جستجو در مقالات منتشر شده


283 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

آقا علی نعمتی، دکتر محمدتقی امیری خراسانی، دکتر محمدرضا امیرسیف الدینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه و هدف: یکی از راهکارهایی که ورزشکاران برای افزایش موقت نیرو و توان عضلانی می­توانند استفاده کنند، توانمندسازی پس­فعالی (PAP) در طول گرم­ کردن است. به هر حال اثر این پدیده بر کینماتیک حرکات ویژه مشخص نشده است. لذا، هدف از این مطالعه، تاثیر حاد PAP در طول گرم­کردن بر ویژگی­های کینماتیکی اندام تحتانی حین ضربه سر بازیکنان فوتبال می­باشد.
روش­شناسی: نمونه آماری این تحقیق شامل 24 بازیکن نیمه حرفه ­ای فوتبال در رده سنی جوانان با میانگین سن11/1±67/18 سال، قد12/7±32/182 سانتی متر، جرم46/7± 17/74 کیلوگرم بودند که چهار روش مختلف گرم­کردن PAPتیک­آف، PAPفرود،PAPترکیبی و گرم­کردن عمومی، که برگرفته از مراحل ضربه سر فوتبال بود، اجرا کردند. سرعت­های زاویه­ای زانو و ران در طول مرحله تیک­آف و حداکثر فلکشن زانو و مدت زمان مکث روی مفصل زانو در مرحله فرود با دستگاه آنالیز حرکتی سه بعدی  (vicon peak ltd ,oxford ,UK vicon) با چهار دوربین T20 و با فرکانس 1000 هرتز ثبت شد. در نهایت از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بون فرونی در سطح معنی داری P<0.05 استفاده شد.
یافته­ها: افزایش معنی داری در سرعت زاویه­ای زانو و ران بعد از PAPترکیبی و سپس PAPتیک­آف با دیگر برنامه­های گرم­کردن وجود داشت. همچنین، افزایش معنی­ دار در زاویه فلکشن زانو بعد از PAPفرود در مقایسه با دیگر برنامه­های گرم­کردن وجود داشت. بعلاوه، افزایش معنی­داری در مدت زمان مکث بر روی مفصل زانو بعد از گرم­کردن عمومی در مقایسه با دیگر برنامه­های گرم­کردن وجود داشت.
بحث و نتیجه­گیری:­PAPتیک­آف موجب بهبود عملکرد پرش و PAPفرود موجب بهبود عملکرد فرود می­شود. ترکیب این دو روش، PAPترکیبی، نتیجه بهتری را در کل به دنبال خواهد داشت.
علی اکبر فاضل، لاله باقری، نادر رهنما، سمیرا عمادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
 
ابراهیم سلطان آبادی، ملیحه حدادنژاد، مهدی خالقی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

ایمبالانس‌های عضلانی در شانه به‌صورت ضعف در عضلات چرخش‌دهنده خارجی نسبت به چرخش‌دهنده‌های داخلی است که ضعف چرخش دهنده های خارجی از ریسک فاکتورهای آسیب شانه والیبالیست‌ها می‌باشند. بدحرکتی کتف می‌تواند به دلیل ایمبالاس عضلات ثبات دهنده کتفی ایجاد شده که با هماهنگی عضلات بهبود مییابد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر تمرینات اغتشاشی بر قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی و کینماتیک کتف می باشد.24  مرد والیبالیست با نمره کمتر از 30 در آزمون سیکوئیست در این تحقیق شرکت کردند که به صورت تصادفی به دوگروه 12 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند .قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی با استفاده از دستگاه ایزوکنیتیک با سرعت 120 درجه بر ثانیه اندازه گیری شد. چرخش بالایی کتف نیز با شیب سنج دوگانه در زوایای°45، °90، °135و انتهای دامنه حرکتی آبداکشن شانه اندازه گیری شد. تغییرات میانگین با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر بررسی شد. در مقایسه دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در قدرت اکسنتریک چرخش دهنده خارجی شانه مشاهده شد(P=0.032). در بررسی چرخش بالایی کتف فقط در زاویه °135 اختلاف معنادار وجود داشت(P=0.048). در زوایای دیگر اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهد نشد( زاویه °45 P=0.497، زاویه °90 P=0.254، انتهای دامنه حرکتی P=0.350).نتایج بیانگر تاثیر مثبت تمرینات اغتشاشی بر قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی و چرخش بالایی کتف در حرکت آبداکشن بازو بود ؛ بنابراین می توان به مربیان و بازیکنان والیبال توصیه نمود که برای افزایش عملکرد و پیشگیری از آسیب های شانه این تمرینات را به برنامه های تمرینی خود اضافه کنند.
 

شیما مجتهدی، رامین رفیعی چرمهینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

سیترولین مالات اخیراً به عنوان یک مکمل نیروزای بالقوه برای عملکرد ورزش های با شدت بالا و همچنین بازیابی عملکرد عضلانی معرفی شده است. هدف از مطالعه حاضر تاثیر مصرف حاد مکمل سیترولین مالات بر عملکرد جسمانی فوتبالیست های حرفه ای بود. 20 فوتبالیست به ترتیب با میانگین سنی  و وزنی 6/2± 5/ 22سال، 3/4 ± 4/68 کیلوگرم ، 60 دقیقه قبل از شروع آزمون دویدن متناوب یویوی سطح یک، 10 گرم سیترولین مالات یا دارونما مصرف نمودند. توان عضلانی با استفاده از تست حداکثر پرش ارتفاع و حداکثر سرعت با استفاده از آزمون 30 متر سرعت سنجیده شد. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد مصرف حاد سیترولین مالات تفاوت معنی داری بر میانگین مسافت طی شده در آزمون یویو و نتایج سایر آزمون ها در مقایسه با دارونما نداشت. تنها تفاوت معنی دار پایین تر بودن میانگین ضربان قلب گروه مکمل در مقایسه با دارونما بود. احتمال می رود عدم تغییرات معنی دار به دلیل سطح آمادگی جسمانی بالای بازیکنان مورد مطالعه در تحقیق حاضر باشد. همچنین شاید تغییر دوز مصرفی بتواند نتایج متفاوتی را نشان دهد.
 
سعیده شیری، رقیه فخرپور، کریم آزالی علمداری،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف؛ سارکوپنی یک اختلال پیشرونده و عمومی عضله اسکلتی است که شامل از دست دادن سریع توده و عملکرد عضلانی است که با افزایش پیامدهای نامطلوب همراه است، با شیوع روزافزون بیماری آلزایمرو سارکوپنیا و همچنین مشکلات دریافت درمان‌های مؤثر، کشف درمان‌های جایگزین از طریق رویکردهای جدید ضروری است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات هوازی تداومی بر بیماری سارکوپنیا، تغییرات میوفیبریل‌ها در عضله‌ی اسکلتی و عملکرد ورزشی در رت‌‌های سالمند مبتلا به آلزایمر بود تا تاثیر فعالیت بدنی بر کاهش بیماری سارکوپنیا و تغییرات میوفیبریل‌ها در عضله اسکلتی و عملکرد ورزشی در رت‌های سالمند مبتلا به آلزایمر سنجیده شود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش حاضر،40 سر رت نژاد ویستار سالمند (11ماهه) با دامنه وزنی300 الی 350 گرم ، از مرکز انستیتو پاستور تهران تهیه و به آزمایشگاه منتقل شدند. رت‌ها به طور تصادفی در چهار گروه ده‌تایی شامل سالم کنترل، سالم تمرین، بیمار کنترل، بیمار تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین در یک برنامه تمرینی هوازی تداومی شش هفته‌ای شرکت کردند. گروره بیمار در مدت زمان 14 روز با تزریق اسکوپولامین که به صورت داخل صفاقی انجام شد، به آلزایمر مبتلا شدند و پس از حصول اطمینان از القای آلزایمر با استفاده از تست تشخیص شیء جدید، گروه تمرین در یک برنامه تمرینی هوازی تداومی شش هفته‌ای شرکت کردند. قبل و بعد از شروع دوره تزریق و تمرین، داده‌های مربوط به اندازه‌گیری متغیرها جمع‌آوری شدند و تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار spss، قبل از تجزیه و تحلیل آماری، همه متغیرها از نظر نرمال بودن و همگنی واریانس به ترتیب با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و لون بررسی شدند. برای بررسی اختلافات بین گروه‌های مورد مطالعه از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی استفاده گردید.
نتایج: براساس نتایج بعد از شش هفته تمرینات هوازی تداومی با توجه به اندازه‌گیری اجزای بافتی در عضله سولئوس و EDL رت‌های گروه سالم تحت تمرین افزایش جزئی در وسعت پارانشیم بافتی و قطر فیبرهای عضلانی را در مقایسه با گروه شاهد سالم نشان داد، لکن این تغییرات معنی‌دار نبود. کمی‌سازی وسعت اجزای بافتی در عضله سولئوس و EDL رت‌های مورد مطالعه، کاهش معنی‌دار پارانشیم عضلانی و همچنین کاهش قابل توجه میانگین قطر فیبرهای عضلانی را در گروه بیمار نسبت به گروه شاهد سالم نشان داد (01/0>p). بروز ادم میان بافتی و توسعه بافت همبند نیز در عضله سولئوس گروه بیمار در مقایسه با  گروه شاهد سالم مشاهده شد به ترتیب 001/0>p و 01/0>p. این تغییرات آتروفیک به طور قابل توجهی با انجام تمرین بدنی مهار شد. مساحت پارانشیم عضلانی و میانگین قطر فیبر‌های عضله سولئوس و EDL در موش‌های گروه بیمار تحت تمرین در مقایسه با موش‌های گروه بیمار به طور معنی داری افزایش بافت (05/0>p) و میزان ادم بافتی و وجود بافت همبند کاهش معنی داری را نشان داد (به ترتیب 01/0>p و 05/0>p.  لازم به ذکر است، انجام تمرینات در گروه بیمار هرگز نتوانست تغییرات بافتی ایجادشده در عضله سولئوس و EDL موش‌ها را تا حد طبیعی خود بهبود بخشد و از لحاظ پارامترهای مورد بررسی آسیب، همواره بین گروه بیمار تحت تمرین و شاهد سالم تفاوت معنی دار برقرار بود (05/0>p). نتایج نشان داد که تمرینات هوازی تداومی اثرات مثبتی بر پیشرفت بیماری رت‌های سالمند مبتلا به آلزایمر دارد.
 
آقای میلاد پیران حمل ابادی، دکتر امیرعلی جعفرنژادگرو، اقای حامد نقی زاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه و هدف: دویدن یکی از فعالیت­های مهم برای نظامیان می­باشد که پوتین­ها نقش موثر در این فعالیت دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر طول عمر سه نوع زیره پوتین عملیاتی بر نیروی عکس العمل زمین در طی دویدن بود.
روش­شناسی: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی بود. 15 دانشجوی پسر سالم (20-25 سال) از سه نوع زیره پوتین متفاوت استفاده شده و جدید استفاده کردند. با استفاده از صفحه نیرو برتک با ابعاد (60×40 سانتی­متر مربع) نیروهای عکس­العمل زمین در جهت­های عمودی، قدامی-خلفی و داخلی-خارجی هنگام دویدن اندازه­گیری شد. جهت تحلیل­های آماری از آنالیز واریانس دوسویه در سطح معنی­داری 05/0 استفاده شد.
یافته­ها: نتایج نشان داد اثر عامل طول عمر در نیروی داخلی -خارجی مرحلۀ تماس پاشنه (001/0=P؛ 407/0=d)، نیروی داخلی -خارجی مرحلۀ هل دادن (001/0=P؛ 674/0=d)، زمان رسیدن به اوج محور داخلی خارجی مرحله هل دادن (001/0=P؛ 394/0=d) و زمان رسیدن به اوج محور قدامی خلفی مرحله هل دادن (031/0=P؛ 226/0=d) از نظر آماری معنادار بود. علاوه بر این نتایج نشان داد اثر عامل گروه در نیروی عمودی عکس العمل زمین (027/0=P؛ 163/0=d) و زمان رسیدن به اوج محور قدامی خلفی در مرحله تماس پاشنه پا (035/0=P؛ 150/0=d) تفاوت معناداری داشت. اثر تعاملی زمان و گروه در نیروی عمودی عکس العمل زمین در مرحله تماس پاشنه پا (001/0=P؛ 404/0=d) و نیروی داخلی-خارجی در مرحلۀ هل دادن (014/0=P؛ 272/0=d) دارای اختلاف معناداری بود.
بحث و نتیجه­گیری نهایی: نتایج پژوهش نشان داد در پوتین­های نظامی استفاده شده نیروی عمودی عکس العمل زمین، نیروی داخلی-خارجی در مرحلۀ تماس پاشنه، زمان رسیدن به اوج نیروی داخلی-خارجی عکس العمل­زمین بطور معناداری بالا بوده است به طوری که افزایش این مقدار می­تواند با آسیب­های شکستگی ناشی از فشار و درد کشککی رانی مرتبط باشد. همچنین نتایج این مطالعه نشان می­دهد که نوع پوتین مورد استفاده می­تواند در پیشگیری از آسیب­های اندام تحتانی موثر باشد از طرف دیگر استفاده از پوتین عملیاتی جدید برای نظامیان پیشنهاد می­گردد.
 
سید مرتضی حسینی، دکتر حیدر صادقی، دکتر راضیه یوسفیان ملا،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تعیین توانایی و مهارتهای خاص در ورزش والیبال، به کمیت ویژگیهای آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، بیومکانیکی و روانی بازیکنان این رشته بستگی دارد و برای بهبود اجرای مهارت های ورزشی در آن ها حیاتی می باشد. از آنجا که با مقایسه این فاکتورهای مهم در گروه نوجوانان با جوانان، میتوان نوجوانان را در جهت راه یابی و پرورش به سمت عوامل موفقیت در جوانی و بزرگسالی سوق داد، هدف از تحقیق حاضر، مقایسه ویژگیهای اصلی بازیکنان نخبه نوجوان وجوان پسر در ورزش والیبال بود.
روش بررسی: 30 نفراز اعضای پسر تیم ملی والیبال جوانان و نوجوانان جمهوری اسلامی ایران (۱۵ جوان و ۱۵ نوجوان) از جهت ویژگیهای اصلی آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و روانی با هدف ارزیابی و تعیین اجزای اصلی و مقایسه آن ها، مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تعیین مولفههای اجزای اصلی شاخصهای ارزیابی شده، ابتدا از روش آماری PCA و سپس از روش آماری تی مستقل جهت مقایسه دو گروه استفاده گردید (۰۵/۰£ P).
یافته ها: از میان شاخص های اصلی ویژگی های آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و روانی، تنها در شاخص فیزیولوژیکی ضربان قلب بیشینه، اختلاف معنی داری بین دو  گروه دیده شد (۰۵/۰p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تفاوتهای اصلی والیبالیست ها در این دو رده سنی، بیشتر به تجربه در بازی و تسلط در اجرای مهارتهای مختلف و تکنیک آن مرتبط است و میتوان تمامی این ویژگیهای اصلی را در مسیر و فرآیند استعدادیابی این گروه جوانان و نوجوانان مد نظر قرار داد.
 
آقای علی اسماعیلی، دکتر امیرعلی جعفرنژادگرو، آقای منصور جبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه و هدف: این مطالعه بر روی تحقیقاتی تمرکز دارد که به بررسی اثر انواع پوشش پا بر سفتی مکانیکی حین دویدن میپردازند.
روش­شناسی: جستجوی مقالات به زبان لاتین بین سالهای 2000 تا 2024 (تا ماه می) در پایگاه­های تخصصی Scopus ، Web Of Science، PubMed، Springer و موتور جستجوی Google Scholar صورت پذیرفت. معیار ورود شامل مواردی از قبیل تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر از یک نفر و در دسترس بودن متن کامل مقالات بود. معیار خروج شامل مطالعاتی می شد که شرکت کنندگان آنها زیر 18 سال باشند. مطالعات مروری، همچنین مطالعاتی که روی فعالیتی غیر از دویدن مطالعه کرده بودند، از مرور کنار گذاشته شدند.
 یافته‌ها: 586 مقاله مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات، تعداد 17 مقاله انتخاب گردیدند. سفتی عمودی و سفتی اندام در شرایط پابرهنه به طور قابل توجهی بیشتر از کفش رایج است. مقدار سفتی پیچشی مفصل مچ پا و ران در شرایط کفش رایج بیشتر از شرایط پابرهنه و کفش حداقلی گزارش گردید. در مقابل، میزان سفتی پیچشی مفصل زانو در شرایط کفش رایج کمتر از شرایط پابرهنه و کفش حداقلی بود.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بینش بیشتری در مورد آمادگی دوندگان به مکانیسم‌های مختلف آسیب به عنوان تابعی از کفش ارائه می‌کنند.
 

خدیجه ملایی، ساناز میرزایان شانجانی، علی گُرزی، یاسر کاظم زاده، عبدالعلی بنائی فر،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

تستوسترون انانتات باعث افزایش رشد عضلانی و عملکرد ورزشی می‌شود اما با فشار اکسایشی و آسیب بافت‌ها همراه است. این مطالعه تاثیر پروپولیس بر نشانگرهای فشار اکسایشی ناشی از تستوسترون انانتات در بافت کلیه موش‌های صحرایی ماده ویستار تحت تمرین مقاومتی را بررسی کرد. 22 موش‌صحرایی ماده با سن ۸ هفته و وزن 208.22±14.17 گرم به سه گروه تقسیم شدند: 1) تمرین مقاومتی+دارونما (n=6)، 2) تمرین مقاومتی+تستوسترون انانتات (n=8)، 3) تمرین مقاومتی+تستوسترون انانتات+پروپولیس (n=8). موش‌ها تحت پروتکل تمرین مقاومتی 8 هفته‌ای (پنج روز در هفته) قرار گرفتند. تستوسترون انانتات با دوز 20 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تزریق و پروپولیس با دوز 400 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن گاواژ شد (سه بار در هفته). سطوح سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و مالون دی آلدئید (MDA) با اسپکتروفتومتری اندازه‌گیری شدند. تحلیل واریانس یکراهه و آزمون بونفرونی برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که تستوسترون انانتات باعث کاهش GPX و SOD و افزایش MDA می‌شود. پروپولیس منجر به کاهش نسبی این نشانگرهای فشار اکسایشی شد و اثرات آنتی‌اکسیدانی آن را نشان داد.
 
دکتر سجاد کرمی، دکتر حمید رجبی، دکتر مجید کاشف، دکتر محمد علی قرائت،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

سابقه و هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مصرف حاد مکمل گلوتامین همراه با فعالیت ورزشی تناوبی بر پاسخ Hsp70 و لاکتات خون بازیکنان فوتبال باشگاهی انجام گرفت. مواد و روش‌ها : 32 بازیکن تیم راه آهن تهران انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل، مکمل، مکمل- فعالیت­ ورزشی و فعالیت­ ورزشی تقسیم شدند. آزمودنی­ها قبل از انجام مطالعه در تمرینات روزانه شرکت داشتند و فقط دو گروه مکمل- فعالیت ­ورزشی و فعالیت ­ورزشی، پروتکل تناوبی را انجام دادند. نمونه­­ خون پایه، پیش­آزمون، پس­آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون گرفته شد. مکمل و دارونما به مقدار  g/kgBW5/0 و حجم  ml/kgBW5 یک ساعت قبل از پروتکل تناوبی مصرف شد. پروتکل تناوبی شامل 3 مرحله دویدن 20 دقیقه­ای با شدت 80% حداکثر ضربان قلب بیشینه و استراحت­ 5 دقیقه­ای پیاده­ روی بین مراحل بود. مقادیر HSP72 و لاکتات خون به ترتیب با استفاده از روش الایزا و آنزیماتیک سنجیده شد. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­های تکراری و عامل بین گروهی در سطح 05/0 Pتحلیل شد. یافته‌ها : مکمل گلوتامین به تنهایی و همراه با ورزش محرک پاسخ HSP72 بوده و ترکیب مکمل- فعالیت ­ورزشی منجر به پاسخ بزرگتری از HSP72 می­شود و در این پاسخ تغییرات لاکتات نقشی نداشته است. نتیجه‌گیری : به نظر می­رسد که مصرف مکمل گلوتامین در طولانی مدت سازگاری­های بیشتری را ایجاد کند که البته باید مورد مطالعه قرار بگیرد.
 
حسین شاهرخی، علی باقر نظریان، نگار مهرعلیا،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

 مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق، تأثیر 8 هفته تمرینات عصبی عضلانی بر ثبات مرکزی، حس عمقی و میزان درد زنان‌خانه دار مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی می‌باشد.
روش شناسی: 30 نفر از زنان خانه‌دار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (60-30 سال)، به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه، تجربی 1 با سن (4/10±46)، قد (8/7±154/7) و وزن (6/2±74/8)، تجربی 2: سن (9/1±40/7)، قد (5/9±161/9) و وزن (7/5±65/3) و کنترل با سن (10/3±46/4)، قد (8/7±155/1) و وزن (10±69/4) قرار گرفتند. برای ارزیابی درد و حس عمقی تنه و ثبات مرکزی، مقیاس دیداری (VAS)، گونیامتر، آزمون مک گیل و بیرینگ سورنسن استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون‌های تحلیل واریانس، استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد درد در دو گروه تجربی 1 و گروه تجربی 2 نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌دار کاهش یافت(P≤0.05)، و همچنین حس عمقی و ثبات مرکزی در هر دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌داری افزایش یافت(P≤0.05).
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می‌شود این تمرینات به دلیل صرف حداقل هزینه، زمان و مکان، مورد توجه و اجرای افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مورد توجه قرار گیرند.


عباس لعل سازگار، شهرام غلامرضایی دارسرا، محمدرضا فدایی چافی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

تمرینات ورزشی و سبوس برنج دارای اثرات ضد التهابی می‌باشند. با این حال، تاثیر مصرف همزمان این دو بر عوامل التهابی نامشخص میباشد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف سبوس برنج بر سطوح برخی از عوامل التهابی در مردان دارای اضافه وزن اجرا گردید. 60 مرد دارای اضافه وزن به صورت تصادفی به چهار گروه 15 نفره­ کنترل، سبوس برنج، تمرین هوازی و تمرین+سبوس برنج تقسیم شدند. تمرین هوازی پیشرونده با شدت 60-75 درصد ضربان قلب بیشینه، 20- 35 دقیقه، به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هر هفته اجرا گردید. سبوس برنج نیز به میزان 10 گرم و دو بار در روز (قبل از صبحانه و قبل از خواب) مصرف شد. قبل و بعد از اتمام مداخلات، نمونه­های خونی گرفته شد و سطوح سرمی CRP، IL-6 و TNFα به روش الایزا اندازهگیری شد. از آزمون تحلیل کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی برای تفسیر دادهها استفاده شد. کاهش معنادار سطوح TNFα، CRP و IL-6 در گروه­های تمرین هوازی و تمرین+سبوس برنج در مقایسه با گروههای کنترل و سبوس برنج مشاهده شد (05/0>p). کاهش CRP و TNFα با مصرف سبوس برنج نسبت به گروه کنترل نیز معنادار بود (001/0>p). علاوه بر این، کاهش IL-6 (002/0=p) و TNFα (001/0>p) در گروه تمرین+سبوس برنج نسبت به گروه تمرین معنادار بود. بنابراین یافتهها تایید کننده اثرات ضدالتهابی تمرین هوازی و مصرف سبوس برنج به تنهایی بودند و اثر هم افزایی مکمل سبوس برنج و تمرین هوازی نیز مشاهده شد. 

 

الهه امیدوار، ملیحه حدادنژاد، مهدی خالقی تازجی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

اصلاح الگوی حرکت بوسیله بازآموزی راه رفتن روشی مناسب در پیشگیری و درمان درد کشککی رانی می­باشد که جهت ثبات مفصل زانو ارائه می­شود. هدف از انجام این پژوهش، تاثیر رویکرد بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی بر درد و اوج نیروی عکس­العمل زمین در دوندگان دارای درد کشککی رانی بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون بود. نمونه آماری این پژوهش را 20 دونده دارای سندرم درد کشککی رانی که توسط پزشک فیزیوتراپ با استفاده از تست کلارک شناسایی شده بودند تشکیل دادند و بصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. گروه آزمایش هشت هفته و در هفته سه جلسه دویدن را به همراه پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی از سوی محقق اجرا کردند درحالیکه گروه کنترل بدون دریافت هیچ­گونه مداخله­ای به تمرین خود ادامه دادند. متغیرهای مورد مطالعه در این پژوهش عامل درد و اوج نیروی عمودی عکس­العمل زمین بود که به ترتیب با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری و نیروسنج برتک با فرکانس نمونه برداری 1000 هرتز در هر دو مرحله پیش و پس آزمون ثبت شد. نتایج آزمون ترکیبی تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر نشان داد که، اثر تعاملی زمان بر گروه معنی­دار بوده و پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی منجر به کاهش درد (000/0=P) و اوج نیروی عمودی عکس­العمل زمین در گروه آزمایشی شد (003/0=P). وجود تفاوت در متغیرهای درد و اوج نیروی عکس‌العمل زمین حین دویدن، مؤید نیاز به استفاده از استراتژی‌های متفاوت در تمرین ورزشکاران می‌باشد. لذا، پیشنهاد می­شود مربیان برای اصلاح الگوی حرکت حین دویدن، در تمرینات بازتوانی و تخصصی، نگاه ویژه­ای بر رویکرد بازآموزی راه رفتن به وسیله بازخورد کلامی داشته باشند.
 
محسن علی نقی زاده، رضا قراخانلو، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه: تحقیقات گذشته نشان‌داده که پلی‌مورفیسم‌های ACTN3 rs1815739 و COL5A1 rs12722 ممکن‌‌است بر عملکرد توانی اثرگذار باشند. هدف‌‌ از تحقیق حاضر بررسی ارتباط میان پلی‌مورفیسم‌های ACTN3  و COL5A1 با سطح پایه عملکرد توانی و تاثیر آن بر سازگاری به‌دنبال تمرین پلایومتریک بود.
روش‌‌شناسی: آزمودنی‌های تحقیق را 38 پسر با میانگین سن 53/0 ± 3/10 تشکیل می‌دادند. از آزمون‌های پرش‌عمودی (CMJ) و پرش‌افقی (SBJ) برای ارزیابی توان‌عضلانی پایین‌تنه استفاده گردید. پروتکل تمرین پلایومتریک به‌مدت 6 هفته بود. DNA ژنومیک از بزاق استخراج و تعیین‌‌ژنوتیپ به‌‌شیوه PCR-RFLP صورت‌ گرفت. برپایه آنالیز ژنتیکی، افراد در پلی‌مورفیسم ACTN3 به‌ این گروه‌هاRX (n=20), RR (n=13) و XX (n=5) و در پلی‌مورفیسم COL5A1 به این گروه‌ها تقسیم شدند: CT (n=19), CC (n=8) و TT (n=11). برای انجام آنالیزهای آماری از آزمون ANCOVA استفاده شد.

نتایج: نتایج نشان‌داد که تمرین پلایومتریک باعث افزایش معنی‌دار در آزمون‌های CMJ و SBJ شده‌بود (p<0.05).  با‌ این‌حال زمانی‌که میانگین عملکرد پایه و سازگاری به‌تمرین پلایومتریک با‌توجه به‌ ژنوتیپ‌های ACTN3 و COL5A1 با‌ یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت تفاوت معنی‌داری مشاهده‌ نشد (p>0.05).
بحث و نتیجه‌گیری: تمرین پلایومتریک برای افزایش توان در کودکان موثر است اما این تفاوت‌ها احتمالا از ژنوتیپ‌های ACTN3 و COL5A1 تاثیر نمی‌پذیرد.

 

دانشجو فاطمه ارین راد، دکتر منوچهر حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال در کنترل کمری لگنی منجر به کاهش فعالیت عضلانی، کاهش انتقال نیرو در زنجیره حرکتی، و د ر نتیجه پتانسیل وقوع آسیب های اندام تحتانی را افزایش می دهد. هدف از این تحقیق بررسی هشت هفته تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی، کینماتیکی راه رفتن و آسیب اندام تحتانی در دانش آموز با ضعف کنترل کمری لگنی بود. روش شناسی: 30 نفر از دانش آموزان دختر با میانگین سنی 75/0±65/16 سال، قد 11/4 ±80/161 سانتی متر،  وزن 64/5 ± 70/62 کیلوگرم که دارای ضعف کنترل کمری لگنی بودند به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا را به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته برای مدت 60 دقیقه انجام دادند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. برای ارزیابی کنترل کمری-لگنی از دستگاه بایوفیدبک پرشر، تعادل ایستا از تست‌ لک‌لک، تعادل پویا آزمون Y، خطای فرود با آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود، عملکرد حرکتی اندام تحتانی از آزمون (تست پرش تک‌پایی، پرش لی 3 تایی، آزمون پرش لی 6 متر در زمان، آزمون پرش لی متقاطع) استفاده گردید یافته ها: مطالعه حاضر، اثر تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی011/0، کینماتیکی راه رفتن001/0 و آسیب اندام تحتانی 012/0را معنادار نشان داد((0/05< P).

 
خاطره تکنیک، رضا رجبی، هومن مینونژاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آنی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته بر میزان فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف بوده تا با فعال‌سازی عضلات، جهت کمک به حیطه حرکات اصلاحی و اصلاح کف پای صاف و توان‌بخشی و پیشگیری از آسیب مورداستفاده قرار بگیرد.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر باتوجه ‌به ساخت و معرفی ابزاری جدید و بررسی اثر آن مداخله‌ای و از نوع نیمه‌تجربی بود. 16 فرد بالای 18 سال مبتلا به ناهنجاری کف پای صاف وارد این مطالعه شدند. ناهنجاری کف پای صاف با استفاده از شاخص استاهلی ارزیابی شد. آزمودنی‌ها پروتکل راه‌رفتن با سرعت معمولی بر روی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته را در هرکدام از زوایای جانبی صفر، 5 و 15 درجه به مدت‌90 ثانیه، انجام دادند و فعالیت الکترومایوگرافی پنج عضله منتخب در تمام زوایا ثبت شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهایMatlab  و SPSS انجام شد و به منظور بررسی معناداری اثر زوایا از آزمون فریدمن و از آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه دو به دو میانگین‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، میانگین فعالیت عضلات منتخب (پرونئوس لانگوس، تیبیالیس انتریور، گستروکنمیوس، سولئوس و هالوسیس) حین راه‌رفتن بین زوایای 5 و 15 درجه بر روی تردمیل گوه‌ای در مقایسه با صفر درجه اختلاف معنادار آماری داشتند (05/0p).
نتیجه‌گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌دهد که با استفاده از تردمیل گوه‌ای محقق ساخته و راه‌رفتن در زوایای 5 و 15 درجه، می‌توان سطح فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف را به میزان معناداری افزایش داد.
خانم محبوبه کاویانی پور، دکتر علی حسنی، دکتر الهام وسدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ضعف آمادگی جسمانی از جمله عوامل کاهش کیفیت زندگی، بیماری و آسیب دیدگی سالمندان به شمار می‌رود. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی هشت هفته تمرینات فال پروف و تمرینات ترکیبی بر ترکیب بدن، تعادل، انعطاف پذیری، قدرت و استقامت قلبی سالمندان زن شهر مشهد انجام شد.
روش شناسی: آزمودنی‌ها شامل 45 زن سالمند بود، که به صورت تصادفی در سه گروه کنترل، تمرینات ترکیبی و تمرینات فال پروف تقسیم شدند. از همه گروه‌ها پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد، که شامل سنجش برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی بود. سپس گروه‌های تجربی به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه به انجام برنامه تمرینی پرداختند و در این مدت گروه کنترل فعالیت‌های روزمره خود را دنبال ‌کردند. 
نتایج: در مطالعه حاضر نشان داده شد که یک دوره تمرینات ترکیبی و فال پروف باعث افزایش معنی‌دار در بهبود قدرت (001/0P= و 001/0P=)، ترکیب بدن (003/0P= و 001/0P=)، تعادل ایستا (04/0P= و 001/0P=)، تعادل پویا (001/0P= و 001/0P=)، انعطاف‌پذیری (01/0P= و 001/0P=) و استقامت قلبی عروقی (001/0P= و 001/0P=) در سالمندان می‌شود و تاثیرگذاری تمرینات ترکیبی در قدرت عضلانی بیشتر از تمرینات فال پروف بود (04/0P=). همچنین در تعادل ایستا و انعطاف‌پذیری تاثیرگذاری تمرینات فال پروف بیشتر از تمرینات ترکیبی بود (08/0P= و 004/0P=). 
نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های این تحقیق بنظر می‌رسد، هر دو پروتکل تمرینی بکار رفته، می‌تواند جهت بهبود برخی از فاکتورهای آمادگی جسمانی سالمندان مورد استفاده قرار گیرد و این دو پروتکل تمرینی، برتری چشم‌گیری نسبت به همدیگر نداشتند.
 
آقای اکبر گنج خانی، دکتر طاهره باقرپور، دکتر نعمت الله نعمتی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه:. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات تداومی و تناوبی با شدت بالا روی فتوئین A و فتوئین B سرمی در مردان چاق بود.
روش: برای این منظور 45 مرد چاق (وزن بدن: 41/1±65/94 کیلوگرم، سن: 5±26 سال، BMI: kg.m2 41/62±1/33) داوطلب بعد از همگن­سازی بر اساس ویژگی‌های فردی و به روش تصادفی به 3 گروه کنترل (15 نفر)، تمرین تداومی (15 نفر)، تمرین تناوبی  (15 نفر) تقسیم شدند.  تمرینات در 12 هفته  و 3 جلسه در هر هفته انجام شد . تمرین تناوبی شامل6 وهله ی 3 دقیقه­ای دویدن با شدت معادل90% حداکثر اکسیژن مصرفی و بین هر وهله 3 دقیقه دویدن به عنوان استراحت فعال با شدت معادل 50% حداکثر اکسیژن مصرفی روی تردمیل بود. تمرین تداومی نیز شامل 50 دقیقه دویدن با شدت معادل 70% حداکثر اکسیژن مصرفی دویدن روی تردمیل بود. نمونه خونی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد و برای آنالیز شاخص‌ها با استفاده از دستگاه الایزا مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج: آنالیز سطوح پلاسمایی فتوئین A و فتوئین B با آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت بین گروهی (کنترل، MICT و HIIT) از نظر آماری معنادار بوده است (001/0>p). بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بونفرونی برای سطوح فتوئین A، تفاوت معناداری بین گروه­های HIIT (001/0>p) و MICT (007/0=p) با گروه کنترل وجود داشت. همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بونفرونی برای سطوح فتوئین B، تفاوت معناداری بین گروه­های HIIT (001/0>p) و MICT (001/0>p) با گروه کنترل وجود داشت. علاوه بر این، کاهش فتوئین B در گروه HIIT نسبت به گروه MICT از نظر آماری معنادار بود (001/0>p).
نتیجه گیری: نتایج حاضر نشان داد که باوجود تاثیرات مثبت هر دو نوع تمرین MICT و HIIT در کاهش سطوح پلاسمایی هپاتوکاین­ها (فتوئین A، فتوئین BHIIT دارای اثرگذاری بیشتری روی این متغیرها بوده است و HIIT نسبت به MICT توانسته بود که کاهش بیشتری در سطوح فتوئین B اعمال کند اما در فتوئین A تفاوتی بین گروه­های تمرینی نبود.

آقای محمد شاهپوری، دکتر امیر لطافتکار، دکتر علی عباسی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه: درد کشککی رانی یکی از شایع ترین مشکلات ارتوپدی زانو در دوندگان می باشد.الگویPose یک برنامه آموزشی راه رفتن مبتنی بر مربی است که هدف آن اصلاح راه رفتن برای کاهش خطر آسیب است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آنی اصلاح الگوی کینماتیک دویدن با استفاده از الگو Pose بر عوامل کینماتیکی مرتبط با درد کشککی رانی در دوندگان است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی میدانی می باشد که 40 دونده سالم (با میانگین سنی 5/7±6/25)  در دو گروه کنترل(20نفر) و گروه باز آموزی راه رفتن با روشPose (20 نفر) قرار گرفت. به مدت 30 دقیقه بازآموزی دویدن آموزش داده شد و متغیرهای کینماتیک اندام تحتانی شامل زاویه تنه، زاویه افتادگی لگن در سمت مخالف، والگوس داینامیک زانو، زاویه فلکشن زانو، زاویه دورسی فلکشن مچ پا قبل و بعد از مداخله Pose ثبت گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارSPSS20 استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که استفاده از الگوی Pose می تواند سبب بهبود الگوی کینماتیک دویدن شود، به طوری که در گروه مداخله زاویه تنه در سمت راست (P<0.01) با اندازه اثر 656/0، زاویه افتادگی لگن در سمت مخالف (P<0.01)با اندازه اثر 737/0، والگوس داینامیک زانو در سمت چپ (P<0.02)با اندازه اثر 428/0 و در سمت راست (P<0.01)با اندازه اثر 583/0 و زاویه حداکثر فلکشن زانو در در سمت چپ (P<0.01)با اندازه اثر 746/0 و در سمت راست (P<0.01)با اندازه اثر 600/0 می باشد.
نتیجه گیری: طبق یافته ها بازآموزی الگوی دویدن به روشPose به صورت بازخورد آنی می تواند بر کینماتیک دوبعدی مفاصل کمربند لگنی و زانو تاثیرگذار بوده و سبب بهبود عملکرد آنها شود.
واژه های کلیدی: کینماتیک، دویدن، الگو Pose، درد کشککی رانی.
 
آقای سید مصطفی طباطبایی، دکتر فریده باباخانی، دکتر رامین بلوچی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه واهداف: فلاس باند به طور فزاینده ای در زمینه تمرینات ورزشی و پیشگیری از آسیب محبوب شده است. با توجه به نیاز به مطالعات بیشتر در مورد اثر گذاری فلاس باند بر روی قدرت ایزومتریک و فعالیت عصبی عضلانی، این پژوهش قصد دارد میزان اثر گذاری فلاس باند را بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات خم کننده مج دست جودوکاران بررسی نماید.
مواد و روش ها: این تحقیق بر روی جودوکاران با سابقه تمرینی حداقل دو سال و دامنه سنی 20- 30 سال انجام شد. ابتدا از افراد تست قدرت ایزومتریک با استفاده از دینامومتر گرفته ­شد و در همین هنگام ، فعالیت عصبی و عضلانی عضلات خم کننده مچ دست با استفاده از دستگاه EMG ثبت می شد. سپس آزمودنی هااقدام به پیچیدن فلاس باند طبق پروتکل اجرایی کردند و بعد از اتمام آن ،تست قدرت و فعالیت عصبی عضلانی بلافاصله و 20 دقیقه بعد از باز کردن فلاس باند از افراد گرفته می شد. این اندازه گیری یک بار به صورت اثر آنی (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله) و یک بار بعد از هشت هفته پروتکل فلاس باند انجام شد. برای قدرت ایزومتریک از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری و برای فعالیت الکترومایوگرافی از آزمون فریدمن استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که استفاده از فلاس‌باند، به ‌صورت آنی تأثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن انگشتان دست جودوکاران ندارد (384/0=p) . نتایج آزمون فریدمن نشان داد فعالیت الکتریکی عضلات خم کننده سطحی انگشتان، خم کننده مچی زنداعلایی، خم کننده مچ زند اسفلی حین تکلیف حرکتی چنگ زدن در طی مراحل اندازه­گیری مختلف (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله، و هشت هفته بعد) تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0p). نتایج نشان داد که هشت هفته فلاس باند تاثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن از مرحله پیش آزمون تا مرحله پس آزمون نداشته است (137/0=p).
نتیجه‌گیری:استفاده از فلاس باند بصورت پروتکل 8 هفته ای با بکارگیری حداقل دو روز در هفته بر روی قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومایوگرافی عضلات خم کننده سطحی ساعد اثر مثبتی نداشته است .

mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">


صفحه 1 از 15    
اولین
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb