<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1399 جلد14 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1399/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>مدل ساختاری روابط بین خودشناسی انسجامی، ادراک رنج و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان (مراحل 3 و 4)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3786&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;بیماری سرطان موجب تغییرات متعدد در کیفیت زندگی بیماران می  گردد و تشخیص مؤلفه  های اثرگذار در این متغیر می  تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی بیماران داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;هدف پژوهش حاضر تعیین رابطۀ ساختاری خودشناسیِ انسجامی و ادراک رنج با کیفیت زندگی بیماران سرطانی بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;این پژوهش از نوع همبستگی، و با جامعۀ پژوهشِ شامل کلیۀ بیماران سرطانی مراجعه  کننده به مراکز درمانی شهر کرج بود. از بین این افراد 340 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. بیماران پرسشنامه  های خودشناسی، ادراک رنج و کیفیت زندگی را تکمیل نمودند. داده  ها با استفاده از &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Calibri,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;SPSS-19&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt; و مدل سازی معادلات ساختاری (لیزرل) نسخه 5/8 تحلیل شدند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;نتایج نشان داد بین خودشناسیِ انسجامی و رنجِ جسمانی، رنج روانی و رنج وجودی با کیفیت زندگی بیماران، رابطۀ معنادار وجود دارد و روابط علی-ساختاریِ خودشناسیِ انسجامی با مؤلفه  های ادراک رنج و کیفیت زندگی معنادار بود. به  عبارتی خودشناسی انسجامی به طور مستقیم و غیرمستقیم به  واسطۀ رنج جسمانی و رنج وجودی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در بیماران سرطانی بود. شاخص  های برازندگی حاکی از مطلوبیت مدل مفروض در تبیین کیفیت زندگی از طریق متغیرهای خودشناسی انسجامی و ادراک رنج بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;خودشناسی انسجامی به  واسطۀ تأثیرات مهمی که در انسجام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRNazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14.0pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;بخشی و یکپارچگی روانی افراد دارد، می  تواند با اثر گذاری بر ادراک رنج بیماران سرطانی نقش مهمی را در بهبود کیفیت زندگی این بیماران داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مسیب یارمحمدی واصل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجربه‌های روانشناختی بیماران مبتلا به سرطان در آستانه مرگ با تأکید بر دغدغه‌ها و نیازها: یک مطالعۀ پدیدارشناختی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3612&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته که در مراحل نهایی بیماری و واپسین روزهای زندگی خود هستند، دغدغه  ها و نگرانی  های مهم و غیرقابل انکاری دارند که می  توانند اطلاعات ارزشمندی را برای مراقبان فراهم کنند تا بتوانند جهت برنامه  ریزی و ارتقا مراقبت از آن  ها بر پایه نیازهای شان اقدام کنند. هدف پژوهش حاضر دستیابی به تجربه  های روان شناختی به  خصوص دغدغه  ها، نیازها و نگرانی  های این بیماران در مسیر بیماری بود. در این پژوهش از طرح تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. از بین بیماران تحت مراقبت تسکینی در بیمارستان فیروزگر و مرکز کنترل و پیشگیری از سرطان آلاء، 11 نفر به روش هدفمند انتخاب شدند. جمع  آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه  ساختاریافته و تفسیر داده  ها به روش کلایزی انجام شد. نتایج این مطالعه در 5 خوشۀ اصلی &amp;quot;دغدغه  های مرتبط با خانواده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;و دوستان&amp;quot;، &amp;quot;دغدغه  های اجتماعی- اقتصادی&amp;quot;، &amp;quot;دغدغه  های مرتبط با خود&amp;quot;، &amp;quot;دغدغه  های مرتبط با کادر و فرایند درمان در بیمارستان&amp;quot; و &amp;quot;دغدغه  های مذهبی-معنوی&amp;quot; و 34 خوشۀ فرعی دسته  بندی شد. بیماری سرطان و مرگ قریب  الوقوع، دغدغه  ها، نگرانی  ها و نیازهایی را در ابعاد مختلف زندگی فرد و خانواده او به  وجود می  آورد که در صورت غفلت از آن ها، بهزیستی فرد و کیفیت زندگی او مختل می شود. شناسایی و تأیید احساسات و نگرانی  های بیماران و پرداختن به نیازهای شان، آرامش و اطمینان بیشتری برای آنان فراهم خواهد کرد تا در مواجهه با این تجربۀ دشوار، موفقیت بیشتری کسب کرده و به پذیرش برسند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>فائزه بخشعلی زاده ایرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی انگیزه‌های سوء استفاده از کودکان، توسط مادران بلاگر و سلامت روانی فرزندان آنان در فضای مجازی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3625&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:#222222;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;فناوری های ارتباطی جدید آمیزه ای از فرصت ها و تهدید ها هستند و بسته به میزان بسترسازی فرهنگی و سرمایه  گذاری جوامع در این جهت، می توان از میزان تهدید آن ها کاست و بر میزان فرصت های آن افزود. در ایران به دلیل سردرگمی در چگونگی برخورد با فضای مجازی، خط  مشی مشخصی در این جهت وجود نداشته است. مسأله سوءاستفاده از فرزند در جریان کسب و کار های اینترنتی، نمونه  ای از همین مصادیق به شمار می رود. هدف اصلی این پژوهش بررسی انگیزه  های مادران کارآفرین ایرانی در شبکه  های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام در زمینه سوءاستفاده از کودکان در فضای مجازی است. روش تحقیق در این پژوهش کیفی، نظریه داده بنیاد بوده است. جامعه پژوهش 10 نفر از مادران بلاگر دارای کودکان 2 تا 7 سال بوده و ساکن در استان های مختلف ایران بودند که به صورت هدفمند و دردسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. یافته  های پژوهش نشان می دهد که 8 انگیزه در گرایش این مادران مطرح هستند. که عبارتند از 1.مشکلات روانی فرد ، 2. مشکلات خانوادگی فرد ، 3. مشکلات اقتصادی فرد ، 4. مشکلات فرهنگی- اجتماعی فرد ، 5. تلاش برای کسب اعتبار اجتماعی، 6. تلاش برای کسب موفقیت  های اقتصادی ، 7. سرگرم شدن و لذّت بردن فرزند از فضای مجازی و 8. تلاش برای طرح فرزند در فضای مجازی. مهمترین نتیجه حاصل از این پژوهش تأکید مجدد بر ضرورت بسترسازی فرهنگی در سطح کلان و در سطح خرد، عطف توجه مجدد به حریم خصوصی کودکان و تدوین قوانین لازم در جهت برخورد با افرادی است که دست به سوءاستفاده از کودکان در فضای کسب و کار اینترنتی خویش می  زنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سارا قاسم زاده برکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامۀ انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در دانشجویان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3787&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;انعطاف پذیری روان شناختی یک صفت چندوجهی است که در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله سلامت روان نقش دارد. با توجه به نقش انعطاف پذیری روان شناختی، پژوهشگران به بررسی این خصوصیت علاقمند شدند؛ اما برای بررسی آن ابزاری که به صورت تخصصی انعطاف پذیری روان شناختی را مورد سنجش قرار دهد، در اختیار ندارند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی پرسشنامۀ انعطاف پذیری روان شناختی بود تا در نبود یک مقیاس منسجم، کوتاه و مختص به اندازه گیریِ انعطاف پذیریِ روان شناختی بتواند در سنجش این خصوصیت در پژوهش های روان  شناسی کمک کند. به&amp;nbsp; منظور جمع آوری داده ها، 400 دانشجوی دختر و پسر&amp;nbsp; دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 98-99با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه انعطاف پذیریِ روان شناختی را تکمیل کردند. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد و&amp;nbsp; به منظور بررسی اعتبار محاسبه ضریب آلفای کرونباخ صورت گرفت. تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه 5عامل دارد که عبارتند از: تفسیر مثبت از تغییر، در نظر گرفتن خود به عنوان&amp;nbsp; فردی منعطف، در نظر گرفتن خود به عنوان فردی گشوده و خلاق، تفسیر واقعیت به عنوان پویا و قابل تغییر بودن، و تفسیر واقعیت به عنوان چندوجهی بودن که پنج عامل بر روی هم 83/59% از واریانس کل پرسشنامه را تبیین می کردند. همسانی درونی گویه های پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی برابر ضریب آلفای 89/0 به دست آمد که بیانگر پایایی مطلوب این پرسشنامه است. بر اساس نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی در این پژوهش پرسشنامۀ انعطاف پذیری روان شناختی از روایی و اعتبار قابل قبول در دانشجویان برخوردار است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>فریده عامری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارائۀ مدل اکتشافی جهت بیان روابط بین عوامل شخصیتی، سبک‌های دلبستگی، منبع کنترل، راهبردهای مقابله‌ای و استرس ادراک شده با ادراک بیماری در مبتلایان به هموفیلی: با تأکید بر نقش میانجیِ سبک‌های تبادل اجتماعی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3547&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;هدف از پژوهش حاضر ارائۀ مدل اکتشافی  جهت بیان روابط بین عوامل شخصیتی، سبک های دلبستگی، منبع کنترل، راهبردهای مقابله ای و استرس ادراک شده با ادراک بیماری در مبتلایان به هموفیلی، با تأکید بر نقش میانجی سبک های تبادل اجتماعی بود. پژوهش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;حاضر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;از&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;نوع&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. به منظور اجرای پژوهش از بیماران عضو کانون حمایت از هموفیلی در شهر اصفهان، 450 نفر، به شیوۀ تصادفیِ ساده انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامۀ پنج عاملی شخصیتی نئو، مقیاس سبک های دلبستگی هازن و شیور، مقیاس کنترل راتر، پرسشنامۀ سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر، پرسشنامۀ استرس ادراک شدۀ کوهن، پرسشنامۀ ادراک بیماری و پرسشنامۀ سبک های تبادل اجتماعیِ لیبمن بود. نتایج پژوهش حاکی از&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;رابطۀ خطی ویژگی های شخصیتی روان رنجوری، مسئولیت پذیری، برون گرایی و انعطاف پذیری، دو سبک مقابله ای (هیجان مدار، مسئله مدار و اجتنابی) و سبک دلبستگی ایمن با ادراک بیماری است. همچنین نتایج نشان داد ویژگی های شخصیتی (روان رنجوری، برون گرایی، دلپذیر بودن، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری)، سبک های مقابله ای (اجتنابی و هیجان مدار)، سبک دلبستگی (ایمن و ناایمن دوسوگرا) و منبع کنترل از طریق میانجی گری سبک تبادل اجتماعی انصاف با ادراک بیماری ارتباط دارند. بنابراین به منظور ارائۀ اقدامات، جهت بهبود ادراک بیمارانِ مبتلا به هموفیلی، لازم است علاوه بر توجه ویژه به ویژگی های شخصیتی، سبک های مقابله ای، سبک دلبستگی، منبع کنترل و استرس ادراک شده، متوجه سبک تبادل اجتماعی انصاف نیز بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سهیلا دهخدایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تدوین پروتکل درمانی مبتنی بر مدل برنامه زمانی پارادوکسی و تعیین اثربخشی آن بر اختلال پرخوری زنان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3869&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:&amp;quot;B Nazanin&amp;quot;&quot;&gt;اختلال پرخوری یکی از اختلالات روانشناختی است که اخیراً بطور فزاینده ای در میان زنان شایع شده است. پژوهش حاضر با هدف تدوین پروتکل درمانی مبتنی بر مدل برنامه زمانی پارادوکسی و تعیین اثربخشی آن بر اختلال پرخوری زنان انجام شده است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری، زنان مراجعه کننده داوطلب به کلینیک تخصصی تغذیه دانشگاه شهید بهشتی در سال 98 بودند که پس از مصاحبه، واجد اختلال پرخوری و معیارهای ورود به پژوهش بودند. نمونه گیری بصورت داوطلبانه (نمونه در دسترس) انجام شد. حجم نمونه24 نفر بود که در دو گروه 12 نفری آزمایش و کنترل قرارگرفتند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه پرخوری(&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:&amp;quot;Calibri&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;&quot;&gt;BES&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot; lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:115%&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:&amp;quot;B Nazanin&amp;quot;&quot;&gt;)گورمالی و پروتکل محقق ساخته بودند. پروتکل درمانی طبق مدل برنامه زمانی پارادوکسی و مبانی نظری آن در دو حوزه فردی و بین فردی طرح ریزی و بر روی افراد نمونه اجرا گردید. پروتکل درمانی در ده جلسه دوساعته و بصورت هفته ای یک جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. پس از تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط، نتایج تحلیل واریانس نشان دادند که پروتکل درمانی با 99 درصد اطمینان بر اختلال پرخوری موثر بود و اثرات درمانی آن تا مرحله پیگیری پایدار بوده است. اثربخشی این مدل درمانی و بررسی نتایج دو ماه پیگیری، تاثیر سریع، عمیق و ماندگار آن بعنوان درمانی کوتاه مدت، تایید گردید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div&gt;
&lt;div&gt;&lt;div id=&quot;_com_1&quot; uage=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
						<author>عبدالله شفیع آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی‌های روان‌سنجی نسخۀ فارسی پرسش‌نامۀ انگیزۀ کاهش وزن در افراد چاق و دارای اضافه‌ وزن</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=3890&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;در طول سال های گذشته، انگیزۀ کاهش وزن به عنوان یک عامل مهم در کاهش وزن و پایداری آن مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی مشخصات روان سنجی پرسش نامه انگیزۀ کاهش وزن در افراد چاق و دارای اضافه وزن بود. در این مطالعه نسخۀ فارسی مقیاس انگیزۀ کاهش وزن پس از آماده سازی به روش ترجمۀ مضاعف، بر روی 453 نفر از افرادی که به مراکز رژیم درمانی در تهران مراجعه کرده بودند، اجرا شد. همسانی درونی نسخۀ فارسی مقیاس انگیزه کاهش وزن از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. همچنین ساختار عاملی مقیاس از طریق تحلیل عاملیِ اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 82/0 و برای سه عامل استخراج شده سلامتی، وضع ظاهر از دیدگاه دیگران و وضع ظاهر از دیدگاه خود به ترتیب 86/0، 85/0 و 74/0 به دست آمد که نشان از همسانی درونی مطلوب مقیاس و مؤلفه های آن است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار عاملی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی حمایت کرد و شاخص &amp;rlm;های برازش حاکی از برازش خوب مدل بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:B Nazanin;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12.0pt;&quot;&gt;از نتایج پژوهش حاضر این بود که نسخۀ فارسیِ مقیاس انگیزۀ کاهش وزن، خصوصیات روان سنجی مطلوبی دارد و ابزار معتبری برای استفاده در موقعیت های پژوهشی و بالینی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهرام محمدخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
