38 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
علی اصغر رواسی، موسی خلفی، دکتر کریم آزالی علمداری،
دوره 19، شماره 22 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه و هدف. اثر تمرینات ورزشی بر نارساییهای متابولیک از طریق دستکاری عامل رشد فیبروبلاستی-21 (FGF-21) متناقض است. بنابراین، هدف تحقیق تعیین اثر کمّی تمرینات ورزشی بر FGF-21 سرم بزرگسالان دارای اختلالات متابولیک بود. روششناسی. ابتدا جستجوی پایگاههای اطلاعاتی PubMed و Google Scholar برای استخراج مقالههای فارسی و انگلیسی منتشره شده تا اردیبهشت 1400، انجام شد و اندازه اثر (SMD) با مدل اثرات تصادفی محاسبه شد. یافته¬ها: 14 مطالعه شامل 19 مداخله(شامل تمرین هوازی(3=n)، تمرین مقاومتی(3=n)، تمرین تناوبی شدید(4=n) و تمرین ترکیبی(4=n)) دربردارنده اطلاعات 503 آزمودنی(دارای اضافهوزن یا چاقی و یا مبتلا به دیابت دو، سندرم متابولیک و کبد چرب)، واجد شرایط ورود به فراتحلیل شدند. اما به دلیل وجود ناهمگونی، درنهایت اثر کمی 16 مداخله به صورت کاهش FGF21 سرم پس از تمرین[001/0p=، (22/-0 الی 65/0CI: -) 44/0-SMD=] به دست آمد که با سن(10/0=P) و شاخص توده بدن(50/0=P) آزمودنیها همبستگی نداشت. بحث و نتیجهگیری: تمرینات بدنی بیاعتنا به سن یا وضعیت وزنی، ابزار کارآمدی برای کاهش قابلملاحظه FGF21سرم بیماران متابولیک هستند که انتظار میرود به بهبود بیشتر اختلالات متابولیکی منجر شود. با این حال، هنوز هم نیاز به کارآزماییهای بالینی بیشتر با در نظر گرفتن نقش مؤلفههای تمرینی از جمله شدت و نوع تمرین در این زمینه باقی است.
زهرا ابراهیمی، ابراهیم محمدعلی نسب فیروزجاه، سجاد روشنی، مصطفی زارعی،
دوره 19، شماره 22 - ( 10-1400 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان شیوع آسیبهای بازیکنان لیگ برتر فوتبال ایران قبل و بعد از شیوع ویروس کرونا (کوویدـ19) از طریق آنالیز ویدیوئی در فصل 99-98 بود. انواع آسیبهای ورزشی بر اساس مکانیسم به دو دسته حاد و مزمن تقسیم شده و آسیبها با بررسی 143 فیلم ویدیوئی از 239 مسابقه، با آنالیز ویدیوئی انجام شد. میزان شیوع، زمان بروز و ناحیه آسیب دیده در برگه مخصوص ثبت شد. باتوجهبه نتایج 219 آسیب قبل از شیوع ویروس کرونا و 276 آسیب بعد از شیوع ویروس کرونا رخ داد. در دوران قبل و بعد از شیوع ویروس کرونا اندام تحتانی بازیکنان (7/58 درصد) بیش از دیگر نقاط بدن آنها آسیب دید. همچنین بیشترین میزان بروز آسیب بعد از شیوع ویروس کرونا نسبت به قبل آن در دقایق پایانی بازی (3/24 درصد) رخ داد. یافتههای پژوهش نشان داد که میزان شیوع آسیب در بازیکنان فوتبال لیگ برتر ایران در دوران بعد از شیوع ویروس کرونا به دلیل قرنطینه خانگی و تعطیلی مسابقات زیاد شد.
فاطمه امیری زاده، رضا رجبی، محمد کریمی زاده اردکانی،
دوره 20، شماره 23 - ( 6-1401 )
چکیده
هدف تحقیق حاضر تدوین شاخصهای ارزیابی وضعیتبدنی پویا دختران جوان دارای کایفوز طبیعی وافزایشیافته بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و روش گردآوری دادهها نوع پژوهشهای نیمه تجربی بود. (جامعه آماری دختران 18 تا 24 سال استان خوزستان تشکیل دادند که به روش نمونهگیری در دسترس200نفرانتخاب و براساس نرم زاویه کایفوز با خطکش منعطف به دو گروه با کایفوز توراسیک طبیعی(100 نفر)و غیرطبیعی(100 نفر)تقسیم شدند). برای ارزیابی وضعیتبدنی پویا از آزمونهای صافکردن ستون فقرات، موقعیت نسبت به دیوار، دسترسی به جلو، چرخش خلفی لگن، آویزانکردن سر، دامنه حرکتی شانه، دامنه حرکتی شانه چرخش داخلی و چرخش خارجی استفاده شد. برای مقایسه میانگین گروهها با توجه به نرمال نبودن توزیع دادهها از آزمون یومنویتنی استفاده شد. محاسبات آماری بوسیله نرم افزار آماری SPSS21 انجام شد. سطح معنیداری در تمامی آزمونهای آماری برابر 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد بین نمرات جزئی و کلی آزمون ارزیابی وضعیتبدنی پویا هر دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت و گروه کایفوز طبیعی نسبت به گروه کایفوز افزایشیافته وضعیتبدنی پویا بهتری داشتند. بنابراین آزمونهای ارزیابی وضعیتبدنی پویا ابزار مناسبی جهت ارزیابی و شناسایی محدودیتها و اختلالات حرکتی افراد مبتلا به ناهنجاری کایفوز افزایشیافته به شمار میروند.
وحیده رنجبری، مهدی رافعی بروجنی، شهرام لنجان نژادیان،
دوره 20، شماره 23 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: تحلیل کینماتیک اجرای ورزشکاران نخبه یک روش مهم در تعیین پارامترهای موثر بر اجراهای ورزشی است. هدف از این پژوهش مقایسه ویژگی های کینماتیکی اندام فوقانی بازیکنان نوجوان و بزرگسال در شوت سه گام هندبال بود. روش شناسی: تعداد نه هندبالیست بزرگسال نخبه شاغل در لیگ برتر کشور (سن 69/2±55/23 سال) و ده هندبالیست نوجوان عضو باشگاههای لیگ برتری کشور (سن 69/0±4/16 سال) در این پژوهش شرکت کردند. تصاویر مربوط به اجرای مرحله¬ی نهایی شوت به صورت سه بعدی ثبت شد و در نرمافزار متلب تحلیل و اطلاعات مربوط به موقعیت زاویهای، سرعت زاویهای و بیشینهی سرعت زاویهای و موقعیت مربوط به آن برای مفاصل اندام فوقانی ورزشکاران شامل مچ، آرنج و شانه بهدست آمد. تحلیل آماری از طریق آزمون تی مستقل در سطح معنی داری (05/0≥p) انجام شد. یافتهها: در موقعیت زاویهای باز شدن مفصل آرنج در بیشینه سرعت زاویهای و سرعت خطی توپ در لحظه رهایی تفاوت بین دو گروه معنیدار بود. بحث و نتیجهگیری: به نظر میرسد عواملی غیر از ویژگیهای کینماتیک مثل ویژگیهای آنتروپومتری همزمان با عامل قدرت عضلات ورزشکاران بزرگسال در رسیدن به سرعت بیشینه در رهایی توپ، کمک کننده میباشد.
فرزانه زوار، سارا چشمی، اکسیر ویزواری،
دوره 20، شماره 23 - ( 6-1401 )
چکیده
باتوجهبه شیوع درد و ناتوانی در مفصل زانو، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر تمرینات ثباتمرکزی بههمراه بهبود حس عمقی مفصل زانو بر تعادل، درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلابه زانو درد مزمن پرداخت. 20 زن 30 تا 50 ساله مبتلابه زانو درد مزمن در دو گروه تمرین و کنترل قرارگرفتند. برای اندازهگیری تعادل ایستا و پویا، درد و ناتوانی عملکردی بهترتیب از آزمونهای تعادل لک لک، وای، مقیاس دیداری درد و پرسشنامه وومک استفادهشد. تمرینات بهمدت هشت هفته در گروه تمرین پیگیری شد. برای ارزیابی فرضیات تحقیق، از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر در نرم افزار spss نسخه 24 استفادهگردید. نتایج نشان داد که، قبل از اجرای پروتکل تمرینی در هیچیک از متغیرهای اندازهگیری شده، بین دو گروه کنترل و آزمون، اختلاف معنادار وجودنداشت. درحالیکه اجرای هشت هفته پروتکل تمرینی، سبب اختلاف معنادار در تعادل ایستا و پویا، ناتوانی عملکردی و درد بین دو گروه کنترل و تمرین گردید. بنابراین تمرینات ثباتمرکزی بههمراه بهبود حسعمقی باعث افزایش تعادل در افراد دارای زانو درد مزمن میشود که همین امر میتواند میزان خطر سقوط را در این افراد کاهش داده و با بهبود درد و ناتوانی عملکردی، کیفیت زندگی را بهبود بخشد.
حسین نبوی نیک، محسن علی دارچینی، رضا عظیمی،
دوره 20، شماره 23 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: تمرینات پلایومتریک و ثباتمرکزی از روش های تمرینی هستند که ورزشکاران برای بهبود عملکرد خود از آن استفاده میکنند. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر شش هفته برنامه تمرینی ناحیه ثبات کمری-لگنی و پلایومتریک بر برخی شاخص های آمادگی جسمانی ورزشکاران بود.
روش شناسی: در این مطالعه نیمه تجربی 36 پسر ورزشکار به صورت داوطلبانه شرکت کرده و به طور تصادفی به سه گروه (گروه یک؛ تمرین ناحیه کمری – لگنی؛ گروه دو؛ تمرین پلایومتریک و گروه سه؛ کنترل) تقسیم شدند. یک روز قبل شروع شش هفته برنامه تمرینی از آزمودنیها آزمونهای عملکردی (پرش طول، پرش عمودی، دو 9 متر، آزمون چابکی 9×4، انعطافپذیری و پرتاب توپ مدیسین بال از حالت نشسته) گرفته شد. بعد از اتمام دوره تمرینی، از سه گروه پس آزمون به عمل آمد. برای تجزیه تحلیل اطلاعات از آنالیز واریانس یک سویه در سطح معناداری 05/0≥α استفاده شد.
نتایج: گروه تمرین ثبات کمری – لگنی و پلایومتریک افزایش معناداری را در اجرای آزمو نهای عملکردی (پرش عمودی، پرش طول، دوی 9 متر و آزمون چابکی) نشان دادند.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق استفاده از تمرینات ثبات کمری-لگنی و پلایومتریک برای بهبود برخی شاخص های آمادگی جسمانی ورزشکاران توصیه میشود.
خانم نفیسه سادات شاه امیری، دکتر محمدعلی سلیمان فلاح، دکتر فواد فیض الهی،
دوره 20، شماره 24 - ( 12-1401 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین ثبات مرکزی با و بدون کنزیوتیپ برعوامل بیومکانیکی مؤثر بر سندروم متقاطع تحتانی زنان است. ۳۶ زن ۳۰ تا ۴۰ ساله مبتلا به عارضه¬ی سندروم متقاطع تحتانی به صورت در دسترس و تصادفی به سه گروه ۱۲ نفری با تیپ، بدون تیپ و کنترل تقسیم شدند. برای اندازه گیری شیب لگن، دامنه ی حرکتی ران و زانو، قدرت ایزومتریک فلکسورها و اکستنسورهای ران و زانو، استقامت عضلات شکم، انعطاف پذیری اکستنسورهای ستون فقرات، استقامت عضلات ناحیه ی مرکزی بدن به ترتیب از اینکلاینومتر، گونیامتر، دینامومتر، آزمون فلکشن تنه، آزمون راست کننده ی تنه و آزمون پلانک به طرفین تنه استفاده شد. برای ارزیابی فرضیات پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس و در صورت مشاهده ی اختلاف معنی دار از مقایسه ی چندگانه ی میانگین ها به وسیله ی آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. تفاوت بین گروه با تیپ و کنترل در شیب لگن، دامنه ی حرکتی همسترینگ، راست رانی، قدرت فلکسور زانو و ران و اکستنسور ران معنی داربود(0.05≥p) . تفاوت بین گروه بدون تیپ و کنترل در شیب لگن، دامنه ی حرکتی راست رانی، اکستنسورهای ستون فقرات معنی داربود(0.05≥p). تفاوت بین گروه تمرین با و بدون کنزیوتیپ در دامنه ی حرکتی همسترینگ، سوئزخاصره، قدرت فلکسور زانو و ران، اکستنسور و اداکتور ران، استقامت عضلات شکمی، ناحیه ی مرکزی معنی دار بود(0.05≥p). نتایج نشان داد که انجام تمرین با تیپ نقش مؤثری در کاهش عارضه ی سندروم متقاطع تحتانی داشته است، لذا پیشنهاد میشود از تیپ به عنوان روشی غیر تهاجمی و کم هزینه همزمان با تمرین استفاده شود.
سیدمحمد حسینی، سید وحید سیدعزیزی، سحر بالا خیاوی، علی کشتی آرای،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده
محققین پژوهش حاضر را با هدف بررسی درد و اختلالات عضلانی مبتلایان به کووید ۱۹ با افرادی که تجربه ابتلا نداشتند، انجام دادند. پژوهش از نوع کاربردی و مقایسهای بود. نمونهها با استفاده از جی پاور 303 نفر محاسبه گردید که معلمان ورزش از تحقیق خارج شدند. پرسشنامه نوردیک در اختیار کارمندان آموزش و پرورش اردبیل قرار گرفت پس از بررسی، تعداد ۱۸۰ نفر مبتلا به کرونا در یک سال اخیر شناسایی و تعداد ۱۲۳ نفر با دامنه سنی 30 تا 45 سال عدم ابتلا را گزارش نمودند. سپس اختلالات عضلانی اسکلتی 9 ناحیه بدن در هر دو گروه با استفاده از آمار توصیفی و آزمون خی دو در سطح معناداری 01/0 ارزیابی شد. درد عضلانی گروه مبتلا بهطور معناداری (01/0>P) بیشتر از گروه سالم بود و همچنین بر اساس آزمون خی دو میزان کمر و گردن درد به ترتیب با ۵۲% و ۴۵% در افراد مبتلا نسبت به سایر اندامها بهطور معناداری بیشتر بود (01/0>P) درحالیکه تفاوت معناداری بین درد و ناراحتی اندامهای مختلف در گروه عدم ابتلا مشاهده نگردید. بیماران کرونایی ممکن است درد عضلاتی را تجربه نمایند و علت آن در پرسشنامه نوردیک علاوه بر ناهنجاری بدنی و خستگی مفرط عضلانی میتواند ناشی از بیماری کرونا باشد؛ بنابراین اخذ سابقه ابتلا به ویروس کووید ۱۹ قبل از استفاده از پرسشنامه نوردیک جهت تصمیمات اصلاحی ضروری است.
نرمین غنی زاده حصار، بهنام مرادی، مرضیه موسی قلیزاده فلاح،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده
سندرم متقاطع فوقانی از شایعترین اختلالات بالاتنه است که با 65-45 درصد از دردهای شانه مرتبط است. هدف از این تحقیق بررسی اثر تمرینات اصلاحی متمرکز بر عکسالعملهای زنجیرهای، روی وضعیت کتف، حس عمقی و ثبات عملکردی شانه دانش آموزان دختر دارای سندرم متقاطع فوقانی بود. 30 نفر از دانش آموزان دختر 14 تا 18 سال شهرستان ارومیه که دارای ناهنجاری مذکور بودند به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. از متر نواری برای ارزیابی فاصله بین نقطه میانی استرنوم به برجستگی کوراکوئید و فاصله خلفی جانبی آکرومیون به بخش مهرهای توراسیک (وضعیت کتف)، فلکسومتر لیتون جهت اندازهگیری حس عمقی، از آزمون Y به منظور ارزیابی عملکرد اندام فوقانی و برای سنجش زاویه سر و شانه به جلو و کایفوز به ترتیب از گونیامتر، متر نواری و خط کش منعطف استفاده گردید. از آزمون t مستقل و وابسته به ترتیب برای مقایسه میانگینهای بین گروهی و درون گروهی استفاده شد. مطالعه حاضر، اثر تمرینات اصلاحی بر وضعیت کتف، حس عمقی و ثبات عملکردی شانه دانشآموزان دختر دارای سندرم متقاطع فوقانی را معنادار نشان داد.
مسعود برزگر، ملیحه حدادنژاد، صدرالدین شجاع الدین، امیر لطافتکار، رز فولادی،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش مقایسه تأثیر هشت هفته تمرینات عصبی عضلانی با و بدون تکالیف دوگانه شناختی بر حس عمقی و تعادل ورزشکاران مبتلا به نقص لیگامان صلیبی قدامی بود. در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 39 فوتبالیست به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 13 نفره (گروه کنترل، گروه تمرینات عصبی عضلانی و گروه تمرینات عصبی عضلانی با تکالیف دوگانه) تقسیم شدند. دو گروه تمرینی، تمرینات را به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه انجام دادند. برای اندازهگیری حس عمقی به روش فوتوگرامتریک و برای سنجش تعادل از آزمون Y استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر حاکی از عدم تفاوت معناداری در حس عمقی مفصل زانو در زنجیره حرکتی باز (036/0>p) و بسته (003/0>p) بعد از ارائه مداخله بین سه گروه بود، اما عملکرد اندام تحتانی ورزشکاران بر اساس آزمون تعادلی Y در جهت قدامی (جلویی) و خلفی خارجی بعد از ارائه مداخله بین سه گروه معنادار بود (p≤0.05). ارائه تمرینات عصبی عضلانی به همراه تکایف دوگانه احتمالاً میتواند به عنوان یک رویکرد مفید جهت بهبود عملکرد اندام تحتانی بر اساس آزمون تعادلی Y در ورزشکاران مبتلا به نقص لیگامان صلیبی قدامی در نظر گرفته شود.
محسن محمدنیا احمدی، راضیه حیدری،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده
با توجه به پیشرفت استفاده از طب سنتی در تحقیقات اخیر، عصاره بادرنجبویه به عنوان عامل اثرگذار بر چربی خون و کاهنده استرس جسمانی و روانی موردتوجه قرارگرفته است. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر حاد مصرف عصاره هیدروالکی بادرنجبویه بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و کورتیزول بزاقی هنگام و پس از فعالیت تناوبی شدید است. تعداد 10 نفر از زنان غیرفعال (شاخص توده بدنی 60/0 ± 28/22 کیلوگرم بر مترمربع) در 2 جلسه مجزا در آزمون شرکت کردند. آزمودنیها در جلسه اول، عصاره هیدروالکلی بادرنجبویه (500 میلیگرم) و در جلسه دوم، دارونما (500 میلیگرم نشاسته) را 60 دقیقه قبل از انجام فعالیت تناوبی شدید (11 تناوب دویدن 1 دقیقه کار و 2 دقیقه استراحت به ترتیب با شدت 90 و 60 درصد max2vVO) مصرف نمودند. هزینه سوخت و سازی و اکسایش سوبسترا با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی، ضربان قلب با استفاده از ضربانسنج پولار و کورتیزول بزاقی به روش نورتابی شیمیایی اندازهگیری شد. نتایج نشان داد در دو گروه بادرنجبویه و دارونما بین شاخصهای میانگین اکسیژن مصرفی (51/0=P)، اکسایش چربی (9/0=P)، نسبت تبادل تنفسی (76/0=P)، هزینه انرژی (6/0=P)، ضربان قلب (42/0=P) و کورتیزول بزاقی (15/0=P) تفاوت معنیداری وجود نداشت. بر اساس یافتههای این مطالعه، مصرف عصاره هیدروالکلی بادرنجبویه همراه با انجام فعالیت تناوبی شدید تأثیری بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و سطح کورتیزول در زنان غیرفعال ندارد.
حمیدرضا برزگرپور، حمید رجبی، سعید محمدی، رعنا فیاض میلانی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: انجام تلاش ذهنی قبل و حین فعالیت ورزشی جسمانی باعث افزایش شاخصهای خستگی میشود و به نظر میرسد که اندازه این خستگی به نوع تلاش ذهنی بهکارگرفتهشده بستگی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر Stroop، AX-CPT و PVT همزمان با فعالیت ورزشی رکابزدن بر درک تلاش، ضربان قلب و کورتیزول است. روششناسی: 10 مرد دوچرخهسوار با میانگین سنی 5/4± 5/34 سال، قد 5/4± 177 سانتیمتر و حداکثر توان خروجی 36± 236 وات طی پنج جلسه به آزمایشگاه فراخوانده شدند. در جلسهی اول مشخصات آنتروپومتریک و آزمون تعیین حداکثر توان خروجی انجام شد. در چهار جلسهی بعد فعالیت ورزشی رکاب زدن بهمدت 45 دقیقه و با شدت 65 درصد حداکثر توان خروجی برروی چرخ کارسنج همراه (Stroop، AX-CPT و PVT) و بدون تلاش ذهنی (تماشای مستند) انجام شد. در حین انجام پروتکل درک تلاش و ضربان قلب هر 10 دقیقه توسط آزمونگر اندازهگیری شد. همچنین نمونهی خونی قبل و 30 دقیقه بعد از فعالیت بهمنظور اندازهگیری کورتیزول جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آنالیز تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد. نتایج: انجام 45 دقیقه تلاش ذهنی Stroop با فعالیت ورزشی رکاب زدن بهصورت همزمان، باعث افزایش معنیدار میزان درک تلاش، شاخص فشار ذهنی در پرسشنامه ناسا و غلظت کورتیزول نسبت به فعالیت ورزشی رکاب زدن تنها شد (p≤0/05) اما بین جلسات تلاش ذهنی AX-CPT و PVT با فعالیت ورزشی رکاب زدن تنها تفاوت معنیداری یافت نشد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد انجام تلاشهای ذهنی مختلف بهصورت همزمان با فعالیت ورزشی رکاب زدن بسته به میزان چالش و مدت زمان آنها میتوانند برخی شاخصهای خستگی را به میزان بیشتری تحت تاثیر قرار دهند.
المیرا احمدی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، رضا قراخانلو، گریگوری پیرسی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده
خستگی از شکایات بیماران مالتیپل اسکلروزیس (MS) است. در بیماران MS تعادل سایتوکاینهای التهابی در مغز برهم ریخته که یکی از رخدادهای آن خستگی ذهنی است و احتمالاً تمرینات هوازی میزان التهاب سایتوکاینها را تعدیل کرده و از این طریق خستگی ذهنی را کاهش میدهد. مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر تمرین هوازی شنا بر فاکتور پیش التهابی (اینترلوکین 6) و فاکتور ضدالتهابی (اینترلوکین 10) برای ارزیابی خستگی ذهنی در مغز موشهای ماده پس از القای EAE انجام شد. در این پژوهش 21 موش (8 هفتهای، 18 تا 20 گرم) به 3 گروه کنترل سالم، کنترل EAE و فعالیت ورزشی هوازی شنا EAE تقسیم شدند و حیوانات در گروه تمرین طی 4 هفته، هرهفته 5 جلسهی 30 دقیقهای به تمرینات شنا با شدت متوسط پرداختند. بررسی آزمایشگاهی متغیرهای پژوهش با روش وسترن بلات انجام شد. نتایج نشان داد در میزان IL-6 در میان گروه EAE و تمرین شنا تفاوت معناداری وجود نداشت اما میزان IL10 در گروه تمرین شنا نسبت به گروه EAE افزایش معنی داری نشان داد. با این حال نسبت مقادیر IL10/IL6 بین گروه تمرین شنا با EAE نیز معنادار نبود. بنظر میرسد تمرینات هوازی شنا با شدت متوسط، بدون تغییر در عامل پیش التهابی، همراه با سوق دادن به سمت عوامل ضدالتهابی، با افزایش IL10، میتواند بین گروه EAE و تمرین شنا منجر به بهبود تعادل شاخص التهابی و کاهش میزان خستگی ذهنی ناشی از خستگی سایتوکاینی گردد.
محمدجواد رضی، حسن مدرس سبزواری، زهرا شاکری حسین آباد،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: همهگیری کرونا و آموزش مجازی ممکن است تأثیرات نامطلوبی بر وضعیت اسکلتی-عضلانی و فعالیت بدنی دانشجویان داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شرایط آموزش مجازی و افزایش زمان نشستن بر اختلالات اسکلتی-عضلانی و سطح فعالیت بدنی دانشجویان انجام شد.
روش: در این مطالعه توصیفی، ۴۴۰ دانشجوی دختر و پسر دانشگاه فرهنگیان پردیس یزد بهعنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامههای استاندارد نوردیک (برای ارزیابی وضعیت اسکلتی-عضلانی) و بک (برای سنجش فعالیت بدنی) استفاده شد. دادهها با آزمونهای مکنمار، یومن-ویتنی و همبستگی اسپیرمن در سـطح معناداری 05/0≥p تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در دوران کرونا نسبت به قبل از آن افزایش معناداری داشته است (05/0>p). همچنین، ارتباط معناداری بین کاهش فعالیت بدنی و افزایش اختلالات اسکلتی-عضلانی مشاهده شد (05/0>p). دانشجویانی که اصول صحیح نشستن را رعایت نمیکردند، اختلالات معناداری در نواحی گردن (0001/0>p)، شانه (006/0=p)، مچ دست 002/0=p)، کمر (001/0=p) لگن (01/0=p)و زانو (001/0=p) داشتند.
نتیجهگیرینهایی: یافتهها حاکی از آن است که شرایط قرنطینه و آموزش مجازی میتواند منجر به افزایش اختلالات اسکلتی-عضلانی و کاهش فعالیت بدنی دانشجویان شود. توجه به ارگونومی محیط مطالعه و تشویق به فعالیت بدنی در دوران همهگیری ضروری است.
رعناالسادات حیدری، منصور صاحبالزمانی، فاطمه کریمی افشار،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پایداری ناحیه مرکزی برای پیشگیری و بهبود کمردرد ضروری است؛ بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات ثبات مرکزی معلق بر تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی و درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی است.
روش بررسی: 21 زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بهطور تصادفی در گروههای تجربی (11 نفر، سن: 2/8±1/35) و شاهد (10 نفر، سن: 6/7±9/32) قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد به ترتیب با استفاده از آزمونهای معتبر پایداری ناحیه مرکزی، شاخص اندازهگیری میزان درد و دستگاه تعادلسنج بایودکس اندازهگیری شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس ترکیبی جهت آنالیز دادهها استفاده گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه، در گروه تجربی برخلاف گروه شاهد، تفاوت معنیداری در متغیرهای تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد از پیشآزمون به پسآزمون وجود داشت؛ همچنین این تفاوت بین گروه تجربی و شاهد نیز مشاهده گردید (05/0≥P).
نتیجهگیری: مطابق نتایج حاصل، تمرینات ثبات مرکزی تیآر ایکس ممکن است منجر به بهبود همزمان پایداری مرکزی، تعادل ایستا و پویا و کاهش درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شود. دلیل آن میتواند خاصیت بیثباتی این تمرینات و افزایش فعالسازی عضلات ناحیه مرکزی بدن همزمان با تغییر وضعیت بدن و اجرای حرکات اندام فوقانی و تحتانی باشد.
روح الله نیکویی، بهاره حاجملک، داریوش مفلحی، امیر نژادوزیری،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش نیمه تجربی حاضر، بررسی اثر مقاومت به انسولین بر انتخاب سوبسترای مصرفی حین تمرین در زنان چاق دیابتی بود.
روش: 24 زن غیرفعال چاق بهطور هدفمند انتخاب و در سه گروه سالم (n=8,BMI=31.03±1.18)، دیابتی غیر مقاوم به انسولین (n=8,BMI=30.91±0.78) و دیابتی مقاوم به انسولین (n=8,BMI=31.57±0.91) در تحقیق شرکت و یک آزمون فزاینده استاندارد را با بار کاری اولیه 50 وات و افزودن 20 وات به بارکاری هر 3 دقیقه تا وقوع واماندگی، انجام دادند. گازهای تنفسی در خلال آزمون جمعآوری شد. FATmax بهعنوان نقطهای که چربی بیشترین سهم را در انرژی مصرفی تمرین دارد و نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات بهعنوان نقطهای که سوخت غالب از چربی به کربوهیدرات تغییر میکند، تعیین و اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با آنها استخراج روش آنالیز واریانس یکراهه با هم مقایسه شدند.
نتایج: مقادیر اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات در هر دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل پایینتر در گروه مقاوم به انسولین نسبت به گروه غیرمقاوم به انسولین و سالم بهطور معنیدار پایینتر بود (همه P ˂0.05). اکسیژن مصرفی معادل با نقطه FATmax گروه غیرمقاوم به انسولین و مقاوم به انسولین نسبت به گروه کنترل نیز پایینتر بود (همه P ˂0.05) و دو گروه دیابتی باهم تفاوتی نداشت.
نتیجهگیری: بهطورکلی نتایج حاکی است که مقاومت به انسولی
افشین مقدسی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: کف پای صاف منعطف یکی از شایعترین ناهنجاریهای پا است که میتواند منجر به اختلال در عملکرد راه رفتن و دردهای مزمن شود. تقویت عضلات موضعی کف پا در کنترل پرونیشن مؤثر است؛ بااینحال، تأثیر تمرینات جامع که شامل تقویت سایر گروههای عضلانی دیستال و پروگزیمال نیز باشد، هنوز بهطور کامل مشخص نیست. هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرینات اصلاحی جامع و موضعی بر شاخص پاسچر پا در افراد مبتلا به کف پای صاف منعطف بود.
روش: 44 نفر از دانشآموزان مراجعهکننده به مرکز تمرینات اصلاحی نشاط شهر ایلام با نمره شاخص پاسچر پا بین ۶ تا ۱۲، بهصورت تصادفی طبقهای در چهار گروه تقسیم شدند: تمرینات اینترینسیک، تمرینات اینترینسیک + اکسترینسیک، تمرینات اصلاحی جامع و کنترل. شاخص پاسچر پا در پیشآزمون و پایان هفتههای ششم و دوازدهم اندازهگیری شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مدل ترکیبی انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروههای تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری در شاخص پاسچر پا ایجادشده است (05/0>P). گروه جامع کاهش معناداری را نسبت بهتمامی گروهها نشان داد (05/0>P). بین دو گروه اینترینسیک و اینترینسیک + اکسترینسیک در پای راست (980/0=P) و چپ (965/0=P) اختلاف معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تمرینات اصلاحی جامع با فعالسازی تمامی عضلات دیستال و پروگزیمال و بهرهگیری از اصل واکنشهای زنجیرهای بدن، مؤثرتر از تمرینات موضعی در اصلاح کف پای صاف منعطف است و میتواند بهعنوان برنامه تمرینی توصیهشده برای پیشگیری و اصلاح این ناهنجاری مورد استفاده قرار گیرد.
مینا خنتان، بهروز عبدلی، علیرضا فارسی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: تحریک جریان مستقیم فرا جمجمهای (tDCS) از جدیدترین روشها جهت ارتقای عملکرد ورزشی و آمادگی روانی ورزشکاران حرفهای است. در پژوهش حاضر، اثرات 10 جلسه tDCS آندال، دوگانه همزمان در یک نیمکره مغز، در نواحی قشر حرکتی اولیه (M1) و قشر پیشپیشانی پشتی (DLPFC) را بر عملکرد شنا، سرسختی ذهنی و فشار ادراکشده بررسی کردیم.
روش: 20 شناگر حرفهای مرد (سن: 86/2±00/19 سال) بهصورت تصادفی به دو گروه tDCS (10=n) و شاهد (10=n) تقسیم شدند. روز اول، پرسشنامه سرسختی ذهنی (SMTQ)، روز بعد آزمون عملکرد 100 متر شنای آزاد و مقیاس فشار ادراکشده (RPE) بهعنوان پیشآزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. از روز سوم، 10 جلسه tDCS، هر جلسه به مدت 20 دقیقه و شدت 2 میلیآمپر، نیم ساعت پس از تمرین متداول شنا، سه روز در هفته اعمال شد. 48 ساعت پس از دهمین جلسه tDCS، ارزیابیها تکرار شدند. تجزیهوتحلیل آماری با ANCOVA انجام شد.
یافتهها: پس از ده جلسه tDCS، عملکرد شنا بهطور معنیداری بهبود یافت؛ نمره کل سرسختی ذهنی بهطور معنیداری افزایش یافت و تغییر معناداری در RPE مشاهده نشد.
نتیجهگیری نهایی: بر این اساس، tDCS چند جلسهای همراه با تمرینات متداول برای بهبود عملکرد شناگران و جنبههای روانشناختی توصیه شده که میتواند بهعنوان یک روش آمادهسازی مغزی برای بالا بردن سرسختی ذهنی و عملکرد ورزشی در نظر گرفته شود.