<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1389 جلد4 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>پیش بینی رفتارهای ایمنی مرتبط با بیخوابی بر پایه مؤلفه های شناختی، فراشناختی و هیجانی در دانشجویان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=82&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;line-height: 115% font-family: 'B Nazanin' font-size: 12pt mso-ascii-font-family: Cambria mso-fareast-font-family: Calibri mso-hansi-font-family: Cambria mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف از انجام این پژوهش پیش‏بینی رفتارهای ایمنی مرتبط با بی‏خوابی از راه بررسی برخی متغیرهای پیش‏بینی‏کننده شامل افسردگی، اضطراب، نگرانی، برانگیختگی پیش از خواب (شامل برانگیختگی شناختی و جسمی)، شناخت‏های ناکارآمد درباره خواب و باورهای فراشناختی مرتبط با بی‏خوابی بود. 400 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران در این پژوهش شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس افسردگی- اضطراب- استرس، پرسشنامه نگرانی دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، مقیاس برانگیختگی پیش از خواب، مقیاس باورها و نگرش‏های ناکارآمد درباره خواب، پرسشنامه فراشناخت‏ها- بی‏خوابی و پرسشنامه رفتارهای مرتبط با خواب را تکمیل کردند. تمام متغیرها به طور معنی‏داری با رفتارهای ایمنی همبستگی داشتند. نتایج رگرسیون چندگانه گام‏به‏گام نشان داد که باورهای فراشناختی مرتبط با بی‏خوابی، برانگیختگی جسمی و شناخت‏های ناکارآمد درباره خواب، رفتارهای ایمنی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115% font-family: 'B Nazanin' font-size: 12pt mso-ascii-font-family: Cambria mso-fareast-font-family: Calibri mso-hansi-font-family: Cambria mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرتبط با بی‏خوابی را پیش‏بینی می‏کنند. افسردگی، اضطراب، نگرانی و برانگیختگی شناختی از مدل پیش‏بینی خارج شدند. این یافته‏ها بر اهمیت تأثیر باورهای فراشناختی مرتبط با بی‏خوابی، برانگیختگی جسمی و شناخت‏های ناکارآمد درباره خواب بر رفتارهای فرد تأکید می‏کنند.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115% font-family: 'B Nazanin' font-size: 12pt mso-ascii-font-family: Cambria mso-fareast-font-family: Calibri mso-hansi-font-family: Cambria mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: FA&quot; lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;به علاوه، نتایج نشان می‏دهند که باورهای فراشناختی می‏بایست به عنوان یک مؤلفه مهم در تداوم بی‏خوابی مد نظر قرار گیرند. &lt;/span&gt;</description>
						<author>هدی دوس علی وند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سوگیری حافظه ی صریح و ضمنی به پردازش اطلاعات هیجانی منفی در نوجوانان دارای اضطراب صفت بالا و پایین</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=83&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف پژوهش حاضر مقایسه­ی سوگیری حافظه­ی صریح و ضمنی نسبت به پردازش اطلاعات هیجانی منفی در نوجوانان دارای اضطراب صفت بالا و پایین بود. با استفاده از فرم کودکان سیاهه­ی اضطراب حالت / صفت اسپیل­برگر دو گروه 20 نفری از نوجوانان دارای اضطراب صفت بالا و پایین انتخاب شدند. آزمودنی­های دو گروه پس از همتاسازی بر اساس متغیرهای سن، جنس و سطح تحصیلات توسط آزمون بازشناسی (سوگیری حافظه­ی صریح) و آزمون تکمیل ریشه­ی کلمات (سوگیری حافظه­ی ضمنی) مورد ارزیابی قرار گرفتند. مواد هیجانی شامل دو دسته لغات تهدیدزا و خنثی در آزمون بازشناسی و مجموعه­ی لغات مبهم بود. نتایج نشان داد که هیچ یک از آثار اصلی و تعاملی متغیّرهای سطوح اضطراب صفت و جنسیت بر حساسیت آزمودنی و سوگیری پاسخ محرک­های تهدید­زا و خنثی معنادار نبود، در حالی­که اثر اصلی متغیّر سطوح اضطراب صفت در آزمون تکمیل ریشه­ی کلمات معنادار بود. این یافته حاکی از وجود سوگیری حافظه­ی ضمنی در این دسته از افراد می­باشد. در کل، نتایج پژوهش حاضر با نتایج سایر پژوهش­ها همسو می­باشد و از اصول کلی حاکم بر سوگیری حافظه و اضطراب صفت حمایت می­کند. </description>
						<author>جعفر حسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر بخشی روش‌های ایمن سازی در برابر استرس در مقابل آموزش مهارت‌های اجتماعی بر بهزیستی روانشناختی فرزندان دختران جانبازان مبتلا به استرس پس از سانحه</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=84&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روش های ایمن سازی در برابر استرس در مقابل آموزش مهارت های اجتماعی بر بهزیستی روانشناختی فرزندان دختر جانبازان مبتلا به استرس پس از سانحه انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان دختر 18-14 ساله شهر اصفهان بود. 45 نفر نوجوان دختر از میان جامعه فرزندان دختر جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شهر اصفهان به شیوه ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب و با روش تصادفی به گروه های آزمایشی ایمن سازی در برابر استرس و آموزش گروهی مهارت های اجتماعی و کنترل گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). روش پژوهش آزمایشی بود. مداخلات آموزشی روان شناختی بر روی گروه های آزمایش انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه بهزیستی روانشناختی برومند، مولوی و پرسشنامه روانشناختی ریف و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی محقق ساخته بود. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیری (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله با روش ایمن سازی در مقابل استرس و آموزش گروهی روابط بین فردی و مهارت های اجتماعی درمقایسه با گروه کنترل مؤثر می باشد. روش ایمن سازی در مقابل استرس نسبت به آموزش روابط بین فردی و مهارت های اجتماعی کارآمد تر بود.</description>
						<author>مریم اسماعیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی درمانگری شناختی رفتاری گروهی بر شدت درد و سلامت روانی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=85&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی درمانگری شناختی رفتاری گروهی بر شدت درد و سلامت روانی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن انجام شده است. روش این پژوهش از نوع مطالعه­های نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل است. به طوری که از میان کلیه زنان مبتلا به کمردرد مزمن مراجعه­کننده به بیمارستان امام خمینی و یک مطب خصوصی در شهر تهران در سال 1389، تعداد 30 آزمودنی زن با میانگین سنی 33 سال و 7 ماه (دامنه سنی 45- 20) که دارای نمرات بالای 45 بودند به طور تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مساوی 15 نفره جایگزین شدند. آزمودنی های هر گروه به کلیه گویه­های پرسشنامه­ سلامت عمومی و مقیاس ناتوانی کمردرد کبک در دو وهله قبل از مداخله و پس از مداخله پاسخ دادند. پس از اجرای 12 جلسه مداخله شناختی رفتاری گروهی، نتایج حاکی از کاهش معنادار شدت کمردرد و همچنین افزایش سلامت روانی آزمودنیها بود. با توجه به یافته­های فوق می­توان گفت درمانگری شناختی رفتاری گروهی با تأثیر روی مکانیزمهای درگیر در نوروماتریس درد ملزاک و به واسطه تغییر سازه­های روان­شناختی میانجی درد به بهبود مؤلفه­های زیستی- روانی منجر می­شود. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که آموزش درمانگری شناختی رفتاری گروهی می­تواند به عنوان مداخله سودمندی در جهت تعدیل شدت درد و بهبود سلامت روانی مؤثر باشد.</description>
						<author>مسعود جان بزرگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و کمرویی در نوجوانان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=86&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف این مطالعه، بررسی رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده (جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی) و کمرویی نوجوانان بود.گروه نمونه مورد مطالعه شامل 367 دانش آموز (232 دختر و 135 پسر) پایه های اول و دوم دبیرستان های منطقه یک شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002) و پرسشنامه کمرویی چیک و باس (1981) را تکمیل کردند. به منظور پیش بینی کمرویی توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده از تحلیل رگرسیون استفاده شد. سپس بر اساس نمرات بالا و پایین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده، چهار نوع خانواده استخراج گردید و با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه میزان کمرویی نوجوانان در انواع خانواده مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که جهت گیری گفت و شنود خانواده رابطه منفی و معنی داری با کمرویی داشته و آن را به طور منفی پیش بینی می کند و  جهت گیری همنوایی خانواده رابطه مثبت و معنی داری با کمرویی نوجوانان داشته و پیش بینی کننده مثبت آن می باشد. نتایج تحلیل واریانس بیانگر تفاوت معنی دار بین گروه ها بود و نشان داد که فرزندان خانواده های توافق کننده و کثرت گرا نسبت به خانواده های محافظت کننده و بی قید، کمرویی کمتری دارند. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که خانواده هایی با جهت گیری گفت و شنود که ارتباطات آزاد، راحت و  فراوان را لازمه زندگی خانوادگی لذت بخش می دانند، در مقایسه با خانواده هایی با جهت گیری همنوایی، فرزندانی تربیت می کنند که کمتر کمرو و خجالتی هستند.</description>
						<author>مهرزاد فراهتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر لمس درمانی و آرمیدگی عضلانی بر اضطراب موقعیتی و اضطراب خصیصه ای</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=87&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از پ&amp;zwjژوهش حاضر  بررسی تأثیر لمس درمانی و آرمیدگی عضلانی بر اضطراب موقعیتی و اضطراب خصیصه ای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه ی دانشجویان این دانشگاه در سال تحصیلی 88-87  بودند. جهت انتخاب نمونه مورد مطالعه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. حجم نمونه شامل 40 نفر(10 نفر گروه لمس درمانی، 10نفر گروه آرامش درمانی، 10 نفر گروه کنترل دارای اضطراب و 10 نفر گروه کنترل عادی) بود. این افراد پس از تشخیص بر اساس نمرات مقیاس اضطراب موقعیتی و خصیصه ای اسپیلبرگر، در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به منظور بررسی و تحلیل فرضیه های پژوهش، از آزمون تحلیل واریانس  نمرات اختلافی استفاده شد. نتایج نشان داده  بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای اضطراب خصیصه ای و اضطراب موقعیتی تفاوت معناداری وجود داشته است. بنابراین از آنجا که روش آرمیدگی عضلانی در کنترل و کاهش اضطراب موقعیتی و اضطراب خصیصه ای  و نشانه های جسمانی ناشی از آن مؤثر بوده است، از این روش درمانی می توان در  کاهش اضطراب بهره برد.</description>
						<author>فرهاد جوکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل یابی معادلات ساختاری در تبیین رابطه بین صفات شخصیت، حل مسئله اجتماعی و بهزیستی ذهنی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=88&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;font-family: 'B Nazanin' font-size: 12pt mso-ascii-font-family: 'Times New Roman' mso-fareast-font-family: 'Times New Roman' mso-hansi-font-family: 'Times New Roman' mso-ansi-language: EN-US mso-fareast-language: EN-US mso-bidi-language: AR-SA&quot; lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف پژوهش حاضر پیش­بینی بهزیستی­ذهنی با استفاده از متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی، حل مسئله ساختاری و حل مسئله غیر انطباقی است. از این رو 528 نفر از دانشجویان دانشگاه­های آزاد اسلامی استان تهران بعد از انتخاب به روش نمونه­گیری چند مرحله­ای، پرسشنامه های حل مسئله اجتماعی و پنج عامل بزرگ شخصیت و مقیاس های بهزیستی ذهنی را تکمیل کردند. تحلیل داده­ها با استفاده از مدل­یابی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی، حل مسئله ساختاری و حل مسئله غیر انطباقی در کل 47 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می­کند. از سوی دیگر نتایج نشان داد برون­گرایی به صورت مثبت و روان­رنجورخویی و حل مسئله غیر انطباقی به صورت منفی، بهزیستی ذهنی را پیش­بینی می کند، روان­رنجورخویی متغیر حل مسئله غیر انطباقی را به صورت مثبت و حل مسئله ساختاری را به صورت منفی پیش­بینی می­کند. برون­گرایی علیرغم پیش­بینی حل مسئله غیر انطباقی به صورت منفی، حل مسئله منطقی را به صورت معنادار پیش بینی نمی­کند. بعلاوه رابطه بین حل مسئله ساختاری و بهزیستی ذهنی نیز معنادار نبود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی و حل مسئله غیر انطباقی نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در تبیین بهزیستی ذهنی دارند.&lt;/span&gt;</description>
						<author>صادق تقی لو</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
