4 نتیجه برای کلاهی
سارا جعفری، دکتر زهرا روشندل، امین شانه ای، دکتر پریسا کلاهی، زهره قنبری،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره هفدهم ، شماره دوم، تابستان 1402 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر مدار بر تعهد زناشویی و فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی است . طرح پژوهشی این مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گزوه کنترل می باشد.ن بدین منظور تعداد (30 ) نفر از زوجین دارای تعارض زناشویی ، شناخته شدند و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . از این تعداد 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل بطور تصادفی قرار گرفتند . جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامر و جونز و پرسشنامه فرسودگی زناشویی پاینز استفاده شد . همچنین پکیج آموزشی زوج درمانی هیجان مدار ، طی جلسات درمانی به مدت 8 جلسه دو ساعته ، برای گرو ه آزمایش اعمال شد .نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین زوجین گروه آزمایش و گروه تفاوت معنا داری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات زوج درمانی هیجان مدار باعث افزایش تعهد زناشویی و کاهش فرسودگی زناشویی زوجین شده است. در واقع ارتباط صحیح و مبتنی بر عشق و علاقه بین زوجین سبب افزایش تعهد زناشویی شده و زوجین واکنش متفاوتی نسبت به تعارضات زناشویی از خود نشان دادند.
لیلا سادات مدرسی، زهرا سادات حاجی سید تقیا تقوی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 1 - ( دوره نوزدهم ، شماره اول ، بهار 1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سرمایه روانشناختی بر اشتیاق تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس منطقه ۲ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی پنج جلسه آموزش سرمایه روانشناختی را دریافت کرد. دادهها در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد آموزش سرمایه روانشناختی موجب افزایش معنادار اشتیاق تحصیلی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه شد (05/0>P). همچنین، تفاوت معناداری بین نمرات پسآزمون و پیگیری مشاهده نشد که بیانگر پایداری اثر مداخله در دوره پیگیری بود. در مجموع، آموزش سرمایه روانشناختی در افزایش و تداوم اشتیاق تحصیلی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش بود. بر این اساس، استفاده از این مداخله در برنامههای مشاوره و روانشناختی مدارس میتواند به ارتقای اشتیاق تحصیلی دانشآموزان کمک کند.
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره نوزدهم، شماره دوم ، تابستان 1404 )
چکیده
بیماری فیبرومیالژیا به عنوان یک اختلال درد مزمن، بار روانشناختی سنگینی را به مراجعان تحمیل میکند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمونـپسآزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا بود که از میان آنها، ۳۰ بیمار به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله ذهنآگاهی را طی هشت جلسه به صورت هفتگی دریافت نمود، در حالی که گروه کنترل در طول این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه سبک پاسخدهی نشخواری بود و دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج آماری نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به کاهش معنیدار نمرات نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی حاکی از پایداری و ماندگاری اثرات این مداخله روانشناختی در مرحله پیگیری دوماهه بود. در نهایت میتوان نتیجهگیری کرد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی با اصلاح زیرساختهای شناختی و بهبود آگاهی عاطفی غیرقضاوتگرانه، ابزاری کارآمد و پایدار برای تنظیم هیجان و کاهش رنج روانشناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا است و استفاده از آن به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمانهای پزشکی توصیه میشود.
لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی، امینه جلالی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی معنادرمانی بر احساس تنهایی و ترس از مرگ در سالمندان مبتلا به بیماریهای جسمی مزمن انجام شد. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با مرحله پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل سالمندان مبتلا به بیماریهای جسمی مزمن مراجعهکننده به درمانگاههای تخصصی شهر تهران در سال ۱۴۰4 بود که از میان آنها تعداد ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت مداخله معنادرمانی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه احساس تنهایی و مقیاس ترس از مرگ بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شد.یافتهها نشان داد که معنادرمانی موجب کاهش معنادار احساس تنهایی و ترس از مرگ در گروه آزمایش شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند در نتیجه، معنادرمانی میتواند بهعنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در کاهش احساس تنهایی و ترس از مرگ و ارتقای سلامت روان سالمندان مبتلا به بیماریهای جسمی مزمن مورد استفاده قرار گیرد.