کمبود ویتامین D با بسیاری از اختلالات عروقی ارتباط دارد؛ همچنین به دلیل وابسته بودن پاسخهای سختیشریانی به فعالیتبدنی و تغذیه، هدف بررسی ارتباط پاسخ سختیشریانی، متعاقب فعالیت استقامتی و مصرف گلوکز با سطوح پایه ویتامین D در زنان و مردان غیرفعال بود. تحقیق از نوع مداخله ای و کارآزمایی بود و نمونه آماری را ۸۸ نفر مرد و زن غیرفعال با دامنه سنی ۲۰ تا ۴۵ سال تشکیلدادند. سختیشریانی بهوسیله دستگاه VaSera-VS-۲۰۰۰ اندازهگیری شد همچنین ویتامین D خون و ترکیببدن نیز مورد ارزیابی قرار گرفت، سپس آزمودنیها ۳۰ دقیقه با ۶۵% حداکثر ضربان قلب فعالیت و پس از ۳۰ دقیقه از اتمام فعالیت مقدار ۷۵ گرم گلوکز مصرف کردند و ۶۰ دقیقه پس از اتمام مصرف گلوکز نیز سختی شریانی دوباره اندازهگیری شد، همچنین قند خون در طی چهار مرحله اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری (۰,۰۵≥P) استفاده شد . بین سطوح پایه ویتامین D و تغییرات شاخص CAVI (Cardio-ankle vascular index) به فعالیت بدنی و مصرف گلوکز در زنان ارتباط منفی و معنیدار (۰,۰۱=P) و (۵۵۹/۰ R= ) و در مردان ارتباط مثبت و معنیداری (۰,۰۵=P) و (۴۱۳/۰R= ) وجود دارد. همچنین آزمون تحلیل واریانس مکرر با کواریانت قرار دادن مقادیر پایه ویتامین D در دو مرحله اندازهگیری شاخص CAVI در هر دو گروه زنان و مردان کاهش معنی دار نشانداد(۰,۰۵≥P) بهنظر میرسد سطوح پایه ویتامین D در پاسخ عروقی به فعالیت بدنی و مصرف گلوکز میتواند موثر باشد و عامل جنسیت نیز در نوع پاسخ افراد موثر است، با توجه به تحقیقات بسیارکم، نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه ضروری است. نتیجه گیری: به نظر می رسد، تمرینات هوازی با شدت های مختلف سبب بهبود سطوح SOD و TNF-α میشود، گرچه شدت تمرین در تمرینات تناوبی عامل موثری در تغییرات سطوح هر دو متغیر بوده است.