<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1392 جلد7 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>نقش استرس ناباروری، روش های مقابله با استرس، صفات شخصیت و حمایت اجتماعی بر سازگاری زناشویی زنان نابارور</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1694&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش و سهم استرس ناباروری، روش­های مقابله با استرس، صفات شخصیت و حمایت اجتماعی، بر سازگاری زناشویی زنان نابارور انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات علی پس از وقوع بود. نمونه­ی پژوهش از بین 201 نفر زن نابارور که برای درمان به مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولی­عصر (عج)، واقع در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره)، مراجعه می­کردند، به صورت در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع­آوری اطلاعات عبارت بود از؛ سیاهه­ی استرس ناباروری، مقیاس سازگاری زوجی اصلاح شده، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، نسخه­ی کوتاه فهرست مقابله با موقعیت­های استرس­زا، و پرسشنامه­ی شخصیت پنج عاملی گردون. داده­ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که در بین متغیرهای مورد بررسی، به ترتیب نگرانی­های ارتباطی، دیگران مهم، برون­گرایی، روش مقابله­ی هیجانی، نیاز به والد بودن و نگرانی­های جنسی، پیش­بینی کننده­های مناسب سازگاری زناشویی هستند. نتایج این پژوهش بر اهمیت عوامل روانی&lt;sub&gt;-&lt;/sub&gt; اجتماعی مؤثر بر سازگاری زناشویی تأکید کرده­است.</description>
						<author>سهیلا حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط باورهای فراشناخت با اضطراب اجتماعی و کمرویی: نقش راهبردهای تنظیم هیجان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1695&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش بررسی رابطه­ی باورهای فراشناختی با اضطراب اجتماعی و کمرویی با توجه به نقش واسطه­گری تنظیم هیجان بود. 700 دانش­آموز مقطع دبیرستان پرسشنامه­های کمرویی استنفورد و اضطراب اجتماعی را تکمیل کردند. بر اساس نمرات انتهایی مقیاس­ها، 110 نفر به­عنوان کمرو و 46 نفر به عنوان افراد مضطرب اجتماعی غربال شدند. برای تفکیک افراد کمرو با و بدون علایم اضطراب اجتماعی، مجدداً پرسشنامه اضطراب اجتماعی در نمونه­ی کمرو اجرا و بر اساس نمرات انتهایی، 45 نفر کمرو با اضطراب اجتماعی و 60 نفر کمرو بدون اضطراب اجتماعی مشخص شدند. برای همسان بودن حجم گروه­ها در هر سه گروه، 43 نفر پرسشنامه­های تنظیم هیجان و باورهای فراشناخت را تکمیل کردند. نتایج حاکی از ارتباط معنادار باورهای فراشناخت و راهبردهای تنظیم هیجان با اضطراب اجتماعی و کمرویی با و بدون علایم اضطراب اجتماعی بود. ارتباط معناداری میان باورهای فراشناخت و راهبردهای تنظیم هیجان به­ویژه سرکوب در گروه مضطرب اجتماعی و میان باورهای فراشناخت و ارزیابی مجدد شناختی در گروه کمرو با علایم اضطراب اجتماعی دیده شد؛ اما در گروه کمرو بدون علایم اضطراب رابطه­ی میان متغیر پیش­بین و واسطه معنادار نبود. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد برخی مؤلفه­های باورهای فراشناختی شامل باورهای منفی و کنترل افکار به واسطه­ی سرکوب، اضطراب اجتماعی را بهتر پیش­بینی می­کنند و مؤلفه­های باورهای مثبت و اطمینان شناختی به واسطه­ی ارزیابی مجدد شناختی، پیش­بینی کننده­ی کمرویی با علایم اضطراب بودند. نتایج نشان داد باورهای فراشناختی به واسطه­ی تنظیم هیجان پیش­بینی کننده­ی کمرویی بدون علایم اضطراب نمی­باشند.</description>
						<author>مهناز شاهقلیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بخشی شناخت - رفتار درمانگری سالمندی بر کیفیت زندگی مبتلایان به بیماری پارکینسون</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1696&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف اثر­بخشی شناخت-رفتار درمانگری بر کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به بیماری پارکینسون بود. روش پژوهش به­صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه از جامعه­ی آماری سالمندان مبتلا به پارکینسون در نظر گرفته شد. نمونه­ی پژوهش شامل 40 نفر، به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایشی تحت درمان شناختی-رفتاری سالمندی در 10 جلسه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه­ی جمعیت شناختی و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود که در دو مرحله­ی پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که درمان شناختی- رفتاری بر کیفیت زندگی شامل سلامت جسمی، سلامت روانشناختی و روابط اجتماعی، تأثیر داشته ولی در بعد محیط زندگی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بنابراین نتیجه­گیری می­شود تلاش مضاعف در جهت ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به پارکینسون ضروری است و شناخت-رفتار درمانگری سالمندی موجب ارتقاء کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پارکینسون می­شود. بنابراین این روش را می توان در بیمارستان­ها و آسایشگاه ها به عنوان یک درمان تکمیلی به­کار برد.</description>
						<author>زیبا برقی ایرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارکردهای اجرایی در دو گروه معتادان وابسته به مواد افیونی و آمفتامین ها</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1697&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش، بررسی کارکردهای اجرایی در دو گروه معتادان وابسته به مواد افیونی و آمفتامین­ها و مقایسه با گروه عادی بود. کارکردهای اجرایی در چهار خرده مقیاس حافظه­ی کاری، توجه پایدار، برنامه ریزی و بازداری پاسخ مورد بررسی قرار گرفت. به همین منظور 90 آزمودنی از طریق نمونه­گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند که شامل افراد وابسته به مواد افیونی (تعداد:30)، افراد وابسته به آمفتامین (تعداد:30) و گروه کنترل (تعداد:30) بودند. عملکرد مداوم، خرده مقیاس فراخنای ارقام، رنگ-واژه استروپ و دسته­بندی کارت­های ویسکانسین جهت ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که گروه وابسته به آمفتامین­ها در چهار خرده مقیاس کارکردهای اجرایی به طور قابل ملاحظه­ای دچار اختلال هستند، اما افراد وابسته به مواد افیونی نسبت به گروه کنترل تنها در دو خرده مقیاس برنامه­ریزی و بازداری پاسخ دچار اختلال هستند. در نتیجه تخریب شناختی و نقص در کارکردهای اجرایی در بیماران آمفتامینی بیشتر از افراد وابسته به مواد افیونی و افراد عادی است. این نقایص شناختی در افراد وابسته به مواد افیونی کمتر دچار مشکل است.</description>
						<author>مریم اکبر زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه ی خود بیمارانگاری و سلامت روان مادران کودکان با نیازهای خاص و مادران کودکان بهنجار</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1698&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه­ی شاخص­های خود بیمارانگاری و سلامت روان در مادران کودکان با نیازهای خاص و مادران کودکان بهنجار در اصفهان بود. این تحقیق از نوع توصیفی علّی- مقایسه­ای بود و برای انجام آن تعداد 90 نفر از مادران کودکان ناتوان (30 نفر سندرم داون، 30 نفر اتیسم و 30 نفر فلج مغزی) به روش نمونه­گیری در دسترس از مراکز توانبخشی شمال شهر اصفهان و 30 نفر از مادران کودکان بهنجار به روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای از مدارس ابتدایی شهر اصفهان به عنوان شرکت کنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده­ها، مقیاس خودبیمارانگاری و مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از روش تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی بهره گرفته­شد. نتایج نشان داد که به­طور کلی، بین مادران کودکان با نیازهای خاص و مادران کودکان بهنجار از لحاظ ابعاد سلامت روان و خودبیمارانگاری تفاوت معنادار وجود دارد، همچنین مقایسه­های زوجی مشخص کرد که بین مادران دارای کودک ناتوان و مادران کودکان بهنجار از نظر سلامت روان تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین، بین مادران دارای کودک فلج مغزی و اتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک بهنجار از نظر خودبیمارانگاری تفاوت معنادار وجود دارد، اما بین مادران کودکان مبتلا به سندرم داون و مادران کودکان بهنجار تفاوتی مشاهده نشد. بر اساس یافته­های این پژوهش، فشارهای روانی ناشی از داشتن فرزند ناتوان می­تواند سلامت روانی و جسمانی مادران را به مخاطره اندازد و لازم است که متخصصان در هنگام ارائه­ی خدمات به این خانواده­ها این موضوع را مد نظر قرار دهند.</description>
						<author>سهیلا صفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سازگاری اجتماعی و مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1699&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آمار فزاینده­ی کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی در ایران و تأثیر عمیق آنها بر سازگاری خانواده، به­ویژه مادران این کودکان و وجود مطالعات بسیار اندک در این گروه هدف، سبب شد این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش بر سازگاری مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی آموزش پذیر طبق نظریه­ی سازگاری روی، در سال 89-1388 انجام گیرد. مطالعه­ی نیمه تجربی حاضر بر روی 40 نفر از مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر مراجعه کننده به مدرسه­ی استثنایی شهرستان آران و بیدگل طی سال­های 89-1388 صورت پذیرفت. مداخله به شیوه­ی حضوری و در 4 جلسه­ی آموزشی 2 ساعته به همراه 30 دقیقه پرسش و پاسخ در طی 2 هفته انجام گرفت. محتوای آموزش شامل آموزش شیوه­های سازگاری بر اساس ابعاد نظریه­ی سازگاری روی بود. پرسشنامه­ی سازگاری، قبل و 6 هفته بعد از پایان مداخله، مجدداً توسط واحدهای مورد پژوهش تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون t زوجی و دقیق فیشر نشان داد میانگین نمرات سازگاری اجتماعی مادران در بعد فیزیولوژیک، درک از خود، وابستگی و استقلال، ایفای نقش و سازگاری اجتماعی کل، قبل و بعد از آموزش، اختلاف معناداری دارد. این یافته­ها نشان داد که آموزش در تغییر سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر مؤثر است.</description>
						<author>زهرا علی اکبرزاده آرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ویژگی های روان سنجی نسخه ی فارسی مقیاس دلسوزی به خود در دانشجویان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=1701&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به اهمیت سازه­ی دلسوزی به خود به عنوان ملاکی برای بهزیستی روانی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی­های روان­سنجی نسخه­ی فارسی مقیاس دلسوزی به خود در دانشجویان انجام گرفت. کلیه­ی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 90-89 جامعه­ی آماری این پژوهش را تشکیل می­دادند. تعداد 220 دانشجو (99 پسر، 121 دختر) به روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب و در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی­ها در محل کلاس­ها و به صورت انفرادی به پرسشنامه­های دلسوزی به خود، افسردگی بک و پنج عاملی شخصیت پاسخ دادند. داده­های به­دست آمده نیز با استفاده از آزمون­های ضریب همبستگی پیرسون، t برای گروه­های مستقل و تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شد. تحلیل عاملی اکتشافی، 6 عامل با مقادیر ویژه­ی بیش­تر از یک را آشکار کرد که در مجموع 47/63 درصد از واریانس کل را تبیین می­کردند. شاخص­های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل 6 عاملی این مقیاس را تأیید کرد. نتایج ضریب همبستگی ارتباط منفی معناداری را بین دلسوزی به خود با افسردگی و ویژگی­های شخصیتی به ویژه صفت روان­رنجورخویی آشکار کرد. ضرایب آلفای کرونباخ خرده مقیاس­ها و نمره کلی مقیاس نیز در دامنه 65/0 تا 92/0 به­دست آمد. بر اساس نتایج این پژوهش می­توان نتیجه گرفت که مقیاس دلسوزی به خود از روایی و پایایی نسبتاً خوبی جهت استفاده در جمعیت­های دانشجویی برخوردار است.</description>
						<author>سجاد بشرپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
