سمیه سعیدی دهاقانی، جلیل باباپور خیرالدین، خلیل اسماعیل پور،
دوره 10، شماره 2 - ( دوره 10، شماره 2 1395 )
چکیده
مقدمه: خستگی احساس ناخوشایند ذهنی است که فرد در آن وضعیت احساس تحلیل قوا در ابعاد جسمانی، شناختی و روانی میکند. شکل مزمن این موضوع امروزه در بین متخصصین بهداشت روانی به موضوعی شایع تبدیل شده است. این پژوهش با هدف مقایسهی فراشناخت در افرد دارای خستگی مزمن و افراد عادی انجام گرفت. در این پژوهش 120 (60 نفر دارای خستگی مزمن و 60 نفر عادی) نفر از بین دانشجویان دختر کارشناسی دانشگاه تبریز، بهروش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای و از طریق سرند کردن، انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس تأثیر خستگی (FIS) و فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت ولز (MCQ-30) را تکمیل کردند. دادههای آماری با بکارگیری آزمونt گروههای مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای خستگی مزمن و افراد عادی در زیرمقیاس خودآگاهی شناختی و عقاید منفی درباره کنترلناپذیری افکار، تفاوت معناداری با هم ندارند اما در زیرمقیاسهای باورهای مثبت درباره نگرانی، فقدان اطمینان شناختی و اعتقاد دربارهی نیاز به کنترل افکار، تفاوت به نفع گروه دارای خستگی مزمن معنیدار است.بر مبنای یافتههای این پژوهش، تمرکز بر نقش متغیرهای فراشناختی در مداخلات درمانی افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن، میتواند بخش مهمی از درمان این افراد را تشکیل دهد.
شهلا گودرزی، مونا سلیمان حشمت، ملیکا بلوری، حامد رشیدی اصل، مژگان اسماعیل پور،
دوره 19، شماره 1 - ( دوره نوزدهم ، شماره اول ، بهار 1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT) بر استرس ادراکشده و تمرکز دانشآموزان مبتلا به اختلال بیشفعالی/کمبود توجه (ADHD) بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان مبتلا به اختلال بیشفعالی/کمبود توجه مراجعهکننده به کلینیک آتیه درخشان ذهن تهران در فاصله فروردین تا خرداد ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقهای تحت مداخله شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند. دادهها با استفاده از مقیاس درجهبندی کانرز والدین، پرسشنامه استرس ادراکشده کوهن و آزمون توجه و تمرکز گردآوری شد. نتایج نشان داد میانگین استرس ادراکشده در گروه آزمایش از مرحله پیشآزمون به پسآزمون و پیگیری بهطور معناداری کاهش یافت و میانگین تمرکز در این گروه بهطور معناداری افزایش پیدا کرد، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، اثرات درمان در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. این یافتهها نشان میدهد که شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان مداخلهای مؤثر برای کاهش استرس ادراکشده و بهبود تمرکز در دانشآموزان مبتلا به اختلال بیشفعالی/کمبود توجه مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه قاسم پور، معصومه طاهری، شیدا اسمعیل زاده، سیده فاطمه اسماعیل پور، سهیلا اسگندانی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی تلفیقی پذیرش و تعهد و شفقت به خود بر تحمل پریشانی و تابآوری خودکشی در زنان متأهل دارای تجربه خشونت خانگی انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان متأهل دارای تجربه خشونت خانگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود که ۳۰ نفر از آنان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه مداخله طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت درمان گروهی تلفیقی پذیرش و تعهد و شفقت به خود قرار گرفت و گروه کنترل در فهرست انتظار باقی ماند. دادهها با استفاده از مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس تابآوری خودکشی جمعآوری و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS نسخه ۲۸ تحلیل شد. یافتهها نشان داد اثر متقابل زمان و گروه بر تحمل پریشانی (نمره کل و مؤلفههای تحمل، جذب، ارزیابی و تنظیم) و تابآوری خودکشی (نمره کل و مؤلفههای محافظ درونی و ثبات هیجانی) معنادار بود . همچنین نتایج نشان داد تغییرات ایجادشده در گروه مداخله در مرحله پیگیری یکماهه پایدار باقی مانده است. بر اساس یافتههای پژوهش، درمان گروهی تلفیقی پذیرش و تعهد و شفقت به خود میتواند با افزایش انعطافپذیری روانشناختی، کاهش اجتناب تجربهای و بهبود تنظیم هیجان، بهعنوان مداخلهای مؤثر برای افزایش تحمل پریشانی و تابآوری خودکشی در زنان دارای تجربه خشونت خانگی مورد استفاده قرار گیرد.