<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> یافته  های نوین در علوم زیستی </title>
<link>http://nbr.khu.ac.ir</link>
<description>یافته های نوین در علوم زیستی - مقالات نشریه - سال 1395 جلد3 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1395/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر میان کنش بین مورفین و سیستم آلفا- نورآدرنرژیک در هستۀ قاعده‌ای-جانبی آمیگدال بر اضطراب و حافظه</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2569&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div&gt;هسته قاعده ای-جانبی آمیگدال(BLA)، یک جایگاه مهم مغزی در تنظیم اضطراب است. هدف این پژوهش، بررسی میانکنش بین مورفین و داروهای نورآدرنرژیک بر رفتارهای اضطرابی و حافظه بود. رت های نر به صورت&amp;nbsp; گروه  های 6 تایی ابتدا بیهوش شده و در دستگاه استرئوتاکسیک قرار داده شدند و هسته قاعده ای &amp;ndash; جانبی آمیگدال بصورت دوطرفه مورد کانول گذاری قرار گرفتند. سپس در دستگاه تست elevated plus maze قرار داده شدند. پارامترهایی میزان حضور در بازوهای باز، تعداد ورود به بازوهای باز و میزان فعالیت حرکتی حیوان مورد سنجش آماری قرار گرفت. بکارگیری درون صفاقی مورفین (mg/kg 6)، درصد حضور در بازوهای باز را افزایش داد. تزریق درون BLA کلونیدین، ( &amp;mu;g/rat4)، اضطراب را افزایش داد. درحالیکه تزریق توامان درون BLA&amp;nbsp; ( &amp;mu;g/rat4)، و دوز غیر موثر مورفین ( mg/kg4) افزایش معنا داری را در OAT% در تست اضطراب یک پاسخ اضطراب  زدا را نشان داد. تزریق درون BLA یوهیمبین ( &amp;mu;g/rat2)، موجب افزایش رفتارهای اضطرابی شد. درحالیکه تزریق توامان درون BLA کلونیدین ( &amp;mu;g/rat4) همراه با دوز موثر مورفین ( mg/kg6) نشان دهنده یک افزایش معنا دار در OAT%است. بکارگیری توامان دوزهای غیرموثر مورفین ( mg/kg4) و یوهیمبین ( &amp;mu;g/rat5/.) به همراه دوز موثر&amp;nbsp; کلونیدین ( &amp;mu;g/rat4) نشان داد که یوهیمبین توانست اثرات اضطراب زدایی مورفین و کلونیدین را برگرداند. سیستم های اپیوئیدرژیک ونورآدرنرژیک، هردو سبب بروز تاثیرات مشابه بر اضطراب و تثبیت حافظه شدند. اما این دو سیستم بصورت موازی عمل کرده و اثرات سینرژیستیک دارند.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>فرهاد ولی زادگان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه همبستگی پلی‌مورفیسم rs11614913 ژن miRNA-196a2 با خطر ابتلا به سرطان سلول‌های غیرکوچک ریه در جمعیت جنوب ایران</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2570&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;سرطان ریه شایع  ترین عامل مرگ  و میر ناشی از سرطان در سطح جهان است و محاسبه شده حدود 1.4 میلیون مرگ در هر سال با این سرطان مرتبط است. سرطان ریه پنجمین سرطان شایع در ایران، با نرخ شیوع 2/9-7/4 در هر 100 هزار نفر است. با وجود شیوع کم، بقا آن نیز محدود است. کشف نشانگرهای بیولوژیکی و کاربرد آنها در رابطه با تشخیص سرطان می تواند منجر به تشخیص زودهنگام و در نتیجه افزایش میزان بقا بیماران شود. در این مطالعه، امکان استفاده از چندشکلی تک نوکلئوتیدی (single nucleotide polymorphism, SNP) rs11614913 درmiRNA-196a2 به عنوان بیومارکر زیستی در تشخیص زودهنگام سرطان ریه سلول  های غیرکوچک (non-small cell lung cancer, NSCLC) تحت بررسی قرار گرفت. در این مطالعه 95 فرد مبتلا به NSCLC و 100 فرد سالم (شاهد) در جمعیت جنوب ایران بررسی شدند. پلی مورفیسم rs11614913 &amp;nbsp;بواسطه تکنیک RFLP- PCR تعیین شد. ابتدا ژنوم با یک جفت پرایمر اختصاصی تکثیر و سپس با آنزیم TaaI هضم شدند. در صورت حضور باز T در جایگاه پلی مورفیسم، دو باند به اندازه  های bp187 و bp196 و در حصورت حضور باز C تنها یک باند bp383 مشاهده شد. با بررسی الگوی الکتروفورزی هضم آنزیمی، فراوانی الل C در جایگاه پلی مورف rs11614913 &amp;nbsp;SNP در ژن miR-196a2 را در گروه بیماران 695/0 و در گروه کنترل برابر با 76/0 برآورد شد. بنابراین فراوانی ژنوتیپی&amp;nbsp; TC,TT وCC &amp;nbsp;در گروه بیمار به ترتیب 074/0 ، 463/0 و 463/0 و در گروه کنترل به ترتیب 06/0 ، 36/0 و 58/0 بود. تجزیه و تحلیل آماری وجود تعادل هاردی-واینبرگ را در دو الل این ژن در جمعیت تحت مطالعه تأیید می نماید (&amp;chi;2=0.02 و p&gt;0.05).&amp;nbsp;براساس نتایج این مطالعه، ارتباط معنی داری بین rs11614913 &amp;nbsp;SNP و استعداد ابتلا به NSCLC در کل جمعیت وجود ندارد لکن بررسی جمعیت تحت مطالعه برحسب جنسیت، نشان داد افراد مذکر با ژنوتیپ CC در مقایسه با CT+TT، دارای استعداد بیشتری برای ابتلا به سرطان NSCLC هستند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد طهماسب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عصاره بیضه گوسفند در رشد فولیکول‌های مو و ترمیم زخم پوست موش صحرایی نر نژاد ویستار</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2571&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;از آنجا که اندروژن ها در رشد فولیکول مو و ترمیم زخم اهمیت دارند، لذا در این تحقیق اثر عصاره بیضه گوسفند بر رشد فولیکول مو و ترمیم زخم پوست موش صحرایی نر&amp;nbsp; نژاد Wistar &amp;nbsp;بررسی شد. در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی موش  ها به 7 گروه شاهد )کنترل منفی)، شاهد آزمایشگاهی )تیمار با سرم فیزیولوژیک)، گروه تجربی1 (تیمار با عصاره بیضه گوسفند100% )، گروه تجربی2 &amp;nbsp;(عصاره 75% )، گروه تجربی3 (عصاره 50%)، شاهد مثبت1 (تیمار با عسل) جهت بررسی روند ترمیم زخم پوست و شاهد مثبت2 (تیمار با ماینوکسیدیل) جهت بررسی ظهور فولیکول مو تقسیم شدند. سپس موش  ها کشته، از زخم نمونه  برداری، در فرمالین10% تثبیت و طی مراحل آماده سازی در قالب پارافینی قرار داده  شد. سپس توسط میکروتوم برش های سریالی با ضخامت 6 میکرون تهیه شد و رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین انجام گرفت. پارامترهای ضخامت اپیدرم، تعداد فیبروبلاست  ها، سلول  های بازال، التهابی، جوانه  های عروقی و فولیکول مو&amp;nbsp; بررسی و داده  های آماری توسط آزمون ANOVA و آزمون توکی در سطح 05/0&gt;p تحلیل شدند. نتایج نشان داد در گروه تجربی 1 و 2، تشکیل مجدد اپی تلیوم، رگ  زایی، تعداد سلول های بازال، فیبروبلاست ها و &amp;nbsp;فولیکول ها افزایش معنی دار نسبت به گروه شاهد نشان داد (05/0&gt; p). نتایج این پژوهش بیان گر آن است که عصاره بیضه گوسفند باعث بهبود و تسریع در روند ترمیم زخم پوستی و رشد فولیکول مو در موش صحرایی می شود و می تواند به عنوان منبع غنی از اندروژن ها و فاکتورهای رشد کاندید مناسب در مطالعات ترمیمی بالینی پیشنهاد شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>جواد بهارآرا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شجره شناسی ماهی قزل‌آلای خال‌قرمز (Salmo trutta L. 1758) رودخانه جاجرود با استفاده از توالی ناحیه D-Loop</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2572&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;در این بررسی روابط شجره  شناسی ماهی قزل آلای خال قرمز Salmo trutta L.1758 در رودخانه جاجرود حوضه دریاچه نمک با استفاده از توالی کامل ناحیه D-Loop ژنوم میتوکندریایی 5 قطعه ماهی در مقایسه با دیگر جمعیت  های این گونه در ایران بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که جمعیت ماهی قزل آلای خال قرمز رودخانه جاجرود نیز مثل دیگر جمعیت ه ای ایرانی این ماهی متعلق به گروه شجره شناسی دانوب است. هاپلوتایپ مشاهده شده در جمعیت رودخانه جاجرود مشابه هاپلوتایپ گزارش شده در جمعیت رودخانه کرج است. با توجه به نتایج به دست آمده ماهی قزل آلای خال قرمز حوضه نمک به جمعیت های حوضه خزر نسبت داده شد و نسبت آن با گونه Salmo macrostigma مورد تأیید قرار نگرفت. با توجه به مشاهده نشدن هاپلوتایپ جمعیت  های کرج و جاجرود در حوضه خزر و روابط آن با دیگر هاپلوتایپ  های ایرانی و دانوبی شاید بتوان این هاپلوتایپ را از هاپلوتایپ های قدیمی دانست که ممکن است در حوضه خزر هم وجود داشته باشند. با توجه به بحث های موجود در رابطه با زیست شناسی، ویژگی  های جغرافیایی و همچنین با توجه به نوع هاپلوتایپ ماهی قزل آلای خال  قرمز حوضه نمک می توان عنوان نمود که این جمعیت  ها احتمالاً بومی حوضه نمک بوده و توسط انسان به حوضه یادشده معرفی نشده  اند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ایرج هاشم زاده سقرلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مخمر غنی شده با نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بر پارامترهای رشد، فعالیت آنزیم های گوارشی و متابولیسم چربی در دو گونه آرتمیا</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2573&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;امروزه نانوذرات فلزی دارای کاربرد وسیعی در صنایع مختلف هستند. در بین نانوذرات مورد استفاده، دی اکسیدتیتانیوم با توجه به استفاده وسیع آن، نگرانی هایی را از نظر اکوتوکسیکولوژی و اکوفیزیولوژی بعد از ورود به منابع آبی ایجاد کرده است. در این آزمایش تأثیر استفاده از مخمر غنی شده با نانوذرات دی اکسیدتیتانیوم بر رشد، زنده مانی، فعالیت آنزیم های گوارشی و متابولیسم چربی در دو گونه آرتمیا ارومیانا و آرتمیا فرانسیسکانا بررسی شد. نتایج نشان داد که استفاده از مخمر غنی  شده با این نانوذره تأثیر معنی دار بر رشد دو گونه آرتمیا ندارد ولی به طور معناداری میزان زنده مانی آرتمیا فرانسیسکانا را افزایش می دهد و تأثیر معنی دار بر زنده  مانی آرتمیا ارومیانا ندارد. فعالیت آنزیم های گوارشی تحت تأثیر نانوذرات دی اکسیدتیتانیوم قرار گرفت و نتایج نشان داد که استفاده از این نانوذره، فعالیت آنزیم های گوارشی را در آرتمیا ارومیانا به طور معناداری کاهش می دهد و بر عکس افزایش فعالیت آنزیم های گوارشی در آرتمیا فرانسیسکانا مشاهده شد. میزان درصد چربی بدن تحت تأثیر مخمر غنی  شده با دی اکسیدتیتانیوم در آرتمیا ارومیانا کاهش یافت ولی اختلاف معنی  دار در آرتمیا فرانسیسکانا مشاهده نشد. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از نانوذرات دی اکسیدتیتانیوم می تواند علاوه بر بحث سمیت در اکوسیستم  های آبی، از نظر اکوفیزیولوژی نیز برای جانداران آبزی مهم باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ابراهیم نجد گرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه ای اثرات رزمارینیک اسید و کارنوزیک اسید بر بقای سلولی، متابولیسم سرآمید و  واکنش های آنزیم های آنتی اکسیدانت در سلول های سرطانی رده  Hep-G2</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2574&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارنوزیک  اسید و روزماریک  اسید جزء خانواده پلی  فنول  ها هستند که در گیاه روزماری یافت می  شوند و دارای رفتارهای بیولوژیکی ویژه  ای چون خاصیت ضدسرطانی، ضدویروسی و آنتی  اکسیدانتی هستند. این مطالعه به بررسی مقایسه  ای اثرات این دو ترکیب با تکیه بر متابولیسم سرآمید بر سلول  های رده Hep- G2 پرداخته است. در این مطالعه تجربی سلول  های Hep &amp;ndash;G2 در محیط DMEM حاوی سرم جنین گاو و آنتی بیوتیک کشت شدند. سپس سلول  ها با رقت دوگانه از دو ماده کاررنوزیک  اسید و رزماریک  اسید از غلظت 0 تا 70 میکرومولار&amp;nbsp; به مدت 24 ساعت کشت داده شدند و زیست  (viability) سلول  ها به روش MTT تعیین شد. جهت سنجش فعالیت آنزیم کاسپاز 3 از دستگاه اسپکترفتومتر استفاده شد. برای&amp;nbsp; اندازه  گیری سطح سرآمید، آنزیم اسیدسرآمیداز نوترکیب و ماده نفتالین 2و3 دی آلدئید که خاصیت فلورسانسی دارد و به اسفنگوزین حاصل از اسید سرآمیداز متصل می گردد؛ به عصاره سلولی اضافه شد و درنهایت &amp;nbsp;به روش HPLC&amp;nbsp; تعیین مقدار شد. در این مطالعه همچنین فعالیت آنزیم  های اسفنگومیلیناز، اسید سرآمیداز و گلوکوزیل سرآمید سنتاز سنجش شد. کارنوزیک اسید سبب افزایش حیات سلولی در سلول  های Hep -G2 به گونه وابسته به دوز با کاهش سطح سرآمید و کاهش فعالیت آنزیم  های&amp;nbsp; کاسپاز 3، اسفنگومیلیناز، گلوکوزیل سرآمید سنتاز و افزایش فعالیت آنزیم اسیدسرآمیداز&amp;nbsp; شد. روزماریک اسید از غلظت 50 میکرو مولار به بعد سبب کاهش بقاء سلولی با افزایش در سطح سرآمید و افزایش فعالیت آنزیم اسفنگومیلیناز و کاهش فعالیت آنزیم  های&amp;nbsp; اسیدسرآمید از و گلو کوزیل سرآمید سنتاز شد. همچنین این ماده از غلظت 40 میکرومولار به بعد سبب افزایش فعالیت آنزیم کاسپاز 3 شده است. هرچند در اغلب موارد پلی فنول  ها باعث القاء آپوپتوز و کاهش درصد بقاء سلولی شده  اند اما در بعضی مواقع اثر معکوس داشته و سبب رشد سلولی شده  اند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>نرگس نجارپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر متقابل شوری و اسید آسکوربیک بر برخی از ویژگی های بیوشیمیایی مرزه خوزستانی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2575&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به منظور مطالعه اثرات برهم  کنش شوری و اسیدآسکوربیک بر مقدار رنگیزه  های فتوسنتزی، قند محلول، پرولین و پروتئین گیاه مرزه  خوزستانی (Satureja khuzestanica)، آزمایشی به  صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار سطح شوری با غلظت  های صفر، 40، 80 و 120 گرم در 100 کیلوگرم خاک NaCl و دو سطح اسیدآسکوربیک با غلظت  های صفر (شاهد) و 2 میلی  مولار، با 6 تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که مقدار رنگیزه  های فتوسنتزی با افزایش شوری از صفر به 40 گرم در 100 کیلوگرم خاک در تیمارهای فاقد اسید آسکوربیک، کاهش و سپس در غلظت 80 گرم در 100 کیلوگرم خاک افزایش و در غلظت 120 گرم در 100 کیلوگرم خاک مجدداً کاهش یافت، اما میزان قند محلول، پرولین و پروتئین با افزایش شوری از صفر به 40 گرم در 100 کیلوگرم خاک افزایش و سپس در غلظت 80 گرم در 100 کیلوگرم خاک کاهش و در غلظت 120 گرم در 100 کیلوگرم خاک مجدداً افزایش یافت. در حالی که در تیمارهای دارای اسیدآسکوربیک، میزان رنگیزه  های فتوسنتزی با افزایش شوری ازصفر به 40 گرم در 100 کیلوگرم خاک افزایش و سپس در غلظت 80 گرم در 100 کیلوگرم خاک کاهش و در غلظت 120 گرم در 100 کیلوگرم خاک افزایش یافت و میزان قند محلول، پرولین و پروتئین، با افزایش شوری از صفر به 40 گرم در 100 کیلوگرم خاک کاهش و سپس در غلظت 80 گرم در 100 کیلوگرم خاک، افزایش و در غلظت 120 گرم در 100 کیلوگرم خاک کاهش یافت.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حمزه امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>وضعیت کنونی فلورایران: راسته ها و تیره های نهان دانه ایران مطابق با APG IV </title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/nbr/browse.php?a_id=2576&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از آنجایی که سیستم رده   بندی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;APG&lt;/span&gt; که مبتنی بر مطالعات جامع تبارشناختی است با اقبال خوبی مواجه شده  است، تطبیق رده  بندی تیره  ها و سرده  های فلور ایران با این سیستم ضروری به نظر می  رسد. تغییرات متعددی در محدودۀ تیره  ها و راسته  ها در این سیستم در مقایسه با سایر سیستم  ها ایجاد شده  است ولی در اینجا تلاش شده  است تا منحصراً بر تغییراتی تاکید  شود که در مورد گیاهان موجود در فلور ایران است به خصوص در مقایسه با مجموعۀ فلورا ایرانیکا و مجموعۀ فلور ایران. در این مقاله در مجموع 132 تیره برای ایران ذکرشده  است که 22 تیره در مجموعۀ فلورا ایرانیکا دیده  نمی  شود. 21 تیره نیز از تیره  های ذکرشده در فلورا ایرانیکا برای ایران بر اساس رده  بندی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;APG IV&lt;/span&gt; در تیره های دیگر ادغام شده  اند. براین  اساس فلور نهان دانگان ایران دارای حدود 8012 گونه از حدود 1234 سرده (جنس) است که در 132 تیره (خانواده) از 39 راسته جای می  گیرند. با احتساب بازدانگان (17 گونه)، سرخس  ها (60 گونه) و خزه  ها (534 گونه) تعداد گونه  های گیاهی ایران به حدود 8628 گونه می  رسد. تیره  های بزرگ ایران از نظر تعداد گونه به ترتیب تیرۀ باقلائیان (1401 گونه) و تیرۀ کاسنیان (1234 گونه) و از نظر تعداد سرده تیرۀ کاسنیان، تیرۀ گندمیان، تیرۀ کرفسیان و تیرۀ باقلائیان هستند. از نظر تعداد تیره، بزرگ  ترین راستۀ ایران راستۀ میخک  سانان است. بزرگ  ترین سرده  های ایران نیز سردۀ گون (&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Astragalus&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;) با حدود 830 گونه و هزارخار (&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Cousinia&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;) با حدود 280 گونه است. در دو نسخه اخیر &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;APG&lt;/span&gt; ترتیب خطی از تیره  ها نیز برای استفاده مسئولین هرباریوم  ها ارائه شده  است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عطیه نژادفلاطوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
