24 نتیجه برای حسینی
شیوا کاوه آهنگری، زهره قنبری، فاطمه آمنه اقارب پرست، الناز بانیانی، زهرا السادات حسینی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی زوجدرمانی گاتمن و زوجدرمانی مبتنی بر واقعیتدرمانی گلاسر بر احساس انسجام و انعطافپذیری شناختی زوجین دارای تعارض زناشویی بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعهکننده به کلینیک روانشناسی ذهنآرا شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که به دلیل تعارض زناشویی مراجعه کرده بودند. از میان آنان، ۴۵ زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه زوجدرمانی گاتمن، زوجدرمانی مبتنی بر واقعیتدرمانی گلاسر و گروه کنترل (هر گروه ۱۵ زوج) جایگزین شدند. گروههای آزمایش بهترتیب ۱۰ و ۱۲ جلسه درمان دریافت کردند و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال و پرسشنامه احساس انسجام آنتونوفسکی گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرمافزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافتهها نشان داد هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل موجب افزایش معنادار انعطافپذیری شناختی و احساس انسجام شدند . همچنین، زوجدرمانی گاتمن در مقایسه با زوجدرمانی مبتنی بر واقعیتدرمانی گلاسر اثربخشی بیشتری در بهبود هر دو متغیر نشان داد . بر این اساس، هر دو رویکرد درمانی در بهبود شاخصهای روانشناختی زوجین دارای تعارض زناشویی مؤثر بودند، اما زوجدرمانی گاتمن از اثربخشی بیشتری برخوردار بود و میتواند بهعنوان مداخلهای مناسب در مراکز مشاوره و درمان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر معصومه حسینیان، رؤیا توکلی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودشفقتورزی بر سطوح خودانتقادی و احساس انسجام روانی زنان دارای نشانگان افسردگی انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی زنان دارای نشانگان افسردگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر قم تشکیل دادند که از میان آنها، ۳۰ نفر به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایدهی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک به عنوان ابزار غربالگری، پرسشنامه سطوح خودانتقادی تامپسون و زاروف و پرسشنامه احساس انسجام روانی فلنسبرگ-مادسن بود. گروه آزمایش تحت آموزش گروهی خودشفقتورزی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمونهای تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تکمتغیری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که با کنترل اثر پیشآزمون، تفاوت میان گروه آزمایش و کنترل در مرحله پسآزمون برای متغیر سطوح خودانتقادی و احساس انسجام روانی از نظر آماری کاملاً معنادار است. مداخله آموزشی توانسته است ۲۹.۱ درصد از تغییرات خودانتقادی و ۵۹.۰ درصد از تغییرات احساس انسجام روانی را تبیین کند. همچنین نتایج نشان داد که این آموزش بر کاهش مؤلفههای خودانتقادی درونیشده و مقایسهای و ارتقای مؤلفههای احساس انسجام روانی شامل فهمپذیری، توانایی مدیریت و معناداری تأثیر معناداری دارد. در مجموع، آموزش خودشفقتورزی با تضعیف مکانیزمهای خودانتقادی و تقویت ساختار احساس انسجام روانی، رویکردی اثربخش جهت بهبود شاخصهای سلامت روان زنان مبتلا به افسردگی محسوب میشود و به کارگیری آن در مراکز مشاوره توصیه میگردد.
زهرا سادات حسینی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
تعهد زناشویی یکی از مهمترین عوامل پایداری و کیفیت روابط زوجین است و شناسایی عوامل مؤثر بر آن میتواند در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی خانواده نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تعهد زناشویی بر اساس سبکهای حل تعارض و الگوهای ارتباطی زوجین شهر قم انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوجین شهر قم بود که از میان آنان ۳۹۳ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز، پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی و پرسشنامه سبکهای حل تعارض رحیم گردآوری شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافتهها نشان داد سبکهای حل تعارض و الگوهای ارتباطی توان پیشبینی معناداری برای تعهد زناشویی دارند. همچنین، در میان سبکهای حل تعارض، سبک یکپارچگی قویترین پیشبینیکننده تعهد زناشویی بود و از میان الگوهای ارتباطی، تنها الگوی ارتباط سازنده متقابل نقش معناداری در پیشبینی تعهد زناشویی داشت. بر این اساس، ارتقای مهارتهای حل تعارض سازنده و بهبود الگوهای ارتباطی زوجین میتواند در افزایش تعهد زناشویی و تقویت پایداری روابط زوجین مؤثر باشد. ازاینرو، توجه به این مؤلفهها در برنامههای آموزش پیش از ازدواج و مداخلات مشاوره زوجین توصیه میشود.
امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( دوره بیست، شماره اول ، بهار 1405 )
چکیده
احساس انسجام روانی یکی از مؤلفههای مهم در نحوه ادراک و مدیریت شرایط تنشزا و حفظ کارکرد روانشناختی است و در افراد دارای نشانگان افسردگی اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی گروهدرمانی شناختی-رفتاری بر احساس انسجام روانی در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر قم انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند که ۲۰ نفر از آنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۶۰ دقیقهای تحت گروهدرمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از پرسشنامه ۳۵ مادهای احساس انسجام روانی فلنسبرگ-مادسن و همکاران گردآوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تکمتغیری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین دو گروه در مؤلفههای قابلدرک بودن و معناداری احساس انسجام روانی تفاوت معناداری وجود داشت، اما تفاوت در مؤلفه قابلمدیریت بودن معنادار نبود. بر اساس یافتههای پژوهش، گروهدرمانی شناختی-رفتاری میتواند در بهبود برخی مؤلفههای احساس انسجام روانی، بهویژه قابلدرک بودن و معناداری، در افراد دارای نشانگان افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.