3 نتیجه برای کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی
آرشیدا صیادی، فاطمه هوشمند، سیده ریحانه هاشمی، تارا ستوار، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
اختلال کمتوجهی–بیشفعالی در دوره نوجوانی با کاستیهای پایدار در خودتنظیمی، ضعف مهارتهای خودمدیریتی و افزایش مشکلات اجتماعی–هیجانی، از جمله اضطراب اجتماعی، همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر مهارتهای خودمدیریتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی بود. پژوهش به شیوه نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله مبتلا به این اختلال بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودمدیریتی نوجوانان و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان بود که در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شدند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازهگیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب افزایش معنادار مهارتهای خودمدیریتی و کاهش معنادار اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. بر اساس یافتهها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان مداخلهای مکمل و مؤثر در بهبود کارکردهای شناختی–رفتاری و کاهش مشکلات اجتماعی–هیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی مورد استفاده قرار گیرد.
نازیلا کاظمی جامع بزرگی، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر خستگی مزمن، علائم روانتنی و تابآوری در بیماران مبتلا به اماس (MS) در مواجهه با اخبار تروما انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به اماس عضو انجمن اماس استان هرمزگان بود که جهت تزریق هفتگی دارو به بخش اماس مرکز امید بندرعباس مراجعه میکردند. از میان این جامعه، ۳۰ بیمار به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شدت خستگی (FSS)، پرسشنامه علائم روانتنی و مقیاس تابآوری (CD-RISC) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.نتایج نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی به طور معنیداری منجر به کاهش خستگی مزمن و علائم روانتنی در بیماران مبتلا به اماس شده است(001/0 < P). همچنین، این مداخله توانست سطح تابآوری بیماران را در مواجهه با فشارهای روانی ناشی از اخبار تروما به طور چشمگیری افزایش دهد. برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی با تقویت مهارتهای حضور در لحظه و پذیرش غیرقضاوتگرانه، ابزاری موثر برای مدیریت پیامدهای روانشناختی اخبار ناگوار و بهبود وضعیت جسمانی و روانی بیماران اماس محسوب میشود و استفاده از آن در مراکز درمانی توصیه میگردد.
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
فیبرومیالژیا یک اختلال درد مزمن گسترده است که با خستگی، اختلال خواب و مشکلات شناختی همراه بوده و با سطوح بالای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری ارتباط دارد. با توجه به نقش عوامل روانشناختی در تشدید علائم، مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی به عنوان رویکردی مکمل مورد توجه قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد.روش: این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مراجعهکننده به بیمارستان سینا در تهران طی ماههای خرداد و تیر ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس نشخوار فکری بودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین دو گروه در متغیرهای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد.بهطوریکه میانگین نمرات گروه آزمایش در هر دو متغیر به طور معناداری کاهش یافته بود. محاسبه اندازه اثر نشان داد که مداخله ذهنآگاهی تأثیر قابل توجهی بر کاهش نشخوار فکری و تأثیر متوسطی بر کاهش ناگویی هیجانی داشته است.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در بهبود ناگویی هیجانی و کاهش نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود این رویکرد به عنوان درمان مکمل در مراکز درمانی درد مزمن به کار گرفته شود.