<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1388 جلد3 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر تجارب هیجانی بر واکنش های قلبی- عروقی و فعالیت عضلانی چهره در ریخت شخصیتی D</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=111&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجارب هیجانی بر واکنش های قلبی _عروقی و پاسخ های عضلانی چهره در افراد دارای ریخت شخصیتی D بود. بدین منظور در مرحلۀ اول پژوهش 405 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی، به شیوه در دسترس انتخاب و پرسشنامۀ الگوی شخصیتی D را تکمیل نمودند، سپس بر اساس نمرات انتهایی توزیع ریخت شخصیتی D، دو گروه 15 نفری از پایین و بالای توزیع انتخاب شدند. در مرحلۀ دوم آزمودنی ها تحت کاربندی آزمایشی قرار گرفتند، به این ترتیب که پس از کار گذاشتن الکترودها بر روی نقاط مختلف دست و صورت، شاخص های EMG عضلات چین دهنده و گونه، PULSE و BVP، ابتدا در حالت پایه و سپس در دو حالت القای هیجانی مختلف (موسیقی شاد و غمگین) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که افراد با شاخص ریخت D بالا در هنگام تجربۀ هیجانی منفی (غم) در عضلۀ چین دهنده واکنش شدیدتری نشان دادند. در هنگام تجربۀ هیجان مثبت (شادی)، افراد دارای شاخص ریخت D پایین در عضلۀ گونه واکنش شدیدتری نشان دادند. در حالی که واکنش های قلبی _ عروقی در دو گروه، در حالت تجربۀ هیجان های مثبت و منفی تفاوت معناداری نشان نداد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در مجموع بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که ریخت شخصیتی D به عنوان عاملی که تجربۀ هیجان منفی را افزایش می دهد در نظر گرفته می شود. همچنین بازداری از ابراز هیجان های منفی، موجب افزایش فعالیت فیزیولوژیک می شود. بنابراین در نظر گرفتن این عامل شخصیتی در راستای سلامت جسمانی قابل توجه است.</description>
						<author>بیتا بمانی یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>وضعیت حافظه شرح حال در نوجوانان پسر افسرده، افسرده دارای سوء مصرف مواد و سالم</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=112&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف این پژوهش بررسی کلی گویی حافظه شرح حال در نوجوانان پسر افسرده، افسرده دارای سوء مصرف مواد و سالم بود. نمونه مورد بررسی 76 نفر (25 نفر با تشخیص افسردگی، 25 نفر افسرده دارای اختلال سوءمصرف مواد و 26 نفر سالم عادی) از نوجوانان کرمانشاه بودند. هر سه گروه در متغییرهای سن، جنس، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، همتا شدند. برای ارزیابی حافظه شرح حال از آزمون حافظه شرح حال (AMT) ویلیامز و برادبنت(1986) بهره گرفته شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از شاخص آماری مان ویتنی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که: نوجوانان افسرده، در مقایسه با گروه کنترل (افراد سالم) در بازیابی حافظه شرح حال، میزان کلی گویی بیشتری دارند. نوجوانان افسرده دارای سوء مصرف مواد، نسبت به نوجوانان سالم، از لحاظ میزان کلی گویی حافظه شرح نمرات بیشتری کسب کردند. میزان کلی گویی حافظه شرح حال نوجوانان و جوانان افسرده بالاتر از نوجوانان افسرده دارای سوء مصرف مواد است.</description>
						<author>علیرضا مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه بهزیستی معلمان با باور به دنیای عادلانه و رفتارهای پرخاشگرانه دانش‌آموزان در مقابل آنها</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=114&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ساده و تعاملی بین بهزیستی معلمان (عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی و شغل) با باور به دنیای عادلانه و رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان در مقابل آنها در شهر اصفهان به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش، معلمان مرد و زن شاغل در دبیرستان های شهر اصفهان درسال1387 (بهار) بودند که از بین آنها به شیوه ی نمونه گیری چندمرحله ای، 240 معلم زن و مرد برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه  رضایت شغلی (با 47 سؤال)، پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی (با 20 سؤال)، پرسشنامه رضایت از زندگی (با 5 سؤال)، پرسشنامه پرخاشگری دانش آموزان در مقابل معلمان (با 4 سؤال) و پرسشنامه باور به دنیال عادلانه شخصی (با 7 سؤال) بود. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون  و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که تعامل پرخاشگری دانش آموزان در مقابل معلمان و باور به دنیای عادلانه برای رضایت شغلی، رضایت از زندگی و عاطفه مثبت دارای توان پیش بین معنادار نیست (05/0P&gt;). در مقابل برای عاطفه منفی تعامل رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان در مقابل معلمان با باور به دنیای عادلانه دارای توان پیش بین معنادار بود. تحلیل رگرسیون پسین نشان داد که فقط در افراد دارای باور به دنیای عادلانه پایین، رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان در مقابل معلمان قادر به پیش بینی عاطفه منفی است.</description>
						<author>محسن گل پرور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل خطر و محافظت‌کننده‌ گرایش به مصرف مواد در دانشجویان•</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=113&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل خطر و محافظت کننده  گرایش به مصرف مواد در دانشجویان دانشگاه آزاد بندرعباس انجام پذیرفت. 310 نفر از دانشجویان این دانشگاه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های شیوع شناسی مصرف مواد (بوالهری، طارمیان و پیروی، 1385)، مقیاس خود کارآمدی ادراک شده (شرر و همکاران، 1982)، مقیاس رشدی مهارت های زندگی (داردن و جینتر، 1996) و مقیاس گرایش به مصرف مواد بود. اطلاعات به دست آمده توسط آماره های همبستگی پیرسون، t استودنت، تحلیل واریانس یک راهه و رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که: گرایش به مصرف مواد با نگرش مذهبی، عزت نفس، نگرش مثبت به دانشگاه، خودکارامدی و مهارت های اجتماعی همبستگی منفی معنادار و با نگرش مثبت والدین به مواد رابطه مستقیم معنادار دارد؛ از میان عوامل خطر و محافظت کننده، سه متغیر مهارت های اجتماعی، نگرش مذهبی و پرخاشگری، 47 درصد از واریانس گرایش به مصرف مواد را پیش بینی می کنند؛ میانگین نمره گرایش به مصرف مواد پسران به شکل معنی داری بالاتر از دختران است؛ میانگین نمره گرایش به مصرف مواد مجردها به شکل معنی داری بالاتر از متاهل ها است؛ بین گروه های سنی مختلف از نظر گرایش به مصرف مواد تفاوت معناداری وجود ندارد. به نظر می رسد یافته های این پژوهش منطبق با مدل تلفیقی مصرف مواد بوتوین(2000) باشد که نشان می دهد افرادی که از مهارتهای اجتماعی و فردی ضعیفی برخوردار هستند و باورهای هنجاری درباره الکل، سیگار و سایر مواد دارند، با احتمال بیشتری به سمت مواد کشیده می شوند</description>
						<author>جواد کاووسیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر آموزش برنامه &quot; ارتقای رشد روانی- اجتماعی کودک از طریق بهبود تعامل مادر- کودک&quot; بر خود اثرمندی والدگری و رابطه مادر و کودک زیر سه سال</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=115&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر رشد روانی- اجتماعی کودک، رابطه بین مادر وکودک است &amp;nbsp;که خود اثرمندی والدگری بر آن موثر است. هدف این پژوهش این بود که بررسی شود آیا آموزش برنامه ارتقای رشد روانی- اجتماعی کودک می تواند رابطه مثبت مادر- کودک و خوداثرمندی والدگری را افزایش دهد. روش این پژوهش شبه آزمایشی با گروه کنترل بود. نمونه اولیه از 43 مادر کودک زیر سه سال به روش داوطلبانه از سه مهد کودک بیمارستان های رضوی، قائم و امام رضا شهر مشهد انتخاب شدند و سپس به صورت داوطلبانه به گروه های آزمایش و کنترل واگذار شدند. آزمودنی ها در مرحله پس آزمون به 30 نفر کاهش یافتند. مادران در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری پرسشنامه های رابطه والد و کودک و خوداثرمندی والدگری را تکمیل کردند. &amp;nbsp;سپس نتایج با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر تحلیل شدند. &amp;nbsp;نتایج نشان داد که مداخله خوداثرمندی والدگری را به طور معناداری افزایش داد &amp;nbsp;اما رابطه مثبت مادر و کودک افزایش نیافت. در حوزه های رابطه، وابستگی افزایش یافت. اما سایر حوزه ها مثل تعارض و نزدیکی افزایش معناداری نداشتند. به نظر می رسد علارغم ارتقای آگاهی و افزایش احساس خوداثرمندی والگری، رابطه مثبت مادر و کودک تحت تاثیر عوامل دیگری چون زمان کوتاه برای تاثیرگذاری، تمرینات ناکافی، حجم نمونه کم و عوامل کنترل نشده دیگری واقع شده باشد</description>
						<author>زهره ابارشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی برنامه درمانگری کندال بر سبک های مقابله ای کودکان ایرانی مبتلا به اختلال های درونی سازی شده</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=116&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی برنامه درمانگری Coping cat بر سبک های مقابله ای کودکان( 9 تا 11 ساله) مبتلا به اختلال های درونی سازی شده انجام گرفت. روش پژوهش، تجربی واقعی و در قالب یک طرح پیش آزمون &amp;ndash; پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کودکان مبتلا به اختلالهای درونی سازی شده شهر تهران و&amp;nbsp; نمونه پژوهش مشتمل بر 80 کودک (40کودک گروه آزمایش و 40 کودک گروه کنترل) بود که بر اساس ارزیابی مادران، معلمان و مصاحبه تشخیصی به شیوه تصادفی از جمعیت عادی انتخاب شده بودند و مدت 16 جلسه برنامه درمانگری Coping cat را دریافت کردند. ابزار پژوهش فرمهای فهرست رفتاری کودک(CBCL) و فرم گزارش معلم(TRF) نظام سنجش مبتنی بر تجربه آشنباخ( آشنباخ و رسکورلا،2001)، مصاحبه تشخیصی درمانگر و پرسش نامه راهبردهای مقابله ای فرایدنبرگ و لویس(1992) بود که کودکان هر دو گروه قبل و بعد از برنامه درمانگری توسط آنها مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در سبکهای مقابله ای سازش یافته، سازش نایافته و انزوای مایوسانه در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد و عامل جنس تاثیر تعدیل کننده ای بر نتایج نداشت</description>
						<author>مریم طهرانی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اعتبار یابی و تاثیر متغیرهای مدل عدم توازن تلاش- پاداش بر خستگی، فرسودگی عاطفی، شکایات سایکوسوماتیک و سلامت جسمانی کارکنان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=117&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>کارکنان در قبال تلاش در محیط کار خود انتظار دارند از احترام متقابل سرپرستان و همکاران خود برخوردار بوده و دارای امنیت شغلی باشند. همچنین، افرادی که دارای ویژگی تعهد بیش از اندازه نسبت به کار خود هستند به حمایت بیشتری نیاز دارند. مجموعه این متغیرها در مدل عدم توازن تلاش- پاداش گنجانیده شده است. برای بررسی صحت پیشنهادهای این مدل نمونه ای شامل 235 نفر از کارکنان یک شرکت صنعتی در شهر اصفهان انتخاب گردیدند. برای سنجش متغیر پیش بین از پرسشنامه ERI (زورلو، پس و سیگریست,2010) استفاده گردید. برای سنجش متغیرهای ملاک خستگی از مقیاس چالدر و همکاران (1993)، فرسودگی عاطفی از مقیاس فرسودگی عاطفی ماسلاخ (1998) و برای سنجش سلامت جسمانی از مقیاس هیلدر برانت و دووس (1991) و شکایات جسمانی از مقیاس دریکن (1969) استفاده گردید. مقیاس ERI در تحلیل عاملی چهار زیر مقیاس امنیت شغلی، احترام، تلاش و تعهد افراطی را به دست داد که همگی دارای پایایی مطلوب بودند. مقیاس احترام و امنیت شغلی با متغیرهای ملاک رابطه مثبت و تلاش و تعهد افراطی رابطه منفی نشان داد. نتایج این پژوهش در بهبود سلامت کارکنان در محیط های صنعتی اهمیت دارد.</description>
						<author>زینب دارمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
