2 نتیجه برای اضطراب امتحان
فهیمه قهوه چی، علی فتحی آشتیانی، پرویز آزاد فلاح،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
این مطالعه با هدف تعیین رابطه باورهای فراشناختی و سبکهای مقابله با اضطراب امتحان با توجه به نقش دلبستگی دو سوگرای دانشآموزان دختر انجام گرفت. در یک مطالعه از نوع همبستگی، 202 دانش آموز مقطع سوم راهنمایی شهر یزد به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند و پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر، پرسشنامه باورهای فراشناختی، سبکهای مقابله (CISS)، دلبستگی کولینز و رید را تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد اضطراب امتحان با باورهای فراشناختی، سبک مقابله اجتنابی و هیجان مدار و دلبستگی دو سوگرا همبستگی مثبت و معناداردار دارد. همچنین بین باورهای فراشناختی با سبکهای مقابله اجتنابی، مسأله مدار، هیجان مدار و دلبستگی دو سوگرا رابطه مستقیم و معنادار به دست آمد. از طرفی همبستگی سبکهای مقابله هیجان مدار با دلبستگی دو سوگرا مثبت و معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد متغیر باورهای فراشناختی به تنهایی 27 درصد واریانس اضطراب امتحان را تبیین کرد. در حالی که متغیر سبک مقابله به همراه باورهای فراشناختی تقریباً 32 درصد از واریانس اضطراب امتحان و در صورتی که دلبستگی دوسوگرا به دو متغیر باورفراشناختی و سبک مقابله اضافه گردد تقریباً 34 درصد از واریانس اضطراب امتحان را تبیین میکنند. با توجه به تأثیری که استفاده مناسب از سبکهای مقابله در رویارویی با اضطراب ناشی از امتحان دارد، میتوان با آموزشهای لازم در این حوزه مانع از در چالش قرار گرفتن بسیاری از دانشآموزان با پدیده اضطراب امتحان که تأثیر منفی زیادی در کاهش عملکرد تحصیلی دارد شد. همچنین لازم است والدین به عنوان کسانی که در شکل گیری دلبستگیکودکان نقش دارند نیز تحت آموزشهای لازم قرار بگیرند.
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار میروند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل در محیطهای آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.