5 نتیجه برای سازگاری زناشویی
سهیلا حسینی، محمدنقی فراهانی، بتول رشیدی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش و سهم استرس ناباروری، روشهای مقابله با استرس، صفات شخصیت و حمایت اجتماعی، بر سازگاری زناشویی زنان نابارور انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات علی پس از وقوع بود. نمونهی پژوهش از بین 201 نفر زن نابارور که برای درمان به مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج)، واقع در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره)، مراجعه میکردند، به صورت در دسترس انتخاب شد. ابزار جمعآوری اطلاعات عبارت بود از؛ سیاههی استرس ناباروری، مقیاس سازگاری زوجی اصلاح شده، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، نسخهی کوتاه فهرست مقابله با موقعیتهای استرسزا، و پرسشنامهی شخصیت پنج عاملی گردون. دادهها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که در بین متغیرهای مورد بررسی، به ترتیب نگرانیهای ارتباطی، دیگران مهم، برونگرایی، روش مقابلهی هیجانی، نیاز به والد بودن و نگرانیهای جنسی، پیشبینی کنندههای مناسب سازگاری زناشویی هستند. نتایج این پژوهش بر اهمیت عوامل روانی- اجتماعی مؤثر بر سازگاری زناشویی تأکید کردهاست.
عزیزالله تاجیک اسمعیلی، محلا گیلک حکیم ابادی،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
چکیده
هدف پژوهش: مولتیپل اسکلروزیس(ام اس) یک بیماری مزمن است و تاثیر عمیقی روی زندگی بیمار دارد و زندگی با اختلال پیشرونده مزمن نظیر مولتیپل اسکلروزیس(ام اس) نه تنها برای بیماران تنش هایی را ایجاد میکند، پریشانی قابل توجهی را برای شریکان صمیمی ایجاد میکند. این مطالعه با هدف مقایسه عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی زنان متاهل ام اس و سالم انجام شده است. در یک طرح علی-مقایسه ای و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 100 آزمودنی زن (50 نفر ام اس و 50 نفر سالم) که گروه سالم در ویژگیهای جمعیت شناختی (جنسیت، سن، سطح تحصیلات) با گروه ام اس همتا شده بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند و پرسشنامه های عملکرد جنسی روزن و سازگاری زناشویی اسپانیر را تکمیل کردند و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که بین عملکرد جنسی وسازگاری زناشویی بیماران ام اس و سالم تفاوت معنیداری وجود دارد. بیماران ام اس در زمینه های عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی در مقایسه با گروه سالم عملکرد ضعیفتری دارند.
مهناز شریفیان، مجید صفاری نیا، سوسن علیزاده فرد،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری رابطه بین سازگاری زناشویی، خودابرازگری جنسی و اضطراب رابطه جنسی در اختلال واژینیسموس با میانجیگری سبکهای تبادل اجتماعی بود. جامعه شامل کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های مرتبط با درمان اختلالات جنسی در شهر تهران بود. اعضای نمونه 220 نفر از زنان با اختلال واژینیسموس بودند. در پژوهش حاضر از مقیاس های سازگاری زناشویی، پرسشنامه اضطراب ارتباط جنسی، مقیاس خودابرازگری جنسی، ابزار زنانه چندوجهی اختلال دخول واژینال و پرسشنامه تبادل اجتماعی برای جمع آوری دادهها استفاده شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش نسبتاً خوب مدل بود. همچنین نتایج نشان داد که تمام مسیرهای بین متغیرهای پژوهش از لحاظ آماری معنی دار است. طبق نتایج، رابطه غیرمستقیم خودابرازگری جنسی، سازگاری زناشویی و اضطراب رابطه جنسی با میانجیگری سبکهای تبادل اجتماعی معنی دار به دست نیامد. با اینکه سازگاری زناشویی و اضطراب رابطه جنسی به صورت مستقیم، شدت نشانههای اختلال واژینیسموس را پیش بینی میکرد؛ اما اثر غیرمستقیم این مولفه ها بر روی شدت اختلال واژینیسموس از طریق مسیر سبکهای تبادل اجتماعی معنی دار نبود. بنابراین اضطراب جنسی و سازگاری زناشویی مولفه های مهمی در پیش بینی اختلال واژینیسموس هستند و باید به عنوان یکی از اهداف اصلی درمان در زنان با اختلال واژینیموس مورد توجه قرار بگیرند.
دکتر ساناز دهقان مروستی، دکتر علی جعفری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجیگری سازگاری زناشویی در رابطهی بین عشق به همسر و کیفیتزندگی زناشویی معلمان دچار فرسودگی شغلی بود. تحقیق بر حسب هدف، کاربردی وروش پژوهش، توصیفی ازنوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه معلمان زن و مرد متأهل شاغل درشهر یزد (تقریباً 5500 نفر) بود. روش نمونهگیری، تصادفی خوشهای چندمرحلهای بود. ازمیان 45 مدرسه ناحیه 1، 320 معلم به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارپژوهش، پرسشنامهی عشق استرنبرگ (1987)، کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) و مقیاس سازگاری همسران اسپانیر و کرولی (1986) بود. برای تحلیل دادهها ازروش تحلیلمسیر و نرمافزار لیزرل استفاده شد. یافتهها نشان داد، بین متغیر عشق به همسر و سازگاری همسران رابطهی مستقیم ومعنیدار وجود دارد. بین متغیر سازگاری همسران و کیفیتزندگی زناشویی رابطه مستقیم ومعنیدار وجود دارد. متغیر عشق به همسر با کیفیتزندگی زناشویی رابطهی مستقیم ومعنیدار ندارد.
خانم سیاره سلطانیان، دکتر محمد رضا بلیاد، دکتر محسن منصوبی فر، دکتر سعید محمودی نیا، ناهید هواسی سومار،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
اعتیاد همسر یکی از عوامل تنشزای جدی در نظام خانواده است که پیامدهای گستردهای بر سلامت روان و کیفیت روابط زناشویی زنان برجای میگذارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش شفقت به خود بر تحمل پریشانی و سازگاری زناشویی در زنان دارای همسر معتاد انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان دارای همسر معتاد که در طی ماههای دی تا اسفند1404به دلیل بستری همسران آنها در کمپهای ترک اعتیاد اختیاری شهر فردیس بود که از میان آنان، تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش شفقت به خود را طی8 جلسه 1 الی 1:30 دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی و پرسشنامه سازگاری زناشویی بود. دادهها با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد آموزش شفقت به خود تأثیر معناداری بر افزایش تحمل پریشانی و بهبود سازگاری زناشویی زنان دارای همسر معتاد دارد. بهطور کلی، نتایج حاکی از آن است که آموزش شفقت به خود میتواند بهعنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در ارتقای سلامت روان و بهبود روابط زناشویی این زنان مورد استفاده قرار گیرد و زمینهساز طراحی برنامههای حمایتی و مشاورهای هدفمند در حوزه خانواده و اعتیاد باشد.