41 نتیجه برای ورزش
علی اکبر فاضل، لاله باقری، نادر رهنما، سمیرا عمادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخصهای عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0≤p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخصهای عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0≤p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخصهای عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0≤p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخصهای عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0≤p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
احسان آبشناس، محمدحسین علیزاده، محسن نادری،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و هدف: از چالشهای جدی در ورزش، روشهای پیشبینی آسیب است که میتواند در خصوص پیشگیری و کاهش آسیب کمککننده باشد. لذا هدف از اجرای این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا آزمون های غربالگری حرکتی عملکردی، تعادلی وای و سیستم امتیازدهی خطای فرود قدرت پیشبین آسیب های ورزشی دانشجویان دختر ورزشکار را دارد؟ روششناسی: این مطالعه از نوع کوهرت آیندهنگر بود. جامعه پژوهش حاضر ورزشکاران زن دانشگاهی و نمونه پژوهش 124 نفر از دانشجویان ورزشکار دختر شرکتکننده در پانزدهمین المپیاد ورزشی دانشجویی ایران بودند که به صورت در دسترس مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمون تعادل Y، سیستم امتیازدهی خطای فرود و آزمون غربالگری حرکتی عملکردی از نمونهها قبل از المپیاد گرفته شد و آسیبهای ورزشکاران در طول مسابقات توسط فرم جمع آوری اطلاعات ثبت شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمون رگرسیون لجستیک و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که درمجموع 26 آسیب در طول مسابقات در 124 نفر آزمودنی به ثبت رسید. هیچ یک از متغیرهای پیشبین قابلیت پیشبینی متغیر ملاک یعنی آسیبدیدگی را نداشتند (05/0p>). نتیجهگیری: در یک نتیجهگیری کلی بر اساس نتایج این تحقیق، امکان پیشبینی آسیب به صورت عمومی با استفاده از آزمونهای عملکردی وجود ندارد.
خانم فاطمه صفری، خانم ریحانه رفیعی، خانم هانیه گلشادی، آقای حامد رضایی آدریانی، دکتر مجتبی بابایی خورزوقی، دکتر محسن شنبه،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
آسیبهای ورزشی به دلایل متعددی از جمله درک ماهیت و انواع آنها، شناسایی عوامل خطر، تعیین اثربخشی تجهیزات در این زمینه و بررسی تفاوتهای فردی در آسیبها، حائز اهمیت است. این آسیبها، از رگ به رگ شدن و کشیدگی عضله تا شکستگی استخوان، در بین ورزشکاران رایج است و میتواند به طور قابل توجهی بر عملکرد آنها تأثیرگذار باشد. یکی از روشهای پیشگیری از بروز انواع آسیبها استفاده از منسوجات هوشمند و فناوریهای پوشیدنی میباشد. عنوان منسوجات هوشمند به ساختارهای مبتنی بر منسوج اطلاق میشود که قابلیت حس کردن و یا واکنش نشان دادن به محرکهای مختلف از جمله متغیرهای فیزیولوژی بدن را دارند. اینگونه منسوجات نقش بسیار قابل توجهی در نظارت بر عملکرد ورزشکاران رشتههای مختلف و همچنین بهبود آسیبهای ورزشی چه در بین ورزشکاران و چه در افراد مختلف در سطح جامعه ایفا میکنند. در این تحقیق تلاش شده است تا ضمن مروری بر تعاریف، ماهیت و انواع آسیبهای ورزشی، مبانی و زمینههای استفاده از منسوجات هوشمند در ورزش، مورد بررسی قرار بگیرد. همچنین منسوجات هوشمند گرمازا به عنوان یکی از روشهای پیشگیری، بهبود و درمان آسیبهای ورزشی، در این پژوهش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اطلاعات از طریق جستجو در گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر با استفاده از کلیدواژههایی مانند "آسیبهای ورزشی"، "منسوجات هوشمند"، "فناوری پوشیدنی" و "منسوجات گرمازا" در بازه زمانی 2000-2023 جمعآوری شده است. این مرور از یک روش سیستماتیک پیروی کرده است که شامل تعریف موضوع، انتخاب پایگاههای داده مرتبط و استفاده از ترکیبی از کلیدواژهها برای جمعآوری منابع جامع و نماینده میباشد. مهمترین یافتههای بهدستآمده از مرور مقالات، شامل اثربخشی گرما درمانی در کاهش درد عضلانی و تسریع بهبودی، نقش منسوجات هوشمند در درمان آسیبهای ورزشی و پیشرفتهای فناوری پوشیدنی در نظارت و بهبود عملکرد ورزشی میباشد. انعطاف پذیری، قابلیت گذردهی هوا و قابلیت کنترل دما، از ویژگیهای ساختارهای مبتنی بر منسوج طراحی و بررسی شده در تحقیقات مختلف بود. همچنین بررسی های صورت گرفته نشان داد که ساختارمنسوج طراحی شده و نوع مواد رسانا از قبیل پلیمرهای رسانا و نخ های رسانا برروی قابلیت گرمازایی و یکنواختی آن، اثرگذار است و استفاده از نخهای رسانا مزایای فنی مطلوب تری از قبیل یکنواختی بالاتر در تولید حرارت نسبت به روش های دیگر دارد.
عادل نجفی بابادی، محمد فشی، شرکو احمدی، علیرضا خاتمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی مستقیم یک تکرار بیشینه (1RM) ورزشکاران نابینا به دلیل محدودیتهای بینایی و خطرات مرتبط با آن چالشبرانگیز است. به همین دلیل، شاخص درک فشار (RPE) بهعنوان روشی ایمنتر و غیرمستقیم پیشنهاد شده است. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین شاخص درک فشار و درصدهای مختلف 1RM در حرکت پرس سینه ورزشکاران نابینا بود.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمهتجربی، ۴۳ ورزشکار نخبه نابینا (میانگین سنی 2/27 ± 5/5 سال؛ شاخص توده بدنی 5/25 ± 4/2 کیلوگرم بر مترمربع) در چهار رشته ورزشی (گلبال، فوتبال، دوومیدانی و شنا) در دستههای B1، B2 و B3 شرکت کردند. ابتدا 1RM برای هر ورزشکار به روش استاندارد ارزیابی شد و سپس شاخص RPE در درصدهای 40 تا 90 درصد 1RM با استفاده از مقیاس CR-10 تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری (r = 0.89) بین RPE و درصدهای مختلف 1RM وجود دارد. میانگین نمرات RPE در 40 درصد 1RM برابر 16/3، 50 درصد 13/4، 60 درصد 32/5، 70 درصد 85/6، 80 درصد 04/8 و در 90 درصد 05/9 بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که RPE میتواند بهعنوان ابزاری ایمن و قابل اعتماد در برنامهریزی تمرینات مقاومتی برای ورزشکاران نابینا، در کنار 1RM استفاده شود.
آقای سید مصطفی طباطبایی، دکتر فریده باباخانی، دکتر رامین بلوچی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه واهداف: فلاس باند به طور فزاینده ای در زمینه تمرینات ورزشی و پیشگیری از آسیب محبوب شده است. با توجه به نیاز به مطالعات بیشتر در مورد اثر گذاری فلاس باند بر روی قدرت ایزومتریک و فعالیت عصبی عضلانی، این پژوهش قصد دارد میزان اثر گذاری فلاس باند را بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات خم کننده مج دست جودوکاران بررسی نماید.
مواد و روش ها: این تحقیق بر روی جودوکاران با سابقه تمرینی حداقل دو سال و دامنه سنی 20- 30 سال انجام شد. ابتدا از افراد تست قدرت ایزومتریک با استفاده از دینامومتر گرفته شد و در همین هنگام ، فعالیت عصبی و عضلانی عضلات خم کننده مچ دست با استفاده از دستگاه EMG ثبت می شد. سپس آزمودنی هااقدام به پیچیدن فلاس باند طبق پروتکل اجرایی کردند و بعد از اتمام آن ،تست قدرت و فعالیت عصبی عضلانی بلافاصله و 20 دقیقه بعد از باز کردن فلاس باند از افراد گرفته می شد. این اندازه گیری یک بار به صورت اثر آنی (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله) و یک بار بعد از هشت هفته پروتکل فلاس باند انجام شد. برای قدرت ایزومتریک از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری و برای فعالیت الکترومایوگرافی از آزمون فریدمن استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که استفاده از فلاسباند، به صورت آنی تأثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن انگشتان دست جودوکاران ندارد (384/0=p) . نتایج آزمون فریدمن نشان داد فعالیت الکتریکی عضلات خم کننده سطحی انگشتان، خم کننده مچی زنداعلایی، خم کننده مچ زند اسفلی حین تکلیف حرکتی چنگ زدن در طی مراحل اندازهگیری مختلف (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله، و هشت هفته بعد) تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0≤p). نتایج نشان داد که هشت هفته فلاس باند تاثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن از مرحله پیش آزمون تا مرحله پس آزمون نداشته است (137/0=p).
نتیجهگیری:استفاده از فلاس باند بصورت پروتکل 8 هفته ای با بکارگیری حداقل دو روز در هفته بر روی قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومایوگرافی عضلات خم کننده سطحی ساعد اثر مثبتی نداشته است .
mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">
سعید واحدی، نگار رستمی، رقیه افرونده، علی فهمی قلخانلو،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و هدف: استعدادیابی ورزشی فرایند کشف قابلیتهای بالقوه ورزشکاران و تعیین انطباق این قابلیت ها بر پارامترهای اساسی و مؤثر در رشته های ورزشی مختلف است. چهره یکی از ابزارهای بیومتریک در شناسایی ویژگی های افراد می باشد. هدف از تحقیق بررسی ارتباط برخی از فاکتور های بیومتریک چهره با شاخص های عملکردی کودکان 9- 11 سال غیر ورزشکار می باشد.
مواد و روش: تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و طرح تحقیق حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر مقطع دوم تا پنجم ابتدایی شمال شهرستان مرند بودند که تعداد 160 نفر شرایط ورود به تحقیق را پیدا کردند. ابعاد بیومتریک چهره با تصویربرداری در شرایط استاندارد و آنالیز آن به روش پیکسل بندی در دو نمای تمام رخ و نیم رخ انجام شد. شاخص های عملکردی شامل توان هوازی با آزمون 6 دقیقه پیاده روی سریع، قدرت پنچه با ابزار نیروسنج گریپ و تعادل ایستا با آزمون لک لک اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون همبستگی پارامتریک پیرسون انجام شد. کلیه محاسبات آماری با نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح معنی داری 5 درصد انجام شد.
یافتهها: در متغیر نسبت طول چهره به عرض چهره رابطه همبسته معنی دار و مثبت با توان هوازی (004/0 , p=317/0r= ) و همبستگی منفی و معنی داری با قدرت گریپ (014/0 , p=270/0r=- ) و بین متغیر نسبت طول بینی به عرض بینی با توان هوازی (027/0 , p=244/0r= ) همیستگی معنی دار مثبت مشاهده شد. علاوه بر آن بین متغیر زاویه نوک بینی و تعادل ایستا (007/0 , p=298/0r= ) و متغیر زوایه منتولابیال با قدرت گریپ (049/0 , p= 215/0r=- ) همبستگی معنی داری وجود دارد.
نتایج: از نتایج این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که شاخصهای بیومتریک چهره که تابع وراثت می باشند بر عملکردهای قابل توسعه و تغییر پذیر مانند توان هوازی، قدرت و تعادل ایستا موثر واقع می شود.
یونس سرکبود، محمدرضا کردی، سیروس چوبینه، ،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و هدف: استرس اکسیداتیو و التهاب عصبی از مکانیسمهای کلیدی در پاتوفیزیولوژی بیماری صرع هستند. فعالیت ورزشی در کنترل و بهبود علائم صرع نقش دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر تمرینات تداومی با شدت متوسط (MICT) بر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز (SOD) وگلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، سطوح پروتئینهای HMGB1 و IL-10 و شدت تشنج در هیپوکمپ رتهای مبتلا به صرع انجام شد.
روش: 32 سر رت نر ویستار (سن: 6 تا 8 هفته و میانگین وزن: ۲۲۶٫۶۲۵±۱۴٫۹۶۶) به گروههای صرع، کنترل، شم و صرع + MICT تقسیم شدند. پس از اتمام پروتکل هشت هفتهای تمرین، فعالیت SOD و GPx با الایزا، سطوح HMGB1 و IL-10 در بافت هیپوکمپ با وسترنبلات و شدت تشنج بر اساس مقیاس راسین اندازه گیری شد. دادهها از طریق آزمون تحلیل واریانس یکراهه و آزمون یومنویتنی در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: القای صرع منجر به کاهش فعالیت آنزیمهای SOD (0.02p < ) و GPx (0.001p < ) ، افزایش پروتئینHMGB1 (0.001p < ) ، کاهش پروتئین IL-10(0.001p < ) و افزایش شدت تشنج شد. تمرین MICT موجب افزایش فعالیت آنزیم GPx (0.048p < ) و کاهش سطح HMGB1 (0.001p < ) در گروه تمرینی نسبت به گروه صرع شد. اگرچه فعالیت آنزیم SOD (0.953p < ) و سطح IL-10 (0.198p < ) تغییر معناداری نیافت، اما شدت تشنج در گروه تحت تمرین به طور قابل توجهی کاهش یافت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرینات تداومی با شدت متوسط با تقویت سیستم آنتیاکسیدانی و کاهش التهاب عصبی، اثرات محافظتی خود را اعمال کرده و باعث کاهش شدت تشنج در رتهای مبتلا به صرع میشود.
نادر شوندی، حیدر صادقی، حجت الله نیک بخت، رحمان شیخ حسینی،
دوره 10، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
در ورزشهایی مانند هندبال، تنیس و والیبال فرد نیاز دارد نیروی زیادی را در بالای شانه اعمال کند. در
چنین ورزشهایی ورزشکاران در معر ضایعات استفاده بیش از حد قرار دارند. سندرم عضله تحت
خاری به مفهوم ضعف و آتروفی بدون درد این عضله است که به دنبال نوروپاتی عوب فوق کتفی به
وجود میآید. هدف این تحقین بررسی اثر شیوه تمرینی کوتاه مدت قدرتی استقامتی فزاینده و تحریک -
الکتریکی بر قدرت و پارامترهای الکترومیوگرافی عضله تحت خاری است.
21 بازیکن والیبال مبتلا به سندرم عضله تحت خاری به طور توادفی به دو گروه تمرینات قدرتی -
13/1±7/ 211 سانتیمتر، وزن 1 /3±1/ 11 سال، قد 6 /1±3/ استقامتی فزاینده ) 6 نفر، میانگین سنی 1
3 سال( و تحریک /11±2/ 1 و سابقه عضویت در تیم ملی 7 /1±1/ کیلوگرم، سابقه ورزش والیبال 0
16 کیلوگرم، /1±6/ 211 سانتیمتر، وزن 1 /0±2/ 11 سال، قد 0 /1±1/ الکتریکی ) 6 نفر، میانگین سنی 0
1 سال( تقسیم شدند. 15 نفر از /3±1/ 1 و سابقه عضویت در تیم ملی 1 /0± سابقه ورزش والیبال 1
10 سانتیمتر، وزن /6±3/ 10 سال، قد 1 /2±1/ بازیکنان سالم نیز به عنوان گروه کنترل )میانگین سنی 1
3 سال( در /1±1/ 1 سال و سابقه عضویت در تیم ملی 3 ±3/ 10/6±7/2 کیلوگرم، سابقه ورزش والیبال 1
نیر گرفته شدند. مداخلات درمانی به مدت 1 هفته انجام شد. الکترومیوگرافی سطحی عضلات تحت
خاری و گرد کوچک و حداکثر قدرت ایزومتریک عضلات چرخ دهنده خارجی قبل و بعد از مداخلات
اندازهگیری شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون t همبسته و تحلیل واریانس یکطرفه در سط اطمینان
10 درصد ) 5950 P< ( انجام شد.پس از هشت هفته، حداکثر قدرت ایزومتریک عضلات چرخدهنده خارجی در هر دو گروه تاربی
افزایش معنیداری نشان داد، ولی در فاکتورهای IEMG و RMSEMG تغییر معنیداری مشاهده نشد.طبن یافتههای این تحقین، تمرینات قدرتی استقامتی فزاینده و تحریک الکتریکی باعث افزایش حداکثر -
قدرت ایزومتریک عضلات چرخدهنده خارجی بازو میشوند. ولی هر دو روش درمانی تأثیری بر
پارامترهای الکترومیوگرافی عضلات تحت کتفی و گرد کوچک ندارند. به نیر میرسد نمیتوان از
الکترومیوگرافی سطحی برای تعیین اثر این پروتکلها بر عضلات فوق استفاده کرد.
زهرا درزی شیخ، محمدحسین علیزاده، علی اشرف جمشیدی،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1391 )
چکیده
ناتوانی باقیمانده در مچ پا به دنبال پیچ خوردگی اولیه اسپرین مجدد را طی فعالی تهای فیزیکی به دنبال دارد و در
30 درصد از موارد منجر به ناپایداری عملکردی مچ پا م یشود. هدف تحقیق حاضر تعیین حداکثر گشتاور به وزن
کانسنتریک و اکسنتریک عضلات مچ پا در زنان ورزشکار سالم و مبتلا به ناپایداری عملکردی بوده است. 30 زن
ورزشکار حاضر در لیگ برتر تهران با دامنه سنی 20 تا 28 سال با روش نمون هگیری در دسترس انتخاب شدند.
پس از انجام آزمو نهای بالینی و پرکردن پرس شنامه آزمودن یها به دو گروه کنترل و گروه با ناپایداری عملکردی
مچ پا تقسیم شدند. سپس حداکثر گشتاور به وزن اینورژن، اورژن مچ در سرعت 60 و پلانتار فلکشن و دورسی
مستقل t فلکشن مچ پا در سرعت 120 درجه بر ثانیه تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری
استفاده شد. یافته ها نشان داد که تنها تفاوت معن یداری در حداکثر گشتاور کانسنتریک پلانتار فلکشن بین دو
نتایج تحقیق بر ضرورت اهمیت گشتاور کانسنتریک عضلات پلانتار فلکسور در .(p < 0/ گروه وجود دارد ( 05
ناپایداری عملکردی مچ پا در برنام هریزی پروتکل های درمانی و توا نبخشی ورزشکاران آسی بدیده دلالت دارد.
محمدرضا محمودخانی، علی پشابادی، مجید نیری،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1391 )
چکیده
ورزشهای مختلف به ورزشکارانی با ابعاد و اندازههای بدنی خاص نیاز دارند. نتایج برخی تحقیقات
پیکرسنجی از ارتباط ویژگیهای تیپ بدن با عملکرد ورزشی، تشابه نوع پیکری بازیکنان جوان و بزرگسال
یک رشته و ثبات تیپ بدنی در طول عمر حکایت دارد. با توجه به اینکه تیپ بدنی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی
است و از تمرین و تغذیه تأثیر اندکی میپذیرد، این شاخص میتواند در شناسایی افراد مستعد سودمند باشد.
با توجه به نیافتن پژوهشی در خصوص نیمرخ تیپ بدنی نونهالان ایرانی، هدف تحقیق حاضر توصیف
نیم رخ تیپ بدنی پسران 9 تا 13 سالۀ ایرانی استان های کشور در رشت ههای رزمی بود. تحقیق حاضر توصیفی
13 ساله است که در برنامههای - و از نوع میدانی است. نمونه آماری شامل 1726 نفر از نونهالان پسر 9
اوقات فراغت تابستانی سازمان ورزش بسیج در مراکز استان ها ثبت نام کرده بودند. براساس دستورالعمل
متغیرهای منتخب پیکری اندازهگیری و تیپ بدنی به روش هیث-کارتر محاسبه گردید. نتایج نشان ،ISAK
داد جزء اکتومورفی نونهالان پسر ایرانی 3,1 ، جزء مزومورفی 4,1 و جزء اندومورفی آ نها 3,1 بود. همچنین
مشخص گردید که نونهالان پسر ایرانی به طور کلی تیپ بالانس مزومورف دارند. بر اساس مطالعات قبلی،
در رشته کاراته تیپ بدنی نخبگان تیمهای مطرح دنیا از جمله آلمان اکتومورفیک-مزومورف بود؛ همچنین
نوع پیکری نخبگان جهانی تکواندو نیز اکتومورفیک-مزومورف گزارش شده و در رشته جودو نیز تیپ بدنی
نخبگان جهانی بالانس مزومورفی بود. طبق یافتههای تحقیق بهلحاظ تیپ بدنی، نونهالان استانهای ایلام،
فارس، قزوین، قم، لرستان، خراسان رضوی و یزد از تیپ بدنی اکتومورفیک -مزومورف برخوردار بودند و
استانهای مازندران، کرمان، کرمانشاه، کردستان، مرکزی، آذربایجا نشرقی، اهواز، بوشهر نیز از تیپ بدنی بالانس مزومورفی برخوردارند. در مجموع، نونهالان استان ایلام از بالاترین تطابق با ویژگی تیپ بدنی
کاراتهکارهای نخبه برخوردار بودند و پس از آن نونهالان استانهای قم و قزوین قرار داشتند. همچنین
بهلحاظ بیشترین تطابق با ویژگی تیپ بدنی تکواندوکاران نخبه، استانهای فارس، لرستان، خراسانرضوی و
یزد از سطح انطباق بالاتری برخوردار بودند. در رشته جودو نیز استانهای مازندران و اهواز از بیشترین تطابق پیکری برخوردار بودند. به طورکلی، این اطلاعات میتواند زمینه مناسبی برای سیاست گذاری
هدفمند بخش های اجرایی کشور در عرصه استعدادیابی و ورزش قهرمانی بهویژه در رشتههای پرمدال
رزمی فراهم آورد. اگرچه نتایج آزمونهای پیکری بهویژه تیپ بدنی در استعدادیابی و تعیین قطبهای
ورزشی کاربرد گسترده و قابل اعتنایی دارد، با توجه به اهمیت سایر فاکتورها نظیر جسمانی و روانی در
موفقیت ورزشی انجام پژوهشهای بیشتر در این زمینه ضروری است.
سیدمحمد مرندی، فرزانه رضایت، فهیمه اسفرجانی، زینب رضایی،
دوره 11، شماره 5 - ( 1-1392 )
چکیده
هدف این پژوهش تعیین تأثیر دوازده هفته تمرین منظم تایچی بر میزان افسردگی، کیفیت خواب و برخی
69 ، قد /15±5/ عوامل فیزیولوژیک سالمندان مقیم خانه سالمندان بود. بدینمنظور، 58 نفر از آنها (سن 3
58 کیلوگرم)، که در خانه سالمندان صادقیه ساکن بودند انتخاب و به /13 ±4/ 154±0/1 سانتیمتر و وزن 4
صورت هدفمند به دو گروه تجربی ( 27 نفر) و کنترل ( 30 نفر) تقسیم شدند. دوره تمرینی سهماهه "تایچی
چوان" به صورت سه جلسه در هفته و به مدت 30 دقیقه بود. قبل از شروع برنامه تمرینی و پس از اتمام
دوره، ضربان قلب استراحت، فشارخون سیستول و دیاستول، قدرت عضلانی دستها، انعطافپذیری تنه،
تعادل ایستا، میزان افسردگی و کیفیت خواب آزمودنیها اندازهگیری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از
آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. براساس یافتهها، پس از تمرینات تایچی، اختلاف معناداری در میزان
ضربان قلب استراحتی، فشارخون و انعطافپذیری بین دو گروه وجود نداشت. اما، قدرت دست راست و
چپ آزمودنیها، وضعیت تعادل و کیفیت خواب گروه تجربی نسبت به گروه کنترل افزایش معنادار و میزان
افسردگی کاهش معنادار یافت. به نظر میرسد ورزش تایچی با تأثیر بر برخی عوامل فیزیولوژیک و روانی
سالمندان سبب بهبود وضعیت زندگی آنان میشود.
احمد آزاد، علی گرزی،
دوره 11، شماره 5 - ( 1-1392 )
چکیده
بررسی ها حاکی از بهبود مقاومت به انسولین پس از فعالیت بدنی منظم است. با وجود این رابطه، اثر تعداد
جلسات تمرین در روز مشخص نیست. هدف این تحقیق بررسی اثر یک یا دو جلسه فعالیت بدنی با شدت
و مدت برابر در روز بر مقاومت به انسولین است. 30 مرد می ا نسال غیرفعال داوطلب (با میانگین
26/5±3/6 کیلوگرم بر مترمربع و BMI ، 80 کیلوگرم /4±13/ 174 سانتیمتر، وزن 6 /1±5/ 43 ، قد 3 /6±6/ سن 5
35/46±6 میلی لیتر در کیلوگرم) به صورت تصادفی به گروه کنترل ( 10 نفر)، گروه یکجلسه ( 10 =VO2max
نفر) و دوجلسه تمرین در روز ( 10 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین عبارت بود از 16 هفته، هفته ای پنجروز
2) در روز. شدت تمرین در هفته × دویدن روی نوار گردان، به صورت یک (دقیقه 30 ) یا دوجلسه (دقیقه 15
بود و در هفته شانزدهم به 70 تا 80 درصد رسید. گلوکز، انسولین و HRmax اول 40 تا 50 درصد
درحالت پایه و BMI ادیپونکتین خون (ناشتا)، مقاومت به انسولین، آمادگی قلبی- تنفسی، چاقی شکم و
پسآزمون اندازه گیری و از آزمون تی جفتی و تحلیل واریانس برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. پس
0/ چاقی شکم ( 05 ،(P< 0/ از 16 هفته تمرین، درمقایسه با گروه کنترل، کاهش معن یدار گلوکز خون ( 05
در دو گروه تجربی مشاهده (P< 0/ و افزایش معنی دار آمادگی قلبی تنفسی ( 05 ،(P< 0/05) BMI ،(P<
بود و ادیپونکتین فقط در گروه یکجلسه (P> 0/ شد؛ درحالیکه مقاومت به انسولین فاقد تغییر معن یدار ( 05
براساس یافت ههای تحقیق به نظر م یرسد تقسیم جلسه فعالیت بدنی به .(P< 0/ تمرین افزایش یافته بود ( 05
دوبخش کوتا هتر می تواند نی مرخ گلوکز، آمادگی قلبی- تنفسی و شاخص های چاقی را مانند یکجلسه فعالیت
بدنی پیوسته بهبود بخشد. اما ازمنظر افزایش ادیپونکتین و کاهش چاقی شکم، پیوستگی جلس ه فعالیت از اثر
بیشتری برخوردار است.
علی قاسمی کهریزسنگی، علی کاظمی، علیاصغر رواسی، محمدرضا حائری، محمدرضا دهخدا،
دوره 12، شماره 7 - ( 1-1393 )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مکملسازی گلوکز وگلوتامین طی چهارهفته تمرین تناوبی- استقامتی واماندهساز، که باعث تخلیه گلیکوژنی عضلات میشود، بر HSP72 سرم مردان غیرورزشکار بود. بدینمنظور 20 نفر مرد سالم که فعالیتبدنی منظم نداشتند انتخاب شدند و بهطور تصادفی در چهار گروه تحت مطالعه قرار گرفتند: گروه مکملسازی گلوکز بههمراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=5، مکمل 1)، گروه مکملسازی گلوتامین به همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n = 5، مکمل 2)، گروه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=5، دارونما) و یک گروه بدون هرگونه دستکاری (n=5، کنترل). نمونههای خونی در ابتدای دوره چهارهفتهای پروتکل تمرینی تناوبی- استقامتی واماندهساز براساس آزمون RHIET و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ زند اعلی جمعآوری شد. غلظت HSP72 سرم بهوسیله تکنیک ELISA اندازه گرفته شد. اثرات اصلی و متقابل با استفاده از آزمون آماری آنووای دوراهه اندازهگیری و بهوسیله آزمون تعقیبی توکی کامل شد. سطح معنیداری نیز α=0.05 انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیر مستقل تمرین باعث کاهش معنیدار HSP72 سرم [F(1,17)= 6.362 P<0.05] شد. متغیر مستقل مکمل نیز باعث کاهش معنیدار HSP72 سرم [F(1,17)= 15.362 P<0.01] شد. نتایج آزمون تعقیبی توکی حاکی از اختلاف معنیدار بین گروههای دارونما با مکمل گروه 1(p<0.05) و بین گروههای دارونما با گروه مکمل 2 (p<0.01) بودند. اثر متقابل بین دو متغیر مستقل مکملسازی و تمرینی معنیدار نبود. بهطور کلی، نتایج تحقیق پیشنهاد میکند که مکملسازی گلوکز یا گلوتامین در وضعیت تمرینی تخلیه گلیکوژنی باعث کاهش میزان HSP72 سرم در مردان غیرورزشکار پس از چهارهفته میشود.
مجتبی ابراهیمی ورکیانی، محمدحسین علیزاده، حسین علی نظری،
دوره 12، شماره 7 - ( 1-1393 )
چکیده
تکواندو یکی از پرطرفدارترین ورزشهای رزمی در ایران و جهان است. ورزش تکواندو دارای ماهیتی برخوردی و میزان آسیب بالا است. با توجه به این موضوع، با گذر
زمان، تجهیزات محافظتی بیشتری برای این رشته در نظر گرفته شده است. هدف از تحقیق حاضر مقایسه آسیبهای ورزشی دو فصل از لیگ برتر تکواندو در دو فصل
58 و 09 و بررسی نقش وسائل محافظتی همچون لثه، دستکش و جورابهای مخصوص و هوگو الکترونیک در کاهش آسیبهای بازیکنان لیگ برتر تکواندو ایران بود.
19 کیلوگرم در لیگ سال 7209 به روش / 22 سال و میانگین وزنی 82 / تحقیق حاضر از نوع توصیفی- مقایسهای و آیندهنگر بود که در آن 701 ورزشکار با میانگین سنی 2
90 آسیب در 7999 ورزشکار / آیندهنگر تحت مطالعه قرار گرفتند و نتایج به روش توصیفی با نتایج تحقیق مشابهی در لیگ سال 7258 مقایسه شد. میزان بروز آسیب از 8
70 آسیب در 7999 ورزشکار درمعرض خطر تقلیل یافت. بهعلاوه، ازنظر نوع آسیبدیدگی، بهاستثنای خونریزیبینی، از دیگر آسیبها کاسته شده / درمعرض خطر به 90
بود. تعداد آسیبها در اندام فوقانی، تحتانی، سروگردن و تنه نیز کاهش یافت. با توجه به نتایج، احتمالاً کاهش آسیبها ناشی از بهکارگیری تجهیزاتی همچون هوگو
الکترونیک، که عاملی برای کاستهشدن قدرت ضربات بود، و جوراب و دستکشهای مخصوص برای پوشش و محافظت بیشتر و استفاده از لثه در محافظت از آسیبهای
دندان و فک باشد. البته در این میان نباید از حرفهایترشدن و اضافهشدن تمرینهای بدنسازی با اصول علمی به تمرینهای تیمها نیز غافل شد.
جلیل عطایی، دکتر محمدرضا دهخدا، دکتر حمید رجبی، دکتر نعیما خواجوی، سارا زارع کاریزک،
دوره 12، شماره 8 - ( 7-1393 )
چکیده
هدف پژوهش مقایسه اثر 4 هفته تمرین قدرتی به دو روش مقاومت سازگارپذیر و یکنواخت بر قدرت بیشینه و توان ورزشکاران تمرین کرده بود. 61 نفر از
ورزشکاران مرد باشگاههای 70 کیلوگرم و /22±60/ 674 سانتی متر، وزن 00 /54±1/ 20 سال، قد 05 /00±2/ برگزیده تهران 8 نفر ووشو، 8 نفر کشتیگیر با سن 00
62 پس از نخستین آزمون از متغیرهای قدرت بیشینه بالاتنه و پایینتنه، توان بالاتنه و پایینتنه، درصد چربی، محیط دور اندام و وزن /87±4/ درصد چربی 25
بصورت تصادفی در دو گروه تمرین قدرتی مقاومت سازگارپذیر و یکنواخت قرار گرفتند و به مدت 4 هفته و هر هفته سه جلسه در تمرینات شرکت کردند.
تمرین در هر دو گروه شامل حرکات اسکات و پرس سینه بود که با مقاومت 80 درصد 1RM در سه نوبت با 0 تکرار انجام شد تمرین در گروه مقاومت
سازگارپذیر بدین صورت بود که به مقدار 20 درصد 1RM توسط زنجیر در درازای دامنه حرکتی به بار تمرین اضافه میشد. در پایان دوره تمرینی از
متغیرهای وابسته تحت شرایط مشابه آزمونی دوباره به عمل آمد. آزمون تحلیل کواریانس برای مقایسه میزان پیشرفت قدرت و توان دو گروه نشان داد که در
=0/ متغیرهای وزن 596 p = ، محیط دور اندام 645 P =0/ ، درصد چربی 465 P =0/ ، توان بالاتنه 217 P =0/ ، توان پایینتنه 202 P =0/ و قدرت بیشینه بالاتنه 805 P بین
=0/ دو گروه تفاوت معنیداری وجود نداشت، اما در متغیر قدرت بیشینه پایینتنه 04 P تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود داشت در بررسی نتایج هرچند
=0/ بیشتر متغیرها اختلاف معناداری نشان ندادند، بررسی اندازه اثر گروهها نشان داد که 12 ES = 0/ در توان بالاتنه 14 ES =0/ در توان پایینتنه 65 ES در قدرت
=6/ بالاتنه و 84 ES %58/ 60 % در بالاتنه، 18 / در قدرت پایینتنه، به نفع گروه مقاومت سازگارپذیر است. این تفاوت در قدرت بیشینه در گروه سازگارپذیر 12
1% پایینتنه / 1% بالاتنه، 16 / 26 % در پایینتنه بود. همچنین این اندازه اثر بر توان درگروه سازگارپذیر 97 / 64 % در بالاتنه، 84 / درپایینتنه و در گروه یکنواخت 81
4% پایینتنه بود. روی هم رفته پژوهش نشان داد که برای افزایش قدرت بیشینه و توان، تمرین سازگارپذیر کارآمدتر / 4% بالاتنه، 17 / و در گروه یکنواخت 61
از روش سنتی )یکنواخت( است.
منصور اسلامی، مهدی بقائیان، رزیتا فتحی،
دوره 12، شماره 8 - ( 7-1393 )
چکیده
هدف تحقیق حاضر تعیین تأثیر تغییرات 05 گرمی وزن کفش ورزشی بر اکسیژن مصرفی و اقتصاد دویدن در یک پروتکل 50 دقیقهای دویدن روی نوارگردان
0 و 3 کیلومتر ، 573 سانتیمتر( انتخاب شدند. پروتکل آزمون از سه مرحله با سرعتهای 2 ±0/ 22 سال و 38 /05±2/ بود. به این منظور 50 مرد فعال )سن: 50
بر ساعت تشکیل شد که زمان هر مرحله 0 دقیقه بود. اکسیژن مصرفی بهوسیله دستگاه گاز آنالایزر متامکس جمعآوری شد و اقتصاد دویدن از محاسبه شیب
تغییرات اکسیژن مصرفی در هر سرعت دویدن طی 50 دقیقه محاسبه شد. روش آماری تحلیل واریانس یکعاملی با اندازهگیری مکرر برای تجزیه و تحلیل
>5/ دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که اکسیژن مصرفی ناشی از تغییرات وزن کفش در کل زمان اجرای آزمون بهصورت معناداری افزایش یافت ) 50 p (. با
<5/ وجود این، شیب تغییرات اکسیژن مصرفی در اثر تغییر وزن معنیدار نبود ) 50 p(. یافتهها نشان داد افزایش 05 گرم اضافهبار به کفش ورزشی میتواند
مصرف اکسیژن را بهصورت معنیداری افزایش دهد، درحالیکه اثر معناداری بر اقتصاد دویدن ندارد.
آقای وحید ستوده، دکتر رضا قراخانلو، خانم سولماز خلیق فرد، خانم سمانه خلیق فرد، دکتر علیمحمد علیزاده،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده
دکورین مایوکاینی است که ازطریق تعامل با فاکتور رشد تومور بتا (TGF-β)، رشد و تکامل سلولهای سرطانی را تعدیل میکند. هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر حفاظتی هشت هفته تمرین هوازی تناوبی بر بیان دکورین TGF-β و حجم تومور در مدل حیوانی سرطان پستان است. در این تحقیق تجربی40 سر موش آزمایشگاهی مادۀ نژاد بالب سی بهروش تصادفی و بهطور مساوی در چهار گروه کنترل، تومور، ورزش و گروه ورزش بههمراه تومور تقسیم شدند. تمرین اصلی، چهار هفته قبل و چهار هفته بعد از کاشت تومور با 50 تا 70 درصد توان بیشینۀ موشها اجرا شد. موشهای دو گروه تومور و گروه ورزش بههمراه تومور، ازطریق جراحی زیرجلدی با تومور آدنوکارسینومای پستان موشی سرطانی شدند. رشد تومور بهصورت هفتگی اندازهگیری شد و در پایان مطالعۀ تومورها و بافت عضلۀ سولئوس ازطریق جراحی استخراج شدند. برای بررسی بیان ژن دکورین و TGF-β از روش Real-Time PCR استفاده شد و دادهها بهروش آزمونهای تی تحلیل واریانس یکطرفه و بهدنبال آن آزمون تعقیبی توکی با سطح معنیداری 05/0P< تجزیه و تحلیل شدند. میزان رشد تومور درگروه تومور بهطور معنیداری بیشتر از گروه ورزش بههمراه تومور بود و تفاوت معنیداری در میزان بیان دکورین در عضلۀ سولئوس بین چهار گروه وجود داشت .(F=12/30,P=0/0023) همچنین، آزمون تعقیبی توکی نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی تناوبی سبب افزایش معنیدار بیان ژن دکورین در بافت عضلۀ سولئوس در دو گروه ورزش نسبت به گروه کنترل و گروه ورزش بههمراه تومور نسبت به گروه تومور شده است (P=0/02)، اما میزان بیان TGF-β در بافت تومور در گروه ورزش بههمراه تومور نسبت به گروه توموری کاهش معنیداری نشان داد. نتایج نشان داد که تمرینات هوازی تناوبی احتمالاً با افزایش بیان دکورین و کاهش بیان TGF-β، در کاهش رشد سلولهای سرطان پستان نقش دارد که اهمیت این نوع تمرین ورزشی را در مهار رشد تومور در سرطان پستان نشان میدهد.
مجید مردانیان قهفرخی، عبدالحمید حبیبی، حامد رضایینسب،
دوره 16، شماره 16 - ( 10-1397 )
چکیده
مصرف ویتامینC در جذب آهن اهمیت خاصی دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر فعالیت هوازی حاد پس از 2 هفته مصرف مکمل ویتامینC بر وضعیت آهن و شاخصهای هماتولوژی فوتبالیستهای باشگاهی بود. در این مطالعه نیمهتجربی، 40 فوتبالیست باشگاهی استان خوزستان (سن 5/7±22/7 سال، شاخص توده بدنی 0/47±29/26 کیلوگرم بر متر مربع و حداکثر اکسیژن مصرفی 11/03±54/4 میلیلیتر بر کیلوگرم بردقیقه)، بهطور تصادفی به 2 گروه مکمل و دارونما تقسیم شدند. روزانه و بهمدت 14 روز آزمودنیهای گروه مکمل 400 میلیگرم ویتامینC و گروه دارونما دکستروز دریافت کردند. 48 ساعت پس از دورهی مکملدهی، آزمون واماندهساز بروس انجام شد. نمونههای خون جهت اندازهگیری سطوح آهن و فریتین، گلوبول قرمز و هموگلوبین، پیش و پس از مکملدهی، بلافاصله بعد و 72 ساعت پس از آزمون بروس، گرفته شد. آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون آنالیز واریانس دوراهه مورد استفاده قرار گرفت. مصرف 2 هفته مکمل ویتامینC نسبت به دارونما، افزایش معنیداری در سطوح گلوبول قرمز (0/026p=)، هموگلوبین (0/041p=)، آهن (0/008p=) و فریتین (0/004p=) نشان داد. پس از فعالیت واماندهساز هوازی، سطوح گلوبول قرمز (0/034p=)، آهن (0/023p=) و فریتین (0/031p=) گروه مکمل نسبت به دارونما کاهش معنیداری یافت. پس از 72 ساعت ریکاوری، افزایش معنیداری در سطوح آهن(0/036p=) و فریتین (0/045p=) گروه مکمل نسبت به دارونما مشاهده شد. بهنظر میرسد مصرف 2 هفته مکمل ویتامینC میتواند موجب بهبود وضعیت آهن و فریتین سرم، گلوبول قرمز و هموگلوبین بازیکنان فوتبال باشگاهی پیش از فعالیتهای شدید و در دوره ریکاوری شود.
محمدرضا محمودخانی، هومن مینونژاد، رضا رجبی، امیرحسین براتی،
دوره 16، شماره 16 - ( 10-1397 )
چکیده
جودو یکی از پرمخاطبترین هنرهای رزمی دنیا است، پژوهشگران خطر بروز آسیب در هنگام تمرین جودو را بیشتر از زمان مسابقه گزارش کردهاند. بنابراین، روشهای تمرین ایمنتر و اثربخشتر باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به ضرورت توسعه و کاربرد رویکردهای پیشگیری از آسیب و بهبود عملکرد ورزشی، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین عملکردی اختصاصی جودو بر عوامل خطرزای بروز آسیب و عملکرد ورزشی جودوکاران پسر غیرنخبه میباشد. 46 نفر جودوکار غیرنخبه هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (23نفر) و کنترل (23نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی هشتهفته در برنامۀ تمرینات عملکردی اختصاصی جودو که محققان طراحی کرده بودند، شرکت نمودند. گروه کنترل در مدت مشابه، به تمرینات مرسوم جودو پرداختند. تمرینات سهبار در هفته و در هر جلسه 90 دقیقه انجام شد. آزمودنیها 24 ساعت پیش از شروع و پس از پایان دوره در پیشآزمون و پسآزمون شرکت کردند. برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک و برای اندازهگیری اختلاف میان میانگین گروهها از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) در سطح معناداری (0/05p≤) استفاده شد. آنالیزها با نرمافزار (21)SPSS انجام شد. بر اساس یافتهها افزایش معناداری در امتیاز آزمونهای غربالگری حرکت عملکردی (0/001p=)، تعادلY اندام فوقانی(0/001p=)، پرش عمودی (0/001p=) و آمادگی اختصاصی جودو (0/001p=) در گروه تجربی مشاهده شد. مداخله تمرینی این پژوهش همزمان بر کاهش یا تعدیل عوامل خطرزای بروز آسیب و ارتقای عملکرد ورزشی اختصاصی موثر بود؛ بنابر این نسبت به برنامههای تمرینی رایج کارآمدتر است.
لیلا قنبری، محمدحسین علیزاده، هومن مینونژاد، سید حسین حسینی،
دوره 17، شماره 17 - ( 2-1398 )
چکیده
با توجه به نقش مهمی که کتف در حرکات مفصل شانه بر عهده دارد، موقعیت قرارگیری آن روی قفسه سینه میتواند بر عملکرد این مفصل اثرگذار باشد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه پیشبین قدرت و دامنه حرکتی چرخش مفصل شانه با اختلال حرکت کتف در ورزشکاران زن با الگوی پرتاب از بالای سر است. پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی-همبستگی است که روی 60 نفر از بازیکنان زن والیبال، هندبال، بسکتبال و بدمینتون انجام شد. اختلال حرکت کتف از طریق آزمون لغزش جانبی کتف، اندازهگیری شد. برای اندازهگیری دامنه حرکتی و قدرت چرخش مفصل شانه به ترتیب از گونیامتر و قدرتسنج دستی استفاده گردید. دادهها با آزمونهای همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه آنالیز شدند. ضرایب همبستگی میان دامنه حرکتی چرخش داخلی شانه (0/734- r =؛ 0/000P=)، دامنه حرکتی چرخش خارجی شانه (0/693r =؛ 0/001P=)، قدرت چرخش داخلی شانه (0/674r=؛ 0/005P=) و قدرت چرخش خارجی شانه (0/719- r =؛ 0/001P=) با اختلال حرکت کتف معنیدار بود. تحلیل مدل پژوهش نشانداد که حدود یکسوم (30/1 درصد) از کل تغییرات در اختلال حرکت کتف، وابسته به متغیرهای مستقل ذکرشده در این مدل رگرسیونی میباشد؛ بنابراین، باید به غربالگری ورزشکاران با الگوی پرتاب از بالای سر، جهت تشخیص اختلال حرکت کتف و شرکت در تمرینات اصلاحی با هدف افزایش دامنه حرکتی چرخش داخلی شانه و قدرت عضلات چرخشدهنده خارجی شانه توجه کرد.