<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1385 جلد18 شماره56</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی‏ تأثیربیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) بر اسپرماتوژنز و هورمون‌‌های جنسی رت‌‌های نر نژاد ویستار (Wistar)</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مولتیپل اسکلروزیس (MS) نوعی بیماری سیستم عصبی مرکزی است که در آن میلین رشته‏ های عصبی تخریب می‏شود. الگوی آزمایشگاهی این بیماری، انسفالومیلیت آلرژیک تجربی(EAE) است که می‏توان با تزریق مواد شیمیایی نظیر اتیدیوم بروماید ایجاد کرد. در مردان مبتلا به بیماری MS ، کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی دیده می‏شود که می‏تواند پتانسیل باروری را تحت‏الشعاع قرار دهد. به منظور بررسی تأثیر بیماری MS بر سلول های اسپرماتوژنی وهورمون های جنسی، تعداد 36 سر رت نژاد ویستار (5 هفته ای) در سه گروه: کنترل، شم و آزمایشی تقسیم شدند؛ برحیوانات گروه کنترل عمل جراحی انجام نگرفت، ولی به رت های گروه شم (2=n) مقدار 20 میکرولیتر از حلال سالین به داخل C.S.F در ناحیه مخچه بصل النخاعی1 تزریق شد. به حیوانات گروه آزمایشی مقدار 20 میکرولیتر از محلول اتیدیوم بروماید(15 میلی گرم اتیدیوم بروماید در یک میلی لیتر سالین) تزریق گردید. یک هفته بعد، دو سر رت از هر گروه، به طور تصادفی، برای بررسی ساختار بافتی بخش سفید ساقه مغز (pons) تشریح شدند، بقیه حیوانات نیز بعد از پایان دوره کامل اسپرماتوژنز، تشریح، خون گیری(برای تجزیه و تحلیل میزانFSH، LH وهورمون تستوسترون)، تهیه اسپرم از ناحیه اپیدیدیم(برای بررسی پارامتر های اسپرم) و همچنین تهیه نمونه بافتی از بیضه(برای بررسی میکروسکوپی سلول های اسپرماتوژنیک) انجام گرفت. نتایج نشان داد که درصد تحرک پیش رونده اسپرم در ناحیه اپیدیدیم، از حد 16/2  4/74 در گروه کنترل به 40/1  61/60 در گروه آزمایشی کاهش معنی داری(001/0&lt; P) یافته است. تعداد سلول های گرد ناحیه اپیدیدیم از حد 097/0  73/0 در گروه کنترل بمیزان 254/0  15/1 افزایش معنی داری (001/0&lt; P) داشت. همچنین، درصد اسپرم  های طبیعی گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‏داری را نشان داد) 2p&lt;). تعداد سلول های اسپرماتوگونی نوع A و B، اسپرماتوسیت اولیه و اسپرماتید گروه آزمایشی در مقایسه با گروه های شم و کنترل کاهش یافته ولی از نظر آماری معنی دار نبوده است. اما تعداد اسپرم  ها و سلول های لایدیگ گروه آزمایشی به طورمعنی‏داری (05/0&lt; P) نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود. همچنین، کاهش میزان LH و هورمون تستوسترون و افزایش میزان FSH در گروه آزمایشی نسبت به گروه های کنترل و شم مشاهده شد. به طور کلی، نتایج نشان می‏دهند که بیماری MS در رت نژاد ویستار اختلال در ویژگی های سلول های اسپرماتوژنی، تحرک اسپرم و میزان هورمون های جنسی ایجاد می‏کند که ممکن است پتانسیل باروری را در حیوان آزمایشگاهی تحت تأثیر قرار دهد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جداسازی و شناسایی میکروارگانیسم مولد لواستاتین، تعیین شرایط بهینه تولید و ارزیابی بازده محصول با دو روش کشت غوطه‌ور و تخمیر در بستر جامد</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1173&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>از میان 28 سویه آسپرژیلوس جداسازی شده از خاک 6 سویه با تولید مساوی یا بیش تر از سویه استاندارد (Aspergillus terreus ATCC 20542) شناسایی شدند . آزمایش  ها بهینه سازی با بهترین سویه جداسازی شده به نام Gil-4 نشان داد که لاکتوز، آرد سویا و نیترات پتاسیم به ترتیب بهترین منابع کربن، نیتروژن آلی و معدنی در تولید بودند. در روش کشت بسته(غوطه ور) حاوی محیط با فرمولاسیون بهینه 4 درصد لاکتوز( وزنی به حجمی)، 400 میکروگرم لواستاتین در هر میلی لیتر تولید شد. در اینحال بازده 10 میلی گرم به ازای هر گرم لاکتوز بود. در مقایسه با روش کشت بسته، استفاده از روش تخمیر در بستر جامد1 حاوی عصاره سورگوم و آب پنیر میزان لواستاتین تولیدی 1500 میکروگرم به ازای هر گرم وزن خشک و بازدهی 5/37 میلی گرم به ازای هر گرم لاکتوز بود که نشانه برتری این روش بر کشت بسته است .</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر کمپلکس آهن‌دار[Fe3 O(OAC)6(H2O)3]Cl بر خون‌سازی در موش‌‌های ماده بالغ نژاد Balb/C</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1174&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آهن عنصری معدنی است که مقداری از آن برای رشد طبیعی بدن ضروری است، این عنصر پس از مصرف خوراکی، جذب خون شده، به ترانسفرین پیوند یافته و برای ساخت گلبول  های قرمز به مغز استخوان انتقال می یابد. مصرف خوراکی آهن ممکن است موجب امراض گوارشی گردد. با توجه به این عوارض ونیز گسترش فراوان کم خونی نیاز به دارو  های آهن دار تزریقی مشخص می  شود. به همین منظور و برای تعیین ترکیبی که احتمالاً بتواند به عنوان داروی آهن دار تزریقی مورد استفاده قرار گیرد، کمپلکس O(OAC)6(H2O)3]Cl [Fe3 در دانشکده شیمی دانشگاه تربیت معلم تهران تهیه گردید. این کمپلکس یک ترکیب آهن دار با Fe()است که طیف IRآن با داده  های مراجع منطبق است. پس از تهیه، اثرات زیستی این ترکیب در طی تجربیاتی مورد بررسی قرار گرفت. در این تجربیات که در گروه زیست شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران انجام گرفت، سه گروه موش ماده بالغ نژادBalb/C شامل گروه  های کنترل، شم و تجربی تحت شرایط مناسب و در c ◦23 نگهداری شدند و به گروه تجربی mg/kg300 وزن حیوان از کمپلکس مذکور، حل شده در سرم فیزیولوژیک، به مدت 5 روز و روزی یک بار به صورت درون صفاقی تزریق گردید و به گروه شم هم به همان میزان سرم فیزیولوژیک تزریق شد و پس از 3 روز گروه  ها خونگیری شدند و نمونه  های خونی آنالیز گردیدند: یعنی میزان هماتــوکــریت، همـوگلـوبین MCV, RBC, Monocytes, Lympocytes, Basophils, Seg.Neutrophils, WBC, MCHC, MCH, Eosinophils, Band cells, اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که میزان هموگلوبین، هماتوکریت،,RBC MCH ,MCHCوMCV در نمونه  های تجربی افزایش معنی داری دارد و هیچ گونه تغییر شکل مورفولوژیک مشاهده نگردید. در حقیقت, آهن در خون با ترانسفرین پلاسما ترکیب می شود، این اتصال سست است و در صورت نیاز گسسته خواهد شد. به این ترتیب اثرات مثبت این ترکیب بر روی خون سازی در موش ماده بالغ نژادBalb/C مشخص گردید و این کمپلکس احتمالاً می تواند به عنوان داروی مناسبی جهت افزایش میزان آهن خون به صورت تزریقی مورد بررسی قرار گیرد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر مقدار اضافی منگنز بر جنبه‌‌های فیزیولوژیک رشد و نمو گیاه چای</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1175&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>منگنز یک ریزمغذی ضروری برای رشد و نمو گیاهان است و منگنز اضافی از مهم ترین عوامل محدودکننده رشد در خاک  های اسیدی به شمار می رود. در این تحقیق, به منظور بررسی تاثیر مقدار اضافی منگنز بر جنبه   های فیزیولوژیک رشد و نمو گیاه چای، قلمه   های ریشه دار شده دو ساله چای1 در محلول هوگلند تغییر یافته در سیستم هیدروپونیک هوادهی شده با pH معادل 2/4 به مدت یک ماه در شرایط گل خانه ای در دمای متوسطC º 3 ± 27 و شدت نورµmol. m-2 s-1 5/101 و با تعویض هفته ای یک بار، پیش تیمار شدند. بعد از گذشت این مدت و پیدا شدن ریشه  های سفید و جدید، گیاهان تحت تیمار های یک هفته ای با فلز منگنز با غلظت نهایی 9/0 میلی مولار و با تعویض هر3 روز یک بار، قرار گرفتند. پس از گذشت یک هفته، ریشه  های سفید گیاهان برای تعیین فعالیت آنزیم پراکسیداز (PO) در سه بخش محلول(SPO)، یونی(IPO) و کووالانی(CPO)، محتوای لیگنین و قند ریشه برداشت شدند. هم زمان با برداشت ریشه، کلروفیل برگ گیاهان نیز در شرایط گل خانه ای اندازه گیری شد. نتایج حاصل نشان داد که فعالیت بخش محلول(SPO) و کووالانی پراکسیداز(CPO) به همراه محتوای لیگنین در تیمار با منگنز اضافی (9/0 میلی مولار) کاهش یافت. از طرف دیگر فعالیت بخش یونی پراکسیداز (IPO) به همراه محتوای کلروفیل برگ در تیمار با منگنز اضافی افزایش یافت؛ اما این افزایش معنی دار نبود. میزان قند محلول ریشه ها نیز در تیمار با منگنز اضافی افزایش یافت. بر اساس نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که منگنز اضافی ممکن است اثرات مفیدی بر رشد گیاه چای از طریق کاهش چوبی شدن دیواره سلولی وبه دنبال آن تحریک رشد داشته باشد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی فعالیت نیتروژنازی، فتوسنتز، رشد و وضعیت رنگیزه‌ای سیانوباکتریوم خاک‌زی فیشرلا امیکوس1 FS18 تحت تیمارهای مختلف شوری</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1180&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>با توجه به نقش بسیار مهم سیانوباکتری های خاک های مزارع در تثبیت و فراهم آوردن نیتروژن مولکولی، در این پروژه سعی بر آن شده است که پاسخ های فیزیولوژیک فیشرلا امبیگوا1 FS18 به تیمارهای مختلف NaCl (0، 5/0 و 1%) بررسی شود. نتایج نشان می دهد که میزان رشد در محیط فاقد شوری (NaCl) بالاتر از سایر تیمارها است. با وجود این، رشد در تمام تیمارها انجام شدده است. این مسئله در مورد فعالیت های فیزیولوژیک نیز صدق می کند. مقدار کلروفیل روندی کاهشی با افزایش NaCl نشان می دهد. مقدار فیکوبیلی پروتئین کل، فیکوسیانین، آلوفیکوسیانین و فیکواریترین، گرچه در شوری 5/0% کمترین مقدار را نشان می دهد, ولی این تفاوت با دو تیمار دیگر معنی دار نیست. میزان اشباع نوری فتوسنتز در تیمار کنترل حداکثر بوده و با افزایش میزان شوری، کاهش می یابد. نتایج سنجش فعالیت نیتروژنازی حاکی از آن است که کشت هایی که رشد سریع تری دارند، سریع تر به حداکثر فعالیت خود می رسند ضمن آن که بیش ترین میزان در تیمار کنترل مشاهده شده و بین تیمار5/0 و1% تفاوت معنی داری مشاهده نمی شود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر تنش خشکی بر روی میزان قند‌های محلول، پروتئین، پرولین، ترکیبات فنلی و فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز گیاه سویا رقم گرگان 3</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1177&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>برای بررسی پاسخ گیاه سویا به تنش خشکی، رقم گرگان 3 با توجه به مقاومت بهینه آن در مقابل شرایط کم آبی برای کشت انتخاب شد. رقم مورد نظر بصورت کشت گلدانی در دمای 23 درجه سانتی گراد و شدت نوری 14 هزار لوکس با دوره نوری 14 ساعته قرار گرفته و با گسترده شدن اولین برگ مرکب، سه تیمار آبی شامل هر روز آبیاری (شاهد) و سه روز در میان (تنش ملایم ) و پنج روز در میان (تنش شدید) اعمال شد. گیاهان در تیمارهای مختلف به مدت 15 روز به مقدار 150 میلی لیتر آبیاری شدند. به منظور بررسی اثر تیمارهای مختلف آبیاری بر روی میزان قندهای محلول، پروتئین کل، پرولین و ترکیبات فنلی، سه بخش ریشه، ساقه و برگ مورد ارزیابی قرار گرفتند. بررسی نتایج حاصل از آزمایش بر اساس شاخص میانگین حسابی و انحراف معیار صورت گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در ریشه میزان قندهای محلول و پرولین هم در تنش ملایم و هم تنش شدید افزایش معنی داری یافت در حالی که در برگ و ساقه میزان این ترکیبات تنها در تنش شدید روند صعودی معنی داری را طی کرد. همچنین اعمال تنش ملایم و شدید خشکی سبب افزایش مقدار پروتئین و ترکیبات فنلی در برگ ها شد در حالی که در بخش های ریشه و ساقه این روند بر میزان پروتئین تنها در تنش شدید معنی دار بود و ترکیبات فنلی در دو اندام یادشده تغییر معنی داری را نشان نداد.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نوپدیدی گیاه کلزا در درون شیشه و ساقه‌زایی غیرمستقیم از آن در کشت محور زیرلپه</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1178&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف این پژوهش دست یابی به شرایط بهینه در ریز ازدیادی کلزا براسیکا نپوس1، القای کالوس زایی و تولید گیاهچه  ها با روش کشت در شیشه بوده است. جداکشت های محور زیر لپه ای رقم طلایه این گیاه در محیط کشت پایه موراشیگ و اسکوگ(MS) به همراه انواع و غلظت های متفاوتی از مواد تنظیم کننده رشد گیاهی نظیر 2، 4- دی کلروفنوکسی اسید(( 2,4-D، بنزیل آدنین(BA) و اندول بوتیریک اسید(IBA) در ظرف های پتری کشت شدند. نتایج آزمایش های زیاد و تکرار آن ها نشان داد که: در محیط کشت پایه MS دارای2 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین و نیز در همین محیط کشت دارای 1 تا 2 میلی گرم در لیتر IBA همراه با 1 میلی گرم در لیتر BA کالوس های سفید رنگی ایجاد می شدند که وقتی قطر آن ها به 5 تا 6 میلی متر می رسید اندام های هوایی تشکیل می دادند. با حذف BA از محیط کشت و انتقال نو ساقه ها به محیط دارای 1 میلی گرم در لیترIBA ریشه ها تولید شدند و گیاهچه های کاملی را به وجود آوردند. در محیط کشت دارای 2 میلی گرم در لیتر BA وغلظت های متفاوتی از2,4-D کالوس های زرد رنگی به وجود آمدند که ویژگی های کالوس های رویان زا را داشته و بررسی های میکروسکوپی در برش های طولی و عرضی آن ها وجود ساختارهای ابتدایی رویانی را در آن ها به اثبات رسانید. در محیط های کشت پایه MS با بیش از 2 میلی گرم در لیترIBA و 1 میلی گرم در لیتر BA کالوس های قهوه ای رنگی پدیدار شدند که رشد بسیار کمی داشته و در نهایت از بین رفتند.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی سندروم قبل از قاعدگی(PMS)در دانشجویان دانشگاه تربیت معلم</title>
						<link>http://system.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1179&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سندروم قبل از قاعدگی1(PMS) مجموعه ای از اختلالات جسمی، روانی و رفتاری است که بسیاری از زنان جوان و میان  سال در فاز لوتئال سیکل ماهیانه خود به آن دچار می  شوند. در این پژوهش، فراوانی این سندروم روی 326 نفر از دانشجویان ساکن در یکی از خوابگاه های دانشگاه تربیت معلم بررسی شد.320 نفر از دانشجویان(5/82 درصد) حداقل یکی از تغییرات قبل از قاعدگی را داشتند. بیش ترین نشانه به ترتیب دل درد، کمر درد،افسردگی و عصبانیت بودند. در این بررسی آزاردهنده ترین نشانه مورد بررسی قرار رفت که به ترتیب دل درد(1/29درصد) کمردرد(6/21درصد)، افسردگی(30/10درصد) وعصبانیت(70 /9درصد)، اضطراب(9درصد) واختلال در روابط اجتماعی(80/8 درصد) بودند. بین منطقه جغرافیایی و برخی از نشانه ها رابطه معنی داری وجود داشت. ازجمله بیش ترین نشانه افسردگی و جوش صورت در شمال ایران و بیش ترین نشانه کمر درد و دل درد در شرق ایران بود. سندروم پیش از قاعدگی در43 درصد دانشجویان سابقه خانوادگی داشت و51 درصد از دانشجـویان برای کاهش شـدت آن از دارو مصرف می  کردنـد. شکل شدید سندروم قبـل از قاعدگی2(PMDD) نام دارد که فراوانی آن در میان دانشجویان تربیت معلم 9 /16 درصد بود.</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
