<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1387 جلد18 شماره45</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>استفاده از آلویتا برای حذف قارچ‌ها در مراحل انکوباسیون تخم ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان Onchorhynchus mykiss</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1202&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مالاشیت گرین یکی از فرآورده های رنگی آنیلین است. این ماده به عنوان ترکیبی جهش زا و سرطان زا شناخته شده است. استعمال این ترکیب شیمیایی، برای ماهیانی که به مصرف انسان می رسند، مورد تأیید اداره نظارت بر دارو و غذای ایالات متحده(FDA) قرار نگرفته است. به دنبال اعمال محدودیت مصرف مالاشیت گرین توسط FDA، اثرات زیست محیطی بسیار نامطلوب آن و بی خطر بودن کامل آلویتا، این ماده به عنوان جای گزین مالاشیت گرین بررسی شد. این تحقیق به دو روش آزمایشگاهی و محیطی انجام گرفت. در روش آزمایشگاهی ابتدا تخم های آلوده به قارچ ماهی قزل آلا بر روی محیط کشت سابورودکستروز آگار، کشت داده و خالص سازی شد. سپس آلویتا با غلظت های 4،3،2،1 و5 گرم در لیتر به محیط کشت سابورودکستروز آگار اضافه شد و توده های قارچی خالص سازی شده موکور و رایزوپوس، بر روی آن کشت داده شد. بعد از زمان 48 ساعت و یک هفته، نمونه ها بررسی شدند، روی نمونه شاهد(بدون آلویتا)، توده قارچی رشد کرد و در نمونه های حاوی آلویتا هیچ قارچی مشاهده نشد. در روش محیطی یک تراف شاهد(بدون آلویتا) و سه تراف حاوی آلویتا، به روش حمام دادن، با غلظت های 1 گرم در لیتر به مدت های30 و60 دقیقه، و 2 گرم در لیتر به مدت30 دقیقه و یک تراف مالاشیت گرین با غلظت 2میلی گرم در لیتر به مدت یک ساعت، در مزرعه تکثیر و پرورش ماهی قزل آلا نیاک بررسی شدند. تجزیه و تحلیل های آماری نتایج به دست آمده که با استفاده از نرم افزار spss و استفاده از آزمون آنالیز واریانس انجام گرفت، حاکی از آن است که با ضریب اطمینان 95 درصد و 265/0P=، اختلاف معنی داری بین تعداد تخم های چشم زده تراف های حاوی آلویتا و تراف حاوی مالاشیت گرین وجود ندارد و آلویتا با غلظت یک گرم در لیتر از بین غلظت های آزمایش شده، می تواند جای گزین مناسبی برای مالاشیت گرین باشد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر تغذیه اولیه بر رشد لارو نورس قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ناپلی و سیست کپسول زدایی شده آرتمیا کاربرد وسیعی در صنعت آبزی پروری دنیا دارد. در تغذیه و پرورش بسیاری از گونه های ماهیان آب شیرین و دریایی کاربرد ناپلی و سیست کپسول زدایی شده آرتمیا تأثیرات خوبی را در برداشته است. در این پژوهش تأثیر نوع تغذیه اولیه بر رشد لارو نورس قزل آلای رنگین کمان بررسی شده است. لاروهای نورس که تازه تغذیه فعال آن ها شروع شده بود در پنج تیمار غذایی سیست کپسول زدایی شده، ناپلی آرتمیا، مخلوط سیست کپسول زدایی شده و غذای فرموله شده، مخلوط ناپلی و غذای فرموله شده و بالاخره غذای فرموله شده به مدت20 روز تغذیه شدند و سپس در ادامه کار به مدت 20 روز دیگر با غذای فرموله شده تغذیه شدند. نتایج تغذیه با 5 تیمار غذایی آرتمیا در 20 روز اول نشان داد که رشد لاروها در تیمار غذایی ناپلی، دارای اختلاف معنی دار با سایر تیمارها بود. برای بررسی تأثیرات بعدی تغدیه با این تیمارها، پرورش دوره 20 روزه دوم در همه تیمارها، با غذای فرموله شده انجام گرفت. نتایج نشان داد که آهنگ رشد لاروهای تغذیه شده با مخلوط سیست کپسول زدایی شده و غذای فرموله شده نسبت به سایر تیمارها بالاتر و معنی دار بود و وزن لاروها در این تیمار از 5/0 گرم به 2/2 گرم رسیده بود. ضریب رشد ویژه در این تیمار 8/4 بود که دارای بالاترین مقدار در بین تیمارها بود. هم چنین ضریب تبدیل غذایی دارای پایین ترین مقدار(07/1) در بین تیمارهای مورد بررسی در20 روزه دوم بود. لاروها در پارامترهای فاکتور وضعیت، رشد ویژه، مقدار غذای روزانه، ضریب تبدیل غذایی و Daily Feeding rate% دارای اختلاف معنی دار بودند. اختلاف معنی دار در پارامترهای بقا، قابلیت تبدیل غذایی مشاهده نشد. بالاترین رشد در دوره 20 روزه دوم در تیمار سوم(مخلوط سیست دکپسوله و غذای فرموله شده) مشاهده شد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر آلومینیوم بر کاهش رشد و تغییر در ترکیبات دیوارهء سلول‌های توتون</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1204&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آلومینیوم از فراوان ترین عناصر پوستهء زمین است که میزان آن به 7 درصد کل عناصر می رسد. آلومینیوم یون پیچیده ای است که فرم شیمیایی و عمل بیولوژیک پیچیده ای دارد و در خاک های خنثی یا خاک هایی با اسیدیته ضعیف به شکل اکسید یا آلومینوسیلیکات غیر قابل حل وجود دارد. با کاهش PH خاک انحلال پذیری این یون افزایش می یابد و از طریق ریشه جذب می شود و بدین ترتیب بر رشد گیاهان تأثیر می گذارد. در واقع، آلومینیوم مهم ترین عامل محدود کننده رشد به خصوص رشد ریشه در خاک های اسیدی شناخته شده است. تقریباً 40-30درصد از زمین های قابل کشت را خاک های اسیدی تشکیل می دهند. علاوه بر این اسیدیته خاک به علت مشکلات زیست محیطی نظیر باران های اسیدی در حال افزایش است به همین دلیل توجه به سمیت آلومینیوم و تأثیر آن در کاهش بازده تولید محصولات کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در بسیاری از تحقیقات گذشته تأثیر آلومینیوم در کوتاه مدت نشان داده شده است. همچنین آزمایش های متعددی نشان داده است که آلومینیوم در ابتدا وارد راس ریشه می شود و غالباً درآپوپلاست جای می گیرد. در واقع آپوپلاست با داشتن ماتریکس پکتینی با شارژ منفی مهم ترین محل اتصال آلومینیوم است. این تحقیق به منظور شناسایی هر چه بیش تر تأثیر آلومینیوم بر پلی ساکاریدهای دیواره سلول های توتون انجام گرفت. بدین منظور سلول های توتون موجود در محیط کشت تعلیقی LS با غلظت های مختلف آلومینیوم(30 و60 میکرومولار) تیمار داده شدند. پس از 24 ساعت سلول ها بر داشت شدندو سپس دیواره سلولی جداسازی شد و اجزا مختلف پلی ساکاریدی دیوارهء شامل سلولز، پکتین، همی سلولز A وB استخراج و میزان آن ها اندازه گیری شد. همچنین در صد زنده بودن سلول ها، میزان جذب آلومینیوم توسط سلول ها و میزان رشد آن ها بررسی شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که تیمار با آلومینیوم منجر به افزایش همی سلولز A و پکتین در سلول های توتون شد. امّا اثر کاهشی بر مقدار همی سلولزB مشاهده شد. میزان سلولز نیز در حضور30میکرومولار از آلومینیوم کاهش ولی در حضور60 میکرومولار از آلومینیوم افزایش یافت. همچنین در تیمار با آلومینیوم کاهش رشد و کاهش وزن دیواره مشاهده شد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش یون‌های معدنی و پرولین در تحمل دو رقم کلزا (L. Brassica napus) به تنش مس</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1205&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>اثر غلظت های متفاوت(0، 100، 300 و 500 میکرومولار) کلرید مس بر انباشتگی کاتیون های مس، آهن، منگنز و پتاسیم و همچنین غلظت پرولین در برگ و ریشه دو رقم کلزا(L. Brassica napus) (پی اف و هایولا) در مرحله طوقه ای در شرایط گل خانه بررسی شد. در مجموع، در پاسخ به تیمارهای کلرید مس تفاوت معنی داری بین رفتار فیزیولوژیک ارقام مورد بررسی مشاهده شد؛ بدین معنی که با افزایش غلظت کلرید مس در محیط، افزایش غلظت یون مس و پرولین و همچنین کاهش یون های آهن، منگنز و پتاسیم در رقم پی اف (به  ویژه در ریشه) در مقایسه با رقم هایولا چشم گیرتر بود. بنا بر این، به نظر می رسد رقم پی اف توانایی بیش تری نسبت به هایولا برای مقابله با این تنش دارد. بدین ترتیب از دیدگاه بیوشیمیایی می توان رقم پی اف را به عنوان رقم متحمل تر به تنش فلز سنگین مس معرفی کرد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی‌های تاکسونومیک یک قبیله ماش1 از تیره بقولات در استان‌های خراسان</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1206&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله قبیله ماش1 از تیره بقولات2 بررسی تاکسونومیک می شود. این قبیله شامل جنس های نخود3، ماش4 ، خلر5 ، عدس6 و نخود فرنگی7 است. وجود مجموعه با ارزشی از این گیاهان در هرباریوم دانشگاه فردوسی مشهد ((FUMH که بالغ بر350 نمونه هستند سبب شد تا مروری بر شناخت دقیق آن ها صورت گیرد. حاصل این تحقیق ارائه کلید شناسایی اختصاصی و پراکنش این گیاهان در استان های خراسان و گزارش جدیدی از 9 گونه از این قبیله به نام های سیسر کرماننس، ویسیا وریابیلیس، ویسیا کاپادوسیکا، ویسیا ترونکاتولا، لنز کولیناریس، لاتیروس پراتنسیس، لاتیروس اسفئاریکوس برای فلور خراسان است. همچنین پیشنهاد می شود ویسیا سودوکاسوبیکا با ویسیا ونولوزا مترادف شود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبدیل متان به هیدورکربن‌ها‌ی با ارزش‌تر و متانول در پلاسمای تخلیه با مانع دی الکتریک</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1207&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله نتایج آزمایش ها برای تبدیل متان به هیدروکربن ها ی بالاتر و متانول در رآکتور تخلیه با مانع دی الکتریک کوارتز آورده شده است. آزمایش ها در فشار و دمای محیط انجام گرفته است ، بالاترین ولتاژ اعمالی به رآکتور23000 ولت در فرکانس 50 هرتز بوده است. نتایج آزمایش ها نشان می دهند که افزایش ولتاژ تبدیل متان را به صورت خطی افزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر گزینش پذیری محصولات ندارد. وجود هلیوم در برهم کنش الکترون- متان باعث شده است که تبدیل پذیری متان افزایش پیدا کند. اضافه کردن اکسیژن به جریان خوراک باعث افزایش تبدیل متان تا سه برابر شد. در فشار ها ی بسیار جزئی اکسیژن در خوراک و یک ولتاژ آستانه12000ولتی محصول اصلی متانول، با بازده 1% و گزینش پذیری 40% بوده است.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تهیه اپوکسی الکل از سیس و ترانس 2- (1- سیکلو هگزنیل) سیکلو هگزانول و2-سیکلوهگزیلیدن سیکلوهگزانون</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1208&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از اپوکسیداسیون سیس و ترانس2-(1- سیکلوهگزنیل) سیکلوهگزانول(a4وb4) دو دیاستریو ایزومر( 5و6) به دست می آید. از سوی دیگر از2- سیکلوهگزیلیدن سیکلوهگزانون(2) به دو روش ترکیب اپوکسی الکل(4) به دست می آید.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کمپلکس‌های dTDP3- با فلزات دو ظرفیتی و تعیین ثابت‌های اسیدی و پایداری آن‌ها</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1209&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ثابت  های پایداری کمپلکس های 1 : 1 ایجاد شده میان Ba2+, Sr2+, Ca2+, Mg2+ :M2+ ،Mn2+ ,Zn2+ Cu2+ , Ni2+, Co2+وCd2+ با تیمیدین-´5-دی فسفات(dTDP3-) با تیتراسیونpH پتانسیومتری در محلول آبی(M1/0=I ، NaNO3، C°25( تعیین شد. همین ثابت ها با دیگر مشتقات دی فسفات (R-DP3-) مقایسه شد. ثابت های اسیدی dTDP3- یعنی و و با تیتراسیون pH پتاسیومتری اندازه گیری شد و با ثابت های مربوط مقایسه هایی انجام شد. نمودار نتایج log و p برای ترکیبات دی فسفات رسم شد و خط همبستگی1 از این نقاط محاسبه شدند، این نتایج نشان می دهند که کمپلکس  های M(dTDP)- دقیقاً روی خط قرار گرفته اند؛ یعنی فلزات دوظرفیتی فقط به گروه فسفات متصل شده اند و هیچ گونه برهم کنشی میان یون فلزی و قند یا باز نوکلئوزید وجود ندارد. معادله خط همبستگی بدست آمده از رابطه مطرح شده به ما اجازه می دهد که با مقدار pKa هر لیگند دی فسفات منواستر تک پروتونه، ثابت های پایداری را محاسبه کنیم.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه حلال پوشی کاتیون‌های قلیایی خاکی با متانول، اتانول و پروپانول در نیترومتان به روش رزونانس مغناطیسی هسته و تعیین اعداد حلال‌پوشی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1210&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>روش رزونانس مغناطیسی هسته پروتون( ) بـرای بررسی اثـر حـلال پوشـی کاتیون های قلیایی خاکی با متانول( )، اتانول( ) و پروپانول( ) در نیترومتان( ) به عنوان حلال بی اثر بررسی شده است. بدین منظور فرکانس رزونانس پروتون های الکل بر حسب تابعی از نسبت مولی حلال به یون فلز با غلظت ثابت یون فلزی معین شده است. میانگین اعداد حلال پوشی کاتیون ها، ، در هر نسبت مولی الکل به یون فلزی، بر اساس نتایج جابه جایی شیمیایی بر حسب نسبت مولی محاسبه و بر حسب مقادیر نسبت مولی رسم شده است. از مقدار حد منحنی بر حسب نسبت مولی، اعداد حلال پوشی کاتیون های قلیایی خاکی و تعیین شده است. با توجه به نتایج ارائه شده، در مورد هر یک از الکل ها، افزایشی در عدد حلال پوشی از Mg2+ تا Sr2+ و در مورد هر یون فلزی کاهشی در عدد حلال پوشی از متانول تا پروپانول مشاهده می شود. در مورد حلال  های پروتیک، علاوه براثرات بار، تأثیر پیوند های هیدروژنی هم می تواند تأثیرگذار باشد. نقش کاتیون، افزایش قدرت پیوند هیدروژنی به واسطه اثر تعاونی است که ترتیب افزایش پیوند هیدروژنی از Mg2+ بسمت Sr2+ کم می شود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
