<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1392 جلد7 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>نقش میانجی‌گر مدیریت رفتار مالی در رابطه‌ی بین صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1880&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف مطالعه­ ی نقش میانجی­گر مدیریت رفتار مالی در رابطه­ ی بین صفات شخصیت و بهزیستی­ ذهنی انجام شد. از این­رو نمونه ­ای به حجم 479 نفر از کارمندان دانشگاه­ های واقع در استان گیلان بعد از انتخاب به روش نمونه­ گیری خوشه ­ای، پرسشنامه­ های پنج بزرگ ایرانی (گردون)، مدیریت رفتار مالی و بهزیستی­ ذهنی را تکمیل نمودند. داده ­ها پس از گردآوری با استفاده از روش مدل­ یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج تحلیل نشان داد، صفات شخصیت در کل 14درصد از واریانس مدیریت رفتار مالی و آن دو با هم (صفات شخصیت و مدیریت رفتار مالی) 32% از واریانس بهزیستی ­ذهنی را تبیین می­ کنند. همچنین نتایج نشان داد که از یک سو ضرایب مسیر سه عامل روان­رنجورخویی/ ثبات هیجانی، برون­گرایی/ شادخویی و وجدان/ فروتنی با بهزیستی ­ذهنی و در سوی دیگر ضرایب مسیر سه عامل وجدان/ فروتنی، گشودگی/ شایستگی و نرم خویی/ ملاحظه کار با مدیریت رفتار مالی معنادار است. در نهایت نتایج تحلیل نشان داد ضریب مسیر بین مدیریت رفتار مالی و بهزیستی­ ذهنی معنادار است و مدیریت رفتار مالی رابطه ­ی بین سه عامل وجدان/ فروتنی، گشودگی/ شایستگی و نرم ­خویی/ ملاحظه­ کار و بهزیستی ­ذهنی را میانجی­گری می­ کند. در کل نتایج پژوهش حاضر نشان داد مدیریت رفتار مالی نقش معناداری در پیش­بینی بهزیستی­ ذهنی ایفا می­ کند و با توجه به نقش میانجی­گر مدیریت رفتار مالی در رابطه­ ی بین صفات شخصیت و بهزیستی­ ذهنی می­توان نتیجه گرفت، احتمالاً با آموزش مهارت­ های مدیریت رفتار مالی به افراد، می­توان تأثیر مثبت صفات شخصیت بر بهزیستی ذهنی را افزایش و تأثیر منفی آن را کاهش داد.</description>
						<author>محمد نقی فراهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه‌ی ناهماهنگی شناختی و ویژگی‌های شخصیتی با نشانه‌های اختلال خوردن</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1881&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>این پژوهش با هدف تعیین رابطه­ی بین ویژگی­های شخصیتی و انگیختگی شناختی با نشانه­های اختلال خوردن صورت گرفته­است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و جامعه­ی آماری را، افراد مراجعه کننده به کلینیک­های تغذیه مرکز شهر تهران تشکیل می­داد، که از میان آن­ها 103 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه­ی پنج عامل بزرگ شخصیت، پرسشنامه­ی برانگیختگی و کاهش ناهماهنگی شناختی و پرسشنامه­ی سنجش نگرش خوردن بود. تحلیل داده­ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. نتایج نشان داد که نشانه­های خوردن با روان­رنجورخویی و برانگیختگی و انگیختگی شناختی رابطه­ی معناداری دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد ویژگی تجربه­پذیری و انگیختگی شناختی قادر به پیش­بینی نشانه­های اختلال خوردن است. از لحاظ بالینی اندازه­گیری صفات شخصیتی در شناسایی افراد چاق و دارای اضافه وزن که در معرض خطر رفتارهای خوردن نابهنجار می­باشند بسیار کمک کننده است. علاوه بر این، نتایج مطالعه­ی حاضر مطرح بودن برانگیختگی در خصوص بروز رفتارهای تکانه­ای در شرایط ناهماهنگ و لحاظ کردن کاهش ناهماهنگی در برنامه­های درمانی مربوط به رفتار خوردن را پیشنهاد می­کند.</description>
						<author>فاطمه ناظمی اردکانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الگوی پدیدار‌شناختی نشانه‌های وسواسی‌-‌اجباری</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1882&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی پدیدار­شناختی نشانه­های وسواسی- اجباری در شهر رشت بود. در قالب یک بررسی مقطعی، 255 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری از طریق نمونه­گیری در دسترس انتخاب شده و پس از دریافت تشخیص اختلال وسواسی- اجباری توسط روانپزشک، از نظر نشانه­ها و شدت اختلال، با استفاده از مقیاس وسواسی­-­اجباری ییل­براون مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن بود که وسواس­های آلودگی و پرخاشگرانه، و اجبارهای شستشو/تمیز کردن و وارسی، بیشترین درصد فراوانی و وسواس­های جمع/ انبار کردن و جنسی، و اجبارهای شمارش و جمع/ انبار کردن، کمترین درصد فراوانی را در بین سیزده گروه نشانه­ی وسواسی- اجباری داشتند. بیماران مجرد، وسواس مذهبی و اجبار تکرار کردن بیشتری از بیماران متأهل داشتند. نگرانی درباره­ی کثیفی یا میکروب و شستن زیاد یا تشریفاتی دست، شایع­ترین نشانه­ی وسواسی- اجباری بودند. همچنین بین بیماران مرد و زن تفاوت­هایی مشاهده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوی پدیدار­شناختی نشانه­های وسواسی- اجباری در این نمونه از بیماران ایرانی مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری شباهت­ها و تفاوت­هایی با الگوی پدیدار­شناختی مشاهده شده در مطالعات و جوامع دیگر دارد.</description>
						<author>ربابه دل آذر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه‌ی انواع آزار‌دیدگی در کودکی با بخشش، سلامت روان و راهبردهای مقابله با استرس در افراد متأهل ساکن شهر تهران</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1883&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه­ی انواع آزار­دیدگی در کودکی با بخشش، سلامت روانی و راهبردهای مقابله با استرس در افراد متأهل ساکن شهر تهران بود. این پژوهش از نوع مقطعی (توصیفی – تحلیلی) بود، و جامعه­ آماری شامل کلیه­ی افراد (زن و مرد) متأهل ساکن شهر تهران در سال ۱۳۹۲ بودند که از ۵ منطقه­ی مجموعه مناطق 22 گانه تهران به صورت تصادفی خوشه­ای انتخاب و از مراکز تفریحی، خانه­های سلامت و فرهنگسراهای موجود، 337 نفر به­صورت هدفمند انتخاب شده و داده­ها به کمک پرسشنامه­های خود گزارشی، سنجش بخشش در خانواده، پرسشنامه­ی سلامت عمومی و پرسشنامه­ی راهبردهای مقابله­ای بلینگز و موس جمع­آوری و برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون ساده و رگرسیون چندگانه و t مستقل استفاده شد. یافته­های پژوهش حاکی از وجود رابطه­ی مثبت و معنادار بین تجربه­ی آزار­دیدگی و سلامت روانی و رابطه­ی منفی بین تجربه­ی آزار­دیدگی و بخشش بود. همچنین بین نمره­ی کل آزار­دیدگی و نمره­ی کل راهبردهای مقابله رابطه­ای دیده نشد، اما در خرده­مقیاس­ها رابطه­ی معنادار و مثبتی دیده شد. همچنین بین دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری دیده شد. نتایج نشان داد که تجربه­ی آزار­دیدگی در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی بر سلامت روانی، میزان بخشش و همچنین در مقابله با استرس و فشارهای روزمره تأثیر به­سزایی در شخصیت و کیفیت زندگی فرد داشته باشد.</description>
						<author>مهدی رستمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر‌بخشی آموزش نظریه‌ی ذهن بر کاهش پرخاشگری و افزایش توانایی نظریه‌ی ذهندر کودکان پیش دبستانی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1884&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر­بخشی برنامه­ آموزش نظریه­ ذهن بر افزایش توانایی نظریه­ ذهن و کاهش پرخاشگری کودکان پیش دبستانی انجام شد. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش­آزمون و پس­آزمون بود. تعداد 34 کودک (با نشانگان پرخاشگری) پس از اجرای پیش­آزمون به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. کودکان گروه آزمایش به مدت 9 جلسه آموزش­های مرتبط با نظریه­ی ذهن را دریافت نمودند. ابزار پژوهش پرسشنامه­ی پرخاشگری واحدی و همکاران و آزمون باور کاذب بود. داده­ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافته­های به دست آمده از تحلیل کوواریانس، مداخله­های مرتبط با نظریه­ی ذهن باعث افزایش توانایی نظریه­ی ذهن و کاهش پرخاشگری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل گردید. با استناد به یافته­های پژوهش حاضر می­توان نتیجه گرفت که آموزش نظریه­ی ذهن می­تواند باعث افزایش توانایی نظریه­ی ذهن و کاهش پرخاشگری کودکان گردد. بنابراین باید بر آموزش این مسائل در بافت والد- کودک و در مهدهای کودک برای رشد کودکان تأکید گردد.</description>
						<author>مریم سادات کیافر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر القای تجارب هیجانی درقضاوت اخلاقی شخصی و غیرشخصی با توجه به سیستم فعال‌ساز رفتاری (BAS) و سیستم بازداری رفتاری (BIS)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1885&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش حاضر آزمون فرضیه همگرایی با خلق، نقش تجارب هیجانی مثبت و منفی در قضاوت اخلاقی براساس نقش تعدیل کننده سیستم فعال­ساز رفتاری (BAS) و سیستم بازداری رفتاری (BIS) بود. ابتدا 600 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی براساس پرسشنامه شخصیتی کارور و وایت مورد آزمون قرار گرفته و پس از تحلیل داده­ها، بر اساس نمرات انتهایی توزیع تعداد 60 نفر از آنها در چهار گروه دسته بندی شدند. سپس هر گروه شخصیتی (به طور انفرادی) در معرض القای تجارب هیحانی مثبت و منفی قرار گرفتند؛ پس از هر مرحله القای هیجان، دو داستان­ اخلاقی شخصی و غیر شخصی به آنها ارائه شد تا به آنها پاسخ دهند.داده­ها پس از جمع­آوری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط، تحلیل شد.نتایج نشان داد که بین چهار گروه آزمودنی بر اساس ابعاد هیجان تفاوت معناداری در قضاوت اخلاقی شخصی و غیرشخصی وجود دارد. القای هیجان، می­تواند عملکرد افراد را در قضاوت اخلاقی شخصی و غیر شخصی بر اساس ابعاد شخصیتی متاثر ساخته، و محرکهای  هیجانی مثبت و منفی منجر به قضاوت­های غیرسودگرایانه­ در داستان­های اخلاقی شخصی می­شوند.</description>
						<author>جعفر حسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثربخشی آموزش بازی مشترک مادر- کودک بر علائم اختلالات رفتاری در دانش آموزان پسر مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای دوره ابتدایی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1886&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش بازی مادر -کودک بر شدت علائم اختلالات رفتاری شامل بی اعتنایی مقابله ای و سلوک در دانش آموزان پسر مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای دوره ابتدایی شهر اصفهان بود.: بر این اساس، در قالب یک مطالعه نیمه تجربی همراه با گروه کنترل و  ارزیابی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، تعداد 32 دانش آموز پسر دارای تشخیص اختلال بی اعتنایی مقابله ای از مدارس ابتدایی شهر اصفهان بر اساس ملاک های ورودی در پژوهش انتخاب و به شیوه تصادفی به گروه های پژوهش گمارده شدند. آزمودنی های گروه آزمایش یک دوره هشت جلسه ای به صورت هفتگی با مشارکت مادران و بازی با کودک دریافت کردند در حالی که آزمودنی های گروه کنترل چنین مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار قرار گرفتند.آزمودنی های دو گروه با استفاده از چک لیست مرضی کودکان (CSI-4) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد ارائه مداخله بازی مشترک مادر-کودک باعث کاهش علائم بی اعتنایی مقابله ای و کاهش علائم سلوک در هر دو مرحله پس آزمون و  پیگیری شده است.  بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت ارائه مداخله مبنی بر آموزش بازی مشترک مادر- کودک در کاهش علائم اختلال سلوک و بی اعتنایی مقابله ای موثر بوده است و با استفاده از این روش مداخله ای، ضمن کاهش شدت علائم بی اعتنایی مقابله ای، می توان از این مداخله در جهت کاهش علائم سلوکی کودکان مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای استفاده کرد.</description>
						<author>سعیده سبزیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
