<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1387 جلد18 شماره46</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/1/13</pubDate>

					<item>
						<title>پایانه باختری گسل ترود: مثالی کلاسیک از پایانه گسل‌‌های راستالغز</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1196&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گسل ترود واقع در110 کیلومتری جنوب دامغان با راستای تقریبی ENE-WSW در پایانه باختری خود راستای تقریبی EW به خود می  گیرد. در این منطقه پایانه، ساخت هایی مشاهده می  شود که نشان دهنده الگوی ویژه پایانه گسل های راستالغز است. این ساخت ها از نظر راستا کلاً دو دسته می شوند:ساخت هایی با راستای تقریبی N-S که به طور عمده ساخت های فشارشی مانند راندگی ها و چین  های ماکروسکوپی با گرایش(vergence ) عمده به سوی باختر هستند و در سنگ های پالئوزوئیک و مزوزوئیک دیده می شوند. همراه با این ساخت ها، ساخت های برشی راست بر و عادی نیز با همین راستاها وجود دارند. همچنین ساخت های مزوسکوپی مانند ریز چین ها، برگوارگی ها و خطوارگی های مرتبط با ساخت های ماکروسکوپی جزء این گروه هستند. دسته دوم ساخت هایی با راستای میانگینNE-SW هستند که شامل چین هایی ملایم و راندگی های جوانتر هستند و در کل گرایشی به سوی جنوب نشان می دهند. این ساخت ها در سنگ های سنوزوئیک وجوانتر آشکارتر هستند. با این حال در سنگ های قدیمی تر نیز تغییرات ساختاری چشم گیر به وجود آورده اند. جهت رشته کوه ترود و گسل ترود، اصلی ترین سیمای ساختاری منطقه، نسبت به نیروهای حاصل از هم گرایی صفحه های عربستان- اوراسیا و فشارش وچرخش بلوک لوت و حرکات گسل های پیرامون آن به گونه ای است که دگرریختی در رشته کوه مزبور به صورت ترافشارشی (transpression) است. جهت لغزش در این سیستم ترافشارشی در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است که علت آن تغییر راستای محلی میدان تنش به واسطه چرخش ها و حرکات فوق بوده است. همانند بیش تر مناطق ترافشارشی، واتنش دربرخی نقاط این منطقه به دو مولفه برشی و فشارشی هم زمان یا در دو زمان مستقل از هم تقسیم (partitioning)شده است و ساخت های مربوطه به وجود آمده اند. ساخت های فرعی دیگری مانند شکستگی های نوع ریدل وP و چین های منطبق بر الگوی زمین ساخت راستالغز(wrench tectonic) که جهاتی غیر از شمالی- جنوبی و/ یاشمال خاوری- جنوب باختری دارند مانند اغلب پهنه های برشی، در این منطقه نیز وجود دارند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شکل‌گیری زئولیت ZSM-5 بدون استفاده از قالب و رابطه درجه کریستالینیتی نسبی با شرایط سنتز</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1197&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای بررسی شرایط بهینه سنتز و شکل گیری زئولیت های ZSM-5 ، تحت شرایط مختلف تعداد زیادی زئولیت ZSM-5 سنتز شد،  نمونه ها بدون قالب ریزی سنتز شده و شرایط مختلف سنتز روی pH ژل اولیه،  دمای واکنش، نسبت Sio2/Al2o3 و زمان واکنش در یک گستره وسیع اعمال شد. سپس این نمونه ها برای بررسی شکل گیری زئولیتZSM-5 و تعیین درجه کریستالینیتی توسط روش دیفراکسیون پرتو ایکس (XRD) بررسی شد و نتایج برای به دست آوردن شرایط بهینه با یک دیگر مقایسه گردید. برای به دست آوردن درجه کریستالینیتی با XRD،  روش های محاسباتی مختلفی به کار گرفته شد و نتایج به دست آمده به هر روش با دستگاه های دیگر مانند میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مقایسه شد و در نهایت یک روش دقیق و نسبتاً  سریع برای تعیین درجه کریستالینیتی با XRD پیشنهاد شده است. هدف: ساخت کاتالیست  های فیشر تروپش با کمک زئولیت ها برای فرایند کاتالیستی تبدیل گازهای طبیعی به سوخت مایع یکی از پروژه های مهم اقتصادی کشور است. تعیین شرایط بهینه برای سنتززئولیت های ZSM-5 در رسیدن به این هدف، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بافت‌‌های اولیه و ثانویه درتوده‌‌های گرانیتوئیدی شمال گلپایگان همراه با تجدید نظر در سن جای‌گیری آن‌ها بر اساس روابط صحرایی و فسیل شناسی</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1198&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>توده های گرانیتوئیدی شمال شرق گلپایگان در یک مجموعه دگرگونی تیپ بارووین نفوذ کرده و در برخی نقاط موجب دگرگونی همبری در سنگ های مجاور خود شده اند. برخی از این توده ها در نمودار مثلثیQAP در قلمرو تونالیت، گرانودیوریت، گرانیت، آلکالی فلدسپار گرانیت، مونزوگرانیت، کوارتز دیوریت، کوارتزمونزونیت و کوارتز مونزودیوریت قرار می گیرند. دایک های آپلیتی و پگماتیتی نیز در حاشیه توده ها مشاهده می شود. بافت های موجود در این گرانیتوئیدها در دو بخش شامل بافت های اولیه(1. بافت گرانیتی، 2. بافت پوئی کیلیتی، 3. بافت گرانوفیری) و بافت های ثانویه(1. هم رشدی های پرتیتی، 2. میرمکیت، 3. کلریتنیراسیون، 4. سریسیتیزاسیون، 5. کائولینیزاسیون) بررسی شده اند. بررسی بافت و کانی شناسی گرانیتوئیدها از جمله دارا بودن درشت بلورهای فلدسپات پتاسیم و نیز وجود زیرکن های گردشده در برخی از گرانیتوئیدهای بررسی شده احتمالاً می تواند بیان کننده یکی از مشخصات گرانیتوئیدهای نوع S یا گرانیتوئیدهای با منشأ پوسته ای باشد. اما وجود بافت گرانوفیری در برخی دیگر از گرانیتوئیدها ازجمله تونالیت های منطقه نشان می دهد که این توده ها، از نوع پلاژیوگرانیت بوده، جزء گرانیتوئیدهای نوع I یا گرانیتوئیدهای با منشأ گوشته ای محسوب می شوند. همچنین وجود بافت میلونیتی در برخی دیگر ازگرانیتوئیدهای شمال شرق گلپایگان که در شمال روستای ورزنه و شمال روستای اسفاجرد رخ نمون دارند، نشان می دهد این توده ها هم زمان با یک فاز کوه زایی(لارامید) تشکیل شده اند. با توجه به بررسی های انجام شده بر اساس فسیل کونودونت به دست آمده از کالک شیست های متبلور و همچنین آکریتارژ به دست آمده از اسلیت های منطقه- که برای اولین بار در زون سنندج- سیرجان معرفی می شوند، سن سنگ های متامورفیک که به پرکامبرین نسبت داده شده بود تجدید نظر شده است و متعلق به پالئوزوئیک دانسته شده است. همچنین سن گرانیتوئیدهای منطقه جوان تر از ژوراسیک پسین و قدیمی تر از الیگوسن تعیین شد. این نوشتار دلایل و شواهد تجدید نظر در سن جایگیری گرانیتوئیدهای شمال گلپایگان را بر اساس روابط صحرایی و فسیل شناسی برای اولین باردر قالب یک مقاله ارائه می کند. بنابر این با بررسی بافت و تعیین سن توده های گرانیتوئیدی شمال گلپایگان می توان نتیجه گرفت که این توده ها هم سن نبوده اند، بلکه برخی از این توده ها(گرانیتوئیدهای دارای بافت گرانوفیریا گرانیتوئیدهای نوع I) در زمان ژوراسیک و اوائل کرتاسه در طی فرورانش و قبل از برخورد قاره ها به وجود آمده اند، برخی دیگر (گرانیتوئیدهای دریافت 21/07/85 	پذیرش11/9/86 دارای بافت میلونیتی) هم زمان با برخورد قاره ها در اواخر کرتاسه و هم زمان با پایان دگرشکلی ها، در پایان حوادث کوه زایی تشکیل شده اند و در نهایت برخی از گرانیتوئیدها(اغلب گرانیتوئیدهای نوعS) در اواخر کرتاسه- پالئوسن پس از برخورد صفحه عربی با صفحه ایران به وجود آمده اند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خواص فیزیکی و چگونگی گسترش جانبی و عمقی رسوبات و کاربرد آن در پهنه‌بندی خطر با استفاده از GISدر گستره شهر بم</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1199&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>امروزه اهمیت بررسی  های دقیق زمین شناسی برای شهر های دارای پتانسیل خطرات طبیعی برکسی پوشیده نیست. هر چه این بررسی ها در مقیاسی دقیق تر و به  صورت توام انجام پذیرد، نتایج و دستاوردهای بهتری خواهد داشت. با هدف بررسی اثر ساخت گاه در میزان تخریب سازه ها در شهر بم در کنار بررسی های لرزه شناسی، ژئوالکتریک و حفر چندین گمانه ژئوتکنیکی در نقاط مختلف شهر، بررسی رسوبات سطحی و زیر سطحی نیز به انجام رسیده است. پس از تلفیق همه نتایج با استفاده از GIS و نرم افزارهای مختلف کامپیوتری، اطلاعات دقیق و با ارزشی در خصوص چگونگی کیفیت و عمق رسوبات مختلف و سنگ کف در نقاط مختلف شهر، پراکندگی زون های شنی، ماسه ای و رسی در زیر شهر به دست آمده است. در انتها، نقاط مختلف بر اساس این پژوهش ها و تطابق با نقشه میزان تخریب در سطح شهر از لحاظ پهنه بندی خطر تفکیک شده و اولویت هایی برای انجام اموری نظیر نصب سیستم های پیش هشدار معرفی شده اند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه چینه‌نگاری زیستی سازند گورپی در مقطع تیپ(شمال غرب مسجد سلیمان) و سبزه کوه(جنوب غرب بروجن)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1200&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سازند گورپی در برش تیپ بر اساس ویژگی های سنگ شناسی قابل تفکیک به 8 واحد و در برش سبزه کوه 11 واحد است. بررسی میکروسکوپی روزن داران پلانکتونیک منجر به شناسایی7 بیوزون در ناحیه لالی و 4 بیوزون در ناحیه سبزه کوه شد که قابل تطابق با بیوزون های استاندارد جهانی هستند. بیوزون Globotruncanita elveta معرف کامپانین پیشین، بیوزون Globotrunca ventricosa نشان گر کامپانین میانی، بیوزون Globotruncanita calcarata معرف اوایل کامپانین پسین، بیوزون Globotruncanita stuarti شاخص اواسط کامپانین پسین، بیوزون Globotruncana aegyetica شاخص اواخر کامپانین پسین، بیوزونGansserina gansseri معرف اواخر کامپانین پسین- مائس تریشتین پیشین و بیوزون Abthamphalus mayaroensis شاخص مائس تریشتین پسین است. در برش سبز کوه همانند برش تیپ بیوزون های کامپانین شناسایی شده ولی به دلیل کاهش عمق حوضه رسوبی در طی مائس تریشتین بیوزون های 5 و 6 و 7 قابل شناسایی نیستند. تغییرات جهانی سطح آب دریا در طی کامپانین- مائس تریشتین در پخش و پراکندگی روزن داران پلانکتونیک تاثیر مهمی داشته است. به نحوی که در ابتدای کامپانین پسین و مائس تریشتین پسین که سطح آب دریاها پایین بوده است، روزن داران پلانکتونیک با حجرات کروی از فراوانی بیش تری برخوردار هستند. در طی انتهای کامپانین پسین و مائس تریشتین پیشین با بالا آمدن سطح آب دریا و افزایش عمق حوضه رسوبی روزنداران پلاژیک با حجرات فشرده شده و کارن دار فراوان هستند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عمل‌کرد آشکارساز نیم ‌عایق گالیوم آرسناید(GaAs) برای آشکارسازی ذرات آلفا</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1201&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در این مقاله، نتایج حاصل از عمل کرد یک آشکارساز سد پتانسیل سطحی با زیرلایه نیمه عایق که در دمای اتاق و خلأ 4-10تحت تابش ذرات آلفا با انرژی 48/5 از چشمه 241 قرار گرفته است، مورد بررسی قرار می گیرد. قدرت تفکیک انرژی آشکارسازهای با قطر تماس شاتکی 2 و 3 میلی متر بررسی و با هم مقایسه می شوند. اثر تغییرات ولتاژ بر قدرت تفکیک پذیری آشکارسازها بررسی شده است.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
