جستجو در مقالات منتشر شده



علی اکبر فاضل، لاله باقری، نادر رهنما، سمیرا عمادی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی ۹۲ نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در ۳ گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت ۱۲ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد ۱۲ هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(۰۵/۰>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(۰۵/۰>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(۰۵/۰p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی ۹۲ نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در ۳ گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت ۱۲ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد ۱۲ هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(۰۵/۰>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(۰۵/۰>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(۰۵/۰p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی ۹۲ نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در ۳ گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت ۱۲ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد ۱۲ هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(۰۵/۰>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(۰۵/۰>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(۰۵/۰p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می¬باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می¬تواند نتایج مطلوب¬تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی ۹۲ نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در ۳ گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت ۱۲ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین¬های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد ۱۲ هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(۰۵/۰>p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(۰۵/۰>p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(۰۵/۰p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می¬گردد.
 
مهران سلیمی، دکتر هومن مینونژاد، دکتر محمد کریمی‌زاده اردکانی، محمد جواد شرافت، دکتر الهه عرب عامری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه و هدف: یکی از فاکتورهای سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن، سنجش استقامت آن است که توسط تست مکگیل انجام می‌‌شود. تحقیقات نشان داده‌اند که تغییر در رویکرد توجه در طی انجام فعالیت، موجب تغییراتی در فعالیت الکتریکی عضلات و همچنین تغییر در کیفیت انجام آن حرکت می‌شود، حال هدف از این تحقیق آن است که تغییر در رویکرد توجه می‌تواند اندازه‌گیری حاصل از سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن را دچار تغییرات کند یا خیر. روش‌شناسی: ۲۲نفر از افراد غیرورزشکار(میانگین سن: ۱,۳۰±۲۵ و میانگین شاخص توده بدنی: ۱,۶۱± ۲۲,۹۷ )در سه روز متوالی مورد سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن توسط تست مکگیل قرار گرفتند، افراد به سه گروه تقسیم و هرگروه در هرروز با رویکرد متفاوتی از توجه(درونی، بیرونی، بدون تاکید بر توجه) این تست را انجام میدادند. یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیری‌های مکرر نشان داد بین میانگین ثبات ناحیه مرکزی سه مرحله پژوهش تفاوت آماری معنی‌داری وجود دارد که میانگین ثبات مرکزی مرحله توجه بیرونی بصورت معنی‌داری بیشتر از میانگین مرحله پیش آزمون بود. نتیجه‌گیری: رویکرد توجه می‌تواند اندازه‌گیری ثبات ناحیه مرکزی بدن را دچار تغییرات کند به این صورت که اتخاذ رویکرد توجه بیرونی در طی انجام آزمون، میانگین ثبات مرکزی بدن بیشتری را ثبت کرد.

 
خانم مریم قربانی، دکتر رسول یاعلی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

ثبات وضعیت بدنی و عملکرد حرکتی متفاوت ممکن است در آسیب‌های ثانویه در افراد با کف پای صاف منعطف در مقایسه با افراد دارای کف پای نرمال نقش مهمی ایفاء کند. با این حال تفاوت بین ثبات ایستا، پویا و عملکرد حرکتی افراد با و بدون کف پای صاف منعطف مورد بررسی قرار نگرفته است. این مطالعه به مقایسه ثبات ایستا و پویا و حرکات کارکردی آزمودنی‌های با و بدون کف پای صاف منعطف پرداخته و ارتباط بین حرکات کارکردی با ثبات ایستا و پویا را بررسی می‌کند. ۹۶ آزمودنی (گروه کف پای صاف منعطف: ۲۵ نفر؛ گروه کف پای نرمال: ۷۱ نفر) آزمون غربالگری حرکات کارکردی (FMS)؛ آزمون تعادل شارپند رومبرگ و تست تعادل وای (Y) را اجرا نمودند. نمرات حرکات کارکردی و ثبات ایستا در گروه کف پای نرمال بطور معناداری بیشتر از گروه کف پای صاف منعطف بود (۰۵/۰P). امتیاز کلی تست Y بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰۵/۰P). در گروه کف پای نرمال همبستگی معناداری بین نمرات حرکات کارکردی با ثبات پویا مشاهده شد (۰۵/۰p). این نتایج نشان می‌دهد که افراد مبتلا به صافی کف پای منعطف نسبت به افراد با کف پای نرمال دارای عملکرد حرکتی و ثبات ایستای متفاوت اما ثبات پویای مشابه‌ای هستند. این نتایج می تواند بیانگر این باشد که ارتباطی بین ثبات ایستا و پویا وجود ندارد و این دو عملکرد از یکدیگر مجزا هستند.
فرشید آقابیگی، محمد کریمی زاده اردکانی، محمدحسین علیزاده، هومن مینونژاد،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر طراحی و اجرای یک سیستم نظارت بر آسیب های ورزشی در دانش آموزان بود. آسیب های ورزشی دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های استان ایلام با استفاده از روش های آنلاین و فرم کاغذی در طی یک ترم تحصیلی توسط دبیران تربیت بدنی ثبت گردید و در پایان با استفاده از پرسشنامه به نظرسنجی از آنان نسبت به این روش ها پرداخته شد. پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای بوده و از مجذور کای دو(x ۲) در سطح معناداری(P<۰/۰۵) برای تجزیه و تحلیل نتایج استفاده شد. در مجموع ۱۵۱ آسیب گزارش شد که ۷۶ آسیب (۴/۵۰ درصد) با روش آنلاین، ۷۰ آسیب (۳/۴۶ درصد) با روش آنلاین-کاغذی و ۵ آسیب (۳/۳ درصد) با روش کاغذی ثبت گردید. در مجموع روش ثبت آنلاین (۱۴۶ آسیب) به طور معناداری بیشتر از ثبت کاغذی (۷۵ آسیب) مورد استفاده قرار گرفته (۰۰۱/۰=p) که دبیران تربیت بدنی دلایل استفاده بیشتر از روش آنلاین را: در دسترس بودن، کارکردن راحتتر با آن و بازیابی آسان تر اطلاعات ثبت شده عنوان کردند. اما در مقابل نیز قطعی و کندی سرعت اینترنت را بعنوان مواردی که می تواند موجب ایجاد اختلال شود بیان کردند. با توجه به نتایج به نظر می رسد استفاده از روش های آنلاین در جهت ثبت آسیب های ورزشی در مدارس موثرتر باشد.

 
احسان آبشناس، محمدحسین علیزاده، محسن نادری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه و هدف: از چالش‌های جدی در ورزش، روش‌های پیش‌بینی آسیب است که می‌تواند در خصوص پیشگیری و کاهش آسیب کمک‌کننده باشد. لذا هدف از اجرای این پژوهش پاسخ به این سؤال است که  آیا آزمون های  غربالگری حرکتی عملکردی، تعادلی وای و سیستم امتیازدهی خطای فرود  قدرت پیش‌بین آسیب های ورزشی دانشجویان دختر ورزشکار را دارد؟ روش‌شناسی: این مطالعه از نوع کوهرت آینده‌نگر بود. جامعه پژوهش حاضر ورزشکاران زن دانشگاهی و نمونه پژوهش ۱۲۴ نفر از دانشجویان ورزشکار دختر شرکت‌کننده در پانزدهمین المپیاد ورزشی دانشجویی ایران بودند که به صورت در دسترس مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمون تعادل Y، سیستم امتیاز‌دهی خطای فرود و آزمون غربالگری حرکتی عملکردی از نمونه‌ها قبل از المپیاد گرفته شد و آسیب‌های ورزشکاران در طول مسابقات توسط فرم جمع آوری اطلاعات ثبت شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از آزمون رگرسیون لجستیک و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمجموع ۲۶ آسیب در طول مسابقات در ۱۲۴ نفر آزمودنی به ثبت رسید. هیچ یک از متغیرهای پیش‌بین قابلیت پیش‌بینی متغیر ملاک یعنی آسیب‌دیدگی را نداشتند (۰۵/۰p>). نتیجه‌گیری: در یک نتیجه‌گیری کلی بر اساس نتایج این تحقیق، امکان پیش‌بینی آسیب به صورت عمومی با استفاده از آزمون‌های عملکردی وجود ندارد.
دکتر مریم کاویانی، آقای هادی بابارحیمی، خانم مهتاب امیری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی ویژگی‌های روانسنجی نسخۀ فارسی پرسش‌نامۀ ترس-اجتناب ورزشکار بود. ۱۲۰ ورزشکار با سطوح مهارتی و رشته های مختلف انتخاب و پرسش‌نامۀ ترس اجتناب ورزشکاران، فاجعه آمیزی درد، ترس از حرکت ، اضطراب آسیب ورزشی را تکمیل کردند. روایی صوری و صحت ترجمۀ نسخۀ فارسی پرسش‌نامۀ ترس اجتناب ورزشکاران با روش ترجمه، بازترجمه تأیید شد. از شاخص آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب همبستگی درون طبقه‎ای و همسانی درونی و پایایی زمانی استفاده شد. نتایج نشان داد، مدل تک عاملی پرسش‌نامۀ اجتناب- ترس ورزشکاران برازندگی ضعیفی داشت. بعد از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و مشخص شدن سه عامل در این پرسش‌‌نامه ها، مدل تحلیل عاملی تاییدی نیز برازش مناسب داده ها با این مدل را نشان داد؛ بطوریکه شاخص‌ سی اف ای ۹۶/۰ و شاخص تی. ال. آی ۹۴/۰ به­دست آمد و نیز شاخص رمزی ۰۵/۰ و نسبت خی­دو به درجه آزادی ۳۹/۱ به­دست آمد. بنابراین نسخۀ فارسی پرسش‌نامۀ اجتناب- ترس ورزشکاران ۳عاملی و دربردارندۀ ۱۰ سؤال و سه سازه فاجعه آمیزی( گویه های ۱، ۵، ۸)، ترس از حرکت( ۴، ۶، ۷) و باورهای ترس- اجتناب( گویه های ۲، ۳، ۹، ۱۰) در جامعه ورزشکاران ایرانی تایید شد.
 
حمید عباسی بافقی، محمد حسن کردی اشکذری، عبدالمجید هراتی زاده، سعید عابدین زاده،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: مچ پا یکی از شایعترین آسیبهای ورزشی می­باشد که بـه دلایلـی ماننـد برخـورد مسـتقیم بـا بازیکـن حریـف یـا زمیـن، تـکل­هایـی کـه از سـمت داخـل و خــارج و پــرش و فرود ایجاد می­گردد. از بین این آسیب­ها، اسـپرین خارجـی مـچ پـا از شـایع­تریـن آسیب­ها مـی­باشـد که با ناپایداری مچ پا همراه است. هدف از تحقیق حاضر مقایسه تمرینات تعادلی و هاپینگ بر حس عمقی ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا می­باشد.
مواد و روش ها: تعداد ۳۰ ورزشکار مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا در ۲ گروه های مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت تصادفی تقسیم شدند. گروه اول شامل ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی­مچ پا تمرینات هاپینگ (۱۵ نفر)، گروه دوم شامل ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا تمرینات تعادلی (۱۵ نفر) بود. در ابتدا با کمک عکسبرداری حس عمقی مفصل مچ پای آنها ارزیابی شد و سپس به مدت ۶ هفته به تمرینات پرداختند و در انتها مجددا حس عمقی مفصل مچ پا ارزیابی شد. جهت تجزیه وتحلیل داده­های این پژوهش ازنرم افزار  SPSSنسخه ۲۰ استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد تمرینات تعادلی و هاپینگ به طور معناداری باعث کاهش خطای مطلق بازسازی دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن مچ پا شدند (p<۰/۰۵). همچنین بین دو گروه تمرینات تعادلی و هاپینگ تفاوت معناداری وجود دارد (p<۰/۰۵).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرینات تعادلی و هاپینگ باعث بهبود حس عمقی مفصل مچ پا ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا گردیده است و همچنین تمرینات هاپینگ نسبت به تعادلی اثر بخشی بیشتری دارند.

 

بهنام مرادی، امیر لطافت کار، ملیحه حدادنژاد، مهدی حسین زاده، مهدی خالقی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه و هدف: خسته شدن ورزشکاران مستعد آسیب و قرارگیری آنها در وضعیت­هایی نظیر انجام مانور برشی احتمال ریسک آسیب لیگامان صلیبی قدامی را افزایش می­دهد. لذا هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که آیا خستگی عملکردی اثر تمرینات عصبی عضلانی بر متغیرهای کینتیکی حین اجرای کاتینگ را در مردان ورزشکار مستعد آسیب تغییر می‌دهد؟
روش بررسی: پژوهش حاضر نیمه تجربی بوده و در دو گروه کنترل و تجربی بصورت طرح پیش آزمون و پس آزمون با و بدون خستگی قبل و بعد تمرینات عصبی- عضلانی اجرا شد. ۳۲ دانشجوی مرد ورزشکار ۱۸ تا ۲۵ سال همراه با نقص کنترل تنه، بصورت هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در گروه کنترل (۱۶ نفر) و تجربی (۱۶ نفر) قرار گرفتند. از صفحه نیرو جهت اندازه­گیری نیروهای عکس العمل زمین استفاده شد. آزمون تحلیل واریانس برای تجزیه و تحلیل آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰P < بکار گرفته شد.
یافته ­ها: نتایج پژوهش حاضر بهبود معنی دار متغیرهای نیروی عکس العمل زمین را در پس آزمون گروه تجربی نسبت به پیش آزمون نشان داد (۰۵/۰P<). در حالی که هیچ ­یک از این متغیرها در گروه کنترل تغییر معنی داری نداشتند (۰۵/۰P>).
نتیجه گیری: بنظر می­رسد انجام تمرینات عصبی - عضلانی تنه و ران در ورزشکاران با نقص کنترل تنه سبب بهبود قابل توجهی در ثبات کنترل تنه می­شود به طوریکه در شرایط با و بدون خستگی توانستند بهبود معناداری را در پارامترهای منتخب نیروهای عکس العمل زمین نشان دهند. لذا احتمالاً این شیوه تمرینی را بتوان بعنوان روشی سودمند در ورزشکاران و شرایط نامبرده توصیه نمود.

 
الله یار عرب مومنی، مرضیه رمضانی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

بیماری پرولاپس رکتوم عارضه افتادگی دیواره داخلی مقعد است که مشکلات عدیده‌ای را به وجود می‌آورد. یکی از مهمترین علل این عارضه ضعف عضلات کف لگن است. از این‌رو، این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی، EMS و ترکیبی بر قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم انجام شد. در این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون و گروه کنترل، ۴۸ زن مبتلا به بیماری پرولاپس رکتوم شهر اصفهان با میانگین سنی ۲/۴۵ سال و BMI ۲/۲۶ کیلوگرم بر مترمربع بصورت در دسترس انتخاب و تصادفی در ۴ گروه (هر گروه ۱۲ نفر) تمرین فانکشنال، تمرین EMS، تمرین ترکیبی (فانکشنال+ EMS) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین فانکشنال شامل ۹ حرکت بود که، ۳ جلسه در هفته و هر جلسه به مدت ۳۰ دقیقه در هفته اول شروع شد و بصورت فزاینده به ۹۰ دقیقه در هفته هشتم افزایش یافت. پروتکل تمرینی EMS هم در ۸ هفته، هر جلسه به مدت ۴۰ دقیقه با استفاده از دستگاه EMS و بیوفیدبک انجام شد. همچنین پروتکل تمرین ترکیبی به مدت ۸ هفته و هر هفته ۳ جلسه (در هر جلسه ابتدا تمرین EMS و سپس فانکشنال) به مدت ۴۰ دقیقه و با توجه به اصل اضافه بار اجرا شد. سنجش قدرت و استقامت عضلات کف لگن قبل و بعد از انجام برنانه تمرینی اندازه‌گیری شد. جهت آزمون معناداری تفاوت‌های میانگین گروه‌ها (پیش‌آزمون و پس‌آزمون) از روش آماری تجزیه و تحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرم‌افزار SPSS-۲۴ در سطح معناداری ۰۵/۰ استفاده شد. نتایج مطالعه، افزایش معنادار قدرت و استقامت عضلات کف لگن را دو گروه تمرینات EMS و ترکیبی نشان داد (۰۵/۰≥P). با این حال در گروه تمرینات فانکشنال، اگر چه افزایش قدرت عضلات کف لگن مشاهده شد، ولی این افزایش معنادار نبود (۰۵/۰≤P). همچنین، تغییرات ایجاد شده ناشی از گروه ترکیبی بر متغیرها به‌طور معناداری بیشتر از گروه‌های تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی و EMS به‌تنهایی بود (۰۵/۰≥P). این نتایج نشان‌دهنده ﺗﺄﺛﻴﺮ تحریک الکتریکی همراه با تمرین فانکشنال ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻋﻀﻼت کف لگن است که در نتیجه باعث بهبود پرولاپس رکتوم می‌شود. از این‌رو، پیشنهاد می‌گردد، مراکز ورزشی درمانی، پزشکان و درمانگران از این روش‌های تمرینی، به‌ویژه تمرینات ترکیبی  برای بهبود بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم استفاده نمایند.

 
خانم رعناالسادات حیدری، دکتر منصور صاحب الزمانی، دکتر فاطمه کریمی افشار،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه و هدف: کمردرد مزمن غیراختصاصی یکی از اصلی­ترین معضلات جامعه بهداشت است که بر شیوع بالایی دارد. از این رو هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ۸ هفته تمرینات ثبات مرکزی معلق بر پایداری ناحیه مرکزی، میزان درد، تعادل ایستا و پویای زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی می­باشد.
روش بررسی: در تحقیق حاضر، ۲۱ زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی به طور تصادفی در گروه­های تجربی و شاهد قرار گرفتند. پایداری ناحیه مرکزی بدن، درد، تعادل ایستا و پویا به ترتیب با استفاده از آزمون­های معتبر پایداری ناحیه مرکزی، شاخص اندازه­گیری میزان درد و دستگاه تعادل­سنج بایودکس اندازه­گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم افزارSPSS۲۵  استفاده گردید.
نتایج: بر اساس یافته­های مطالعه، در گروه تجربی برخلاف گروه شاهد، تفاوت معنی­داری در متغیرهای پایداری ناحیه مرکزی، میزان درد، تعادل ایستا و پویا از پیش­آزمون به پس­آزمون وجود داشت(۰۵/۰P)؛ همچنین این تفاوت بین گروه تجربی و شاهد نیز مشاهده گردید(۰۵/۰P).
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج حاصل، تمرینات ثبات مرکزی با استفاده از کابل­های  TRX که دارای سیستم تعلیق و بدون خاصیت کشسانی می­باشند، ممکن است منجر به بهبود همزمان پایداری ناحیه مرکزی، تعادل ایستا و پویا و کاهش درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شود
فادیا ریاستی، رضا رجبی، شهرزاد زندی، فواد صیدی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف

هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی در میزان ثبات مرکزی زنان جوان مبتلا به لوردوز کمری افزایش یافته می‌باشد.

روش ها

۵۵ دانشجوی زن مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری به صورت تصادفی در قالب چهار گروه (تمرین، بازآموزی پوسچر، ترکیبی و کنترل) تقسیم شدند. . درجه لوردوز  هر فرد توسط خط کش منعطف و استقامت عضلات مرکزی توسط آزمون های مک گیل قبل و بعد از انجام هشت هفته مداخله و سپس بعد از هشت هفته  در پی گیری اندازه‌گیری شد.

یافته ها

نتایج آزمون آنالیز واریانس تکرار شونده حاکی از تفاوت معنی دار در پیش آزمون و پس آزمون، گروههای تحقیق بود. نتایج نشان داد که پیش آزمون و پس آزمون گروه تمرین در مقایسه با گروه بازآموزی و کنترل در میزان ثبات مرکزی دارای اختلاف معنی دار بوده است ( p<۰,۰۵) . از لحاظ ماندگاری نیز نتایج نشان داد که تفاوت گروه تمرین و ترکیبی با کنترل در میزان ثبات مرکزی معنی دار بوده است  (p<۰,۰۵).

نتیجه گیری

بنظر می رسد استفاده از کلیه برنامه های تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی احتمالاً در بهبود ثبات مرکزی در زنان جوان مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری موثر بوده اما تأثیر برنامه ترکیبی بیش از سایر مداخلات بود.


marzieh sekonji، hasan sadeghi، neda boroushak، mohd sofian omar fauzee،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

یکی از شایع ترین ناهنجاری های اندام تحتانی، کف پای صاف منعطف است که با کاهش قوس طولی داخلی همراه می باشد که تقریبا کف پا با زمین تماس کامل پیدا می کند و منجر به ایجاد ناراستایی در ساختارهای بخش اسکلتی پا می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرینات موضعی و جامع بر حس عمقی، تعادل و افت ناوی مچ پا دختران ۱۸-۱۰ سال دارای ناهنجاری کف پای صاف منعطف بود. این پژوهش از نوع  نیمه تجربی بود که  در ۲ مرحله پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. ۵۱ دختر دارای کف پای صاف منعطف، به عنوان آزمودنی وارد این پژوهش شدند و به صورت تصادفی در ۲ گروه تجربی (جامع و موضعی)  و یک گروه کنترل (هر گروه ۱۷ نفر) تقسیم شدند. از تمامی آزمودنی ها شاخص افت ناوی به منظور بررسی وضعیت کف پا به عنوان یکی از معیارهای ورود به تحقیق گرفته شد. آزمودنی های گروه تجربی، تمرینات اصلاحی را به مدت ۶ هفته ( ۳ جلسه در هفته به مدت ۳۰ دقیقه) انجام دادند در حالی که گروه کنترل فعالیت های معمول خود را اجرا می کردند. قبل و بعد از اجرای تمرینات حس عمقی، تعادل و افت ناوی ارزیابی گردید. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نسخه ۲۶ نرم افزار SPSS انجام شد و به منظور بررسی تفاوت های بین گروهی از آزمون تحلیل کوواریانس و به منظور بررسی تغییرات درون گروهی از آزمون تی همبسته استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان داد گروه تمرینات اصلاحی در پس آزمون به طور معناداری در حس عمقی، شاخص افت ناوی و تعادل عملکرد بهتری را نسبت به پیش آزمون داشته است (P=۰,۰۰۰) اما در گروه کنترل تفاوت معناداری بین ۲ مرحله آزمون مشاهده نشد (P> ۰,۰۵). همچنین در مقایسه بین گروهی مشاهده شد که در پس آزمون متغییرهای حس عمقی، شاخص افت ناوی و تعادل گروه تجربی نتایج بهتری را نسبت به گروه کنترل به دست آورده است (P<۰,۰۵). نتایج پژوهش نشان می دهد ۶ هفته تمرینات موضعی و جامع به طور معناداریی باعث بهبود حس عمقی، تعادل و افت ناوی در دختران ۱۸-۱۰ سال دارای کف پای صاف منعطف شده است. با توجه به نتایج بدست آمده در این پژوهش به نظر می رسد تمرینات اصلاحی بتوانند در این گروه در جهت بهبود حس عمقی ،  تعادل ایستا و همچنین پاسچر کف پا مورد استفاده قرار گیرد.
 
حسین شاهرخی، علی باقر نظریان، نگار مهرعلیا،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

 مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق، تأثیر ۸ هفته تمرینات عصبی عضلانی بر ثبات مرکزی، حس عمقی و میزان درد زنان‌خانه دار مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی می‌باشد.
روش شناسی: ۳۰ نفر از زنان خانه‌دار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (۶۰-۳۰ سال)، به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه، تجربی ۱ با سن (۴/۱۰±۴۶)، قد (۸/۷±۱۵۴/۷) و وزن (۶/۲±۷۴/۸)، تجربی ۲: سن (۹/۱±۴۰/۷)، قد (۵/۹±۱۶۱/۹) و وزن (۷/۵±۶۵/۳) و کنترل با سن (۱۰/۳±۴۶/۴)، قد (۸/۷±۱۵۵/۱) و وزن (۱۰±۶۹/۴) قرار گرفتند. برای ارزیابی درد و حس عمقی تنه و ثبات مرکزی، مقیاس دیداری (VAS)، گونیامتر، آزمون مک گیل و بیرینگ سورنسن استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون‌های تحلیل واریانس، استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد درد در دو گروه تجربی ۱ و گروه تجربی ۲ نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌دار کاهش یافت(P≤۰,۰۵)، و همچنین حس عمقی و ثبات مرکزی در هر دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌داری افزایش یافت(P≤۰,۰۵).
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می‌شود این تمرینات به دلیل صرف حداقل هزینه، زمان و مکان، مورد توجه و اجرای افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مورد توجه قرار گیرند.

خانم سارا متین فرد، دکتر مجتبی ابراهیمی ورکیانی، خانم سبیکه مقدم نژاد، خانم دنیا عسگری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

چکیده
مقدمه: کتف از اجزای کلیدی کمربند شانه‌ای محسوب میشود که اجازه­ی حرکت، عملکرد و انتقال نیرو از بازو­ها به تنه را فراهم میکند. عدم تقارن کتف از اختلالات در موقعیت قرارگیری کتف است که میتواند بر کیفیت عملکرد اندام فوقانی تاثیر گذار باشد. این اختلال شایع، در ورزشکاران مشاهده میشود. هدف از انجام مطالعه­ی حاضر  بررسی تعادل، کیفیت عملکرد و فعالیت کمربند شانه‌ای کراسفیت­کاران با و بدون عدم تقارن کتف است تا میزان تاثیرگذاری عدم تقارن کتف در این گروه از ورزشکاران با توجه به تست های عملکردی مشخص شود.
روش پژوهش: ۶۰ کراسفیت کار مرد مورد مطالعه قرار گرفتند که از این تعداد ۱۶ نفر در گروه عدم تقارن کتف و ۲۲ نفر گروه بدون عدم تقارن قرار گرفتند و سایرین از مطالعه حذف شدند (به دلیل نداشتن معیار­های ورود). رده­ی سنی ۲۰ تا ۳۰ سال و حداقل سابقه­ی ورزش کراسفیت ۱ سال بود. گروه بدون تقارن کتف توسط پرسش­نامه­های نرودیک، پرسش­نامه­ی بررسی کیفیت عملکرد دست و شانه و بازو، تست دیویس، تست لغزش جانبی استخوان کتف ، تست تعادل Y مورد بررسی قرار گرفتند.  مطالعه از نوع کاربردی و از آزمون­های آماری مورد استفاده شاپیروویلک و من ویتنی یو با سطح معنی داری (p<۰/۰۵)  بود.  
یافته: نتایج تست شاپیروویلک توزیع غیر طبیعی داده­ها را نشان داد (۰۰۰/۰). در ادامه آزمون آماری من ویتنی یو برای تست تعادل Y چپ۴۱۶/۰ (p= ، راست  (۴۰۴/۰ (p= ، دیویس ) ۳۴۱/۰ (p=، دش (۶۵۱/۰ (p=  نتایج معنی داری نشان نداد.
نتیجه گیری: مطالعه­ی حاضر نشان داد که با وجودعدم تقارن کتف در آزمودنی­ها تفاوتی در کیفیت عملکرد و کیفیت فعالیت و تعادل نسبت به گروه کنترل یافت نشد. بنابراین به نظر میرسد که با وجود عوارض ناشی از عدم تقارن کتف، تمرینات ورزشی همچون کراسفیت احتمالا میتواند اثر عوارض را کاهش دهد و یا از آن جلوگیری بعمل آورد.

دکتر افشین مقدسی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

تقویت عضلات موضعی کف پا در کنترل پرونیشن مؤثر است. با این حال، شناخت تأثیر تقویت سایر گروه های عضلانی در ابتدای راه است. هدف این مطالعه تعیین تأثر تمرینات اصلاحی جامع و موضعی بر شاخص پاسچر پا در افراد مبتلا به کف پای صاف منعطف بود. تعداد ۴۴ نفر از دانش آموزان مراجعه کننده به مرکز تمرینات اصلاحی نشاط شهر ایلام با نمره شاخص پاسچر پا بین ۶ تا ۱۲، به عنوان نمونه آماری انتخاب و به صورت تصادفی طبقه­ ای در چهار گروه تمرینات اینترینسیک، تمرینات اینترینسیک + اکسترینسیک، تمرینات اصلاحی جامع و کنترل تقسیم شدند. شاخص پاسچر پا در پیش ­آزمون، پایان هفته­ های ششم و دوازدهم مورد اندازه­گیری قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مدل ترکیبی استفاده شد. نتایج نشان داد که در گروه­های تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معنا­داری در شاخص پاسچر پا ایجاد شده است (۰۵/۰>P). شاخص پاسچر پا در گروه جامع کاهش معناداری را نسبت به تمامی گروه ها نشان داد (۰۵/۰>P). اما بین دو گروه اینترینسیک و گروه اینترینسیک + اکسترینسیک در پای راست (۹۸۰/۰=P) و چپ (۹۶۵/۰=P) اختلاف معنادار نبود. تمرینات اصلاحی جامع، با توجه به اصل واکنش های زنجیره ای بدن انسان و تمرکز بر فعال سازی تمامی عضلات دیستال و پروگزیمال مؤثر در بروز ناهنجاری نسبت به تمرینات موضعی در اصلاح کف پای صاف منعطف مؤثرتر است.
 

الهه امیدوار، ملیحه حدادنژاد، مهدی خالقی تازجی،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

اصلاح الگوی حرکت بوسیله بازآموزی راه رفتن روشی مناسب در پیشگیری و درمان درد کشککی رانی می­باشد که جهت ثبات مفصل زانو ارائه می­شود. هدف از انجام این پژوهش، تاثیر رویکرد بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی بر درد و اوج نیروی عکس­العمل زمین در دوندگان دارای درد کشککی رانی بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون بود. نمونه آماری این پژوهش را ۲۰ دونده دارای سندرم درد کشککی رانی که توسط پزشک فیزیوتراپ با استفاده از تست کلارک شناسایی شده بودند تشکیل دادند و بصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. گروه آزمایش هشت هفته و در هفته سه جلسه دویدن را به همراه پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی از سوی محقق اجرا کردند درحالیکه گروه کنترل بدون دریافت هیچ­گونه مداخله­ای به تمرین خود ادامه دادند. متغیرهای مورد مطالعه در این پژوهش عامل درد و اوج نیروی عمودی عکس­العمل زمین بود که به ترتیب با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری و نیروسنج برتک با فرکانس نمونه برداری ۱۰۰۰ هرتز در هر دو مرحله پیش و پس آزمون ثبت شد. نتایج آزمون ترکیبی تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر نشان داد که، اثر تعاملی زمان بر گروه معنی­دار بوده و پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی منجر به کاهش درد (۰۰۰/۰=P) و اوج نیروی عمودی عکس­العمل زمین در گروه آزمایشی شد (۰۰۳/۰=P). وجود تفاوت در متغیرهای درد و اوج نیروی عکس‌العمل زمین حین دویدن، مؤید نیاز به استفاده از استراتژی‌های متفاوت در تمرین ورزشکاران می‌باشد. لذا، پیشنهاد می­شود مربیان برای اصلاح الگوی حرکت حین دویدن، در تمرینات بازتوانی و تخصصی، نگاه ویژه­ای بر رویکرد بازآموزی راه رفتن به وسیله بازخورد کلامی داشته باشند.
 
دانشجو فاطمه ارین راد، دکتر منوچهر حیدری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال در کنترل کمری لگنی منجر به کاهش فعالیت عضلانی، کاهش انتقال نیرو در زنجیره حرکتی، و د ر نتیجه پتانسیل وقوع آسیب های اندام تحتانی را افزایش می دهد. هدف از این تحقیق بررسی هشت هفته تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی، کینماتیکی راه رفتن و آسیب اندام تحتانی در دانش آموز با ضعف کنترل کمری لگنی بود. روش شناسی: ۳۰ نفر از دانش آموزان دختر با میانگین سنی ۷۵/۰±۶۵/۱۶ سال، قد ۱۱/۴ ±۸۰/۱۶۱ سانتی متر،  وزن ۶۴/۵ ± ۷۰/۶۲ کیلوگرم که دارای ضعف کنترل کمری لگنی بودند به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه تجربی (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا را به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته برای مدت ۶۰ دقیقه انجام دادند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. برای ارزیابی کنترل کمری-لگنی از دستگاه بایوفیدبک پرشر، تعادل ایستا از تست‌ لک‌لک، تعادل پویا آزمون Y، خطای فرود با آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود، عملکرد حرکتی اندام تحتانی از آزمون (تست پرش تک‌پایی، پرش لی ۳ تایی، آزمون پرش لی ۶ متر در زمان، آزمون پرش لی متقاطع) استفاده گردید یافته ها: مطالعه حاضر، اثر تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی۰۱۱/۰، کینماتیکی راه رفتن۰۰۱/۰ و آسیب اندام تحتانی ۰۱۲/۰را معنادار نشان داد((۰/۰۵< P).

 
ابوذر سعادتیان، محمود فرزامی، اسما نگهداری،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف:سندرم متقاطع فوقانی به بروز تغییرات گسترده ای مانند سر به جلو افزایش لوردوز گردنی، کایفوز پشتی، شانه ،گرد، منجر میشود. اصلاح ناهنجاری اسکلتی عضلانی و ارائه فعالیت ها و حرکات مناسب جهت رفع این گونه ناتوانی ها و ناکارآمدی ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر  ماساژ درمانی بر سندروم متقاطع فوقانی دانش آموزان پسر می باشد. روش ها:در این تحقیق تعداد ۳۰ دانش آموز مبتلا به سندروم متقاطع فوقانی در قالب ۲ گروه (گروه ماساژ (۱۵ نفر)- گروه کنترل (۱۵ نفر)) تقسیم شدند. میزان سر به جلو با دوربین عکسبرداری و کایفوز پشتی با روش خط کش منعطف ارزیابی شد و سپس به مدت ۸ هفته ماساژ یومی هو تراپی جهت تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش ازنرم افزار     SPSSنسخه ۲۴ استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان داد بین دو گروه ماساژتراپی و گروه کنترل،  در متغیرهای سر به جلو و کایفوز تفاوت معنادار وجود دارد (P<۰,۰۵). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ماساژ یو می هو تراپی روش موثر در بهبود سندروم متقاطع فوقانی و به ویژه روی ناهنجاری های سر به جلو و کایفوز می باشند.
خاطره تکنیک، رضا رجبی، هومن مینونژاد،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آنی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته بر میزان فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف بوده تا با فعال‌سازی عضلات، جهت کمک به حیطه حرکات اصلاحی و اصلاح کف پای صاف و توان‌بخشی و پیشگیری از آسیب مورداستفاده قرار بگیرد.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر باتوجه ‌به ساخت و معرفی ابزاری جدید و بررسی اثر آن مداخله‌ای و از نوع نیمه‌تجربی بود. ۱۶ فرد بالای ۱۸ سال مبتلا به ناهنجاری کف پای صاف وارد این مطالعه شدند. ناهنجاری کف پای صاف با استفاده از شاخص استاهلی ارزیابی شد. آزمودنی‌ها پروتکل راه‌رفتن با سرعت معمولی بر روی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته را در هرکدام از زوایای جانبی صفر، ۵ و ۱۵ درجه به مدت‌۹۰ ثانیه، انجام دادند و فعالیت الکترومایوگرافی پنج عضله منتخب در تمام زوایا ثبت شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهایMatlab  و SPSS انجام شد و به منظور بررسی معناداری اثر زوایا از آزمون فریدمن و از آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه دو به دو میانگین‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، میانگین فعالیت عضلات منتخب (پرونئوس لانگوس، تیبیالیس انتریور، گستروکنمیوس، سولئوس و هالوسیس) حین راه‌رفتن بین زوایای ۵ و ۱۵ درجه بر روی تردمیل گوه‌ای در مقایسه با صفر درجه اختلاف معنادار آماری داشتند (۰۵/۰p).
نتیجه‌گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌دهد که با استفاده از تردمیل گوه‌ای محقق ساخته و راه‌رفتن در زوایای ۵ و ۱۵ درجه، می‌توان سطح فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف را به میزان معناداری افزایش داد.
بهنام مرادی، ابراهیم محمد علی نسب فیروزجاه، سجاد روشنی، نرمین غنی زاده حصار،
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه و هدف: سیستم امتیازدهی خطای فرود ابزاری معتبر و قابل اعتماد جهت ارزیابی عملکردی حرکت پرش- فرود می­باشد. هدف از مطالعه پیش رو بررسی اثر بخشی تمرینات ورزشی بر سیستم امتیازدهی خطای فرود در ورزشکاران بود.
 روش شناسی: جستجوی در فاصله زمانی سال­های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه­های اطلاعاتیIranDoc ،Magiran ،PubMed ،Google Scholar ،SPORTDiscus ، Scopus ،PEDro  و (ISI) Institute for Scientific  Informationبا استفاده از ترکیب کلید واژه­های پرش- فرود، مکانیک فرود، کینتیک و کینماتیک فرود، پیشگیری از آسیب، تمرین، بازتوانی و سیستم امتیازدهی خطای فرود بعمل آمد. در مجموع ۸۸ مقاله مرتبط با این زمینه یافت شد که پس از بررسی و غربالگری از طریق معیارهای ورود به مطالعه، ۸ مقاله به صورت تمام متن مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته­ها: تمرینات مختلفی از جمله تمرینات عصبی عضلانی، تعلیقی، پیشگیری از آسیب زانو، خستگی و کینزیوتیپ به منظور اثر بخشی بر آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود بکار رفته است. گروه­های تجربی در اثر تمرینات اصلاحی و خستگی بترتیب بهبود و افت عملکرد حرکت پرش فرود را در سیستم امتیازدهی خطای فرود از خود نشان دادند.
بحث و نتیجه گیری: بنظر می رسد به منظور جلوگیری از بروز خطاهای حرکت پرش فرود و آسیب های احتمالی ناشی از آن، تمریناتی باید بکار گرفته شود که علاوه بر افزایش تمرکز و هماهنگی در حرکت مذکور، مقاومت ورزشکاران را در برابر عوامل خطر زایی مانند خستگی افزایش دهد.

 


صفحه ۱ از ۳    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb