر در مطالعات مختلف ۵۰ بار تکرار شدهاند که ۸ مورد (۱۶ درصد) دارای اندازه اثر کمتر از ۳/۰، ۳۷ موردی (۷۴ درصد) دارای اندازه اثر بین ۳/۰ تا ۵/۰ درصد و ۵ مورد (۱۰ درصد) دارای اندازه اثر بالاتر از ۵/۰ بودهاند. همچنین در بین عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی، عوامل با اندازه اثر کم و متوسط هرکدام ۹ درصد و ۸۲ درصد دارای اندازه اثر زیاد بودهاند. لازم به ذکر است که در بین عوامل ۱۱ گانه ۷ عامل (فردی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی، زیرساختی، آموزشی و نهادی) پرتکرارترین عاملها شناخته شدند. در عاملهای فردی متغیرهای (حس رقابتجویی، شوق و تحمل ابهام)، اقتصادی (تولید و بازاریابی، دسترسی به تسهیلات و حمایتهای دولتی)، اجتماعی (تعلق مکانی، سازمانهای مردمنهاد و امنیت اقتصادی)، عامل محیطی (دسترسی به زمین و آب و محیط طبیعی مناسب)، زیرساختی (زیرساختهای فیزیکی، فضای کسبوکار و دسترسی به بازار)، آموزشی (آموزشهای ترویجی) و در عامل نهادی متغیرهای (نهادسازی، پوشش رسانهای کارآفرینی روستایی و قوانین کارآفرینی)، بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص دادهاند.
نتیجهگیری: مرور مطالعات با رویکرد فراتحلیل بیانگر آن است کارآفرینی روستایی برای شکلگیری تحت تأثیر عوامل مختلفی است. در این تحقیق با رویکردی ترکیبی نتایج تحقیقات مختلف، عوامل و متغیرهای اثرگذار بر اساس ضریب اندازه اثر اولویتبندی شدهاند و بر اساس آن مدل کارآفرینی روستایی ترسیمشده است.
مهدی سراوانی، حسین امیری، محمد حسین کریم،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش بررسی وضعیت انتقال قیمت و سنجش میزان انتقال قیمت بین سطوح عمده و خردهفروشی در بازار محصولات شیلاتی بوده است.
روش پژوهش: در این مطالعه با استفاده از مدل گارچ دومتغیره و مدل هوک میزان تقارن و عدم تقارن انتقال قیمت در بازار محصولات شیلاتی منتخب مشتمل بر ماهیان قزلآلا، شیر، کپور، حلوا سفید، کیلکا، شوریده، ماهیان سرد آبی، ماهیان گرم آبی و میگو بر اساس داده های ماهانه طی سالهای ۱۳۹۸- ۱۳۹۰ مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان می دهد که فرضیه انتقال متقارن قیمتها در کوتاه مدت تنها برای ماهیان شیر و شوریده تأیید و برای سایر محصولات رد می شود. همچنین فرضیه انتقال نامتقارن قیمتها در بلندمدت برای ماهیان قزلآلا، شیر و شوریده تأیید و برای سایر محصولات رد می شود. همچنین برای ماهیان قزلآلا، شیر و شوریده کشش کوتاهمدت انتقال قیمت بیشتر از کشش بلندمدت انتقال قیمت است که بیانگر انتقال کامل تغییرات قیمت از سطوح عمده به خردهفروشی است. درحالیکه برای ماهی های کیلکا، کپور، حلوا سفید و میگو کشش کوتاهمدت انتقال قیمت کمتر از کشش بلندمدت انتقال قیمت است که این یافته با نتایج حاصل از مدل رزیت همخوانی دارد.
نتیجهگیری: پیشنهاد می شود مسئولین ذیربط برای جلوگیری از تضییع حقوق دو قشر تولیدکننده و مصرف کننده تعاونیهای موجود فروش با تولیت و مشارکت واقعی عرضهکنندگان و پرورشدهندگان نهاده ها و محصولات شیلاتی را با فرهنگ سازی، آموزش و دادن امکانات، مورد حمایت قرار دهند تا با خرید به موقع و عرضه مستقیم نهاده ها و محصولات به مصرف کنندگان زمینه صادرات را نیز فراهم آورند که این خود از افزایش حاشیه بازار و نوسانات قیمتی نیز جلوگیری می کند.