جستجو در مقالات منتشر شده


۹ نتیجه برای دهخدا

پریسا سیف، محمدرضا دهخدا، حمید رجبی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده

هدف از انجام این تحقیق تعیین اثر یک دوره کوتاهمدت تمرین ویبریشن بر برخی از عوامل آمادگی جسمانی
زنان سمالمند بمود. آزممودنیهمای داوطلمب ۰/ )سمن ۲۲ ± ۰۱/۶۹ سمال، وزن ۱۱/۹۴ ± ۰۰/۴۲ کیلمو گمرم،
۰/ قد ۶۰ ± ۱۰۰/۹۹ سانتیمتر و BMI ۲/۲۳ ، ± ۲۰/۰۲ کیلوگرم بر متر مربع( به صورت تصادفی به سه گروه
= ویبریشن) ۱۰ n (، گروه بدون ویبریشن =۱۲( n = ( و کنترل) ۱۶ n ( تقسیم شدند. گروه ویبریشن تمرینات را که
شامل ۴ وضعیت بدنی بود به مدت ۱۶ روز با فرکانس ۳۰ ۲۶ هرتز - و دامنه ۱۲ میلیمتر انجام دادنمد. گمروه
بدون ویبریشن نیز تمرینات مشابه گروه ویبریشن را بر روی دستگاه خاموش انجام دادند و از گروه کنترل نیز
خواسته شد که فعالیت ورزشی عادی خود را انجام دهند. برای سنجش قدرت دست و پا از دینامومتر، بمرای
سنجش انعطافپذیری از آزمون خمشدن تنه به جلو، برای سنجش تعادل از زمان ایستادن روی یک پا و برای
ارزیابی ترکیب بدن از اندازهگیری چربی زیرپوستی سه نقطهای )فوق خاصره، ران و سه سر بمازو( بمهوسمیله
دستگاه کالیپر استفاده گردید. پس از جمعآوری اطععات، دادهها با استفاده از نرمافمزار آمماری Spss ۱۵ و
Excel ۲۰۰۷ با روش آماری t وابسته و تجزیه و تحلیل واریانس ممورد ارزیمابی قمرار گرفتنمد. یافتمههمای
درونگروهی نشان داد که در گروه ویبریشن قدرت دست راست ۶/۶۲( p= (، قدرت دست چمپ ۶/۶۱( p= ،)
قدرت پا ۶/۶۶۴( p= (، انعطافپذیری ۶/۶۶۰( p= ( و تعادل پای چپ ۶/۶۶۰( p= ( افمزایش و درصمد چربمی
بدن ۶/۶۶۲( p= ) و چربی زیر پوستی ناحیه ران ۶/۶۱( p= ( کاهش معنیدار داشمته اسمت. در حمالی کمه در
گروه بدون ویبریشن فقط افزایش قدرت دست راست ۶/۶۱( p= ( و کماهش چربمی زیمرپوسمتی ناحیمه ران
۶/۶۱( p= ( معنیدار بود. به همر حمال، در گمروه کنتمرل همیچکمدام از متغیرهما اخمتعف معنمیداری را بمینپیشآزمون و پسآزمون نشان ندادند. یافتههای بین گروهی نشان داد که تمرین ویبریشن افمزایش معنمیداری
در قمدرت دسمت راسمت و چمپ ۶/۶۶۳( p= ۶/ و ۶۶۰ p= (، قمدرت پما ۶/۶۶۲( p= ( و تعمادل پمای چمپ
۶/۶۱( p= ( آزمودنیهای گروه ویبریشن نسبت به دو گروه دیگر ایجاد کمرد، ولمی تمأثیر معنمیداری بمر روی
تعادل پای راست، انعطافپذیری و درصد چربی هیچکدام از گروهها نداشت. براساس نتایج تحقیق، با انجمام
دورههای کوتاهمدت تمرین ویبریشن میتوان به تقویت قدرت دست، پا و تعادل سالمندانی که امکان شرکت
در دورههای طولانیمدت تمرینات را ندارند پرداخت.


حمید رجبی، علی گُرزی، رضا قراخانلو، محمدرضا دهخدا، مهدی هدایتی، مژده صالح نیا،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بر میزان پروتئینA-۱a کانال کلسیمی
و نعلی موشهای صحرایی بود. به همین منظور ۱۶ سر موش FHL در عضلات P/Q پیشسیناپسی نوع
صحرایی نر ویستار ۲ تهیهشده از مؤسسۀ سرمسازی رازی بهصورت تصادفی به دو گروه کنترل(شاهد ۳) و
تمرین تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت ۸ هفته و هفتهای ۵ جلسه روی نردبانهای مخصوص به ارتفاع
۱متر و ۲۶ پله با حمل یک وزنه به میزان ۳۰ درصد وزن بدن خود که به دم آنها بسته میشد، تمرینات خود
را آغاز کردند و این میزان به ۲۰۰ درصد وزن بدن حیوانات در هفتۀ آخر رسید. تمرینات شامل ۳ نوبت ۴
کانال کلسیمی پیشسیناپسی نوع α-۱A تکراری با ۳ دقیقه استراحت بین نوبتها بود. اندازهگیری پروتئین
در گروههای مستقل T انجام شد. نتایج آزمون Western Blotting با استفاده از روش آزمایشگاهی P/Q
(P= بهطور غیرمعنادار ( ۰,۲۵۹ FHL نشان داد که میزان این کانال (پروتئین) در گروه مقاومتی تنها در عضلۀ
۷۲,۷۱± ۷۰,۰۱ و نعلی: ۱۹,۷۲ ± ۷۷,۸۸±۱۰,۶۷ حبمپ ۴ در برابر کنترل: ۶,۲۸ :FHL) افزایش یافته است
بر اثر تمرین مقاومتی در عضلۀ α-۱A ۷۲,۵۷ ). افزایش هرچند غیرمعنادار پروتئین ± در برابر کنترل ۲۰,۲۰
در این عضله بر اثر تمرینات P/Q میتواند بیانگر پاسخپذیری کانالهای کلسیمی پیشسیناپسی نوع مقاومتی جهت افزایش رهایش استیلکولین از پایانۀ عصبی باشد که در سازگاریهای پیوندگاه عصبی
عضلانی به آن اشاره شده است. در نتیجه، میتوان عنوان کرد که احتمالاً تمرین قدرتی میتواند عامل مهمی
در افزایش این پروتئین باشد که باید در مطالعات بعدی با شدت و مدت بیشتر تمرین مورد مطالعه قرار گیرد.FHL


فردین مرادی، محمدرضا دهخدا، حمید رجبی،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

هدف مطالعه حاضر تعیین اثر مکمل پروتئین-کربوهیدرات پس از تخلیه گلیکوژن بر پاسخ انسولین و گلوکز
پلاسما و عملکرد استقامتی دانشجویان فعال بود. ۳۰ نفر از دانشجویان پسر کارشناسی رشته تربیت بدنی
۱۷۴ سانتیمتر) که حداقل ۴ نیمسال /۰۵±۵/ ۷۰ کیلوگرم و قد ۴۱ /۱۳±۹/ ۲۲ سال، وزن ۵۶ /۵۳±۱/ (سن ۵
واحدهای عملی خود را گذرانده و به دلیل عضویت در تیمهای دانشگاه، یک رشته ورزشی اختصاصی را
بهطور منظم تمرین میکردند، بهطور تصادفی در چهار گروه مکمل پروتئین-کربوهیدرات ( ۸ نفر)، مکمل
کربوهیدرات ( ۸ نفر)، مکمل پروتئین ( ۷ نفر) و دارونما ( ۷ نفر) تقسیم شدند. هریک از آزمودنیها یک آزمون
و زمان رسیدن به واماندگی انجام دادند و ۳ روز پس از تعیین Wmax فزاینده برای تعیین بازده توان بیشینه
و زمان رسیدن به واماندگی، پروتکل تخلیه گلیکوژن در ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح درحالیکه Wmax
آزمودنیها ناشتا بودند انجام شد. بلافاصله پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن از کلیه آزمودنیها مقدار
۵ خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما گرفته شد. ۱۰ دقیقه و دوباره ۲ ساعت پس از تخلیه cc
گلیکوژن به آزمودنیها مکمل پروتئین -کربوهیدرات( ۸۰ گرم کربوهیدرات، ۲۸ گرم پروتئین، ۶ گرم چربی)،
۴۰ گرم پروتئین) و دارو نما (آب) داده شد / کربوهیدرات ( ۱۰۸ گرم کربوهیدرات، ۶ گرم چربی)، پروتئین ( ۷
۵ خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما cc و ۳۰ دقیقه پس از دومین دوز مصرف مکمل مقدار
گرفته شد. همچنین ۴ ساعت پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن و دریافت مکمل، زمان رسیدن به
وابسته و t واماندگی در یک آزمون استقامتی فزاینده تعیین شد. جهت تعیین اختلاف درونگروهی از آزمون
و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری ANOVA تعیین اختلاف بینگروهها از تحلیل واریانس
استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد پاسخ انسولین و گلوکز پلاسما و زمان رسیدن به واماندگی در P≤۰,۰۵
مکمل پروتئین -کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، همچنین کربوهیدرات نسبت به پروتئین و
دارونما بیشتر بود. بنابراین پس از یک تمرین شدید، همراه با تخلیه گلیکوژن عضله، مکمل پروتئین -
و زمان P< کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، بازیافت گلیکوژن عضله را سریعتر کرد ۰,۰۱
را برای نوبت بعدی تمرین یا مسابقه افزایش داد. P< رسیدن به واماندگی ۰,۰۱
 


رسول رضایی، هادی حبیبی، محمدرضا دهخدا، حمید رجبی،
دوره ۱۱، شماره ۶ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده

این تحقیق به منظور طراحی آزمونی ویژه جهت سنجش توان بیهوازی بالاتنه کشتیگیران و ارزیابی اعتبار،
پایایی و عینیت این آزمون برای اندازهگیری توان بیهوازی کشتیگیران آزادکار برمبنای آزمون وینگیت دست
انجام شد. این تحقیق با ۲۲ نفر از کشتیگیران آزادکار ۳/ )سن ۲۲ ± ۶/ ۲۳/۰۲ سال، قد ۷۹ ± ۱۹۳/۱۱ سانتیمتر،
۱۳/ وزن ۱۱ ± ۳/ ۹۰/۵۵ کیلوگرم، شاخص توده بدنی ۱۲ ± ۲۰/۹۲ کیلوگرم بر متر مربع و درصد
۳/ چربی ۷۲ ± ۱۳/۵۷ ( منتخب استان تهران )با سابقه قهرمانی آسیا و جهان که در دو سال اخیر نیز به تیم ملی
دعوت شده بودند( انجام گرفت. جهت طراحی آزمون ویژه )بالارفتن از طناب( از الگوی حرکتی کشتی و
زمان اجرا منطبق با آزمون وینگیت استفاده شد. پس از اجرای آزمون وینگیت دست و آزمون طراحیشده،
حداکثر، میانگین و حداقل توان بیهوازی و شاخص خستگی محاسبه گردید. همچنین میزان لاکتات خون
بعد از گذشت ۲ دقیقه و ضربان قلب بلافاصله پس از اجرای آزمونها اندازهگیری شد. برای بررسی میزان
همبستگی بین شاخصهای توان و شاخصهای فیزیولوژیکی )لاکتات خون و ضربان قلب( دو آزمون از
=۲/ آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین حداکثر ) ۹۳۷ r >۲/۲۱ P(، میانگین
=۲۲/۶۹۲( r >۲/۲۱ P =۲/ ( و حداقل توان ) ۶۵۲ r >۲/۲۱ P =۲/ ( و شاخص خستگی ) ۶۱۲ r >۲/۲۱ P( به
دست آمده از آزمون طراحیشده و آزمون وینگیت دست همبستگی معنیداری وجود دارد. همچنین بین
=۲/ ضربان قلب بلافاصله بعد از اجرای دو آزمون همبستگی معنیداری ) ۹۲۵ r >۲/۲۱ P ( وجود داشت، ولی
=۲/ در میزان لاکتات خون در زمان ۲ دقیقه پس از اجرای آزمونها ) ۳۵۳ r =۲/۱۲۹ ، P ( همبستگی معنیداری
مشاهده نشد. همچنین بین میزان لاکتات ۲ دقیقه پس از اجرای آزمونها تفاوت معناداری مشاهده نشد. در
=۲/ بررسی پایایی آزمون طراحیشده بین حداکثر ) ۱۰۲ r >۲/۲۱ P =۲/ (، میانگین ) ۱۶۱ r >۲/۲۱ P(، حداقل
= ۲/ توان ) ۱۳۲ r >۲/۲۱ P =۲/ ( و شاخص خستگی ) ۹۹۲ r >۲/۲۱، P( بعد از دومرتبه اجرای آن توسط
=۲/ آزمودنیها همبستگی معنیداری مشاهده شد. در بررسی عینیت آزمون طراحیشده بین حداکثر ) ۱۳۲ r ،>۲/۲۱ P =۲/ (، میانگین ) ۱۵۱ r > ۲/۲۱ P =۲/ (، حداقل توان ) ۱۲۵ r >۲/۲۱ P =۲/ ( و شاخص خستگی ) ۱۳۲ r
>۲/۲۱ ، P ( توسط دو گروه آزمونگیرنده نیز ارتباط معنیداری مشاهده شد. بنابراین آزمون طراحیشده با
ملاک قراردادن آزمون وینگیت دست دارای اعتبار، پایایی و عینیت است و بهعنوان آزمونی ویژه و کمهزینه
جهت اندازهگیری توانبیهوازی در کشتیگیران توصیه میشود.


علی قاسمی کهریزسنگی، علی کاظمی، علی‌اصغر رواسی، محمدرضا حائری، محمدرضا دهخدا،
دوره ۱۲، شماره ۷ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مکمل­سازی گلوکز وگلوتامین طی چهارهفته تمرین تناوبی- استقامتی وامانده­ساز، که باعث تخلیه گلیکوژنی عضلات می­شود، بر HSP۷۲  سرم مردان غیرورزشکار بود. بدین‌منظور ۲۰ نفر مرد سالم که فعالیت­بدنی منظم نداشتند انتخاب شدند و به­طور تصادفی در چهار گروه تحت مطالعه قرار گرفتند: گروه مکمل­سازی گلوکز به­همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=۵، مکمل ۱)، گروه مکمل­سازی گلوتامین به همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n = ۵، مکمل ۲)، گروه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=۵، دارونما) و یک گروه بدون هرگونه دستکاری (n=۵، کنترل). نمونه­­های خونی در ابتدای دوره چهارهفته­ای پروتکل تمرینی تناوبی- استقامتی وامانده­ساز براساس آزمون RHIET و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ زند اعلی جمع­آوری شد.  غلظت HSP۷۲ سرم به­وسیله تکنیک ELISA اندازه گرفته شد. اثرات اصلی و متقابل با استفاده از آزمون آماری آنووای دوراهه اندازه­گیری و به‌وسیله آزمون تعقیبی توکی کامل شد. سطح معنی­داری نیز &alpha;=۰,۰۵ انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیر مستقل تمرین باعث کاهش معنی­دار HSP۷۲ سرم [F(۱,۱۷)= ۶,۳۶۲ P<۰.۰۵]  شد. متغیر مستقل مکمل نیز باعث کاهش معنی­دار HSP۷۲ سرم [F(۱,۱۷)= ۱۵,۳۶۲ P<۰.۰۱]  شد. نتایج آزمون تعقیبی توکی حاکی از اختلاف معنی­دار بین گروه­های دارونما با مکمل گروه ۱(p<۰,۰۵) و  بین گروه­های دارونما با گروه مکمل ۲ (p<۰,۰۱) بودند. اثر متقابل بین دو متغیر مستقل مکمل­سازی و تمرینی معنی­دار نبود. به‌طور کلی، نتایج تحقیق پیشنهاد می­کند که مکمل­سازی گلوکز یا گلوتامین در وضعیت تمرینی تخلیه گلیکوژنی باعث کاهش میزان HSP۷۲ سرم در مردان غیرورزشکار پس از چهارهفته می­شود.


جلیل عطایی، دکتر محمدرضا دهخدا، دکتر حمید رجبی، دکتر نعیما خواجوی، سارا زارع کاریزک،
دوره ۱۲، شماره ۸ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

هدف پژوهش مقایسه اثر ۴ هفته تمرین قدرتی به دو روش مقاومت سازگارپذیر و یکنواخت بر قدرت بیشینه و توان ورزشکاران تمرین کرده بود. ۶۱ نفر از
ورزشکاران مرد باشگاههای ۷۰ کیلوگرم و /۲۲±۶۰/ ۶۷۴ سانتی متر، وزن ۰۰ /۵۴±۱/ ۲۰ سال، قد ۰۵ /۰۰±۲/ برگزیده تهران ۸ نفر ووشو، ۸ نفر کشتیگیر با سن ۰۰
۶۲ پس از نخستین آزمون از متغیرهای قدرت بیشینه بالاتنه و پایینتنه، توان بالاتنه و پایینتنه، درصد چربی، محیط دور اندام و وزن /۸۷±۴/ درصد چربی ۲۵
بصورت تصادفی در دو گروه تمرین قدرتی مقاومت سازگارپذیر و یکنواخت قرار گرفتند و به مدت ۴ هفته و هر هفته سه جلسه در تمرینات شرکت کردند.
تمرین در هر دو گروه شامل حرکات اسکات و پرس سینه بود که با مقاومت ۸۰ درصد ۱RM در سه نوبت با ۰ تکرار انجام شد تمرین در گروه مقاومت
سازگارپذیر بدین صورت بود که به مقدار ۲۰ درصد ۱RM توسط زنجیر در درازای دامنه حرکتی به بار تمرین اضافه میشد. در پایان دوره تمرینی از
متغیرهای وابسته تحت شرایط مشابه آزمونی دوباره به عمل آمد. آزمون تحلیل کواریانس برای مقایسه میزان پیشرفت قدرت و توان دو گروه نشان داد که در
=۰/ متغیرهای وزن ۵۹۶ p = ، محیط دور اندام ۶۴۵ P =۰/ ، درصد چربی ۴۶۵ P =۰/ ، توان بالاتنه ۲۱۷ P =۰/ ، توان پایینتنه ۲۰۲ P =۰/ و قدرت بیشینه بالاتنه ۸۰۵ P بین
=۰/ دو گروه تفاوت معنیداری وجود نداشت، اما در متغیر قدرت بیشینه پایینتنه ۰۴ P تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود داشت در بررسی نتایج هرچند
=۰/ بیشتر متغیرها اختلاف معناداری نشان ندادند، بررسی اندازه اثر گروهها نشان داد که ۱۲ ES = ۰/ در توان بالاتنه ۱۴ ES =۰/ در توان پایینتنه ۶۵ ES در قدرت
=۶/ بالاتنه و ۸۴ ES %۵۸/ ۶۰ % در بالاتنه، ۱۸ / در قدرت پایینتنه، به نفع گروه مقاومت سازگارپذیر است. این تفاوت در قدرت بیشینه در گروه سازگارپذیر ۱۲
۱% پایینتنه / ۱% بالاتنه، ۱۶ / ۲۶ % در پایینتنه بود. همچنین این اندازه اثر بر توان درگروه سازگارپذیر ۹۷ / ۶۴ % در بالاتنه، ۸۴ / درپایینتنه و در گروه یکنواخت ۸۱
۴% پایینتنه بود. روی هم رفته پژوهش نشان داد که برای افزایش قدرت بیشینه و توان، تمرین سازگارپذیر کارآمدتر / ۴% بالاتنه، ۱۷ / و در گروه یکنواخت ۶۱
از روش سنتی )یکنواخت( است.


محمدرضا دهخدا، کاظم خدایی، سهراب ملک زاده،
دوره ۱۳، شماره ۹ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرم­کردن با دو شدت متفاوت بر میزان پلاسمایی آنزیم­های ضد اکسایشی و شاخص­های تخریب لیپیدی، پروتئینی و  دی.ان.ای بعد از فعالیت شدید در دانشجویان غیرورزشکار بود. ۱۲ نفر از دانشجویان غیرورزشکار دانشگاه خوارزمی برای پژوهش انتخاب شدند. ابتدا میزان  VO۲peakآزمودنی­ها با دستگاه گازآنالیزر روی چرخ کارسنج اندازه­گیری و میزان کار در شدت­های کم و زیاد گرم­کردن محاسبه شد. سپس آزمودنی­ها در سه جلسه با فاصله ۴۸ ساعت به سه گروه گرم­کردن با شدت کم و گرم­کردن با شدت زیاد و بدون گرم کردن تقسیم شدند. در ابتدای هرجلسه خون­گیری استراحتی انجام شد. سپس، گروه اول گرم­کردن با شدت کم (%۵۰-%۴۵ VO۲peak) را به­مدت شش­دقیقه انجام دادند سپس اجرای فعالیت شدید آغاز شد و گروه دوم گرم­کردن با شدت زیاد (%۸۰-%۷۵ VO۲peak) و سپس فعالیت شدید را انجام دادند و گروه سوم مستقیم بدون گرم­کردن فعالیت شدید را انجام دادند. دو ساعت پس از فعالیت شدید خون­گیری صورت گرفت. در روزهای دیگر به­صورت متقاطع جای اعضای گروه­ها عوض ­شد. از تحلیل واریانس اندازه­گیری­های مکرر و آزمون تعقیبی  LSDبرای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان داد که بین میانگین تغییرات MDA، کربونیل-پروتئین و ۸-هیدروکسی ۲-دزوکسی گوانوزین و همچنین بین میانگین تغییرات آنزیم­های ضد اکسایشی SOD، CAT و GPX نسبت به حالت استراحتی در سه حالت تفاوت معنی­داری وجود داشت. میانگین تغییرات MDA و SOD در حالت گرم­کردن با شدت کم کمتر از حالت­های دیگر بود. ولی این کاهش معنی­دار نبود. متغیرهای دیگر در حالت بدون گرم­کردن کمترین مقدار و در گرم­کردن شدید بیشترین مقدار را داشتند. نتایج پژوهش نشان داد که گرم­کردن با شدت کم می­تواند تخریب لیپیدی را کاهش دهد، ولی بر تخریب پروتئینی و DNA اثری ندارد. گرم­کردن با شدت زیاد نیز می­تواند باعث افزایش هر سه نوع تخریب شود. بنابراین در مردان غیرورزشکار گرم­کردن با شدت کم بهتر از شدت زیاد است.
 
اقای ایدین ظریفی، دکتر حمید رجبی، دکتر صادق حسن نیا، دکتر محمد رضا دهخدا، دکتر بابک میرسلطانی،
دوره ۱۳، شماره ۱۰ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده

تمرین تناوبی با شدت زیاد
استقامتی سنتی است. ازطرفی، تمرین استقامتی موجب افزایش اکسیداسیون اسید چرب در عضلات اسکلتی میشود. اکسیداسیون اسید چرب در محلهای مختلفی
همچون انتقال اسید چرب از عرض غشای پلاسمایی تنظیم میشود و مشخص شده است که انتقال از عرض این غشاها به طور اساسی با میانجیگری پروتئینهای
با حجم پایین( بر محتوای HIT( ناقل اسید چرب غشایی صورت میگیرد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت زیاد و حجم کم
۱۹ سال، وزن / مردان جوان بود. ۲۰ نفر مرد جوان نسبتاً فعال در دو گروه ۱۰ نفره تمرین )سن ۳ FABPpm و FAT/CD سارکولمایی ناقلهای اسید چرب ۳۶
۱۷۴ سانتیمتر( تقسیم شدند و گروه تمرین به مدت چهار هفته و سه جلسه / ۶۵ کیلوگرم و قد ۴ / ۱۹ سال، وزن ۹ / ۱۷۲ سانتیمتر( و کنترل )سن ۷ / ۶۷/۲ کیلوگرم و قد ۷
با حجم کم پرداخت. هر جلسه تمرینی شامل ۸ تا ۱۱ تناوب رکابزدن ۶۰ ثانیهای با شدتی برابر با اوج توان کسبشده در انتهای آزمون فزاینده HIT در هفته به
بود که بین هر تناوب، ۷۵ ثانیه رکابزدن با شدت ۳۰ وات به منزله ریکاوری وجود داشت. در پیش و پسآزمون، از گروه تمرین نمونه عضلانی )از VO۲peak
زوجی برای تجزیه و تحلیل دادهها t و ANCOVA عضله پهن جانبی( به منظور مطالعه محتوای پروتئین به روش وسترن بلات گرفته شد. از روشهای آماری
در گروه تمرین بودیم که این افزایش نسبت به پیشآزمون و گروه کنترل معنادار بود VO۲peak ) ۱۷ درصد / شاهد افزایش ) ۸ ،HIT استفاده شد. پساز دوره
نیز پس از ۴ هفته تمرین تناوبی با شدت زیاد و حجم کم به ترتیب ۱۴ و ۲۵ درصد افزایش نشان داد FABPpm و CD محتوای سارکولمایی ۳۶ .)p>۰/۰۵(
با حجم کم استفاده شده در مطالعه حاضر که نسبت به پروتکلهای قبلی )بر پایه آزمون وینگیت( HIT بنابراین، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پروتکل .)p>۰/۰۵(
شود که نشاندهنده FABPpm و CD تعدیل یافته بود، ظرف ۴ هفته میتواند ظرفیت هوازی را افزایش دهد و موجب افزایش محتوای سارکولمایی ناقلهای ۳۶
سازگاری در تسهیل انتقال اسید چرب به درون عضله اسکلتی درجهت افزایش ظرفیت اکسیداسیون چربی است.


محمد عظیم نژاد، پژمان معتمدی، محمدرضا دهخدا، ندا خالدی،
دوره ۲۰، شماره ۲۳ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده

زمینه و هدف: آپوپتوز، مرگ برنامه ریزی شده ی سلول است به نظر می رسد دیابت نوع دو در بافتهای مختلف بویژه قلب فعال می شود با توجه به نقش حفاظتی فعالیت ورزشی بر آپوپوز، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن کاسپاز-۳، Bcl-۲ و Bax در بافت قلب رت های نر ویستار دیابتی نوع دو بود. روش شناسی: در یک کارآزمایی تجربی، ۳۶ سر رت نر نژاد ویستار بطور تصادفی به سه گروه دیابتی با تمرین استقامتی (۱۲= n) ، گروه کنترل دیابتی (۱۲= n) و گروه کنترل سالم (۱۲= n) تقسیم شدند. القاء دیابت نوع ۲ از طریق تزریق درون صفاقی STZ صورت گرفت و با اندازه گیری گلوکز ناشتا تایید شد. پروتکل تمرین شامل ۱۰ هفته تمرین استقامتی، ۵ جلسه در هفته به  مدت ۱۵ دقیقه و با سرعت ۲۷ متر در دقیقه در هفته اول بود که به تدریج به مدت ۶۰ دقیقه در هفته نهم رسید. حیوانات ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین قربانی شدند و نمونه ها از بافت قلب گرفته شد. بیان ژن کاسپاز-۳، Bcl-۲ و Bax با روش  Real time-PCR بررسی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس یک راهه استفاده گردید. سطح معنی داری ۰۵/۰> pدر نظر گرفته شد. یافته ها: بیان ژن کاسپاز-۳ و Bax در گروه کنترل دیابتی در مقایسه با گروه کنترل سالم افزایش معنی داری را نشان دادند (۰۰۱/۰=p) درحالیکه بیان ژن Bcl-۲ کاهش معنی داری یافت (۰۰۱/۰=p) که همگی نشانگر فعال شدن مسیر آپوپتوز بود.تمرین استقامتی موجب کاهش معنی دار بیان ژن کاسپاز-۳ و Bax  (۰۰۱/۰=p) و افزایش معنی دار Bcl-۲ در مقایسه با گروه کنترل دیابتی شد (۰۰۱/۰=p).نتیجه گیری: به نظر می رسد بیان ژن بیان ژن کاسپاز-۳، Bcl-۲ و Bax بافت قلب دیابتی تحت تاثیر مثبت تمرین استقامتی قرار می گیرد و تمرین استقامتی باعث تعدیل آپوپتوز بافت قلب می گردد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb