<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1388 جلد10 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/11/12</pubDate>

					<item>
						<title>ریخت‌سنجی و بوم‌شناسی هامستر دم دراز زاگرسی1 در استان‌های هرمزگان و کرمان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1443&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تعداد 55 نمونۀ هامستر دم دراز زاگرسی با استفاده از تله های زنده گیر، از گسترۀ زیستگاه های دو منطقه در استان های هرمزگان (منطقۀ حفاظت شده گنو) و کرمان (منطقۀ شکار ممنوع انجرک) به دست آمد. در ابتدا، چهار صفت ظاهری و 16 صفت جمجمه ای و دندانی برای تمامی نمونه ها اندازه گیری و در ادامه نسبت های تمامی اندازه ها به طول سر و بدن محاسبه گردید. برای بررسی وضعیت نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده گردید. برای بررسی معنی دار بودن اختلاف میان جنس ها، آزمون t مستقل به کار رفت. این آزمون نشان داد که میان صفات اندازه گیری شده جنس های مختلف اختلاف معنی داری وجود ندارد. بنا بر این، در تحلیل های بعدی نمونه های هر دو جنس ترکیب شدند. برای تمامی اندازه ها و نسبت ها، آمار توصیفی محاسبه گردید. به منظور نشان دادن اختلاف های معنی دار میان اندازه ها و نسبت های به دست آمده جمعیت های دو منطقه از آزمون t مستقل استفاده گردید. نتایج تحلیل ها نشان داد از میان چهار صفت ظاهری مورد بررسی تنها طول دم در جمعیت های انجرک و منطقۀ گنو دارای اختلاف معنی داری (05/0p&lt;&lt;sup&gt;٭&lt;/sup&gt;) است. هم چنین، از میان 16 صفت جمجمه ای و دندانی مورد بررسی تنها اختلاف میان صفات HS، LCH، LPF، LTB و ZW در میان جمعیت های دو منطقه معنی دار است (05/0p&lt;&lt;sup&gt;٭&lt;/sup&gt;، 01/0p&lt;&lt;sup&gt;٭٭&lt;/sup&gt;). بررسی آماری نسبت ها نشان داد از میان 21 نسبت مورد بررسی تنها نسبت های HFL/HBL وTL/HBL، LD/HBL، LTB/HBL، LPF/HBL و LM/HBL در میان جمعیت های دو منطقۀ اختلاف  معنی داری دارند. در مجموع، نتایج این پژوهش، احتمال وجود اختلاف های  معنی دار نسبتاً اندکی را در میان جمعیت های دو منطقه نشان می دهد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی و ساخت پلاسمید حاوی ژن های Her2 و gp96 به شکل فیوژن وبیان آن با استفاده از ژن کد کننده پروتئین سبز فلورسنت</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1438&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>واکسن های DNA که با استفاده از ژن Her2 تاکنون طراحی و در مدل های آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گرفته اند موفقیت نسبی داشته اند. این امر نیاز به افزایش پتانسیل این واکسن ها را نشان می دهد. شواهد موجود حاکی از این است که ملکول های شوک حرارتی ادجونت های قوی در ایمنی درمانی تومور می باشند. این ملکول ها قسمت های مختلف سیستم ایمنی ذاتی و اختصاصی را تحت تأثیر قرار می دهند. در این مطالعه از گلیکوپروتئین 96 (عضو خانواده HSP90) به دلیل خاصیت ادجونتی آن استفاده شد و این مطالعه با دو هدف انجام شد: اوّلاً تولید ساختار ژنتیکی (پلاسمید) واجد هر دو ژن Her2 و gp96 به شکل فیوژن و ثانیاً بررسی بیان ساختار تولید شده با استفاده از ژن کد کننده پروتئین سبز فلورسنت .</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه فرآیند اسپرماتوژنز در سوسمار آگامای قفقازی (Laudakia caucasia)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1440&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چکیده &lt;br&gt;در سوسماران اسپرماتوژنز به عنوان بخش مهمی از روند تولید مثل بطور کلی به دو حالت فصلی و غیرفصلی انجام میگیرد. روش فصلی معمولاً در گونه های ساکن نواحی معتدل دیده میشود در حالیکه طریقه غیرفصلی در نمونه هایی دیده میشود که در مناطق گرمسیری زیست میکنند. در این تحقیق فعالیت اسپرماتوژنز در گونۀ Laudakia caucasia یا آگامای قفقازی ساکن زاگرس مرکزی مورد مطالعه قرار گرفته است. برای اینکار تعداد 34 نمونه از سوسمار مذکور در دو فصل مختلف سال از محیط زیست طبیعی آنها در شهرستان نورآباد جمع آوری گردیدند. نمونه ها سپس کشته شدند و بیضه های آنها خارج گردید و بعد از اندازه گیری ابعاد بیضه ها، نمونه ها برای مطالعه بافت شناسی آماده شدند. نتایج بدست آمده از مطالعات مورفومتریک، هیستومتریک و بافت شناسی نشان داد که فرآیند اسپرماتوژنز در این گونه به صورت فصلی است و طی دو دورۀ فعال و غیرفعال انجام می شود. دورۀ فعال که شامل اواخر بهار و اوائل تابستان میگردد زمانی است که سلولهای پیش ساز زایا فعالانه درگیر روند تکثیر، نمو و تمایز هستند و در این زمان تمام اشکال تمایزی سلولهای اسپرماتوژنیک در دیوارۀ لوله های منی ساز دیده میشود. در دورۀ غیرفعال که با اواخر تابستان تا اوائل بهار آینده مطابقت میکند اسپرماتوزوئیدی نیز در لوله های منی ساز یافت نمیشود چون فعالیت اسپرم زایی در بیضه ها متوقف شده است. در عوض در این زمان فعالیتهای ترمیمی در بیضه انجام میگیرد و حیوان خود را برای شروع دوره دیگری از تولید اسپرم در فصل بعدی مهیا می نماید.</description>
						<author>احمد قارزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مورفولین بر حافظه و رفتار بازگشت به رودخانه در ماهی سفید</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1444&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امروزه روند رهاسازی بچه ماهیان سفید در دریای خزر رو به افزایش است و رهاسازی قریب به 200 میلیون قطعه بچه ماهی،عامل تولید و صیدی سالانه معادل 17 هزار تن ماهی سفید در دریای خزر است. استفاده از انواع محرک های سیستم بویایی و تقویت کننده های حافظه نظیر مورفولین باعث تشدید فرایند به خاطرسپاری در ماهیان می شود به نحوی که روند بازگشت به محل های تولید مثلی و نوزادی را تسهیل می کند.این تحقیق به منظور بررسی تأثیر مورفولین بر ضریب بازگشت ماهی سفید  از سال 1384 تا 1387 در مرکز تکثیر و پرورش شهید انصاری صورت پذیرفت. ماهیان مولد پس از انتقال به کارگاه (از رود خانۀ خشکرود) به صورت ترکیبی تکثیر شده و از لارو و بچه ماهیان حاصل برای انجام آزمایش ها استفاده گردید. به منظور تعیین بهترین دز مورفولین، تعداد 5480 قطعه بچه ماهی با وزن  5-4 گرم انتخاب و 3 تیمار با سه غلظت &lt;sup&gt;2-&lt;/sup&gt;10×5، &lt;sup&gt;5-&lt;/sup&gt;10×5، &lt;sup&gt;7-&lt;/sup&gt;10× 5 میلی گرم بر لیتر از مورفولین بر روی آن ها به کار رفته و حمام داده   شدند. بچه ماهیان با روش تگ های الاستومر علامت گذاری و از طریق رودخانۀ خشکرود به دریای خزر رهاسازی شدند. برای صید ماهیان علامت گذاری شده درسال 1387 از تور سالیک استفاده گردید. در طول صید  تعداد 505عدد ماهی سفید صید گردید که از آن میان تعداد 34 عدد واجد تگ های الاستومر بودند. نتایج کلی نشان دهندۀ افزایش معنی دار نرخ بازگشت به خانه&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; ماهی سفید  به هنگام تأثیرپذیری از مورفولین (32/0 درصد) در مقایسه با شاهد (09/0 درصد) است (001/0P&lt;) نرخ بازگشت به خانه برای همۀ نمونه های رهاسازی شده در مجموع21/0 درصد محاسبه شد. نتایج در زمینۀ تأثیرپذیری بچه ماهیان از مورفولین حاکی از اختلاف معنی دار در نرخ بازگشت به خانه است به طوری که غلظت &lt;sup&gt;5&lt;/sup&gt;&lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;10×5 میلی گرم بر لیتر به عنوان مؤثرترین دوز (با نرخ بازگشت 62/0 درصد) تعیین گردید (001/0P&lt;). درعین حال غلظت&lt;br&gt;&lt;sup&gt; 2-&lt;/sup&gt;10×5 میلی گرم بر لیتر مورفولین دارای نرخ بازگشت به خانه 37/0 درصد و برای غلظت &lt;sup&gt;7-&lt;/sup&gt;10×5 نرخ بازگشت معادل 15/0 درصد است. در مجموع با استفاده از تکنیک تگ گذاری الاستومر، ضریب بازگشت شیلاتی&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;  ناشی از تأثیرپذیری از مورفولین در ماهی سفید 7/6 در صد محاسبه گردید. با توجه به نتایج حاصل و بررسی نرخ بازگشت در طی دورۀ 5 ساله رهاسازی ماهی سفید در کشور (5 درصد ) می توان به کارگیری این ترکیب در کار گاه های تکثیر  و بازسازی ذخایر ماهی سفید را پیشنهاد کرد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات عصارۀ هیدروالکلی زنجبیل بر فرآیند اسپرماتوژنز و محور هورمونی هیپوفیز - گوناد موش سوری نابالغ</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1445&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زنجبیل، از گیاهان دارویی است که بیش ترین آنتی‏اکسیدانت­ها (ویتامین‏های B، C و E) را دارد و در تقویت قوۀ جنسی نیز مؤثر است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر عصارۀ زنجبیل بر محور هورمونی هیپوفیز- گوناد و فرآیند اسپرماتوژنز در موش‏های سوری نابالغ نژاد Balb /C است. موش سوری نر نابالغ (28 سر)، با وزن تقریبی 18-15 گرم و محدودۀ سنی30- 25روزه، به طور تصادفی به 4 گروه 7 تایی کنترل، شم و آزمایشی 1و2 تقسیم شدند. گروه‏های آزمایشی 1و2 بعد از تعیین دوز کشندۀ عصارۀ زنجبیل به مدت دو هفته به ترتیب 50 و 100 میلی‏گرم/کیلوگرم از عصارۀ هیدروالکلی زنجبیل تهیه شده به روش پرکولاسیون، به صورت تزریق درون‏صفاقی (IP) دریافت کردند و در مدت زمان ذکر شده، گروه شم، آب مقطر (IP) دریافت کرد. گروه کنترل از آب و غذای استاندارد آزمایشگاهی استفاده کرد. پس از 14 روز تزریق، موش‏ها با اتر بیهوش شدند و غلظت هورمون‏های تستوسترون، LH و FSH با استفاده از کیت ELISA اندازه‏گیری و تعداد اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت‏ها، اسپرماتید، اسپرم، لیدیگ و سرتولی در بیضۀ خارج شده با روش رنگ‏آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین شمارش گردید. نتایج به دست آمده نشان داد در مقایسه با گروه کنترل و شم، مقادیر سرمی LH در گروه آزمایشی 2 و هورمون FSH در هر دو گروه آزمایشی کاهش معنی‏دار (05/0P&lt;) و میزان تستوسترون در گروه آزمایشی 2 افزایش معنی‏دار (05/0P&lt;) دارد. هم چنین تعداد سلول‏های لیدیگ و اسپرماتوسیت در گروه آزمایشی 2 و تعداد سلول‏های اسپرماتید و اسپرماتوزویید در هر دو گروه آزمایشی، در مقایسه با گروه‏های کنترل و شم افزایش معنی‏دار (05/0P&lt;) دارد. بنا بر این احتمال می‏رود که فنیل پروپانوییدها و سرکویی‏ترپن­های موجود در زنجبیل از طریق افزایش هورمون تستوسترون و LH و تکثیر سلول‏های لیدیگ از طریق تأثیر بر محور هیپوفیز- گوناد موجب تکثیر سلول‏های جنسی در لوله‏های منی‏ساز گردد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات تزریق هورمون های اوواپریم، HCG و عصارۀ هیپوفیز روی پارامترهای بیوشیمیایی پلاسمای سمینال در ماهی کپور معمولی پرورشی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1446&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در تحقیق حاضر اثرات تزریق هورمون­های اوواپریم، HCG و عصارۀ هیپوفیز بر پارامترهای بیوشیمیایی منی مولدین نر کپور معمولی پرورشی بررسی شد. پارامترهای بیوشیمیایی (کلسیم، منیزیم، کلر، پروتئین کل، گلوکز و کلسترول) با اسپکتوفتومتر و میزان سدیم و پتاسیم با استفاده از فلیم­فتومتر اندازه­گیری شدند. مطابق نتایج به دست آمده میزان یون­های سدیم و پتاسیم در بین تیمارهای مختلف تفاوت معنی­داری داشتند (01/0&gt; P)، به طوری که بیش ترین میزان یون­های سدیم و پتاسیم در تیمار شاهد مشاهده شدند. بین میزان یون کلر در تیمارهای مختلف اختلاف معنی­داری وجود داشت (01/0&gt;P)، به­طوری که در گروه شاهد کم تر از بقیه بود، اما از نظر میزان یون­های کلسیم و منیزیم، در بین تیمارهای مختلف تفاوت معنی­داری وجود نداشت (05/0&lt;P). بین میزان کلسترول پلاسمای منی در تیمارهای مختلف تفاوت معنی­داری مشاهده شد (05/0&gt;P)، به ­نحوی که بیش ترین میزان آن در تیمار HCG مشاهده شد. هم چنین میانگین گلوکز و پروتئین کل پلاسمای منی در بین تیمارهای مختلف، تفاوت معنی داری داشتند (01/0&gt;P)، و بیش ترین میزان آن در گروه شاهد مشاهده شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که تزریق هورمون­های اوواپریم، HCG و عصاره هیپوفیز اثرات متفاوتی روی پارامترهای بیوشیمیایی منی ماهی کپور پرورشی دارد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میان‌کنش سیستم‌های گابائرژیک سپتومی و دوپامینرژیک هیپوکامپی در تعدیل رفتارهای شبه‌اضطرابی در رت‌های نژاد ویستار</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1410&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سپتوم و هپیوکامپ به صورت توأمان در کنترل اضطراب نقش دارند. در این پژوهش، میان کنش احتمالی بین سیستم های گابائرژیک سپتومی و دوپامینرژیک هیپوکامپی در تست EPM به عنوان مدل سنجش اضطراب بررسی شده است. تزریق دوز10 نانوگرم موسیمول، آگونیست رسپتور گابا-A، در هستۀ سپتوم میانی، تأثیر اضطراب زدایی داشت، درحالی که دوزهای پایین تر آن (5/2 و 5 نانوگرم)، هیچ تأثیری نداشتند. تزریق دوزهای بالاتر (5/0 و 1 نانوگرم) باکلوفن، آگونیست رس پتور گابای B، در هستۀ سپتوم میانی، در همان جای گاه، حضور در بازوی باز را در تست EPM کاهش داد. اما دوز پایین تر (1/0 نانوگرم)، تأثیری نداشت. تزریق آپومورفین، آگونسیت رسپتور D2/D1 دوپامین به درون هستۀ هیپوکامپ پشتی، تأثیرات متضادی بر رفتارهای شبه اضطرابی به صورت وابسته به دوز داشت. دوز پایین آپومورفین (005/0 میکروگرم) درصد حضور و ورود به بازوی باز را افزایش داد، در حالی که دوزهای میانی (01/0 و 05/0 میکروگرم) این پارامترها را تغییر نداد. ولی دوز 1/. این پارامترها را کاهش داد. تزریق توأمان دوزهای بی اثر آپومورفین (01/0 میکروگرم) و موسیمول (5/2 نانوگرم)، به ترتیب به درون هیپوکامپ پشتی و سپتوم میانی، رفتارهای شبه اضطرابی را به صورت معنی داری کاهش داد. در حالی که تزریق توأم دوزهای بی اثر آپومورفین (01/0 و 05/0  میکروگرم ) و باکلوفن (1/0 نانوگرم) اثر اضطراب زایی ایجاد کرد. نتایج نشان می دهد که احتمالاً سیستم های دوپامینرژیک هیپوکامپی و گابائرژیک سپتومی به صورت سینرژیستیک (هم افزا) در تعدیل اضطراب نقش داشته و دخالت دوپامین در این زمینه وابسته به دوز است .</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر زهر زنبور عسل و -Lآسکوربیک اسید (ویتامین C) بر تکثیر رده ی سلولی سرطانی پرومیلوسیتی .HL-60</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1411&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>لوسمی حاد پرومیلوسیتی یکی از انواع لوسمی حاد است. L- آسکوربیک اسید که بنام ویتامینC نیز شناخته می شود، دارای خواص آنتی اکسیدانت است. L- آسکوربیک اسید تحت برخی شرایط بعنوان پرواکسیدانت عمل می کند و در دوز های بالا بر رده های سلولی مختلف اثر سیتوتوکسیک دارد، که این اثر به خاصیت اکسیداسیون- احیاء آن وابسته است تجربیات نشان داده است که استفاده از ترکیباتی با خاصیت ضد تکثیری و ضد التهابی می تواند در افزایش اثر این ماده و کاهش اثرات جانبی آن موثر باشد. با توجه به اثرات ضد تکثیری و ضد سرطانی زهر زنبور عسل، در این مطالعه، اثر آن برعملکرد -Lآسکوربیک اسید بررسی شد. پس از تعیین غلظت های سمی و غیرسمی L- آسکوربیک اسید و زهر زنبور عسل بر روی سلول های HL-60، اثر هر یک به تنهایی و همراه با هم بر روی رشد سلول های HL-60 توسط شمارش سلولی با تریپان بلو و روش MTT بررسی شد. تمامی تجربیات سه بار تکرار شدند و جهت تحلیل داده ها از نرم افزار Instate 3 و آزمون آماری one-way ANOVA استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان میدهد که -Lآسکوربیک اسید و زهر زنبور عسل در الگویی وابسته به دوز و زمان در غلظت بالا موجب القاء مرگ سلولی و در غلظت های پایین موجب مهار تکثیر می گردند. L- آسکوربیک اسید در غلظت 1/0 میلی مولار در طول 72 ساعت باعث مهار تکثیر سلول های HL-60 می گردد. و این مهار L- آسکوربیک اسید در صورت استفاده توأم زهر زنبور عسل بصورت چشمگیری افزایش می یابد. بر پایه این نتایج پیشنهاد میشود که زهر زنبور عسل در غلظت های غیر سمی بتواند توان ضد تکثیری L- آسکوربیک اسید را بر روی سلول های سرطانی HL-60 افزایش دهد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
