جستجو در مقالات منتشر شده


۹ نتیجه برای تمرین تناوبی شدید

دکتر فاطمه کاظمی نسب، خانم مطهره محبی نژاد، دکتر کریم آزالی علمداری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

سابقه و هدف: تجمع چربی اضافی در بدن با بیماری‌های قلبی عروقی، دیابت و پرفشار خونی مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین اندازه اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر عوامل مرتبط بر عوامل کاردیومتابولیک در بزرگسالان دارای اضافه‌وزن و چاق بود.
روش پژوهش: جستجو برای مقالات انگلیسی در پایگاه­های اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پابمد بدون محدود کردن سال انتشار تا فوریه سال ۲۰۲۳ انجام شد. محاسبه اندازه اثر(WMD) با فاصله اطمینان ۹۵ % با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. همبستگی بین متغیرها با استفاده از فرارگرسیون مدل اثرات ثابت بررسی شد.
یافته­ها: ۱۳ مطالعه در بردارنده ۴۶۶ آزمودنی بزرگسال دارای اضافه‌وزن و چاق (۱۴۹ زن  و ۳۱۷ مرد) با دامنه سنی ۷/۲۴-۵۷ سال وارد فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که HIIT نسبت به شرایط کنترل، سبب کاهش قابل ملاحظه‌ی قند خون ناشتا ]۰۰۲/۰P=،mg/dL ۶۵/۸-=[WMD، انسولین ناشتا ]۰۰۵/۰P=،U/L ۸۸/۱-= [WMD و کاهش مختصر در فشارخون دیاستولی ]۰۳/۰P=،mmHg ۳۳/۳-= [WMDمی‌شود. در بررسی‌های فرارگرسیونی، در بین مقدار اندازه اثر تمرینات HIIT بر فشارخون دیاستولی به ترتیب با مقدار اندازه اثر بر انسولین ناشتا (۰۱۹/۰=P، ۳۲/۰- = r) و سن آزمودنی‌ها (۰۳۷/۰=P، ۲۹/۰- = r) همبستگی‌های ضعیفی مشاهده شد.
نتیجه­گیری: تمرین تناوبی شدید سبب کاهش معنادار گلوکز، انسولین ناشتا و فشارخون دیاستولی در بزرگسالان دارای اضافه‌وزن و چاق می­شود. کاهش فشار دیاستولی در سنین بالاتر بیشتر است و همچنین این تغییرات با مقدار انسولین خون مرتبط می‌باشد. بنابراین تمرینات HIIT به عنوان راهکار غیردارویی موثر برای پیشگیری از بروز عوامل خطر قلبی متابولیکی آینده در این جمعیت پیشنهاد می­شود.
 
آقای هادی حبیبی، دکتر علی اصغر رواسی، دکتر ندا خالدی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

تاثیر فعالیت بدنی مادر بر سلامت فرزندان و تغیر فنوتیپ فرزندان در اثر ورزش یکی از موضوعات نوین فیزیولوژی ورزشی در سال های اخیر بوده که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. بنابراین، هدف از این پژوهش تعیین تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید مادری بر بیان ژن های PGC۱α و SIRT۱ عضله اسکلتی نسل اول موش های صحرائی بود. ۲۴ سر رت نژاد ویستار ۸ هفته ای پس از آشنایی با محیط در سه گروه کنترل مادری، گروه مادری تمرین پیش از بارداری و گروه مادری تمرین پیش و در حین بارداری تقسیم شدند. تمرین پیش از بارداری مدت ۶ هفته و تمرین در حین بارداری ۳ هفته طول کشید. تمرین شامل دویدن روی تردمیل بود. تمرین شامل ۵ روز و هر روز ۱ دقیقه با شدت ۸۵ الی ۱۰۰ درصد vo۲peak و شیب ۱۰ درجه و دو دقیقه استراحت بین وهله ها با ۶۵ درصد vo۲ peak و شیب صفر بود و گروه کنترل در این مدت بی تحرک بودند. تعداد وهله ها از ۱۰وهله شروع شد و بر اساس اصل اضافه بار افزایش داشت. پس از پایان دوره تمرین و به دنیا آمدن فرزندان، فرزندان نر بر اساس گروه مادران خود تقسیم بندی شدند و میزان بیان ژن های PGC۱ و SIRT۱ در عضله آن ها در ده هفتگی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از ANOVA و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
نتایج نشان داد که بعد از دوره ی ۶ هفته ای تمرین HIIT، گروه تمرین پیش از بارداری و گروه تمرین پیش و حین بارداری در سرعت و مسافت در تست عملکردی با گروه کنترل اختلاف معنی دار داشتند (۰۵/۰ ˂P). همچنین بعد از تولد توله ها  بین گروه ها در بیان ژن PGC۱α و SIRT۱ تفاوت معنی داری وجود داشت. که این تفاوت بین دو گروه تمرین پیش از بارداری و تمرین پیش از بارداری و حین بارداری با گروه کنترل معنی دار بود (۰۵/۰ ˂P). به نظر می رسد ورزش مادری در پیش از بارداری و در دوران بارداری باعث تغییر ژنوتیپ میتوکندریایی فرزندان می شود که تاثیر آن در پیش و هنگام بارداری نسبت به پیش از بارداری به تنهایی بر بیان ژن های میتوکندریایی مثل PGC۱α و SIRT۱ بیشتر است.

اقای حمید رضا برزگر پور، دکتر فریبرز هوانلو، دکتر حمید رجبی، اقای ناصر عسگرزاده،
دوره ۱۴، شماره ۱۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده

هدف تحقیق حاضر مقایسۀ تأثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید در وضعیت هایپوکسی و نورموکسی بر عملکرد بی­هوازی افراد ورزشکار بود. آزمودنی­های این تحقیق ۱۶ نفر دانشجوی داوطلب مرد بودند. آزمودنی­ها به دو گروه هشت­نفرۀ تمرین در وضعیت هایپوکسی (ارتفاع ۳۳۰۰) و نورموکسی تقسیم شدند. عملکرد بی‌هوازی (اوج توان،میانگین توان) ازطریق اجرای آزمون وینگیت و غلظت لاکتات قبل و بعد از آزمون وینگیت اندازه‌گیری شد. ۲۴ ساعت بعد، Wmax در وضعیت هایپوکسی مشخص و ۴۸ ساعت بعد میزان Wmax در وضعیت نورموکسی تعیین شد. برنامۀ تمرین هر دو گروه ازنظر شدت (یک دقیقه با شدت۸۰درصد-۸۵درصدWmax و دو دقیقه با شدت ۵۰درصد Wmax) و مدت تمرین (۳۰ دقیقه) یکسان­سازی شده بود. برنامۀ تمرینی شامل دوازده جلسۀ پی­در­پی بود. بعد از آن، متغیرهای پیش­آزمون مجدداً اندازه‌گیری شد. پس­از تعیین توزیع طبیعی داده­ها به‌وسیلۀ آزمون کلموگروف- اسمیرنوف، آزمون t وابسته و مستقل با سطح اطمینان ۰,۰۵p نشان داد این دورۀ تمرینی باعث بهبود در عملکرد بی­هوازی در هر دو گروه شد. همچنین غلظت لاکتات در ۵ دقیقه بعد از آزمون وینگیت در هر دو گروه کاهش داشت، اما تفاوتی بین دوازده جلسه تمرین تناوبی در وضعیت هایپوکسی و نورموکسی بر عملکرد بی‌هوازی مشاهده نشد. درنتیجه می­توان بیان کرد دورۀ تمرینی به­کارگرفته­شده در این تحقیق می­تواند باعث بهبود عملکرد بی­هوازی شود، اما مدت و شدت هایپوکسی در این تحقیق به­اندازه­ای نبوده است که بتواند عملکرد بی­هوازی را در گروه هایپوکسی نسبت به نورموکسی بهبود بخشد


عبدالرضا کاظمی، علیرضا حق‌پناه، امیربهادر دخیلی،
دوره ۱۷، شماره ۱۸ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

آتروفی عضلانی از پیامدهای سالمندی است و فعالیت ورزشی ممکن است از آن جلوگیری کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن­های Tweak و Fn۱۴ عضلۀ EDL موش­های پیرنژاد C۵۷bl/۶ است. به این منظور، ۲۸ سر موش C۵۷bl/۶ پیر (۱۴=n) ۲۴ تا ۲۶ ماه و بالغ (۱۴=n) چهار تا شش ماه در دو گروه تمرین (۷=n) و کنترل (۷=n) قرار گرفت. گروه­های تمرین پس از یک­هفته آشناسازی، در برنامۀ چهار هفته‌ای تمرین تناوبی شدید روی تردمیل با شدت ۸۵ درصد سرعت بیشینه در هفتۀ اول تا ۹۵ درصد سرعت بیشینه در هفتۀ آخر، در تناوب­های دو دقیقه­ای (شش وهله در هفتۀ اول تا ده وهله در هفتۀ آخر) یا یک دقیقه استراحت غیرفعال،  مشارکت داده شدند. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، عضلۀ EDL استخراج شد و میزان بیان ژن­های Tweak و Fn۱۴ اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که پیری اثر معنی­داری بر وزن عضلۀ EDL دارد (۰/۰۳۲=P)؛ همچنین، پیری موجب افزایش معنی­دار بیان Tweak و Fn۱۴ شده است (به ترتیب ۰/۰۰۱=P و ۰/۰۰۲=P)؛ تمرین ورزشی بیان این ژن­ها را در عضلۀ EDL هر دو نوع موش­ بالغ و پیر کاهش داد (۰/۰۰۱=P)؛ از سوی دیگر، با اینکه تمرین ورزشی وزن عضله را مقداری افزایش داد اما این مقدار به‌لحاظ آماری در هر دو گروه‌ بالغ (۰/۱۱۷=P) و پیر (۰/۳۲۱=P) معنی­دار نبود؛ بنابراین، افزایش سن با افزایش بیان ژن­های Tweak و Fn۱۴ همراه است که ممکن است به تغییرات تودۀ عضلانی همراه با افزایش سن مربوط باشد و با توجه به کاهش بیان این ژن­ها بر اثر تمرینات شدید، این تمرینات ممکن است در دوران سالمندی به منظور حفظ تودۀ عضلانی مؤثر باشد.

ابراهیم فصیحی رامندی، ندا خالدی،
دوره ۱۸، شماره ۱۹ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده

دیابت یکی از بیماری­‌های شایع متابولیکی است.در بدن بیماران دیابتی، برداشت گلوکز کاهش می‌­یابد و FGF-۲۱  نقش مؤثری در برداشت گلوکز دارد. همچنین، TNF-α یک عامل التهابی است که دیابت افزایش می­یابد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن FGF-۲۱ کبدی و میزان سرمیTNF-α در موش­‌های صحرایی دیابتی بوده است. به همین منظور، ۴۸ موش صحرایی به‌­طور تصادفی به چهار گروه کنترل، دیابت، تمرین تناوبی شدید، و دیابت و تمرین تناوبی شدید تقسیم شدند. القای دیابت به روش تزریق صفاقی محلول استرپتوزوتوسین انجام شد. پروتکل تمرینی شامل ده نوبت یک دقیقه‌­ای دویدن (بین هر نوبت دو دقیقه استراحت) روی نوارگردان با سرعت و شیب پیش‌رونده، طی شش هفته و هر هفته سه جلسۀ تمرینی بود. در نهایت، با استخراج نمونۀ کبدی، بیان ژن FGF-۲۱  با روش Real time PCR و تغییرات سرمی  TNF-αبا روش الایزا اندازه‌­گیری شد. تغییر معناداری در بیان ژنFGF-۲۱  در هیچ گروهی مشاهده نشد، ولی کاهش سرمی عوامل التهابی نظیر پروتئین TNF-α در سطح معنی­‌داری ۰,۰۵p= و حفظ و بهبود زمان رسیدن به واماندگی در اثر تمرین تناوبی شدید مشاهده شد (۰,۰۰). احتمالاً، عوامل التهابی ناشی از دیابت نظیر TNF-α در بیان و میزان کوفاکتورهای الزامی( FGF-۲۱-Klothoاثر مخربی داشته و سبب مقاومت در مقابل ورود  FGF-۲۱به بافت­‌های مختلف بدن از جمله کبد می­‌شود؛ از طرفی، تمرین می‌­تواند التهاب ناشی از دیابت را کاهش دهد.

حمید رجبی، پژمان معتمدی، داود ذبیحی،
دوره ۱۸، شماره ۱۹ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی شدید همراه با محدودیت جریان خون بر عملکرد هوازی و بی‌هوازی مردان جوان فعال است. به‌­این­‌منظور، ۲۴ نفر از دانشجویان رشتۀ تربیت‌بدنی ۲۳-۱۹ ساله دانشگاه خوارزمی (میانگین وزن ۶±۶۷/۸ کیلوگرم، قد ۵/۴±۱۷۳/۹ سانتی‌متر و شاخص توده بدنی ۶/۸۴±۲۲/۷) به سه گروه تمرین تناوبی شدید همراه با محدودیت جریان خون، تمرین تناوبی شدید بدون محدودیت جریان خون، و گروه گواه تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل دو هفته تمرین رکاب­‌زدن هر هفته شش جلسه و هر جلسه ده مرحلۀ یک­‌دقیقه‌­ای، با شدت ۸۵-۸۰ درصد Wmax بود که بین هر مرحله، دو دقیقه ریکاوری فعال با شدت ۵۰ درصد Wmax صورت گرفت (مجموع زمان تمرین اصلی در هر جلسه ۳۰ دقیقه بود). پیش و پس از دورۀ تمرین، پروتکل آزمون­ آستراند برای بررسی عملکرد هوازی و آزمون وینگیت برای بررسی عملکرد بی‌­هوازی اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی وابسته، آزمون تحلیل واریانس یک‌­سویه و آزمون تعقیبی ال.اس.دی استفاده شد. نتایج نشان­‌دهندۀ تفاوت معنی­‌دار در عملکرد هوازی گروه­‌های تمرینی نسبت به گروه گواه (۰/۰۰۰=p vo۲max، ۰/۰۰۰=p wmax، ۰/۰۰۱=p زمان رسیدن به خستگی) بود. دیگر یافتۀ پژوهش، گویای افزایش معنادار مؤلفه‌های عملکرد هوازی در گروه تمرین همراه با محدودیت جریان خون نسبت به گروه تمرین بدون محدودیت جریان خون بود، اما، تفاوت معناداری در عملکرد بی‌­هوازی بین هیچ‌­یک از گروه‌­ها (۰/۰۶۴=p اوج توان بی­‌هوازی، ۰/۰۵۸=p میانگین توان بی‌­هوازی، ۸۲۶/.=p حداقل توان بی­‌هوازی) مشاهده نشد. به­‌طور­کلی، نتایج نشان داد اعمال محدودیت جزئی بر جریان خون حین تمرین تناوبی رکاب‌­زدن، بر سازگاری هوازی در یک دورۀ کوتاه اثر معنی‌­داری دارد، اما بر عملکرد بی­‌هوازی بی­‌تأثیر است.

رضا سبزواری راد، حکمت احسان بخش، ابراهیم فصیحی رامندی،
دوره ۱۹، شماره ۲۲ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

آدیپونکتین نقش مهمی در بسیاری از بیماریهای متابولیکی وقلبی دارد همچنین تنظیم آنزیم‌های کبدی برای سلامت ارگان‌های بدن ضروری است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید بر مقادیر آدیپونکتین و غلظت سرمی آنزیم‌های کبدی در پسران چاق و دارای اضافه وزن بود. بدین منظور۲۲ پسر ۱۲ تا ۱۴ ساله چاق و دارای اضافه وزن (میانگین وزن ۹۷/۸ ± ۴۰/۷۴ کیلوگرم و قد ۹۷/۸ ± ۴۰/۱۵۷ سانتیمتر و  BMI ۹۷/۳ ± ۵۶/۲۸ کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی ۲۱/۴ ± ۶۷/۳۳ )  انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. گروه تجربی هشت هفته تمرین تناوبی شدید رکاب زنی را با شدت معادل ۸۰ درصد  HRreserve به مدت ۳ روز در هفته اجرا نمودند. متغیرهای آدیپونکتین، آسپارتات آمینوترانسفراز(AST)، آلکالین‌فسفاتاز(ALP)، آلانین‌آمینو ترانسفراز(ALT) با استفاده از کیت‌ها و روش‌های آزمایشگاهی هم‌چنین توان هوازی، شاخص توده بدنی و درصد چربی آزمونی‌ها در دو مرحله پیش و پس از پروتکل تمرین نیز سنجیده و برای مقایسه متغیرهای پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس و برای بررسی ارتباط، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. .نتایج در سطح معنی‌داری(۰۵/۰>P) با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شد. اجرای هشت هفته تمرین تناوبی شدید با استفاده از دوچرخه منجر به کاهش غیرمعنادار مقادیر آدیپونکتین(۰۵/۰<P) و آنزیم های AST (۰۵/۰<P) و ALP(۰۵/۰<P) شد. همچنین این تمرین سبب کاهش معنادار آنزیم ALT (۰۵/۰>P)و درصد چربی(۰۵/۰>P) و افزایش  توان هوازی(۰۵/۰>P) شد. تمرین  تناوبی شدید سبب تقویت توان هوازی و  کاهش درصد چربی وکاهش آنزیم کبدی ALT در پسران چاق می گردد. البته برای روشن شدن قطعی این موضوع تحقیقات بیشتری نیاز است.

فریده اعلاباف یوسفی، رقیه پوزش جدیدی، جبار بشیری، کریم آزالی علمداری، جواد وکیلی،
دوره ۱۹، شماره ۲۲ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

هدف: هدف تحقیق تأثیر ۱۲ هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) به همراه مصرف کورکومین بر مقدار بیان FSTL۱، Smad۷ و کلاژن‌های نوع I، III و IV بطن چپ موش‌های صحرایی نر مدل سکته قلبی بود. روش‌شناسی: پس از القای سکته قلبی، ۴۸ سر موش صحرائی به پنج گروه: مرجع، تمرین، کورکومین، توأم (تمرین+کورکومین) و کنترل تقسیم شدند. پس از کشتار گروه مرجع برای تأیید بروز سکته، کورکومین روزانه ۱۵ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ استفاده شد. جلسات تمرین HIIT پنج روز در هفته، هر جلسه شامل ۶۰ دقیقه متشکل از ۱۰ وهله (هر وهله چهار دقیقه) دویدن با شدت ۹۰-۸۵ درصد از vVO۲ peak با دو دقیقه فاصله استراحت فعال در بین تکرارهای دویدن با شدت ۵۰-۴۵ درصد از vVO۲ peak برگزار شدند. مقدار بیان پروتئین‌های FSTL۱، Smad۷ و همچنین کلاژن‌های I، III و IV بافت بطن چپ توسط وسترن بلات اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها: پس از هر سه مداخله شامل تمرین، کورکومین و توأم، وزن قلب به‌طور معنی‌داری بیشتر (به ترتیب ۰۰۱/۰=P، ۰۱۸/۰=P و ۰۰۱/۰=P) و مقدار بیان کلاژن نوع IV کمتر (۰۰۱/۰=P در هر سه مورد) از گروه کنترل بودند. فقط در گروه توأم مقدار بیان کلاژن نوع III قلب به‌طور معنی‌داری کمتر (۰۳۳/۰=P) و FSTL و Smad۷ (۰۰۱/۰=P) و Smad۷ (۰۰۸/۰=P) بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه‌گیری: کاهش کلاژن نوع IV بدون مرگ‌ومیر در اثر اعمال هر سه مداخله، شاید به ایمن بودن تمرین HIIT و مکمل کورکومین برای کاهش روند فیبروز قلبی متعاقب سکته دلالت کند؛ اما فقط مداخله توأم سبب کاهش بیان پروتئین کلاژن نوع III و افزایش FSTL و Smad۷ در بطن چپ دچار سکته شد که زمینه تجویز توأم کورکومین و HIIT برای کسب نتایج بهتر را فراهم می‌کند؛ اما به دلیل محدودیت‌های تحقیق و کمبود شواهد انسانی، همچنان نیاز به تحقیقات بیشتر باقی است.

علی اصغر رواسی، موسی خلفی، دکتر کریم آزالی علمداری،
دوره ۱۹، شماره ۲۲ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه و هدف. اثر تمرینات ورزشی بر نارسایی‌های متابولیک از طریق دست‌کاری عامل رشد فیبروبلاستی-۲۱ (FGF-۲۱) متناقض است. بنابراین، هدف تحقیق تعیین اثر کمّی تمرینات ورزشی بر FGF-۲۱ سرم بزرگ‌سالان دارای اختلالات متابولیک بود. روش‌شناسی. ابتدا جستجوی پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed و Google Scholar برای استخراج مقالههای فارسی و انگلیسی منتشره شده تا اردیبهشت ۱۴۰۰، انجام شد و اندازه اثر (SMD) با مدل اثرات تصادفی محاسبه شد. یافته¬ها: ۱۴ مطالعه شامل ۱۹ مداخله(شامل تمرین هوازی(۳=n)، تمرین مقاومتی(۳=n)، تمرین تناوبی شدید(۴=n) و تمرین ترکیبی(۴=n)) دربردارنده اطلاعات ۵۰۳ آزمودنی(دارای اضافه‌وزن یا چاقی و یا مبتلا به دیابت دو، سندرم متابولیک و کبد چرب)، واجد شرایط ورود به فراتحلیل شدند. اما به دلیل وجود ناهمگونی، درنهایت اثر کمی ۱۶ مداخله به صورت کاهش FGF۲۱ سرم پس از تمرین[۰۰۱/۰p=، (۲۲/-۰ الی ۶۵/۰CI: -) ۴۴/۰-SMD=] به دست آمد که با سن(۱۰/۰=P) و شاخص توده بدن(۵۰/۰=P) آزمودنی‌ها همبستگی نداشت. بحث و نتیجه‌گیری: تمرینات بدنی بی‌اعتنا به سن یا وضعیت وزنی، ابزار کارآمدی برای کاهش قابل‌ملاحظه  FGF۲۱سرم بیماران متابولیک هستند که انتظار می‌رود به بهبود بیشتر اختلالات متابولیکی منجر شود. با این حال، هنوز هم نیاز به کارآزمایی‌های بالینی بیشتر با در نظر گرفتن نقش مؤلفه‌های تمرینی از جمله شدت و نوع تمرین در این زمینه باقی است.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb