هدف پژوهش حاضر، بررسی پیشبینی ناتوانی در همدلی بر اساس ترومای دوران کودکی با میانجیگری نقایص نظریه ذهن در دانشجویان زن بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر روششناسی، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در خرداد۱۴۰۴ بود.حجم نمونه ۲۱۰ نفر بر اساس فرمول کوکران ( ۲۰۲۳) و به روش نمونهگیری در دسترس تعیین و انتخاب شد.. به منظور اندازه گیری متغیر های پژوهش از فرم کوتاه پرسشنامه ترومای کودکی برنستاین و همکاران(2003)، آزمون ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم بارون کوهن و همکاران(2001) و پرسشنامه صفت همدلی باتسون(1991) استفاده شد. داده ها با نرم افزارهای نرم افزار SPSS نسخه 28 و Amos نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش دارای برازش مطلوب بود(p<0/05). ترومای دوران کودکی توانست نقایص در نظریه ذهن (β=0/484) و ناتوانی در همدلی (β=0/435) پیش بینی کنند. نقایص در نظریه ذهن نیز توانست ناتوانی در همدلی پیش بینی کنند(β=0/299). همچنین، نقایص در نظریه ذهن توانست رابطه بین ترومای دوران کودکی با ناتوانی در همدلی در دانشجویان زن را میانجی کند(β=0/145). بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترومای دوران کودکی توانست با میانجی گری نقایص در نظریه ذهن ناتوانی در همدلی در دانشجویان زن را پیش بینی کند.