<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1389 جلد9 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>تأثیر شرایط نوری و فاکتور pH در بهینه سازی کشت ریشه های گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از انجام این مطالعه و تحقیق تعیین شرایط بهینه سازی کشت ریشه گیاه گلرنگ(Carthamus tinctorius L.) به منظور دستیابی به مقادیر بیشتر ریشه است که امکان دارد توانایی قابل توجهی درتولید ترکیبات متابولیت ثانویه با کاربریهای مختلف داشته باشند. ازآنجاکه گلرنگ گیاهی با فواید شناخته شده در زمینه های صنعتی، خوراکی و دارویست لذا بهینه سازی شرایط کشت ریشه آن امری ضروری و حائز اهمیت به نظر می رسد. ازجمله شرایطی که بدین منظور مورد تحقیق قرار گرفته شرایط نوری می باشد که دراین مقاله به صورت تیمار نور و تاریکی اعمال شده و در گام بعدی فاکتور pH مورد مطالعه قرار گرفته است. در روش بکار گرفته شده ریشه های حاصل از ساقه های جوان بذرهای رشد کرده در محیط جامد MS (Murashige&amp;Skoog)، به محیط مایع انتقال داده شده و پس از ریشه زایی بیشتر و واکشتهای مختلف تحت تیمار نور و تاریکی و فاکتورpH قرار گرفتند. پس از 21 روز، وزن تر و خشک ، مقادیر رنگدانه های فتوسنتزی (کلروفیل a ، b ، محتوی کل کلروفیل و کارتنویید) و مقادیر رنگدانه های مختص گیاه (رنگدانه قرمز در طول موج 517 نانومتر، رنگدانه های زرد در طول موجهای 321 و 403 نانومتر) در نمونه های تحت تیمار محاسبه شد.مهمترین دستاورد پژوهش انجام شده دستیابی به مقادیر قابل توجهی از رنگدانه های مختص گیاه گلرنگ و رنگیزه های فتوسنتزی در ریشه این گیاه است که پیشتر تنها در اندامهای هوایی و گل گزارش شده بود. علاوه بر آن نتایج بدست آمده حاکی از آن است که تیمار نور به نسبت تاریکی تأثیر بهینه تری درخصوص میانگین رشد، تولید ترکیبات مهم فتوسنتزی و رنگدانه های مختص گیاه داشته است و در مورد تیمار دوم یعنی فاکتورpH گیاه گلرنگ نسبت به تمامی گستره های مورد استفاده در راستای افزایش رشد و تولید ترکیبات سازگار بوده است.</description>
						<author>ژیلا قلی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر زیادی سولفات منیزیم خاک بر محتوای عناصر کلسیم، منیزیم، پتاسیم و شدت تشکیل اندومیکوریز در پستۀ رقم بادامی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بر اساس گزارشهای منتشر نشده از مرکز تحقیقات پستۀ کشور در رفسنجان در حال حاضر بسیاری از مناطق پسته کاری با افزایش میزان منیزیم در خاک مواجه هستند. در تحقیق انجام شده تأثیر زیادی عنصر منیزیم از طریق اعمال غلظت های متفاوت نمک سولفات منیزیم که به ترتیب حاوی 0.608،1.21،2.41 و4.84گرم/کیلوگرم سولفات منیزیم بود، بر گیاه پستۀ رقم بادامی در بستر خاک در یک آزمایش گلدانی و بر اساس طرح بلوک های کامل تصادفی بررسی شد. پس از برداشت گیاهان، مجموع طول ریشه، وزن خشک اندام های گیاه، تعداد اسپور حاصل از فعالیت قارچ های میکوریزی1 VAMدر خاک، میزان آغشتگی ریشۀ گیاهان به میکوریز و محتوای یون های Ca ، Mg ،K در ریشه و ساقه اندازهگیری شد. نتایج حاصل از آنالیز دادهها نشان داد که با افزایش نمک سولفات منیزیم در خاک، اسپور قارچهای VAM، وزن خشک ساقه، ریشه و میزان آغشتگی ریشه به میکوریز و همچنین محتوای یون های کلسیم، منیزیم، پتاسیم گیاه افزایش یافت. افزایش یونهای منیزیم در ریشه بیش از ساقه بود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کادمیوم بر میزان تولید هیدروژن پراکسید و فعالیت برخی آنزیم¬های آنتی¬اکسیدانی در گیاه ذرت ((Zea mays L</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1346&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گیاهان رشد یافته در شرایط هیدروپونیک با کلرید کادمیوم M µ 50 تیمار شدند. میزان رشد و پارامتر های متابولیکی دخیل در تنش اکسیداتیو و پاسخ های آنتی اکسیدانی در اندام هوایی و ریشه های گیاهان تیمار شده بررسی شد. افزایش پراکسیداسیون لیپیدها، مرگ سلولی و تجمع پراکسید هیدروژن با اعمال کادمیوم موجب کاهش رشد و وزن خشک گیاهان گردید. میزان فعالیت آنزیم های کاتالاز (CAT) ، آسکور بات پراکسیداز (APX ) ، گایاکول پراکسیداز (GPX) و گلوتاتیون ردوکتاز (GR) در گیاهان تحت تیمار با کادمیوم افزایش یافت. بنابرین اعمال کادمیوم M µ 50 باعث افزایش فعـــالیت آنزیم های مسئول محافظت اکسیدانی در گیاه ذرت می شود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر اشعۀ UV روی برخی پارامترهای ساختاری و فراساختاری در گیاه فلفل قلمی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در چند دهۀ اخیر تحقیقات متعددی برای ارزیابی پاسخ گیاهان به افزایش اشعۀ ماورای بنفش (UV)، در اثر کاهش لایۀ اوزون انجام گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی اثرات اشعۀ UV روی برخی از پارامترهای ساختاری و فراساختاری گیاه فلفل قلمی1 تحت شرایط گلخانه ای است. این گیاهان در شرایط یک نواخت محیطی رشد داده شدند و بعد از 35 روز تحت تیمار اشعۀ UV-A به مدت 15 روز و اشعۀ UV-C به مدت 8 روز قرار گرفتند. با بررسی های انجام گرفته مشخص شد که اشعۀ UV روی رشد ریشه تأثیر چندانی ندارد، ولی باعث کاهش رشد طولی ساقه می شود که این کاهش درمورد تیمار UV-C معنی دار بود. سطح برگ گیاهان تیمارشده با UV هم نسبت به شاهد کاهش نشان داد. اشعۀ UV روی ضخامت ریشه تأثیر چندانی نداشت، ولی باعث افزایش معنی دار ضخامت ساقه و برگ شد که این افزایش در تیمار UV-C بیش تر بود. همچنین تعداد و اندازۀ روزنه های گیاهان در اثر تیمار با UV افزایش پیدا کرد. از لحاظ فراساختاری هم مشاهده شد که اشعۀUV باعث ایجاد تغییراتی در کلروپلاست سلول های مزوفیل برگ شده و تیلاکوئید-های آن اتساع پیدا می کنند. همچنین محتویات نشاسته ای کلروپلاست در گیاهان تیمار کاهش پیدا کرد. اشعۀ UV باعث تشکیل کریستال هایی در پراکسی زوم سلول های مزوفیل شد که این کریستال ها به علت افزایش فعالیت کاتالاز، که یک آنزیم آنتی اکسیدان است، تشکیل می شوند. در این بررسی مشخص شد که گیاه فلفل قلمی در برابر اشعۀ ماورای بنفش حساس بوده و از لحاظ ساختاری و فراساختاری متحمل تغییراتی می شود. حساسیت این گیاه به اشعۀ UV-C بیش از UV-A بود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فلور و تغییرات جمعیت سیانوباکتریایی در طول دورهٔ کشت برنج در ارتباط با pH، EC و دما</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>شناسایی فلور سیانوباکتریایی و بررسی تغییرات جمعیتی آن ها در شالیزاری نمونه در کلات از اردیبهشت تا شهریور 1386 در طول دورهٔ رشد برنج با نمونه برداری خاک در چهار مرحله صورت گرفت و همراه با آن عوامل فیزیکوشیمیایی مانند EC و pH و دما اندازه گیری شد. در مجموع، 23 گونه مربوط به 8 جنس از 5 خانواده شناسایی شدند؛ از خانوادهٔ Chroococcaceae جنس های Chroococcus Nägeli, Gloeothece Nägeli, Aphanothece Nägeli و از خانوادهٔ Oscillatoriaceae جنس Oscillatoria Gomont و از خانوادهٔ Rivulariaceae جنس Calothrix C.Agardh و از خانوادهٔ Nostocaceae جنس های C‏ylindrospermum Kützing, Nostoc Vaucher, Anabaena Bory, و از خانوادهٔ Scytonemataceae جنس Scytonema C.Agardh . در خصوص نمونه های هتروسیست دار، فراوان ترین گونه ها متعلق به جنسNostoc بود. تغییرات pH در 4 مرحله نمونه برداری قلیایی بود و تغییرات معنی داری را نشان نداد. تعداد کلنی با pH رابطهٔ مستقیمی نداشت. برخلاف آن EC رابطهٔ مستقیمی با تعداد کلنی را نشان داد. در خصوص دما، بیش ترین تعداد کلنی در کم ترین دما مشاهده شد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تولید رامنولیپید توسط باکتری سودوموناس ائروجینوزا از ملاس چغندر قند تیمار شده</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>بیوسورفاکتانت ها محصولات طیف وسیعی از میکروارگانیسم ها هستند که در حد بالایی دارای ویژگی فعالیت سطحی اند. گلیکولیپید ها، فسفولیپید ها و اسید های چرب، لیپوپپتیدها و لیپوپروتئین ها، بیوسورفاکتانت های پلیمریک و بیوسورفاکتانت های ویژه از انواع اصلی بیوسورفاکتانت ها هستند. رامنولیپید نوعی بیوسورفاکتانت از گروه گلیکولیپیدهاست که توسط باکتری سودوموناس ائروجینوزا1 تولید می شود. در این تحقیق از باکتری سودوموناس ائروجینوزا2 استفاده شد که از کلکسیون میکروبی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران تهیه گردید. این باکتری در محیط کشت نمک های معدنی 3M واجد ملاس کشت داده شد. قند موجود در ملاس، ساکاروز است که باکتری سودوموناس ائروجینوزا نمی تواند از آن به عنوان منبع کربنی استفاده کند ولی سویه مورد استفاده در این تحقیق به دلیل آن که دست ورزی های ژنتیکی بر روی آن انجام شده است، قادر به استفاده از قند ساکاروز است به شرط آن که آلودگی های شیمیایی موجود در ملاس حذف شود. لذا از روش تیمار شیمیایی ملاس، خالص سازی شده و در دسترس میکروارگانیسم قرار گرفت. رامنولیپید تولید شده با آزمایش های سنجش قند به روش فنل- سولفوریک اسید و توانایی امولسیفیکاسیون نفت خام (با استفاده از سنجش میزان گلوکز) ارزیابی شد. آزمایش ها با روش ANOVA تجزیه و تحلیل آماری شدند. نتایج بیان گر آن بود که بدون ملاس، بهترین شرایط برای تولید رامنولیپید شامل نسبت کربن به نیتروژن =18، 7 pH، c ˚33= دما با میزان هوادهی=rpm 200 و درصد تلقیح=5/1 در زمان 96 ساعت است. میزان رامنوز تولید شده 161/0 گرم در لیتر (رامنولیپید=367/0گرم در لیتر) و درصد توانایی امولسیفیکاسیون نفت خام 53 % بود. در حالی که در ملاس تیمار شده، تولید رامنولیپید با میزان تلقیح 2% (v/v) از پیش کشت به محیط کشت تولید دارای نسبت 16=C/N، 8/6 pH، در دمای ˚c30 با شدت هم زدن rev.min-1 200 و در زمان 96 ساعت بهدست آمد. در چنین شرایطی میزان رامنوز تولید شده، 22/0 گرم در لیتر (معادل 66/0گرم رامنولیپید در لیتر) و درصد توانایی امولسیفیکاسیون نفت خام آن برابر 5/55% محاسبه شد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تنوع زیستی گیاهی در ارتباط با متغیرهای ارتفاع و جهت شیب: مطالعه موردی در ارتفاعات کلات گناباد، جنوب خراسان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1407&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>پهنه رویشی مورد مطالعه در تحقیق حاضر ارتفاعات کلات–زیرجان گناباد، واقع در استان خراسان رضوی است. ارتفاع آن از 1100 تا 2830 متر از سطح دریا متغیر و میانگین بارندگی و درجه حرارت سالیانه آن به ترتیب 2/143 میلیمتر و 2/17 سانتیگراد است. تعداد 261 کوادرات 1 متر مربعی به روش سیستماتیک – تصادفی در منطقه مستقر گردید. در هر یک از کوادرات ها، فهرست گیاهان موجود به همراه درصد پوشش تاجی و فراوانی گونه ها ثبت شد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات متغیرهای ارتفاع و جهت شیب روی تنوع گونه ای گیاهان بود. کل کوادرات ها به سه طبقه ارتفاعی و چهار طبقه از نظر جهت شیب تقسیم بندی شدند. شاخص های غنا و تنوع گونه ای و یکنواختی در هر طبقه محاسبه و نمودارهای درجه بندی تنوع و رتبه-فراوانی رسم گردید. تمام شاخص ها و نمودارهای مربوطه حاکی از بیشترین میزان تنوع گونه ای، غنا و یکنواختی در طبقه متوسط ارتفاعی و کم ترین میزان آن ها در طبقات ارتفاعی بالا (به دلیل تشعشعات فراوان UV) و پائین (به دلیل تخریبات انسانی) است. بالاترین میزان غنای گونه ای در شیبهای رو به جنوب مشاهده می شود. اما از نظر تنوع گونه ای و یکنواختی، اختلاف معنی داری بین مقادیر شاخص ها در جهت شیب های مختلف وجود ندارد. بنابراین در این ناحیه عامل ارتفاع نسبت به جهت شیب اثرگذاری بیشتری بر تنوع گونه ای داشته است. در مورد انطباق داده ها با مدلهای توزیع وفور گونه، طبقه پایینی ارتفاع با مدل لگ نرمال مطابقت کرد. اما دو طبقه دیگر از هیچ مدلی پیروی نکردند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
